نادِعلی که خواندم و گفتم سینجلی
روحم جلا گرفت، به ذکرِ علی علی
عمریست خوردهام نمکِ والی الولی
چون از ازل به آلِ علی گفتهام بلی
صبحِ ازل که فاطمی و حیدری شدم
مدیون و سائلِ "حسنِ عسکری" شدم
یا رایتُ الهُدی، حسنِ عسکری مدد
خورشیدِ سامرا، حسنِ عسکری مدد
بر دردِ من دوا حسنِ عسکری مدد
حک شد به سینه یا حسنِ عسکری مدد
از ابتدا تو دستِ گدا را گرفتهای
پشتِ مرا همیشه و هرجا گرفتهای
گوشه نگاهِ لطفِ تو دریایِ رحمت است
همواره سامرای تو لبریزِ غربت است
ای دومین "حسن" کرمت بی نهایت است
اصلا همیشه کارِ "حسن" ها کرامت است
ای رمزِ استجابت و تعجیلِ در فرج
در حسرتِ وجودِ تو باشد همیشه "حج"
مکه برای وصلِ تو منت کشیده است
رویِ تو را ندیده و حسرت کشیده است
کعبه چِقَدر از تو خجالت کشیده است
بر رویِ دوش، بارِ مصیبت کشیده است
شد قبلهگاه و کعبهیِ من شهرِ سامرا
ای روحِ کعبه، نفسی و روحی لکَ الفِداء
هم وارثِ نمادِ کرم، مجتبی شدی
هم وارثِ محبت و مهرِ رضا شدی
تو روضهخوانِ تشنه لبِ کربلا شدی
تو بانیِ زیارتِ خونِ خدا شدی
از تو روایت است که در روزِ اربعین
باشد زیارتش از علاماتِ مومنین
#شعر_شهادت_حضرت_امام_حسن_عسکری
#علی_گلچین_پور
@hadithashk
سوختی در تب اندوه کنار پسرت
فقط او بود که فهمید چه آمد به سرت
ﺳﺎﻣﺮﺍ ﺷﺪ ﻗﻔﺲ روح ﺗﻮ ﺍﯼ ﻃﺎﺋﺮ ﻗﺪﺱ
ﻭ شکستند ﺩﺭ ﺁﻥ ﻣﻮﺝ ﺑﻼ ﺑﺎﻝ ﻭ ﭘﺮﺕ
ﻋﻤﺮ ﮐﻮﺗﺎﻩ ﺗﻮ ﺩﺭ ﻏﺮﺑﺖ ﻭ ﺗﺒﻌﯿﺪ ﮔﺬﺷﺖ
ﺳﺨﺖ ﺁﻥ ﮔﻮﻧﻪ ﮐﻪ ﺷﺪ تیره ﺟﻬﺎﻥ ﺩﺭ ﻧﻈﺮﺕ
ﮐﻌﺒﻪ ﺩﺍﺭﺩ به ﺩﻟﺶ ﺣﺴﺮﺕ ﺩﯾﺪﺍﺭ ﺗﻮ ﺭا
ﮐﻪ ﻫﻤﻪ ﻋﻤﺮ ﻧﯿﻔﺘﺎﺩ ﺑﻪ ﮐﻮﯾﺶ ﮔﺬﺭﺕ
یاد مادر همه جا با دل تنهای تو بود
لحظه ای خاطره کوچه نرفت از نظرت
ﺩﺭ ﺗﺐ ﺯﻫﺮ ﺩﻝ ﺧﺴﺘﻪ ﻭ ﺑﯽ ﺗﺎﺏ ﺗﻮ ﺳﻮﺧﺖ
ﺷﺶ ﺟﻬﺖ ﺷﻌﻠﻪ ﮐﺸﯿﺪ ﺁﺗﺶ ﻏﻢ از ﺟﮕﺮﺕ
ﺍﺯ ﭘﺴﺮ ﺁﺏ ﻃﻠﺐ ﮐﺮﺩﯼ ﻭ ﻧﻮﺷﯿﺪﯼ ﻭ شد
ﻋﻄﺶ ظهر دهم ﻗﺎﺏ ﺑﻪ ﭼﺸﻤﺎﻥ ﺗﺮت
ﺭﻓﺘﯽ ﺍﻣﺎ ﺑﻪ ﺧﺪﺍ ﻣﯽ ﺭﺳﺪ ﺁﻥ ﺭﻭﺯﯼ ﮐﻪ
ﺳﺮ ﺯﻧﺪ ﺍﺯ ﺻﺪﻑ ﻏﯿﺒﺖ ﮐﺒﺮﯼ ﮔﻬﺮﺕ
سالها می گذرد منتظریم ای خورشید
تا دمد از افق صبر ، فروغ سحرت
گره از کار فرو بسته ی ما وا نشود
مگر از پرده ی غیبت به در آید پسرت
#شعر_شهادت_حضرت_امام_حسن_عسکری_ع
#ﮐﻤﯿﻞ_کاشانی
@hadithashk
از سوز زهر تاب ز پا تا سرت نبود
حتی کمی رمق به لب و حنجرت نبود
جان دادن تو می شد از این سخت تر اگر
مهدی عزیز کرده ی تو در برت نبود
کردند حمله بعد تو بر خانه ات ولی
شکر خدا که در پس در همسرت نبود
لبهای تو ز ضعف به هم خورد،شکر حق
زخمی دگر به روی لب اطهرت نبود
