حسین جان
دست مرا به دست گرفتی همیشه زود
در جانِ من هوایِ تو دارد اگر وجود
جز تو کسی به حال دل من محل نداد
جز تو کسی طریق رفاقت بلد نبود
هرگز به زَرق و برق جهان اعتنا نکرد
آنکس که زیر پرچم تو چشم دل گشود
در کشتی نجات تو صبحِ علی الطلوع
از من سلام و از تو به من میرسد درود
روز جزا مرا بخر و قیمتم بده
طردم نکن به کوری چشم بدِ حسود
نگذار با یزید(لع) و سنان(لع) همنشین شوم
این است حاجتم همۂ عمر در سجود
دورم کن از جهنم و برگ امان بده
با یک نگاهِ ویژه همان لحظۂ ورود
در پیش چشم فاطمه(س) در حشر یاحسین(ع)
دست مرا بگیر و بگو اهل روضه بود
*
در پیش چشم فاطمه(س) بر سینه ات نشست
آن سینه ای که بود پُر از زخم و شد کبود
سرنیزه ها برای سرت ضجه میزنند
خنجر چقدر آمده بر حنجرت فرود!
مرضیه عاطفی
#شعر_اهل_بیت #شعر_جدید #شعر_روضه #شعر_سیاهپوشان #شعر_طلیعه_ماه_محرم
لینک در سایت 🌹HadithAshk.com🌹
فکری به حال من کن
بیتاب و بیقرارم فکری به حال من کن
آشفتهروزگارم فکری به حال من کن
عمریست هر محرّم بار گناه خود را
دست تو میسپارم فکری به حال من کن
در گیر و دار غفلت نفسم مرا زمین زد
بالا گرفته کارم فکری به حال من کن
در کشتی نجاتت جایی برای من هست؟
خیلی امیدوارم فکری به حال من کن
با اذن مادر خود یکبار بعد روضه
بنشین کمی کنارم فکری به حال من کن
نعم الامیر عالم ردّم نکن به قرآن
جز تو کسی ندارم فکری به حال من کن
دست مرا بگیر و در اولین شب قبر
آنجا که در فشارم فکری به حال من کن
بشنو صدای آهم را یا قدیم الاحسان
بالا سر مزارم فکری به حال من کن
حسین انصاریان
#حسین_انصاریان #شعر_اهل_بیت #شعر_جدید #شعر_روضه #شعر_سیاهپوشان
لینک در سایت 🌹HadithAshk.com🌹
دردیست درد عشق
دردیست درد عشق که درمان پذیر نیست
بیچاره آنکسی که به دامش اسیر نیست
ما را هرآنکه با تو نمود آشنا دگر
در دوستی و معرفت او را نظیر نیست
هر کس جوانی خود را پای تو گذاشت
مویش سفید هم بشود باز پیر نیست
بی چیز آنکسی است که عاشق نشد تو را
ورنه غلام کوی کریمان فقیر نیست
آن دل که نیست حب تو در آن محقر است
اما دلی که شد حرم تو حقیر نیست
جز بوریا نبود برایت کفن ولی
یک تن نگفت لایق این تن حصیر نیست
بهمن ترکمانی
#بهمن_ترکمانی #شعر_اهل_بیت #شعر_جدید #شعر_روضه #شعر_سیاهپوشان
لینک در سایت 🌹HadithAshk.com🌹
حسین جان
امشب صدات میزنم از دل حسین جان
آقا تویی و ما همه سائل حسین جان
ای کشتی نجات مرا با خودت ببر
کشتی ما که مانده به ساحل حسین جان
اصلا خدا نخواسته دین را بدون تو
دین شد به کربلای تو کامل حسین جان
شیر حلال مادر ما ، برکت پدر
این بود حال اگر شده حاصل حسین جان
خاکم به سر که منبر جدت به ما رسید
گودال شد برای تو منزل حسین جان
با این تن مقطع حق داشت خواهرت
سر زد اگر به چوبه محمل حسین جان
امیرفرخنده
#امیرفرخنده #شعر_اهل_بیت #شعر_جدید #شعر_روضه #شعر_سیاهپوشان
لینک در سایت 🌹HadithAshk.com🌹
حسین جان
ای حرمت فوقِ حرم ها حسین
ای کرمت اوجِ کرم ها حسین
خم شده هرسال به صد احترام
رو به تو پَر های علم ها حسین
ای تو مضامین پُر از شور عشق
از تو نوشتند قلم ها حسین
لایق فردوس شود هر کسی..
