eitaa logo
حدیث اشک
16هزار دنبال‌کننده
174 عکس
263 ویدیو
22 فایل
کانال رسمی سایت"" حدیث اشک"" http://hadithashk.com اینستاگرام: http://instagram.com/hadith_ashk ارتباط با ادمین @pourrajab70 @asgharpoor53 لطفا درخواست تبلیغات نفرمایید پیام رسان بله https://ble.ir/hadithashk تلگرام: http://t.me/hadithashk
مشاهده در ایتا
دانلود
ساقیا ما همه از برکت جامت مستیم یازده مرتبه از بردن نامت مستیم هرکه در گوشه ی هر میکده ای سرمست است ما که در سایه ی الطاف "امامت" مستیم محو در روشنی گنبد زردت همچون یاکریمان نشسته سر بامت مستیم " نَحنُ کَهفُ لِمَنِ التَجَاَ اِلَینا "گفتی عمری از لذت فحوای کلامت مستیم به همان کرببلایی شدن مان سوگند هم چنان با یکی از پنج علامت مستیم می نخورده همه اصحاب تو آقا مست اند می نخورده همه چون "ابن هشامت" مستیم وَ تَصَدَّق... همه هستیم "ابوهاشم" تو سال ها با کرم و لطف مدامت مستیم ساقیا مرحمتی پشت در میکده ایم نظری کن که در خانه ی تو آمده ایم شیعه از پرچم تو حوله ی احرام گرفت حرم الله حریم حرمت نام گرفت قبله ی قبله تویی کعبه به تو رو زده است حجرالاسود از ایوان طلا وام گرفت خضر اولاد علی ! آب حیاتش دادی هر که از دست کریمانه ی تو جام گرفت فقه را با نفست بار دگر جان دادی احتجاجات تو گرد از رخ اسلام گرفت جاثلیق از سر اعجاز تو مشتش رو شد و دعای تو فقط بود به هنگام گرفت بی گمان زیر سر معجزه ی چشم تو بود شیر درنده اگر در قفس ارام گرفت اسم و رسمش وسط صحن تو از یادش رفت عاشقی که لقب زایر گمنام گرفت غافل از همّ و غم شیعه نشد مهدی تو از سجایای پسندیده ات الهام گرفت وای از آن دم که نگهبان تو گستاخی کرد وای از آن لحظه که تصمیم به دشنام گرفت وارث سینه ی آزرده ی زهرا نفست موقع گفتن تکبیره الاحرام گرفت در مناجات شب آخر خود افتادی پیش چشمان تر همسر خود افتادی گریه ی چشم ملک از قِبَل مهدی بود چقدر خوب سرت در بغل مهدی بود ناله کردی همه با مهر جوابت دادند تشنه بودی و سپس جرعه ای آبت دادند اهل خانه کفنی بر تن پاکت کردند بعد تشییع بلافاصله خاکت کردند پیکرت تابش سوزنده ی خورشید ندید بوریا جای کفن دور خودش دید ؟ ندید سامرا با سپر و سنگ و سنانت نزدند پیرمردان که عصایی به دهانت نزدند سامرا صحبتی از گودی گودال نشد سینه ات زیر سم اسب که پامال نشد سر انگشترت انگشت به غارت که نرفت آه... ناموس تو آقا به اسارت که نرفت @hadithashk
