eitaa logo
حدیث اشک
15.8هزار دنبال‌کننده
168 عکس
259 ویدیو
21 فایل
کانال رسمی سایت"" حدیث اشک"" http://hadithashk.com اینستاگرام: http://instagram.com/hadith_ashk ارتباط با ادمین @pourrajab70 @asgharpoor53 لطفا درخواست تبلیغات نفرمایید پیام رسان بله https://ble.ir/hadithashk تلگرام: http://t.me/hadithashk
مشاهده در ایتا
دانلود
این جنگ .. نبردِ ملتی آزاده ست یک فرصتِ بی نظیرِ فوق العاده ست شمشیرِ "علی نشان" شیعه بهرِ ... گردن زدنِ یهودیان آماده ست @hadithashk
السلام علیک ماه حسین(ع) باز هم بوی سیب می آید بین سردرگمی این دنیا شور و حالی عجیب می آید السلام علیک یا ارباب من مهیای ماتمت بودم گفته بودم بزار تا برسم دیدی آخر محرمت بودم؟ السلام علیک یا هیئت آمدم باز هم برای ادب دیگر این دفعه زنده ام نگذار سر من نذر روضه ی زینب(س) السلام علیک یا بیرق موج پرچم مرا تو احیا کن این شب اولی بگویم که اربعین مرا تو امضا کن السلام علیک یا روضه به شب سومش مرا برسان منتظر مانده بوده ام یکسال روضه ی دخترش مرا برسان السلام علیک آب فرات حق طفل رباب(س) را خوردند خواست آبی طلب کند اما آبروی حسین(ع) را بردند السلام علیک یا زهرا(س) روضه ها را خودت بگو بانو چه به روز حسین(ع) آوردند؟ لحظه ی ذبح آن گلو بانو السلام علیک یا مظلوم چقدر آمده فشار به تو آخر از پیکرت چه میخواهند؟ زن جراحه را چکار به تو؟ السلام علیک یا عطشان عرق از صورت و جبین میریخت شمر با خنده آب را اینجا جلوی چشم تو زمین میریخت السلام علیک یا عریان پیرٌهن کهنه ی تو غارت شد بدنت روی خاک ها ماند و خواهرت قسمتش اسارت شد السلام علیک یاعباس (ع) نیستی ، حرمله جلو دار است غیرت الله چشم تو روشن که رقیه (س) میان بازار است @hadithashk
آنچه دیدی تاکنون ته مانده یِ انبار ماست خیبر و سِجّیل و فتّاح ابتدای کار ماست آرزوی فتحِ ایران کردی و خوابَت پرید انتقامِ موشکی جورِ شهیدان را کشید حرف تاریخِ جهان،پیروزیِ ایرانی است ردّ پایِ خشم ما در خاکِتان، ویرانی است کشورم سرشار از ایمان و غرور و افتخار مردمانش تا ابد بر قلّه های اقتدار این تمدن آب و خاکش مَامَنِ بیگانه نیست ملّتش با عزّت است و عزّتش افسانه نیست پاسخَت دندان شکن دادیم و حدّت را بدان در حریم غصبی ات با خواری و خفّت بمان قدرتِ ایران و ایرانی بدون منتهاست حال و روز دشمنان ثابتگر این مدعاست زیر تونل های تان بیچارگی را حس کنید چاره ای بر عجزِ تاد و گنبدِ ناقص کنید حالِ اربابت خراب و موضعش معلوم شد حفظِ شانِ آریایی در جهان مرسوم شد (جاهد) @hadithashk
فراق کربلا خسته ام! شد خواب و رؤیایم فراق کربلا شد تقاص معصیت هایم فراق کربلا پای پرچم مینشینم، از نفس افتاده ام لرزه ها انداخت بر پایم فراق کربلا بغض کرده مادرم رو به حرم! شد علتِ- -بیقراری هایِ بابایم فراق کربلا فکر و ذکرم در دو عالم همنشینی با حسین(ع) همّ و غمّ هر دو دنیایم فراق کربلا پا به پای زائران ویزا و دعوتنامه نه... میرسد از دست آقایم فراق کربلا یاد چاییِ عراقی اشک میریزم فقط میچکد هر لحظه در چایم فراق کربلا خاطرات اربعین دارد مرا دق میدهد کرده درگیرِ بلایایم فراق کربلا در قیامت مطمئنم میشوم خسران زده میزند آتش به فردایم فراق کربلا!  مرضیه عاطفی لینک در سایت 🌹HadithAshk.com🌹
