گیسوی تو بر هر طرفی ریخت دلم ریخت
صد شکر، خدا از گِل تو روی گِلم ریخت
#فقط_حیدر_امیرالمومنین_است
#بهمن_ترکمانی
@hadithashk
به زیر بالش من هست تا ابد کفنی
به شوق آنکه صدا زد فمن یَمُت یَرَنی
#فقط_حیدر_امیرالمومنین_است
#امیر_فرخنده
@hadithashk
ما دلخوشی نداریم ، غیر از حسین گفتن
پس خوشبهحال آنکه ، نام تو را صدا کرد
تا لحظه ی وفاتم ، مدیون مادرم من
دست مرا گرفت و ، در روضهها رها کرد
دنبال دسته هایت ، از کودکی دویدیم
ما را از اهل دنیا ، تیغ علم سوا کرد
خِشت منازلِ ما ، تکیه به پرچمت داد
الطافِ بیرق تو ، این خانه را بنا کرد
سجّادهی نمازم ، دارالشَّفای من شد
مُهری که تربت توست ، درد مرا دوا کرد
دار و ندار مایی ، سرمایه ی گدایی
اشک تو چشم ما را ، مَشکی گرانبها کرد
نوکر برای گریه ، سیری نمی شناسد
شوری اشک هیئت ، ما را خوشاشتها کرد
#عزیزم_حسین_ع
#بردیا_محمدی
@hadithashk
برای مادر خود بی بهانه می گریم
به یاد محسن زهرا زنانه می گریم
برای این غم عظمی حسین می گرید
به اشک سیل خودم بی کرانه می گریم
به یاد فاطمه در شهر هم عزادارم
میان کوچه و مسجد به خانه می گریم
گرفت اگر چه زبان زخم جان فاطمه را
برای آتش و دود و زبانه می گریم
به طعنه گفت نود روز گریه نیست زیاد
شبیه فاطمه از این زمانه می گریم
به ضرب دست عمر هست شاهدم مقداد
برای شدت آن تازیانه می گریم
#شعر_شهادت_حضرت_زهرا_س
#حامد_آقایی
@hadithashk
در پیش من از غربت دلدار مگویید
از مرگ سخن در بر بیمار مگویید
من زار نگشتم که علی زار بماند
از بی کسی یار به آزار مگویید
ای جمعیت زخم تنم لب مگشایید
در پیش علی از در و دیوار مگویید
اینقدر دگر آه نگردید نفسها
با هر سخن از قصه مسمار مگویید
پژمردن من را به بیان نیست نیازی
احوال گل زار به گلزار مگویید
من تاب ندارم که بگریند عزیزان
بر دیده زخمی من از خار مگویید
زخم است فقط صورت و پهلو ،سر و بازو
بسیار مخوانیدش و بسیار مگویید
اصلاً به فدای سر حیدر که شکستم
با دل شده جز عشق به دلدار مگویید
من طاقت شرمندگی یار ندارم
از رفتن من نیز به اظهار مگویید
تا زنده ام از شانه نیفتد علم او
بی لشگری اش را به علمدار مگویید
#فاطمیه
#شعر_شهادت_حضرت_زهرا_س
#موسی_علیمرادی
@hadithashk
خوردی زمین و عرش معلی کبود شد
خورشید تیره شد ، همه دنیا کبود شد
حوریه با نسیم عوض میشود رُخش
آه از دمی که صورت حورا کبود شد
آب است مهر فاطمه ای ساحل کرم
دیدی چگونه پهلوی دریا کبود شد؟
میخواست رد دست نبیند علی و حیف
تا ضربه خورد گفت : خدایا! کبود شد
هروقت میگذشت از آن کوچه ها حسن
میگفت آه صورتش اینجا کبود شد
اصلا خوشی به حضرت زهرا نیامده
چون دلخوشی حضرت زهرا کبود شد
کس از جمال کوچک محسن خبر نداشت
فضه نوشته بود معما کبود شد
#فاطمیه
#شعر_شهادت_حضرت_زهرا_س
#امیر_فرخنده
@hadithashk
حجت اللهِ معظم زهرا!
همه ی حُسنِ مجسم زهرا!
هر پیمبر به نگاهت محتاج..
جان پیغمبر خاتم زهرا
آنکه مولای امامان من است..
کیست غیر از تو در عالم زهرا؟!
ظاهرا رو به خدایم کردم..
باطناً رو به تو کردم زهرا
سجده کردند به آدم در عرش..
کرد سجده به تو آدم زهرا
طعم خرمای نجف از فدک است
هم گدای علیام هم زهرا!
