کار گناهکاری، دیگر به مو رسیده
در باز کن به رویم، بی آبرو رسیده
از من کسی در اینجا بیچاره تر ندیده
صد شرّ، به من ز نفسِ درّنده خو رسیده
هی سنگ خوردم اما خود را به تو رساندم
این جسم و جان زخمی، با صد رفو رسیده
حرفی بزن دلم را بشکن ضرر ندارد
این بنده به تفاهم، با گفتگو رسیده
پاکم کنید اگرچه، آلوده و خرابم
ای اشک ها بریزید، وقت وضو رسیده
ممنون مادرم که دست مرا گرفته
خیری اگر رسیده، تنها از او رسیده
امشب خدا علی را دنبال ما فرستاد
امشب گدا به حیدر، بی پرس و جو رسیده
آلودگی من را با یاعلی خریدند
این بار هم به داد من ذکر هو رسیده
کاری به کس ندارم، وقتی حسین دارم
هرچند تشنه بودم دستم سبو رسیده
مادر کنار گودال، با قامت خمش گفت؛
حیدر کمک که وقت ذبح گلو رسیده
رضا دین پرور
#رضا_دین_پرور #شعر_مناجات
لینک در سایت 🌹HadithAshk.com🌹
جان به آن لشکری که رو به رویت
پیش رزم تو حکمتی دارند
تو میان نبرد گلچینی
کشته های تو عزتی دارند
#شعر_مدح_حضرت_امیرالمومنین_علی_ع
#امیر_فرخنده
@hadithashk
انبوهی از گناه و تباهی و ظلمتم
از سیرتم خبر بدهد رنگِ صورتم
در رفت و آمدم، وسطِ توبه و گناه
آقا مرا ببخش که این گشته عادتم
همچون مسافری که وطن را نموده گُم
خالی ز قوت و قوّتم و پُر ز غربتم
غربت مرا به کوی تو آورده یا علی
جز تو کسی نمیکند آقا حمایتم
جز تو کسی مرا نخرد ای عزیزِ دل
جز تو به چشمِ آدمیان یک خباثتم
آری! گناه کردهام آقا تمامِ عمر
من را ببخش، دائماً اسبابِ زحمتم
من آمدم به کوی تو با هرچه داشتم
با کبر و شهوت و غضب و با حسادتم
چیزی برای عرضه ندارم به جز گناه
با اندکی امید به اندکْ محبّتم
آقا مرا ببین... بخدا دوست دارمت
گرچه زمین زدهست مرا خوابِ غفلتم
دنبالِ یک نظر ز حسین تو سوختم
سوگند به لباسِ عزایم، به تربتم
#شعر_مدح_حضرت_امیرالمومنین_علی_ع
#عرفان_صبوری
@hadithashk
از ما به تو سلام، مولای مهربان!
ای برکت زمین، ای خیر آسمان!
دیگر گذشتهایم، از خیر این و آن
از طول غیبتت، بر لب رسیده جان
اَلغَوث وَ الاَمان؛ یا صاحِبَ الزَّمان!
تا قلّهی کمال، تنها تویی مسیر
هر دلشکسته را، تنها تویی مُجیر
ای بهترین رفیق، ای بهترین امیر
افتادهام ز پا، دست مرا بگیر
این ذره را به لطف، تا کوی خود رسان
اَلغَوث وَ الاَمان؛ یا صاحِبَ الزَّمان!
میترسم از گناه، از هول محشر و
از آنچه کِشتم و هنگامهی درو
ای وای اگر به من، گویی برو برو
این اشک و نالهی من نزد تو گرو
تا در سیاهی قبرم شوی ضَمان
اَلغَوث وَ الاَمان؛ یا صاحِبَ الزَّمان!
ما را نگاهدار، هم در پناه خود
هم لحظهای مگیر، از ما نگاه خود
جایی بده به ما، در خیمهگاه خود
از ما مکن نهان، رخسار ماه خود
ای ماه پشت ابر، رخساره کن عیان
اَلغَوث وَ الاَمان؛ یا صاحِبَ الزَّمان!
گفتند آدمی؛ یک آه و یک دم است
یک روز در خوشی، یک روز در غم است
هر روز، بی تو بر ما شام ماتم است
جنت بدون تو بر ما جهنم است
تا کی غم فراق؟ تا کی رخت نهان؟
اَلغَوث وَ الاَمان؛ یا صاحِبَ الزَّمان!
دنیای ما تویی، عقبای ما تویی
هر لحظه هر کجا، نجوای ما تویی
در های و هوی شهر، مأوای ما تویی
آگاه از همه غمهای ما تویی
ای رهگشای ما، ما را ز غم رهان
اَلغَوث وَ الاَمان؛ یا صاحِبَ الزَّمان!
شبهای جمعه دل، بیتاب روی توست
چشمان منتظر، در آرزوی توست
ذرّات عالمین، در گفتگوی توست
جویندگان عشق، در جستجوی توست
نزد تو میرسد، نجوای عاشقان
اَلغَوث وَ الاَمان؛ یا صاحِبَ الزَّمان!
شبهای جمعه از گودال قتلگاه
هر لحظه میرسد، آوای اشک و آه
بر خاک کربلا، در خون نشسته ماه
با گریه مادری، آید ز گرد راه
در مقتل پسر، گوید ز عمق جان
اَلغَوث وَ الاَمان؛ یا صاحِبَ الزَّمان!
یا جامعَ الکَلِم! یا مَهدیَّ الاُمَم!
ای وارث حسین! ای صاحب علم!
ای بازوی خدا، از حد گذشته غم
برخیز و کن قیام، دنیاست پر ستم
ای یار! اَلعَجَل! ای یار! اَلاَمان!