خسته از دست بازی دنیا خسته از دست بازی دنیا خسته از هر چه بود و هرچه که هست بچه لات محل گرفت وضو شست از هر چه اهل دنیا دست وارد روضه شد...و زمزمه کرد آه ارباب جان غلط کردم عیش دنیا مرا فریبم داد یک دل تکه پاره آوردم رفت و یک جا میان روضه نشست وسط های و هوی مستمعین میشنید این که مادری دم در گفت جانم خوش آمدی بنشین شب شب خیمه گاه عاشورا شب شب قدری محرم بود شب جون و زهیر و عابس بود شب اصحاب و عهد محکم بود روضه تا رفت خیمه‌ی ارباب گفت یادهر ، از تو هستم سیر گفت من هم بریدم آقاجان سربریده ! بریده را بپذیر من اگر قابلم حبیبم کن من اگر آدمم زهیرم کن آبروی مرا بخر جان ِ ِ... مادرت عاقبت به خیرم کن کاش آن روز پیش تو بودم تا به تو کوفیان قمه نزنند مردم لات دوره ات نکنند نیزه ها را یک عالمه نزنند غیرت بچه لات جوش آمد شعر میکشت هر مخاطب را یک نفر در میان گودال و صد نفر میزدند زینب را گفت الوات مست لایعقل بدنش را چقدر پاشیدند گفت مردم بلند گریه کنید که به حالش بلند خندیدند روضه خوان گفت معجر زینب یاد مظلومی حجاب افتاد گفت دیگر عرق نخواهم خورد یاد آن مجلس شراب افتاد لات این روزگار بود اما این قدر گریه کرد مشتی شد غرق بود و حسین او را خواست نوح‌ آمد ، سوار کشتی شد  وحید عظیم پور لینک در سایت 🌹HadithAshk.com🌹
پناه من در روضه تو پناه دارم اینجا به بهشت راه دارم از سوی همه رانده شدم من ردم نکنی گناه دارم هر روز تو عفو کردی اما هر شب لب عذر خواه دارم ناگفته مرا قبول کردی کی بر تو مجال آه دارم گرچه نشدم انچه تو گفتی یاری چو تو دل بخواه دارم سرمایه ی من دست گدایی است تا مثل تو پادشاه دارم در لحظه ی مرگم که بیایی پایان شب سیاه دارم عکس حرمت به چشم و هر شب در برکه دیده ماه دارم تا ازغم تو جان بدهم چشم بر روضه قتلگاه دارم گریه نکنی که کم سپاهی از اشک دو صد سپاه دارم در زیر سر نیزه و شمشیر مهلت بدهید شاه دارم مهلت بدهید آب نوشد اشکی به درون چاه دارم بر قبله کشم پیکر او را بر دامن خود نگاه دارم موسی علیمرادی لینک در سایت 🌹HadithAshk.com🌹
فقط حسین(ع) بسیار گریه کرد برای تو مادرم حالا میان روضه از او نام می برم خیلی به روضه های شما بود معتقد تاکید داشت هم به منو هم برادرم میگفت اولویت اول فقط حسین نوکر شوید تا که بمانید محترم تنها فقط به نیت نذری غذا گذاشت میگفت نذر روضه بجوشد سماورم از کودکی به عشق تو من را بزرگ کرد طی کرد از اولش که گدای همین درم موضوع قصه های شبش روضه ی تو بود اینگونه از طفولیتم پای منبرم من را سپرد دست عجب خانواده ای رحمت به روح مادرم و شکر نوکرم بهمن ترکمانی لینک در سایت 🌹HadithAshk.com🌹
جانم حسین(ع) چندیست کام از مرقدت سودای خام است هجران زده بوسیدنش عرض سلام است سنگ است سهم مرغ از بامت پریده هر دانه ای جز دانه‌ی بام تو دام است اولاد دختر با پسر فرقی ندارد تا تو امیری، این کنیز است آن غلام است خاکی که خونت ریخت بر آن می‌توان خورد در مذهبی که خاک و خون خوردن حرام است از غصه سهم سینه‌ام آه دمادم سهم دو چشمم در غمت اشک مدام است بر تو چه رفته که دلیل گریه حتی، گاهی صدای آب یا بوی طعام است یا ذوق‌‌مرگِ وصل، یا دق‌مرگِ هجران ما مرگمان حتمی‌ست، میل تو کدام است؟ مرضیه نعیم امینی لینک در سایت 🌹HadithAshk.com🌹