هرکسی خرج تو شد رفت بهشت
هرکسی نه! به جهنم زهرا!
اسم اعظم که همه میخواهند
یک کلام است،همین دم..زهرا!
از شب قدر ْ همین مارا بس
آن تویی قدرِ مسلّم زهرا
درک تو شان کسی چون فضه ست
کیست در باب تو محرم زهرا؟!
ای به قربان زمانی که علی..
شد به دست تو معمم زهرا
خیر تو خرج حسینت میشد!
بانی ماه محرم زهرا!
هیچ از کوچه نگفتی با ما..
بگو از حادثه یککم زهرا
ضربه ی کاری محکم قنفذ!
چادر خاکی درهم زهرا!
بعد از آن سیلی بی رحم چه شد..
شده آن آینه مبهم زهرا!
#فاطمیه
#شعر_شهادت_حضرت_زهرا_س
#سید_پوریا_هاشمی
@hadithashk
روزها می آید و من نیستم
واقعا پیش شهیدان چیستم؟!
کاش می ماندم به پای این سخن
مثل زهرا پای حق می ایستم
#فاطمیه
#شعر_شهادت_حضرت_زهرا_س
#اصغرچرمی
@hadithashk
اگر چه غرق خطا هستم و اگر چه بدم
بجز تو سنگ کسی را به سینه ام نزدم
سرم به سنگ نخورده است، سر به راهم کن
سر مرا بطلب تا نخورده بر لحدم
سوال اگر که بپرسی از اعتقاداتم
فقط محبت ذریهی تو را بلدم
دم نماز رسیدم دم در خانه
که از قنوت نماز تو پُر شود سبدم
ولی علیست ولی بوده ای ولی علی
حدیث قدسی لولاک بهترین سندم
مقام درک وجودت طریق سِیر علیست
تو خالق عدمی و علی امیر عدم
گدای لقمهی نان علی من الازلم
فقیر پشت در خانه ات الی الابدم
اگر تراب قدوم ابوتراب شوم
سپرده ای که کنند از پل صراط ردم
به جز تو هیچکسی نیست شافع برزخ
به لطفِ مِهرِ تو خوب است برزخ جسدم
زمان قحطی اشک آتشم دوچندان است
ببین برای تباکی چقدر در صددم
به سادگی نه که از پشت درب شعله وری
رسیده از تو به من ذکر یا علی مددم
میان روضهی احراق باب و کوچهی تنگ
مرا ببخش که محکم به صورتم نزدم
مسیر خانه به مسجد شده پُر از لاله
مشخص است اذیّت شدی قدم به قدم
کنار جعبهی خیاطی تو گریهکنِ
حصیر کهنهی اهداییِ بنی اسدم
#فاطمیه
#شعر_شهادت_حضرت_زهرا_س
#گروه_شعر_یا_مظلوم
@hadithashk
در ته چاه نفسم افتادم
نرسیده کسی بفریادم
سوختم زیر آفتاب کویر
تشنه ام، گرچه غرق ایرادم
گم شدم، جادهء وصالت کو
مطمئنم نبردی از یادم
شبی از نو، بزن خرابم کن
من فقط با غم تو آبادم
دست من را بگیر، محتاجم
به خدا زیر تیغ صیادم
یا اَبَانا بکش در آغوشم
من گذشتم ز خیر اولادم
هر زمانی گره به کارم خورد
لطف تو آمده به امدادم
کمکم کن ترا بجان علی
از گرفتاریم کن آزادم
با دعایی که فاطمه کرده
باز هم دل به پرچمت دادم
تو به مادر سفارشم بکنی...
پسرش میکند قلمدادم
مادرت پشت در به حیدر گفت؛
خم شدم پای شاخ شمشادم
مُهر نیلی ز مِهر تو خوردم
صورتم سوخت، این هم اسنادم...
کربلا میخ نه! سه شعبهء داغ
میخورد بر گلوی نوزادم
بین آتش حرم که می سوزد
پی خلخالِ پای افرادم
زیر گرمای آفتاب کویر
باز من در کنار اجسادم
#شعر_مناجات_امام_زمان_عج
#فاطمیه
#رضا_دین_پرور
@hadithashk
من در پی درمان درد خود نمیگردم
دردی که زهرا (سلام الله)میدهد مانند درمان است
حتی دمی هم غصه ی نان را نباید خورد
روزی سائل ها اگر دست کریمان است
#یا_زهرا_س
@hadithashk
گفتند درِ خانه ی غیر تو شلوغ است
گفتند ولى رفتم و دیدم خبرى نیست
#عزیزم_حسین_ع
@hadithashk