eitaa logo
حدیث اشک
15.8هزار دنبال‌کننده
168 عکس
259 ویدیو
21 فایل
کانال رسمی سایت"" حدیث اشک"" http://hadithashk.com اینستاگرام: http://instagram.com/hadith_ashk ارتباط با ادمین @pourrajab70 @asgharpoor53 لطفا درخواست تبلیغات نفرمایید پیام رسان بله https://ble.ir/hadithashk تلگرام: http://t.me/hadithashk
مشاهده در ایتا
دانلود
خانه ی توست دلم مرگ یکبار نصیبم شود و آن یکبار همه ام را تو بسوزان و به بادم بسپار به امیدی که شوم تربت تو میمیرم یا که کاشی بشوم در حرمت بر دیوار خانه ی توست دلم خانه ی تو آباد است عجبی نیست که بر دل ننشیند زنگار من اگر از غم تو جان ندهم پس چه کنم آن‌ که قربانی تو نیست می آید به چکار؟ پیش تو آنچه مهم هست فقط نرم دلی ست از غلامان خودت کی تو بپرسی ز تبار روزی هر قدحی نیست شراب خم تو هر چه نوشم نرود از سر من حال خمار هیچ جا مثل تو ارباب ندیدیم حسین کیست آنکس که کند از در این خانه فرار گریه ام را تو درآور، تو ز من جان بستان ورنه از من بکشد تلخی ایام دمار مس آن دل که به دست تو طلا میگردد تا خدایی خدا هست نیفتد ز عیار نام تو تا به ابد از دل و جانم نرود نام من را تو هم ای عشق به یادت بسپار محرمی نیست که تا خیمه برد زینب را خواهرت را تو ببین در وسط گرد و غبار بهمن ترکمانی لینک در سایت 🌹HadithAshk.com🌹
دارا شدآنکسی که رسید و ندار شد آقا شدآنکسی که گرفتار یار شد بین اسامی همه ی اهل بیتِ ما نامت حسین تا به ابد گریه دار شد لاتِ محل به برکت ماه محرمت در روضه توبه کرد و خودش تکیه دارشد تنها بلادِ شیعه نه بلکه به هرکجا این پرچم شماست که با اقتدار شد آنکس که دستِ رد به تو و پرچمِ تو زد دنیانداشت عاقبتش هم که خوار شد یادم نمی رود که در آغوش مادرم نامت شنیدم و دل من هم شکار شد مرثیه هرزمان که به گودال میرسد باید زنانه ضجّه زد ‌و بی قرار شد مقتل نوشته ظهر عطش بار کربلا صحرا به پیش چشم پراز گریه تار شد حسین شهرابی لینک در سایت 🌹HadithAshk.com🌹
دلتنگ روضه های محرم چشمهای من شد از حال پر از تشویش، تر از تو دلگیرم ولی گویا تو از من بیشتر مُرّ قانون تو تازه سر به راهم کرده بود عافیت کرده مرا هم مصلحت اندیش تر مدتی تنگ هوای روضه های هیئتم گرچه دلریشم، از این حس خودم دلریش تر قلب من مات تو شد، چشمم به عکس گنبدت ظاهراً هستند چشم و دل به هم، هم کیش تر خواب دیدم در حرم دارم صفایی میکنم خواب بود، اما دلم افتاد از من پیشتر کفشهایم را به کشوانیه دادم سوختم گونه ام شد از همان بحبوحه ی تفتیش، تر روضه میخواندم سرازیری باب القبله ات روضه می خواندم که زهرا را کنم راضیش تر مادرت گودال آمد، خورد با زانو زمین دید رگهای تو افتاده به دست نیشتر  مظاهر کثیری نژاد لینک در سایت 🌹HadithAshk.com🌹
السلام ای ضریح شش گوشه السلام ای ضریح شش گوشه تشنه هستم برای دیدارت اشک چشمم ببین شده جاری دل من تا ابد گرفتارت بنده چون نوح اگر که عمر کند گر نبیند تو را شود ناکام کربلا دیده می کند تایید هر که بیند تو را شود آرام ومن الماء کل شی ء حی گریه ها کرده ام ز دوریتان ای بهشت خدا به روی زمین از فراقت رسیده بر لب جان پرچمت در میان هر دو جهان هست بالاترین بیرق ها موج پرچم به روی گنبد تو زیر و رو کرد حال و روزم را چشم من مثل ابر پاییزی در فراق تو گشته بارانی جعل الله فیکمُ الرحمه بی سبب نیست برتر از جانی سهم من از تو شد فراق، فراق سهم برخی ز تو وصال، وصال من بیچاره زائرت هستم هر شب جمعه در خیال ، خیال آرزویم شده است سجده ی شکر روی خاک زمین کربُ وبلا عمر من قد دهد خدا، آیا؟ که ببینم زمین آن جا را طی شده چند سالی از عمرم دور از صحن کربلای حسین کاش گویم که اول این قرن رفته ام بارها سرای حسین تشنه بودی و گشته ام تشنه از برای زیارت حرمت بطلب این گدای بی کس را تا که افتد به ساحت کرمت ناله ی مادرت شب جمعه زیر و رو می کند دل همه را با قدی خم صدا زند پسرم پیر کرده غم تو فاطمه را در کنار فرات مهریه ام تشنه... سر از تنت جدا کردند دست و پا می زدی و من دیدم با تن زخمی ات چِها کردند مجتبی قاسمی لینک در سایت 🌹HadithAshk.com🌹
سودِ ماتمش را دیده ام در زیان عُمر ، سودِ ماتمش را دیده ام پس خدا را شُکر می گویم غمش را دیده ام از نخستین نسلِ خِلقَت ، گریه بر او باب شد داستان جبرئیل و آدمش را دیده ام اشک ، دردِ لاعلاجم را به سرعت خوب کرد بین هر ذکر مصیبت مرهمش را دیده ام بی نیازان مِنَّتِ حملِ کُتَل را می کِشند زیر بار این علم ها حاتمش را دیده ام بیرقِ ارباب من بالاتر از این حرف هاست سر در هفت‌آسمان‌ هم پرچمش را دیده ام فیضِ حج را بُرده هرکس لب به چای روضه زد در دل هر استکانی ، زمزمش را دیده ام یا حسینِ من جواب یا حسینِ مجتبی‌ست وقتِ اوج هروله ،صاحبدمش را دیده ام طبخِ نذر روضه را زهرا نظارت می کند در کنار دیگ‌ها ، قدِّ خمش را دیده ام شالِ مشکیِ عزایش دستگیری می کند معجزات تار و پود محکمش را دیده ام بین آن گودال ، عالم را بهم می زد حسین دردِدل‌ها با خدای عالمش را دیده ام عصر شد..، هنگام تاریکی رسیده ساربان با چه حرصی داد می زد: خاتمش را دیده ام! بوریا جا خورد وقتی پیکرش را جمع کرد گفت: حیفِ این بدن که درهمش را دیده ام بردیا محمدی لینک در سایت 🌹HadithAshk.com🌹
پهن کردم گوشه ی میخانه ای سجاده ام در همان گوشه ؛ الی یوم الابد افتاده ام گوشه گیری سلک مستان در میخانه بود بسکه می خوردم خودم امروز عین باده ام زیرکی کردم جواب شیخ دادم تا به تا او یقینش شد که من دیوانه ام یا ساده ام شکر این نعمت بجا آوردنش سخت است سخت بر خمارآلودگان میکده دلداده ام سر چه قابل تا فدای خاک پای او کنم من برای جان سپردن روز و شب آماده ام کیست لیلای تمام عالم و آدم ، حسین من کی ام،در کوی او مجنون مجنون زاده ام هر چه بودم هر چه هستم جای شکرش باقی است بسته در کوی حسین ابن علی قلاده ام... محسن صرامی لینک در سایت 🌹HadithAshk.com🌹
نمک گیر حسینیم اینجا گدا شد پادشاه و دولتی کرد خوشبخت هرکه خدمتِ بی مِنتّی کرد اینجا تباکی های ما را هم خریدند پس خوش به حال هرکسی خوش خدمتی کرد مدیون لطف مادرم هستم همیشه کام مرا از روز اول تربتی کرد شکر خدا سینه زن و گریه کن هستیم چشمان ما را اشکِ بر تو قیمتی کرد شکر خدا تنها نمک گیر حسینیم پاگیرمان طعم غذای حضرتی کرد شکر خدا از کودکی با یا حسین جان زهرا خودش ما را گرفت و هِیئَتی کرد ما پای روضه با کسی شوخی نداریم ما را نگاهِ چپ به پرچم غیرتی کرد گفتند یا شب گریه کن یا روز، زهرا لعنت بر آن همسایه که بی حرمتی کرد آن شب که من از قافله جا مانده بودم بابا نبودی دخترت چه وحشتی کرد انگشتر و خلخال و معجر، گوشواره هر کس برای غارت ما نیَّتی کرد از کربلا، بازارِ کوفه، کنج ویران خنده به حال و روزِ من ، جمعیتی کرد دیگر چگونه می شود یک شب پدر جان از دستِ زجر و شمر، خوابِ راحتی کرد... مهدی شریف زاده لینک در سایت 🌹HadithAshk.com🌹
