eitaa logo
حدیث اشک
15.8هزار دنبال‌کننده
168 عکس
259 ویدیو
21 فایل
کانال رسمی سایت"" حدیث اشک"" http://hadithashk.com اینستاگرام: http://instagram.com/hadith_ashk ارتباط با ادمین @pourrajab70 @asgharpoor53 لطفا درخواست تبلیغات نفرمایید پیام رسان بله https://ble.ir/hadithashk تلگرام: http://t.me/hadithashk
مشاهده در ایتا
دانلود
حسین جان ای حرمت فوقِ حرم ها حسین ای کرمت اوجِ کرم ها حسین خم شده هرسال به صد احترام رو به تو پَر های علم ها حسین ای تو مضامین پُر از شور عشق از تو نوشتند قلم ها حسین لایق فردوس شود هر کسی.. سوی تو برداشت قدم ها حسین وقف جهانی شده خونَت، عوض وقف تو شد نوحه و دم ها حسین از غم تو داغ جهان تازه شد، داغ تو سرلوحه غم ها حسین خیر ندیدی زِ عرب ها ولی عبد تو هستند عجم ها حسین آه..از آن وقت که در قتلگاه بر تو شد از شمر ستم ها حسین  مجتبی دسترنج ملتمس لینک در سایت 🌹HadithAshk.com🌹
نوای نام تو هر شب نوای نام تو نقل محافل است با دست خالی ام ، پُر از این خانه می روم چون دال اگر چه آمده ام ، سرو می شوم با حالت تفاخر از این خانه می روم چیزی که نیست شرطِ کریمان ، گذشته است گیرم که بدترین ، حر از این خانه می روم دنبال ردِّ آب حیاتم به اشک خویش آلوده ام اگر کُر از این خانه می روم این کارگاه ، جنسِ مرا ناب می کند سنگ است اگر چه دل ، دُر از این خانه می روم  حامد آقایی لینک در سایت 🌹HadithAshk.com🌹
زلف تو زلف تو در چنگ پیچ و تاب نیافتد موی سفید تو در خضاب نیافتد راه نبندند بر تو مردم کوفه پرده نشینت در اضطراب نیافتد سر به بیابان کربلا نگذاری جسم تو بی سر در آفتاب نیافتد دوره نگیرند کوفیان پسرت را اکبرت از اسب با شتاب نیافتد نشکند از بی برادری کمر تو دست اباالفضل بر تراب نیافتد داغ عطش بر دلت دمی ننشیند حنجر طفلت به التهاب نیافتد تشنگی از نای اصغرت نبرد نا از عطش آن چشمها به خواب نیافتد دختر شیرین زبانت آب بنوشد تا به لبش هول آب آب نیافتد راهی گودال اگر شدی نظری کن تا که سکینه به آب و تاب نیافتد سنگ نگیرد نشانه‌ات روی مرکب پای نگین تو از رکاب نیافتد گردن باریک تر ز موی تو ای گل مثل در شیشه‌ی گلاب نیافتد کار به عمامه و عبات ندارم پیرهنت دست شیخ و شاب نیافتد زینبت از خیمه قتلگاه نیاید چشم حرامی بر آن جناب نیافتد کاش در آن های و هو به جای النگو دست زنان حرم طناب نیافتد فاصله‌ی ناقه تا تراب زیاد است دخترت از ناقه بر تراب نیافتد معجر و چادر که هیچ در دل بازار سایه‌ی زنها هم از نقاب نیافتد راهت بر مجلس شراب نیافتد چشمت در تشت بر رباب نیافتد یابن الزهرا سفر به خیر ، الهی زلف تو در چنگ پیچ و تاب نیافتد  وحید عظیم پور لینک در سایت 🌹HadithAshk.com🌹
