eitaa logo
حدیث اشک
15.8هزار دنبال‌کننده
171 عکس
259 ویدیو
21 فایل
کانال رسمی سایت"" حدیث اشک"" http://hadithashk.com اینستاگرام: http://instagram.com/hadith_ashk ارتباط با ادمین @pourrajab70 @asgharpoor53 لطفا درخواست تبلیغات نفرمایید پیام رسان بله https://ble.ir/hadithashk تلگرام: http://t.me/hadithashk
مشاهده در ایتا
دانلود
أَلسَّلامُ عَلى مَنِ الاِْ جابَـةُ تَحْتَ قُـبَّـتِهِ، 
أَلسَّلامُ عَلَى ابْنِ سِدْرَةِ الْمُنْتَهى
أَلسَّلامُ عَلَى ابْنِ زَمْـزَمَ وَ الصَّـفا، 
أَلسَّلامُ عَلى عَلِىّ الْکَبیرِ أَلسَّلامُ عَلَى الرَّضیـعِ الصَّغیرِ
می نویسم کمی ز احکامِ ذبح شرعیِ دینِ پیغمبر اول اینکه کسی لب تشنه پاره پاره نمی کند پیکر دوما که ذبیح را باید رو به قبله کمی بچرخاند بعد از آنی که ذبح شد انجام بدنش زیر پا نمی ماند سوما در مقابل چشم اهل بیتش نمی برندش سر بالاخص اینکه خنجرِ ذابح کند باشد..و خشکیِ حنجر چارما اینکه دست و پای ذبیح بسته باشد که دست و پا نزند دست و پا زد اگر همان لحظه به تنش نیزه بی هوا نزند پنجما از قفا سر اورا نبرند و به او جفا نکنند کار ذابح تمام وقتی شد بدنش را جدا جدا نکنند من بمیرم برای آقایی که زدند و به جانش افتادند لبِ تشنه به خاک وقتی بود نیزه ها سخت بازی اش دادند @hadithashk
تجسم کن که در گودال اربابی زمین خورده ز پا افتاده و لشکر لباسش را ز تن برده تجسم کن هزار و نهصد و پنجاه زخمش را لبان تشنه و خشک و دوباره..آه…زخمش را تجسم کن به خاک است و نشان از این و آن دارد و یک نیزه به پهلو و یکی در سینه و یک در دهان دارد تجسم کن که با پا زیر و رو کردند آقا را تجسم کن حسینِ بی کس و تنهای تنها را تجسم کن هجوم اسب ها را بر سر و سینه هزاران سنگ بر پیشانی و دندان آئینه تجسم کن سر ذبح سرش جنجال بر پا شد برای کشتنش بین سنان و شمر دعوا شد تجسم کن که شمر آمد بِبُرد حنجر او را تجسم کن…تجسم کن…تجسم..خواهر اورا تجسم کن ذبیحی را که طفلش سخت ترسیده تجسم کن تنی را که به زیر نعل پاشیده الهی من بمیرم…مادرش بوده ست در گودال الهی من بمیرم..دید جسمش می شود پامال @hadithsshk
ما مشتعلِ عشق و مجنونِ حسین هستیم ما خادم و نوکر ها،ممنونِ حسین هستیم غوغای ابوفاضل،نادیده و بِشنیدیم با مهر ابوفاضل،مفتونِ حسین هستیم در گریه حیاتی و در اشک نصیبی هست بگذار بپندارند،محزونِ حسین هستیم ایّام عزا طی شد،از نو دلمان لک زد دلتنگِ اباالفضل و دلخونِ حسین هستیم غوغای حسینی را دیدیم و دگرباره این اشکِ مقدّس را مدیونِ حسین هستیم جان مایه ی ما با او،مانوس و گره خورده ست از خون حسینیم و همگونِ حسین هستیم با حسرت عاشورا،از غافله جاماندیم نسلی و پس از نسلی،مرهونِ حسین هستیم (جاهد) @hadithashk
آسمان داشت تیره می گشت و بند از دست دل رها می شد تن زخمی به خاک ها بود و دور جسمش برو بیا می شد دختری روی تل…رمق رفته داد می زد”تورو خدا” نزنید پدرم جان نمانده بر بدنش به تنش نیزه بی هوا نزنید پلک هایش کمی تکان می خورد رعشه ای بین بازوانش بود رمقش را گرفته بودند و نیزه ی شمر در دهانش بود همه بودند سر خوش و سرمست ساربان بود از همه خوش تر منتظر بود تا همه بروند فکر انگشت بود و انگشتر شمر آماده بود و درواقع داشت همراه خود دوتا حربه کند بود و نمی بریدش سر شد جدا با دوازده ضربه @hadithashk
از یار نسیم روضه دارد خبری بازآمده با هیمنه‌ی بیشتری پژواک دمادم حسین‌بن‌علی‌ست تهدید در این کوه ندارد اثری @hadithashk
بر خاکِ قدومِ تو سری دارم من دلخوش به همین زیارتِ یارم من ای نائبِ نورِ آل احمد لبیک امشب شبِ بیعت است بیدارم من @hadithashk
با عصا می‌زدند بهر ثواب پیرمردان تورا ته گودال مال دنیا چ ارزشی دارد پیکرت شد به درهمی پامال @hadithashk
پرِ زخم و تاوله همه تنت خودت و اینقدر رو خاکا نکشون با سر و وضعی که داری لااقل پای مادر و به اینجا نکشون یادته که آروم آروم موهاتو شونه میزدم یه دونه کم نشه ببین این وحشی چطور با پنجه هاش هِی موهات و میگیره ، هِی میکشه لب به قرآن و لگد به ثقلین مُصحف ناطق و میزدن شیوخ پیرمردایی که شمشیر ندارن پُره دامناشون از سنگ و کلوخ زیرِ این بارون تیر و نیزه ها ذکر لبهای تو ؛ یا رب ، یا ربه تو ولیِّ رحمتی ولی اینا شکماشون از حروم لبالبه چشم سقّا و حالا سینه ی تو خونه ی حرمله قعر آتیشه تیری که گلوی اصغر و درید واسه ی شکار شیر ساخته میشه سرِ کشتنت چه دعوایی شده خولی گفت : این که دیگه جَر نداره- -هر کسی یه گوشه کار و بگیره کاشکی ذبحِ سر و شمر بر نداره تا دیدم خنجرش و تیز میکنه از رو تل تا ته گودال دویدم اومدم بگم که شمر تو رو خدا ... گفت دیر اومدی سرش رو بریدم قطعه قطعه تر از این مگه میشه؟! بسّه دیگه شرّتون و کم کنید اَلسَّلامُ یا مَلائکِ مُقیم . . . پیکر برادرم رو جمع کنید دیدی گفتم بیا از اینجا بریم دیدی گفتم بی تو در به در میشم دیدی پیش چشم عباس رویِ نی با سنان و خولی همسفر میشم رحمت عامِ تو شامل همه ست حتی اونی که تو رو کُشت و دیگه ساربون انگشتر و بردی ، ولی . . . نانجیب لا اقل انگشت و دیگه @hadithashk