حسین جانم هر کسی از تو دور افتاده بیشتر از همه ضرر داده منصب توست دلبری و منم بوده ام از قدیم دلداده مادرم افتخارش این شده است که برای تو نوکری زاده هر کسی حب فاطمه دارد می‌شود مثل حرت آزاده بی تکلف همیشه گفتم که دوستت دارم، این قدَر ساده تا که یک السلام از تو رسد می‌نشینم کنار این جاده گردنم پیش تو همیشه کج است زیر تیغ شماست آماده هر چه از تو رسد مرا خیر است تو حسابت جدای از غیر است  بهمن ترکمانی لینک در سایت 🌹HadithAshk.com🌹
حسین جان دست مرا به دست گرفتی همیشه زود در جانِ من هوایِ تو دارد اگر وجود جز تو کسی به حال دل من محل نداد جز تو کسی طریق رفاقت بلد نبود هرگز به زَرق و برق جهان اعتنا نکرد آنکس که زیر پرچم تو چشم دل گشود در کشتی نجات تو صبحِ علی الطلوع از من سلام و از تو به من میرسد درود روز جزا مرا بخر و قیمتم بده طردم نکن به کوری چشم بدِ حسود نگذار با یزید(لع) و سنان(لع) همنشین شوم این است حاجتم همۂ عمر در سجود دورم کن از جهنم و برگ امان بده با یک نگاهِ ویژه همان لحظۂ ورود در پیش چشم فاطمه(س) در حشر یاحسین(ع) دست مرا بگیر و بگو اهل روضه بود * در پیش چشم فاطمه(س) بر سینه ات نشست آن سینه ای که بود پُر از زخم و شد کبود سرنیزه ها برای سرت ضجه میزنند خنجر چقدر آمده بر حنجرت فرود!  مرضیه عاطفی لینک در سایت 🌹HadithAshk.com🌹
فکری به حال من کن بی‌تاب و بی‌قرارم فکری به حال من کن آشفته‌روزگارم فکری به حال من کن عمری‌ست هر محرّم بار گناه خود را دست تو می‌سپارم فکری به حال من کن در گیر و دار غفلت نفسم مرا زمین زد بالا گرفته کارم فکری به حال من کن در کشتی نجاتت جایی برای من هست؟ خیلی امیدوارم فکری به حال من کن با اذن مادر خود یک‌بار بعد روضه بنشین کمی کنارم فکری به حال من کن نعم الامیر عالم ردّم نکن به قرآن جز تو کسی ندارم فکری به حال من کن دست مرا بگیر و در اولین شب قبر آن‌جا که در فشارم فکری به حال من کن بشنو صدای آهم را یا قدیم الاحسان بالا سر مزارم فکری به حال من کن  حسین انصاریان لینک در سایت 🌹HadithAshk.com🌹
دردیست درد عشق دردیست درد عشق که درمان پذیر نیست بیچاره آنکسی که به دامش اسیر نیست ما را هرآنکه با تو نمود آشنا دگر در دوستی و معرفت او را نظیر نیست هر کس جوانی خود را پای تو گذاشت مویش سفید هم بشود باز پیر نیست بی چیز آنکسی است که عاشق نشد تو را ورنه غلام کوی کریمان فقیر نیست آن دل که نیست حب تو در آن محقر است اما دلی که شد حرم تو حقیر نیست جز بوریا نبود برایت کفن ولی یک تن نگفت لایق این تن حصیر نیست  بهمن ترکمانی لینک در سایت 🌹HadithAshk.com🌹
حسین جان امشب صدات میزنم از دل حسین جان آقا تویی و ما همه سائل حسین جان ای کشتی نجات مرا با خودت ببر کشتی ما که مانده به ساحل حسین جان اصلا خدا نخواسته دین را بدون تو دین شد به کربلای تو کامل حسین جان شیر حلال مادر ما ، برکت پدر این بود حال اگر شده حاصل حسین جان خاکم به سر که منبر جدت به ما رسید گودال شد برای تو منزل حسین جان با این تن مقطع حق داشت خواهرت سر زد اگر به چوبه محمل حسین جان امیرفرخنده لینک در سایت 🌹HadithAshk.com🌹