غرق غفلت، غرق امواج گناهان آمدم با امید شستشو در بحر غفران آمدم تا که شاید با غم عشق تو سودایی کنم گرچه آهی در بساطم نیست، نالان آمدم بعد یکسال آزگار این سو و آن سو رو زدن با سری پائین و با شرمی فراوان آمدم خسته از دنیایم ای ارباب! تحویلم بگیر چکمه‌هایم روی دوش است و پشیمان آمدم مثل طفل خانه گم کرده میان کوچه‌ها تا به پرچم خورد چشمانم، هراسان آمدم ای پناه روزهای سخت و سرد زندگی! باز کن آغوش گرمت را که لرزان آمدم دست خالی مرا بین محبانت بگیر رو سیاهی در میان رو سپیدان آمدم با نیابت از شهیدی هر شب اینجا می‌رسم من به امید دعاهای شهیدان آمدم تا صدای مادرت پیچید بین آسمان: «یا بُنَیَّ یا بُنَیَّ» من پریشان آمدم  مصطفی هاشمی نسب لینک در سایت 🌹HadithAshk.com🌹
یاحسین(ع) بخر مقابل چشمانِ خوب‌ها بد را بزن به نام خودت این بدِ زبانزد را میان ماندن و رفتن از انتخاب نگو بگیر راه سقوطِ منِ مردّد را همیشه سنگِ دلم راهِ اشک را بسته تلنگری بزن ای روضه! بشکن این سد را ببخش، حاجتِ من کمتر است از کَرمت خودت بخواه برایم هر آنچه باید را به جمعِ گریه‌کنان؛ بین ابرها بردی همان‌ کسی که خودش را به گریه می‌زد را شهادتِ نفسم یاحسین و یاحسن است نگیر از لب خشکم فراتِ اَشهد را مسافر حرمم؛ روی بالِ سجاده سلامِ صبح به مبدأ رسانده مقصد را کلاغ را چه به پرواز با کبوترها! کسی سیاه ندیده‌ست رنگِ گنبد را بحقّ پای سپاهِ پیاده‌ی حرمت نگیر از دستم اربعینِ مشهد را  رضا قاسمی لینک در سایت 🌹HadithAshk.com🌹
آقای من می نویسم از ابتدا گریه ابتدا گریه انتها گریه شأن ما را نمی برد بالا غیر ازین آشنای ما,گریه آبروی مرا خرید این اشک پس نگو اینقدر چرا گریه از من لاابالی بدبخت ای نگیرد خدا تو را,گریه در جوانی اسیرمان کردی آفرین بر تو,مرحبا گریه دربدر من پی تو میگردم شده ای مثل کیمیا گریه رو سیاهم نکن شب اول جان زهرا فقط بیا,گریه گریه شمع است من چو پروانه آخرش می کُشد مرا گریه سنگ ما را طلا نکن زهرا ‌بده جای طلا به ما گریه…  رسول عسگری لینک در سایت 🌹HadithAshk.com🌹
آقای من نمی‌گیرد کسی جای تو را در قلب نوکر ها توئی آن باوری که از تو مشتق اند باورها تو را داریم از نان حلال و طیب بابا تو را داریم از معجون شیر و اشک مادرها کسی که زنده دل باشد توسل می‌کند بر تو ز آدم تا به خاتم بوده ای ذکر پیمبرها فقط با نیت نذری غذا پختیم در خانه به عشق تو فقط قل می‌خورد آب سماورها خدا رحمت کند معمارهایی را که کوبیدند اسامی خدا و پنج تن را بر سرِ درها شبیه کودکان بالا و پایین رفته از منبر هر آنکس که ز تو چیزی نمی‌گوید به منبرها ز راه گوش مستم مست نام حضرت ارباب نمی آید به کارم پس شکسته باد ساغرها هزاران شاه بعد از تو حکومت کرده اند اما نمی‌گیرد کسی جای تو را در قلب نوکر ها  بهمن ترکمانی لینک در سایت 🌹HadithAshk.com🌹
حسین من هر کسی داعیه ی دوستی ات را دارد گر به پای غم تو جان بدهد جا دارد کیست آنکه بشود مدعی عاشقی ات تا که این عنوان را زینب کبری دارد دل هر زنده دلی سوی کسی پر بکشد دل ما هم هوس کرب و بلا را دارد همگان از کوی تو قرب خدا می‌جویند کشتی توست که انقدر تقاضا دارد دم عیسی هم اگر گرم شده از دم توست هر دم سینه زنت صد دم عیسی دارد روز محشر نروم جنت و گویم که بهشت دیدن روی حسین است، تماشا دارد هر که دم خور بشود با تو تعالی یابد نور تو خاصیت بردنِ بالا دارد کارها دست کسی نیست به جز مادر تو هر که نوکر شود از فاطمه امضا دارد تا زمانی که همه زخم تنت خوب شود نوکرت از تو فقط اشک تمنا دارد بوسه گاه نبی و فاطمه و زینب بود شمر فهمید گلوی تو معما دارد  بهمن ترکمانی لینک در سایت 🌹HadithAshk.com🌹