باز اگر در زده این عبد، گرفتار شده به خودش آمده و دیده که سربار شده گرچه بیچاره ام و چهره ی من تکراری است راه من وا شده با توبه ی تکرار شده یار، فکر من و من فکر گناهم شب و روز در دل سوخته اش، غصه تلنبار شده نبریدم ز در خانه ی او جای دگر گرچه آلودگی ام مانع دیدار شده او کریم است که فکر نمکِ آش من است او بغل کرده گدا را که طلبکار شده آمده یوسف ما بر سر بازار، امروز می خرد آبروی هرکه دل آزار شده خوش بحالم که شدم پیر خرابات غمش خوش بحالم که دو تا چشم ترم، تار شده سامرا پرچم مشکی زده از داغ حسن به فدای گل نرگس که عزادار شده برسانید مرا پای پیاده به حرم به امامی که اسیر غم اشرار شده بنویسید حسن، مثل حسن مظلوم است این حسن نیز شهید دم افطار شده گرچه با زهر جفا هر دو حسن سوخته اند یک حسن سوخته ی کوچه و دیوار شده شاید این لحظه که تب کرده، تنش می سوزد ... آخرین روضه ی او روضه ی مسمار شده با لب تشنه زمین خورد، ولی گفت حسین ... از غم کرببلا کار دلم زار شده سینه ی محتضرت زیر لگد سنگین بود با کف پا چقدر با تو کلنجار شده سر بریدن ز تنت، حوصله ها را سر بُرد غصه ام آنهمه جان کندنِ دشوار شده هیچکس مثل تو تحقیر نشد پیش همه ای که بر غارت پیراهنت اصرار شده تو مصیبت زده ی اهل و عیالت شده ای ای که بد با زن و فرزند تو رفتار شده خواهرت دید سرت را روی سر نیزه و گفت: «تو کس و کار منی، شمر جلودار شده» @hadithashk
نادِعلی که خواندم و گفتم سینجلی روحم جلا گرفت، به ذکرِ علی علی عمریست خورده‌ام نمکِ والی الولی چون از ازل به آلِ علی گفته‌ام بلی صبحِ ازل که فاطمی و حیدری شدم مدیون و سائلِ "حسنِ عسکری" شدم یا رایتُ الهُدی، حسنِ عسکری مدد خورشیدِ سامرا، حسنِ عسکری مدد بر دردِ من دوا حسنِ عسکری مدد حک شد به سینه یا حسنِ عسکری مدد از ابتدا تو دستِ گدا را گرفته‌ای پشتِ مرا همیشه و هرجا گرفته‌ای گوشه نگاهِ لطفِ تو دریایِ رحمت است همواره سامرای تو لبریزِ غربت است ای دومین "حسن" کرمت بی نهایت است اصلا همیشه کارِ "حسن" ها کرامت است ای رمزِ استجابت و تعجیلِ در فرج در حسرتِ وجودِ تو باشد همیشه "حج" مکه برای وصلِ تو منت کشیده است رویِ تو را ندیده و حسرت کشیده است کعبه چِقَدر از تو خجالت کشیده است بر رویِ دوش، بارِ مصیبت کشیده است شد قبله‌گاه و کعبه‌یِ من شهرِ سامرا ای روحِ کعبه، نفسی و روحی لکَ الفِداء هم وارثِ نمادِ کرم، مجتبی شدی هم وارثِ محبت و مهرِ رضا شدی تو روضه‌خوانِ تشنه لبِ کربلا شدی تو بانیِ زیارتِ خونِ خدا شدی از تو روایت است که در روزِ اربعین باشد زیارتش از علاماتِ مومنین @hadithashk