سوی تو برداشت قدم ها حسین
وقف جهانی شده خونَت، عوض
وقف تو شد نوحه و دم ها حسین
از غم تو داغ جهان تازه شد،
داغ تو سرلوحه غم ها حسین
خیر ندیدی زِ عرب ها ولی
عبد تو هستند عجم ها حسین
آه..از آن وقت که در قتلگاه
بر تو شد از شمر ستم ها حسین
مجتبی دسترنج ملتمس
#مجتبی_دسترنج_ملتمس
لینک در سایت 🌹HadithAshk.com🌹
نوای نام تو
هر شب نوای نام تو نقل محافل است
با دست خالی ام ، پُر از این خانه می روم
چون دال اگر چه آمده ام ، سرو می شوم
با حالت تفاخر از این خانه می روم
چیزی که نیست شرطِ کریمان ، گذشته است
گیرم که بدترین ، حر از این خانه می روم
دنبال ردِّ آب حیاتم به اشک خویش
آلوده ام اگر کُر از این خانه می روم
این کارگاه ، جنسِ مرا ناب می کند
سنگ است اگر چه دل ، دُر از این خانه می روم
حامد آقایی
#حامد_آقایی #شعر_اهل_بیت #شعر_جدید #شعر_روضه #شعر_سیاهپوشان
لینک در سایت 🌹HadithAshk.com🌹
زلف تو
زلف تو در چنگ پیچ و تاب نیافتد
موی سفید تو در خضاب نیافتد
راه نبندند بر تو مردم کوفه
پرده نشینت در اضطراب نیافتد
سر به بیابان کربلا نگذاری
جسم تو بی سر در آفتاب نیافتد
دوره نگیرند کوفیان پسرت را
اکبرت از اسب با شتاب نیافتد
نشکند از بی برادری کمر تو
دست اباالفضل بر تراب نیافتد
داغ عطش بر دلت دمی ننشیند
حنجر طفلت به التهاب نیافتد
تشنگی از نای اصغرت نبرد نا
از عطش آن چشمها به خواب نیافتد
دختر شیرین زبانت آب بنوشد
تا به لبش هول آب آب نیافتد
راهی گودال اگر شدی نظری کن
تا که سکینه به آب و تاب نیافتد
سنگ نگیرد نشانهات روی مرکب
پای نگین تو از رکاب نیافتد
گردن باریک تر ز موی تو ای گل
مثل در شیشهی گلاب نیافتد
کار به عمامه و عبات ندارم
پیرهنت دست شیخ و شاب نیافتد
زینبت از خیمه قتلگاه نیاید
چشم حرامی بر آن جناب نیافتد
کاش در آن های و هو به جای النگو
دست زنان حرم طناب نیافتد
فاصلهی ناقه تا تراب زیاد است
دخترت از ناقه بر تراب نیافتد
معجر و چادر که هیچ در دل بازار
سایهی زنها هم از نقاب نیافتد
راهت بر مجلس شراب نیافتد
چشمت در تشت بر رباب نیافتد
یابن الزهرا سفر به خیر ، الهی
زلف تو در چنگ پیچ و تاب نیافتد
وحید عظیم پور
#شعر_اهل_بیت #شعر_جدید #شعر_روضه #شعر_سیاهپوشان #شعر_طلیعه_ماه_محرم
لینک در سایت 🌹HadithAshk.com🌹
غرق غفلت، غرق امواج گناهان آمدم
با امید شستشو در بحر غفران آمدم
تا که شاید با غم عشق تو سودایی کنم
گرچه آهی در بساطم نیست، نالان آمدم
بعد یکسال آزگار این سو و آن سو رو زدن
با سری پائین و با شرمی فراوان آمدم
خسته از دنیایم ای ارباب! تحویلم بگیر
چکمههایم روی دوش است و پشیمان آمدم
مثل طفل خانه گم کرده میان کوچهها
تا به پرچم خورد چشمانم، هراسان آمدم
ای پناه روزهای سخت و سرد زندگی!