لرزید دست و پای تو از سوز زهر کین
اما دگر به دست حرامی سرت نبود
هر چند بی صدا شدی و سوختی ولی
هنگام دست و پا زدنت خواهرت نبود
اینصحنه دیدنش بهخدا سهم زینباست
آقا شما که نیزه به دور و برت نبود
میدید زینب از روی تل، نیزه خورده را
می گفت کاش گرد تنت،مادرت نبود
ای نیزه خورده،پاره گلو،ای ذبیح من
ای کاش جای نعل روی پیکرت نبود
بر نعل های تازه تنت گیر کرده بود
ای کاش شاهد بدنت،دخترت نبود
#شعر_شهادت_حضرت_امام_حسن_عسکری_ع
#محمود_اسدی
@hadithashk
مرغ حق کنج قفس بال و پرش ریخت به هم
تار شد چشم و همه دور و برش ریخت به هم
آتش زهر چنان پیکر او را سوزاند
شعله زد بر تن او تا جگرش ریخت به هم
تا زمین خورد به هم ریخت زمین از غم او
آسمان دید به ناگه قمرش ریخت به هم
طلب آب نمود از پسرش گاهِ عطش
ناگهان دید ز ماتم پسرش ریخت به هم
دَمِ آخِر سر او بود به بالین پسر
چشم در چشم پسر چشم ترش ریخت به هم
آه از آن دم که به دامان شه کرب و بلا
سر شهزاده توان پدرش ریخت به هم
#شعر_شهادت_حضرت_امام_حسن_عسکری_ع
#جواد_کریم_زاده
@hadithashk
در حجره امین هست، ولی خط امان نیست
بهتر ز روی مهدی او کل جنان نیست
ممنون خداییم که در لحظه ی آخر
بالای سرش کور دلی مثل سنان نیست
#شعر_شهادت_حضرت_امام_حسن_عسکری_ع
#اصغر_چرمی
@hadithashk
امام زمان علیه السلام در کلام امام حسن عسکری علیه السلام
ابو القاسم خزاز قمی رضوان الله علیه عالم بزرگ شیعه روایت کرده است:
حدثنا محمد بن علي ، قال حدثنا المظفر بن جعفر العلوي ، السمرقندي، قال حدثنا جعفر بن مسعود العياشي، عن أبيه، عن احمد بن علي بن كلثوم، عن احمد بن علي الرازي، عن احمد ابن اسحاق بن سعد، قال: سمعت أبا محمد الحسن بن علي العسكري عليهما السلام يقول: الحمدلله الذي لم يخرجني من الدنيا حتى أراني الخلف من بعدي، ما اشبه الناس برسول الله صلى الله عليه وآله وسلم خلقا وخلقا، يحفظه الله تبارك وتعالى في غيبته ويظهره فيملأ الارض قسطا وعدلا كما ملئت جورا وظلما
.
احمد بن اسحاق گفت که از امام حسن عسکری سلام الله علیه شنیدم که فرمودند: سپاس خدایی را که مرا از این دنیا نبرد تا اینکه امام بعد از خود را دیدم. او شبیهترین خلق به پیامبر اکرم از حیث خَلق و خُلق میباشد. خداوند تبارک و تعالی او را در زمان غیبتش حفظ میکند و ظاهر میشود و زمین را از قسط و عدل پر میکند چنانچه از جور و ظلم پر شده باشد.