اَلغَوث وَ الاَمان؛ یا صاحِبَ الزَّمان!
#شعر_مناجات_امام_زمان_عح
#علی_امینی
@hadithashk
ای نبض زمان شیفته ی قلب حزینت
ای فخر زمین، دشمن صهیون به کمینت
امروز اگر که صف شده لشگر دشمن
العزة لله شده نقش نگینت
#اصغر_چرمی
@hadithashk
کارم شده زِ دوری تو سوختن، بیا
بر این دل شکسته ام آتش مزن، بیا
یعقوب هم به گریه ی من گریه می کند
کنعان به گِل نشست، عزیز وطن بیا
اشک و دلِ کباب و پریشانیِ سحر
تا سَرکشی کنی تو از این انجمن بیا
فَوّاره های ناله ی من تا به عرش رفت
دل را بس است این همه رسوا شدن، بیا
اهل کسا به آمدنت وعده داده اند
اِکسیر جان، عُصاره ی هر پنج تن بیا
اَلغُوث و اَلعَجَل نمی اُفتد دگر ز لب
ای آرزوی قلبیِ هر مرد و زن بیا
سوزن بزن به چاک خطای گذشته ام
تا که ندوختند بر این تن کفن، بیا
صدها اویس تو به قرن کشته می شوند
بهر نجات ما و خصوصاً یمن بیا
چشمم پُر است، منتظر یک تَلنگُر است
با حرف های مانده از آن پیرُهن بیا
دل شد حریم روضه ی عطشان کربلا
در صحن این حُسینیّه، یَابنَ الحَسَن بیا
#شعر_مناجات_امام_زمان_عح
#رضا_رسول_زاده
#مرحوم_رضا_رسول_زاده
@hadithashk
تنها ترین امام زمین ، مقتدای شهر
تنها چه میکنی؟ تو کجایی؟ کجای شهر؟
وقتی کسی برای تو تب هم نمیکند
دیگر نسوز این همه آقا به پای شهر
تو گریه میکنی و صدایت نمیرسد
گم میشود صدای تو در خنده های شهر
دلخوش نکن به "ندبه"ی جمعه ، خودت بیا
با این همه گناه نگیرد دعای شهر!
اینجا کسی برای تو کاری نمیکند
فهمیده ام که خسته ای از ادعای شهر
گاه از نبودنت مثلا گریه میکنند
شرمنده ام! از این همه کذب و ادای شهر
هر روز دیده میشوی اما کسی تو را
نشناخت ، ای غریبه ترین آشنای شهر
جمعه...غروب...گریه ی بی اختیار من
آقا دلم گرفته شبیه هوای شهر
#شعر_مناجات_امام_زمان_عح
#فرزاد_نظافتی
@hadithashk
خودت که شاهدی در خلوتم با خویش میگویم
چگونه از دلت آمد امامت را برنجانی
اگر از داغ هجرانت نمردم، میکُشد من را
همین بار گناهانم، همین حس پشیمانی
حلالم کن برای معصیت های کسی چون من
تمام روز حیرانی، تمام شام گریانی
#شعر_مناجات_امام_زمان_عح
#بهمن_ترکمانی
@hadithashk
حضرت امیرالمومنین علی (ع) میفرمایند
تَرْكُ الذَّنبِ أهْوَنُ مِن طَلبِ التَّوبةِ
گناه نكردن آسانتر از توبه كردن است
زیرا ممکن است انسان پس از ارتکاب گناه، توفیق توبه نیابد و از دنیا برود و یا مانند بسیاری از غافلان توبه را به تأخیر بیندازد. از سویی توبه شرایطی دارد، همانند پشیمانی قطعی از گناه، تصمیم بر ترک در آینده
@hadithashk
فقط ما جمعهها چشم انتظاریم
فقط جمعه برایش بی قراریم
دلیل غیبتش"شاید" همین است...
فقط در روز جمعه "ندبه" داریم
#شعر_مناجات_امام_زمان_عح
#سید_مجتبی_شجاع
@hadithashk
عمری است که مست و مِی پرستم
با ساقی و مِی خراب و مستم
با حضرت مُستطاب ساقی
از روز نخست عهد بستم
جان در تن من مباد روزی
گر رشته ی عهد خود گُسستم
میخانه مراست تکیه گاهی
هر بار به گوشه ای نشستم
هم خُمّ شراب در کنارم
هم جام مِی و سبو به دستم
گر مست و خراب و باده نوشم
کوری حسود و ناز شصتم
هر بار که لب زدم به باده
از قیدِ غمِ زمانه رَستم
در سایه ی تاک در خرابات
من شیشه ی عمر غم شکستم
با این همه عیشِ بس طَربناک
هر چند به باده پایبستم
گفتم به اجل ز باده ی مرگ
راحت کن از این دیار پستم
من خسته از این خراب آباد
دلتنگ ابوتراب هستم
#جواد_کریم_زاده
@hasithashk
از آستانِ جنابات، که بوده دور تر از من؟
ز جادههای نگاهِ تو بیعبور تر از من؟
هزار سال نبودی و ای عجب که روالم..!
به عمرِ خود تو ندیدی کسی صبور تر از من
ز بس که اشکْ خودش را حواله داد به قلبم
نگشته در دو جهان کلبهای نمور تر از من
میانِ شعلهی قلبم، خمیرِ عشق ندارم
بِجُویْ جانِ لطیفی؛ کمی تنور تر از من
بیا که نورِ نگاهت ، «گره»گشاست ز چشمم
در آفرینشِ عالَم، نبوده «کور» تر از من!
#شعر_مناجات_امام_زمان_عح
#عرفان_صبوری
@hadithashk