لطف عشق به لطف عشق ، غمِ آه پروری داری به سمت سینه ی عُشاق معبری داری همیشه نام تو اشک مرا درآورده حسین! خاصیتِ گریه‌آوری داری کتابِ داغِ تو را جبرئیل شرح دهد میان عرش خداوند ، منبری داری یکی ز اهلِ بُکاءِ قدیمی‌ات نوح است تو نسل گریه‌کُن از هر پیمبری داری قسم به قُبّه ی تو روضه‌خانه‌ات ، حرم است تو در حسینیه رو به خودت ، دری داری کلیددار حریمت ، رقیّه خاتون است در آستان خودت شاه‌دختری داری قیام سینه‌زنانت قیامتِ عُظمیٰ‌ست چه های و هوی شریفی ، چه محشری داری! تمام هَمّ و غمم کار و بار هیئت توست خودت هوای مرا وقت نوکری..،داری مس وجود مرا چای روضه ات زر کرد عجب شرابِ خوشِ کیمیا‌گری داری بهشتِ بین دو انگشتِ تو به عابس گفت: جنون بخواه که فردای بهتری داری فقط تویی که وهب را حبیبِ خود کردی فقط تویی که چنین فنِّ دلبری داری شبیه جُون مرا هم دعا کنی ای کاش و حظ کنی که غُلامِ معطری داری ▪️ تو مانده ای تک و تنها میان یک لشکر... نه همدمی نه پناهی نه یاوری داری نفس‌نفس زدنت شمر را جَری‌تر کرد بلند کرد صدا را : چه حنجری داری! غروب بود..،سرت روی نیزه بالا رفت غروب بود..،سنان در خیام زن ها رفت بردیا محمدی لینک در سایت 🌹HadithAshk.com🌹
بسم رب الحسین بسم رب الحسین آغاز صحبت عارفان حق بین است چون خدای حسین بودن در چشم پروردگار شیرین است روضه خوانت خداست در محشر با نبی گریه می کند حیدر عدل گوید که گریه کردن بر داغ تو اصل اول دین است قطره در وادی شما دریاست ادعا محضر تو بی معناست پیش زهرا مقام او بالاست هرکه در مجلس تو پایین است قدر این چشم های گریان را بهتر از ما حبیب می داند بوسه گاه ملائک عرش است دیده ای که به اشک آذین است آنچه گنجینه گدای شماست پیرهن مشکی عزای شماست روز اول که دیدمش گفتم آن که روزم کند سپید این است اینکه بعد از شنیدن داغت همچنان زنده ام خودش یعنی در عزای تو کم گذاشته ام نوکرت را ببخش غمگین است هر که جز تو رفیق راهم شد باعث جرم و اشتباهم شد دیگر از تو جدا نخواهم شد بهترین یار یار دیرین است از وفاتم که می شوی آگاه حتم دارم که میرسی از راه السلام علیک یا ارباب اولین ذکر بعد تلقین است ذره ای غفلت از تو ذلت ماست نام تو آبرو و عزت ماست این شعار تمام ملت ماست زندگی بی حسین ننگین است علی ذوالقدر لینک در سایت 🌹HadithAshk.com🌹
از همين جا مى شود با خاك يكسانت كنيم چند تا موشك اگر امروز مهمانت كنيم قلعه نوسازِ از بنيان خرابِ خيبرى صبر كن! چيزى نمانده تا كه ويرانت كنيم همچو ابرى تيره سوى آسمانت آمديم تا كه با "سجيل" و "خيبر" بمب بارانت كنيم اى زمين غصبى شهرك نشين هاى يهود دير يا زود آخرش همچون بيابانت كنيم دست از تو بر نميداريم تا روز قصاص عاقبت از زنده ماندن هم پشيمانت كنيم @hadithashk