سوختی در تب اندوه کنار پسرت فقط او بود که فهمید چه آمد به سرت ﺳﺎﻣﺮﺍ ﺷﺪ ﻗﻔﺲ روح ﺗﻮ ﺍﯼ ﻃﺎﺋﺮ ﻗﺪﺱ ﻭ شکستند ﺩﺭ ﺁﻥ ﻣﻮﺝ ﺑﻼ ﺑﺎﻝ ﻭ ﭘﺮﺕ ﻋﻤﺮ ﮐﻮﺗﺎﻩ ﺗﻮ ﺩﺭ ﻏﺮﺑﺖ ﻭ ﺗﺒﻌﯿﺪ ﮔﺬﺷﺖ ﺳﺨﺖ ﺁﻥ ﮔﻮﻧﻪ ﮐﻪ ﺷﺪ تیره ﺟﻬﺎﻥ ﺩﺭ ﻧﻈﺮﺕ ﮐﻌﺒﻪ ﺩﺍﺭﺩ به ﺩﻟﺶ ﺣﺴﺮﺕ ﺩﯾﺪﺍﺭ ﺗﻮ ﺭا ﮐﻪ ﻫﻤﻪ ﻋﻤﺮ ﻧﯿﻔﺘﺎﺩ ﺑﻪ ﮐﻮﯾﺶ ﮔﺬﺭﺕ یاد مادر همه جا با دل تنهای تو بود لحظه ای خاطره کوچه نرفت از نظرت ﺩﺭ ﺗﺐ ﺯﻫﺮ ﺩﻝ ﺧﺴﺘﻪ ﻭ ﺑﯽ ﺗﺎﺏ ﺗﻮ ﺳﻮﺧﺖ ﺷﺶ ﺟﻬﺖ ﺷﻌﻠﻪ ﮐﺸﯿﺪ ﺁﺗﺶ ﻏﻢ از ﺟﮕﺮﺕ ﺍﺯ ﭘﺴﺮ ﺁﺏ ﻃﻠﺐ ﮐﺮﺩﯼ ﻭ ﻧﻮﺷﯿﺪﯼ ﻭ شد ﻋﻄﺶ ظهر دهم ﻗﺎﺏ ﺑﻪ ﭼﺸﻤﺎﻥ ﺗﺮت ﺭﻓﺘﯽ ﺍﻣﺎ ﺑﻪ ﺧﺪﺍ ﻣﯽ ﺭﺳﺪ ﺁﻥ ﺭﻭﺯﯼ ﮐﻪ ﺳﺮ ﺯﻧﺪ ﺍﺯ ﺻﺪﻑ ﻏﯿﺒﺖ ﮐﺒﺮﯼ ﮔﻬﺮﺕ سالها می گذرد منتظریم ای خورشید تا دمد از افق صبر ، فروغ سحرت گره از کار فرو بسته ی ما وا نشود مگر از پرده ی غیبت به در آید پسرت @hadithashk
از سوز زهر تاب ز پا تا سرت نبود حتی کمی رمق به لب و حنجرت نبود جان دادن تو می شد از این سخت تر اگر مهدی عزیز کرده ی تو در برت نبود کردند حمله بعد تو بر خانه ات ولی شکر خدا که در پس در همسرت نبود لبهای تو ز ضعف به هم خورد،شکر حق زخمی دگر به روی لب اطهرت نبود لرزید دست و پای تو از سوز زهر کین اما دگر به دست حرامی سرت نبود هر چند بی صدا شدی و سوختی ولی هنگام دست و پا زدنت خواهرت نبود این‌صحنه‌ دیدنش‌ به‌خدا سهم‌ زینب‌است آقا شما که نیزه به دور و برت نبود می‌دید زینب از روی‌ تل، نیزه‌ خورده‌ را می گفت کاش گرد تنت،مادرت نبود ای نیزه خورده،پاره گلو،ای ذبیح من ای کاش جای نعل روی پیکرت نبود بر نعل های تازه تنت گیر کرده بود ای کاش شاهد بدنت،دخترت نبود @hadithashk
مرغ حق کنج قفس بال و پرش ریخت به هم تار شد چشم و همه دور و برش ریخت به هم آتش زهر چنان پیکر او را سوزاند شعله زد بر تن او تا جگرش ریخت به هم تا زمین خورد به هم ریخت زمین از غم او آسمان دید به ناگه قمرش ریخت به هم طلب آب نمود از پسرش گاهِ عطش ناگهان دید ز ماتم پسرش ریخت به هم دَمِ آخِر سر او بود به بالین پسر چشم در چشم پسر چشم ترش ریخت به هم آه از آن دم که به دامان شه کرب و بلا سر شهزاده توان پدرش ریخت به هم @hadithashk
در حجره امین هست، ولی خط امان نیست بهتر ز روی مهدی او کل جنان نیست ممنون خداییم که در لحظه ی آخر بالای سرش کور دلی مثل سنان نیست @hadithashk
امام زمان علیه السلام در کلام امام حسن عسکری علیه السلام ابو القاسم خزاز قمی رضوان الله علیه عالم بزرگ شیعه روایت کرده است: حدثنا محمد بن علي ، قال حدثنا المظفر بن جعفر العلوي ، السمرقندي، قال حدثنا جعفر بن مسعود العياشي، عن أبيه، عن احمد بن علي بن كلثوم، عن احمد بن علي الرازي، عن احمد ابن اسحاق بن سعد، قال: سمعت أبا محمد الحسن بن علي العسكري عليهما السلام يقول: الحمدلله الذي لم يخرجني من الدنيا حتى أراني الخلف من بعدي، ما اشبه الناس برسول الله صلى الله عليه وآله وسلم خلقا وخلقا، يحفظه الله تبارك وتعالى في غيبته ويظهره فيملأ الارض قسطا وعدلا كما ملئت جورا وظلما . احمد بن اسحاق گفت که از امام حسن عسکری سلام الله علیه شنیدم که فرمودند: سپاس خدایی را که مرا از این دنیا نبرد تا اینکه امام بعد از خود را دیدم. او شبیه‌ترین خلق به پیامبر اکرم از حیث خَلق و خُلق می‌باشد. خداوند تبارک و تعالی او را در زمان غیبتش حفظ می‌کند و ظاهر می‌شود و زمین را از قسط و عدل پر می‌کند چنانچه از جور و ظلم پر شده باشد. 📚 کفایة الاثر، تالیف ابو القاسم خزار قمی، صفحه ۴۱۳ @hadithashk