باز کن آغوش گرمت را که لرزان آمدم
دست خالی مرا بین محبانت بگیر
رو سیاهی در میان رو سپیدان آمدم
با نیابت از شهیدی هر شب اینجا میرسم
من به امید دعاهای شهیدان آمدم
تا صدای مادرت پیچید بین آسمان:
«یا بُنَیَّ یا بُنَیَّ» من پریشان آمدم
مصطفی هاشمی نسب
#شعر_اهل_بیت #شعر_جدید #شعر_روضه #شعر_سیاهپوشان #شعر_طلیعه_ماه_محرم
لینک در سایت 🌹HadithAshk.com🌹
یاحسین(ع)
بخر مقابل چشمانِ خوبها بد را
بزن به نام خودت این بدِ زبانزد را
میان ماندن و رفتن از انتخاب نگو
بگیر راه سقوطِ منِ مردّد را
همیشه سنگِ دلم راهِ اشک را بسته
تلنگری بزن ای روضه! بشکن این سد را
ببخش، حاجتِ من کمتر است از کَرمت
خودت بخواه برایم هر آنچه باید را
به جمعِ گریهکنان؛ بین ابرها بردی
همان کسی که خودش را به گریه میزد را
شهادتِ نفسم یاحسین و یاحسن است
نگیر از لب خشکم فراتِ اَشهد را
مسافر حرمم؛ روی بالِ سجاده
سلامِ صبح به مبدأ رسانده مقصد را
کلاغ را چه به پرواز با کبوترها!
کسی سیاه ندیدهست رنگِ گنبد را
بحقّ پای سپاهِ پیادهی حرمت
نگیر از دستم اربعینِ مشهد را
رضا قاسمی
#رضا_قاسمی #شعر_اهل_بیت #شعر_جدید #شعر_روضه #شعر_سیاهپوشان
لینک در سایت 🌹HadithAshk.com🌹
آقای من
می نویسم از ابتدا گریه
ابتدا گریه انتها گریه
شأن ما را نمی برد بالا
غیر ازین آشنای ما,گریه
آبروی مرا خرید این اشک
پس نگو اینقدر چرا گریه
از من لاابالی بدبخت
ای نگیرد خدا تو را,گریه
در جوانی اسیرمان کردی
آفرین بر تو,مرحبا گریه
دربدر من پی تو میگردم
شده ای مثل کیمیا گریه
رو سیاهم نکن شب اول
جان زهرا فقط بیا,گریه
گریه شمع است من چو پروانه
آخرش می کُشد مرا گریه
سنگ ما را طلا نکن زهرا
بده جای طلا به ما گریه…
رسول عسگری
#رسول_عسگری #شعر_اهل_بیت #شعر_جدید #شعر_روضه #شعر_سیاهپوشان
لینک در سایت 🌹HadithAshk.com🌹
آقای من
نمیگیرد کسی جای تو را در قلب نوکر ها
توئی آن باوری که از تو مشتق اند باورها
تو را داریم از نان حلال و طیب بابا
تو را داریم از معجون شیر و اشک مادرها
کسی که زنده دل باشد توسل میکند بر تو
ز آدم تا به خاتم بوده ای ذکر پیمبرها
فقط با نیت نذری غذا پختیم در خانه
به عشق تو فقط قل میخورد آب سماورها
خدا رحمت کند معمارهایی را که کوبیدند
اسامی خدا و پنج تن را بر سرِ درها
شبیه کودکان بالا و پایین رفته از منبر
هر آنکس که ز تو چیزی نمیگوید به منبرها
ز راه گوش مستم مست نام حضرت ارباب
نمی آید به کارم پس شکسته باد ساغرها
هزاران شاه بعد از تو حکومت کرده اند اما
نمیگیرد کسی جای تو را در قلب نوکر ها
بهمن ترکمانی
#بهمن_ترکمانی #شعر_اهل_بیت #شعر_جدید #شعر_روضه #شعر_سیاهپوشان
لینک در سایت 🌹HadithAshk.com🌹
حسین من
هر کسی داعیه ی دوستی ات را دارد
گر به پای غم تو جان بدهد جا دارد
کیست آنکه بشود مدعی عاشقی ات
تا که این عنوان را زینب کبری دارد
دل هر زنده دلی سوی کسی پر بکشد
دل ما هم هوس کرب و بلا را دارد
همگان از کوی تو قرب خدا میجویند
کشتی توست که انقدر تقاضا دارد
دم عیسی هم اگر گرم شده از دم توست
هر دم سینه زنت صد دم عیسی دارد
روز محشر نروم جنت و گویم که بهشت
دیدن روی حسین است، تماشا دارد
هر که دم خور بشود با تو تعالی یابد
نور تو خاصیت بردنِ بالا دارد
کارها دست کسی نیست به جز مادر تو
هر که نوکر شود از فاطمه امضا دارد
تا زمانی که همه زخم تنت خوب شود
نوکرت از تو فقط اشک تمنا دارد
بوسه گاه نبی و فاطمه و زینب بود
شمر فهمید گلوی تو معما دارد
بهمن ترکمانی
#بهمن_ترکمانی #شعر_اهل_بیت #شعر_جدید #شعر_روضه #شعر_سیاهپوشان
لینک در سایت 🌹HadithAshk.com🌹