خانه ی توست دلم مرگ یکبار نصیبم شود و آن یکبار همه ام را تو بسوزان و به بادم بسپار به امیدی که شوم تربت تو میمیرم یا که کاشی بشوم در حرمت بر دیوار خانه ی توست دلم خانه ی تو آباد است عجبی نیست که بر دل ننشیند زنگار من اگر از غم تو جان ندهم پس چه کنم آن‌ که قربانی تو نیست می آید به چکار؟ پیش تو آنچه مهم هست فقط نرم دلی ست از غلامان خودت کی تو بپرسی ز تبار روزی هر قدحی نیست شراب خم تو هر چه نوشم نرود از سر من حال خمار هیچ جا مثل تو ارباب ندیدیم حسین کیست آنکس که کند از در این خانه فرار گریه ام را تو درآور، تو ز من جان بستان ورنه از من بکشد تلخی ایام دمار مس آن دل که به دست تو طلا میگردد تا خدایی خدا هست نیفتد ز عیار نام تو تا به ابد از دل و جانم نرود نام من را تو هم ای عشق به یادت بسپار محرمی نیست که تا خیمه برد زینب را خواهرت را تو ببین در وسط گرد و غبار بهمن ترکمانی لینک در سایت 🌹HadithAshk.com🌹
دارا شدآنکسی که رسید و ندار شد آقا شدآنکسی که گرفتار یار شد بین اسامی همه ی اهل بیتِ ما نامت حسین تا به ابد گریه دار شد لاتِ محل به برکت ماه محرمت در روضه توبه کرد و خودش تکیه دارشد تنها بلادِ شیعه نه بلکه به هرکجا این پرچم شماست که با اقتدار شد آنکس که دستِ رد به تو و پرچمِ تو زد دنیانداشت عاقبتش هم که خوار شد یادم نمی رود که در آغوش مادرم نامت شنیدم و دل من هم شکار شد مرثیه هرزمان که به گودال میرسد باید زنانه ضجّه زد ‌و بی قرار شد مقتل نوشته ظهر عطش بار کربلا صحرا به پیش چشم پراز گریه تار شد حسین شهرابی لینک در سایت 🌹HadithAshk.com🌹
دلتنگ روضه های محرم چشمهای من شد از حال پر از تشویش، تر از تو دلگیرم ولی گویا تو از من بیشتر مُرّ قانون تو تازه سر به راهم کرده بود عافیت کرده مرا هم مصلحت اندیش تر مدتی تنگ هوای روضه های هیئتم گرچه دلریشم، از این حس خودم دلریش تر قلب من مات تو شد، چشمم به عکس گنبدت ظاهراً هستند چشم و دل به هم، هم کیش تر خواب دیدم در حرم دارم صفایی میکنم خواب بود، اما دلم افتاد از من پیشتر کفشهایم را به کشوانیه دادم سوختم گونه ام شد از همان بحبوحه ی تفتیش، تر روضه میخواندم سرازیری باب القبله ات روضه می خواندم که زهرا را کنم راضیش تر مادرت گودال آمد، خورد با زانو زمین دید رگهای تو افتاده به دست نیشتر  مظاهر کثیری نژاد لینک در سایت 🌹HadithAshk.com🌹
السلام ای ضریح شش گوشه السلام ای ضریح شش گوشه تشنه هستم برای دیدارت اشک چشمم ببین شده جاری دل من تا ابد گرفتارت بنده چون نوح اگر که عمر کند گر نبیند تو را شود ناکام کربلا دیده می کند تایید هر که بیند تو را شود آرام ومن الماء کل شی ء حی گریه ها کرده ام ز دوریتان ای بهشت خدا به روی زمین از فراقت رسیده بر لب جان پرچمت در میان هر دو جهان هست بالاترین بیرق ها موج پرچم به روی گنبد تو زیر و رو کرد حال و روزم را چشم من مثل ابر پاییزی در فراق تو گشته بارانی جعل الله فیکمُ الرحمه بی سبب نیست برتر از جانی سهم من از تو شد فراق، فراق سهم برخی ز تو وصال، وصال من بیچاره زائرت هستم هر شب جمعه در خیال ، خیال آرزویم شده است سجده ی شکر روی خاک زمین کربُ وبلا عمر من قد دهد خدا، آیا؟ که ببینم زمین آن جا را طی شده چند سالی از عمرم دور از صحن کربلای حسین کاش گویم که اول این قرن رفته ام بارها سرای حسین تشنه بودی و گشته ام تشنه از برای زیارت حرمت بطلب این گدای بی کس را تا که افتد به ساحت کرمت ناله ی مادرت شب جمعه زیر و رو می کند دل همه را با قدی خم صدا زند پسرم پیر کرده غم تو فاطمه را در کنار فرات مهریه ام تشنه... سر از تنت جدا کردند دست و پا می زدی و من دیدم با تن زخمی ات چِها کردند مجتبی قاسمی لینک در سایت 🌹HadithAshk.com🌹