📚 کفایة الاثر، تالیف ابو القاسم خزار قمی، صفحه ۴۱۳
@hadithashk
هشتمین روزِ تب و نالهی جان فرسایت
آه از این زهر، از این زهرِ توان فرسایت
هشتمین روزِ ربیع است و خزان پُر شده است
هشت روز است از این داغ، جهان پُر شده است
شد جگر سوزترین روضهی پایانی تو
قطرههای عرق گرم به پیشانی تو
شده خورشید پریشانِ غروبت امشب
با تو شد سامره گریان غروبت امشب
آب شد از نفست حضرت نرگس آقا
رحم کن بر دل بی طاقت نرگس آقا
این پرستار از این حال کباب است ببین
از تبت سوخته مانند رُباب است ببین
نرگس از این غمِ جانسوز نمیرد چهکند
قبلِ جان دادنت امروز نمیرد چهکند
گرچه خون بود جگر، طشت نیاورد کسی
همسرت بود اگر طشت نیاورد کسی
فاطمه آمد و یاد حسن اُفتاد حسن
داد از داغ حسن داد زِ بیداد، حسن
آه از آن روضه که چون زخمِ گلو بود بگو
از غریبی که زنش قاتل او بود بگو
گرچه از زهر در این چند نفس آب شدی
پسرت شکر سرت آمد و سیراب شدی
پارههای جگری با غم تو میگرید
پنجساله پسری با غم تو میگرید
روز هشتم نفس گرم تو مهمانش بود
لحظهی آخر و چشم تو به چشمانش بود
کار برعکس نشد تا به سر او بروی
که سراغ بدن مختصر او بروی
بی نفس پیش پسر داد کشیدن سخت است
نیزه از سینهی اولاد کشیدن سخت است
حال تو شکر که با خنده نپرسید کسی
به همه رو نزدی بر تو نخندید کسی
آب هنگام تبت بود ولی چکمه نبود
ظرف آبی به لبت بود ولی چکمه نبود
نیزهای روی گلوی تو جسارت که نکرد
هرچه که داشتهای حرمله غارت که نکرد
بیرمق بر قدمت نیستی آقا صد شکر
نگران حرمت نیستی آقا صد شکر
#شعر_شهادت_حضرت_امام_حسن_عسکری_ع
#حسن_لطفی
@hadithashk
شهادت حضرت امام حسن عسکری (صلوات الله علیه) را محضر مقدس حضرت بقیه الله عجل الله تعالی فرجه تسلیت عرض مینمایم
امام حسن عسکری (صلوات الله علیه) فرمودند:
کسی که ما خاندان را با قلبش دوست بدارد و با دست و زبانش یاری نماید,او در روز قیامت در غرفه ای که ما هستیم قرار خواهد گرفت.
📚امالی شیخ مفید 33 ح 8
بحارالانوار 27/101 ح 64
القطره جلد٢ صفحه١۵
@hadithashk
عشق تو بگو مگو ندارد
بی عشق تو آبرو ندارد
دیدم که به روزگار چیزی
جز مهر تو رنگ و بو ندارد
تیغی که به جان دشمنت خورد
جز خیر برای او ندارد
تا وعده دیدن تو مولا
مرگ است ، که آرزو ندارد؟
راهش ندهند در خرابات
آنکس که به باده خو ندارد
عاشق وسط میکده عمریست
جز ذکر علی سبو ندارد
با شیخ بگو حلاوتت را
آیا لقب تو هوو ندارد؟
میخواست نجف بگیرد از تو
این بنده اگر چه رو ندارد
#شعر_مدح_حضرت_امیرالمومنین_علی_ع
#امیر_فرخنده
@hadithashk
باز از کرب و بلا سوغات، غم آورده اند
از کنار قد خمیده، قد خم آورده اند
آرزوی ما نسیمی بود، از، آن پرچمش
دوستان زحمت کشیده از حرم آورده اند
هر کسی صحن حسین را دیده شاعر گشته است
از حرم دیدیم چندین محتشم آورده اند
از کنار قبر سقایی که شرم آبش نمود
سوز و اشک روضه ی دست قلم آورده اند
لطف سقا شامل حال میان داران شده
خرجی یکسال روضه ذکرِ دم آورده اند
حرمت زینب شکست اما به جایش نوکران
از حرم ناموس خود را محترم آورده اند
زینب و بی معجری کذب است اما زائران
معجر از کرب و بلا چندین رقم آورده اند
جان فدای گریه هایت ای عزیز فاطمه
گریه کن های حسین پیش تو کم آورده اند
#شعر_مناجات_سیدالشهدا_ع
#شعر_مناجات_امام_زمان_عح
#بهمن_ترکمانی
@hadithashk