هشتمین روزِ تب و ناله‌ی جان فرسایت آه از این زهر، از این زهرِ توان فرسایت هشتمین روزِ ربیع است و خزان پُر شده است هشت روز است از این داغ، جهان پُر شده است شد جگر سوزترین روضه‌ی پایانی تو قطره‌های عرق گرم به پیشانی تو شده خورشید پریشانِ غروبت امشب با تو شد سامره گریان غروبت امشب آب شد از نفست حضرت نرگس آقا رحم کن بر دل بی‌ طاقت نرگس آقا این پرستار از این حال کباب است ببین از تبت سوخته مانند رُباب است ببین نرگس از این غمِ جانسوز نمیرد چه‌کند قبلِ جان دادنت امروز نمیرد چه‌کند گرچه خون بود جگر، طشت نیاورد کسی همسرت بود اگر طشت نیاورد کسی فاطمه آمد و یاد حسن اُفتاد حسن داد از داغ حسن داد زِ بیداد، حسن آه از آن روضه که چون زخمِ گلو بود بگو از غریبی که زنش قاتل او بود بگو گرچه از زهر در این چند نفس آب شدی پسرت شکر سرت آمد و سیراب شدی پاره‌های جگری با غم تو می‌گرید پنج‌ساله پسری با غم تو می‌گرید روز هشتم نفس گرم تو مهمانش بود لحظه‌ی آخر و چشم تو به چشمانش بود کار برعکس نشد تا به سر او بروی که سراغ بدن مختصر او بروی بی نفس پیش پسر داد کشیدن سخت است نیزه از سینه‌ی اولاد کشیدن سخت است حال تو شکر که با خنده نپرسید کسی به همه رو نزدی بر تو نخندید کسی آب هنگام تبت بود ولی چکمه نبود ظرف آبی به لبت بود ولی چکمه نبود نیزه‌ای روی گلوی تو جسارت که نکرد هرچه که داشته‌ای حرمله غارت که نکرد بی‌رمق بر قدمت نیستی آقا صد شکر نگران حرمت نیستی آقا صد شکر @hadithashk
شهادت حضرت امام حسن عسکری (صلوات الله علیه) را محضر مقدس حضرت بقیه الله عجل الله تعالی فرجه تسلیت عرض مینمایم امام حسن عسکری (صلوات الله علیه) فرمودند: کسی که ما خاندان را با قلبش دوست بدارد و با دست و زبانش یاری نماید,او در روز قیامت در غرفه ای که ما هستیم قرار خواهد گرفت. 📚امالی شیخ مفید 33 ح 8 بحارالانوار 27/101 ح 64 القطره جلد٢ صفحه١۵ @hadithashk
عشق تو بگو مگو ندارد بی عشق تو آبرو ندارد دیدم که به روزگار چیزی جز مهر تو رنگ و بو ندارد تیغی که به جان دشمنت خورد جز خیر برای او ندارد تا وعده دیدن تو مولا مرگ است ، که آرزو ندارد؟ راهش ندهند در خرابات آنکس که به باده خو ندارد عاشق وسط میکده عمریست جز ذکر علی سبو ندارد با شیخ بگو حلاوتت را آیا لقب تو هوو ندارد؟ میخواست نجف بگیرد از تو این بنده اگر چه رو ندارد @hadithashk