eitaa logo
حدیث اشک
16.3هزار دنبال‌کننده
177 عکس
263 ویدیو
22 فایل
کانال رسمی سایت"" حدیث اشک"" http://hadithashk.com اینستاگرام: http://instagram.com/hadith_ashk ارتباط با ادمین @pourrajab70 @asgharpoor53 لطفا درخواست تبلیغات نفرمایید پیام رسان بله https://ble.ir/hadithashk تلگرام: http://t.me/hadithashk
مشاهده در ایتا
دانلود
بمان کنار دل زار بچه های خودت که عمر حیدر و آل و علی فدای خودت به چادر تو پناهنده اند ، حتی من که هست چادر خاکیِ تو کسای خودت شنیدن سخن یک نفر قرارم بود که بود جان حسین و حسن صدای خودت دعای خیر تو جان می دهد دو دنیا را دعای مرگ چرا می کنی برای خودت؟ برای رفتن من هم بیا قنوت بگیر که جان اول مظلوم هم فدای خودت به ازدحام ، تو را کشته اند بانویم به مقتلی که یقین بود کربلای خودت به خانه هیزمشان کار نیزه ها را کرد نشسته خونِ تو هر جا به ردپای خودت قراری بعدی ما وقت ذبح فرزندم به قتلگاه بیایم کنار جای خودت @hadithashk
ای ملک جارو به دستِ خانه ات ای خرد درمانده و دیوانه ات خانه هامان شد معطر از دمت عرشِ دنیامان زمین خانه ات ای پرت نازک تر از پروانه هم ای علی هم شمع و هم پروانه ات بس دفاعت از علی مردانه بود بر عدو شد حملهٔ جانانه ات بی سپر رفتی که آن در شد سپر لشکرت شد محسنِ دردانه ات تو زمین خوردی به جانبازی اگر بود آندم سجدهٔ شکرانه ات از زمانی که شدی نیلوفری گشت پژمرده همه گلخانه ات هیچکس قصد ملاقاتی نداشت بود شهر بی وفا بیگانه ات بر دو دستی که پیمبر بوسه زد بس که زد بالا نیامد شانه ات @hadithashk
امشب به بعد غسل و کفن فکر میکنم دارم به بی پناه شدن فکر میکنم مانند گریه های علی سخت جاری‌اند به لخته های روی بدن فکر میکنم خوابید زینب و به حسین آب داده ام به بغض وقت خواب حسن فکر میکنم تو فکر کرده ای به وصال نبی و من به خنده‌ی مغیره به من فکر میکنم خون گلوی محسنم افتاده روی میخ دارم به این عقیق یمن فکر میکنم صحرای کربلاست غم گوش پاره ات گریان به آهوان ختن فکر میکنم @hadithashk
از چه بی من می روی ای جان جان بی من مرو با من از رفتن مگو پیشم بمان بی من مرو نیمه ای از جان من مانده ست ای جان گر روی می رود از تن مرا این نیمه جان بی من مرو سرو بستان ولایت حامی شاه ولا ای کمان قامت بمان از بوستان بی من مرو دائما آیینه ی روی علی بودی که او بیند الطاف الهی را در آن بی من مرو راه تو راه علی بود و کلامت یا علی همسر و همراه و همدل، همزبان بی من مرو با پر و بال شکسته گو چه سان باور کنم مرغ جانم می پرد زین آشیان بی من مرو ای نشان آفرینش علت خلق جهان بی نشان ماند مزارت زین جهان بی من مرو نازنینا، مهربانا بهر فرزندان بمان یا بمان جان علی یا مهربان بی من مرو سوز اشعار جواد از غم حکایت می کند از غمت سوزد دلم ای جان جان بی من مرو @javadkarimzadeh
گدای این درم بنویس زهرا محب حیدرم بنویس زهرا ثواب گریه ام را در عزایت برای مادرم بنویس زهرا @hadithashk
دست بر دیوار گاهی دست بر زانو گرفتی پشت حیدر را شکستی دست بر پهلو گرفتی ای که بستی روی خود را در حضور کور، زهرا من که نامحرم نبودم از چه از من رو گرفتی @hadithashk
ای آشنا به درد علی در وطن بمان خانه شود بدون تو بیت الحزن بمان هستی بهار و دلخوشی این چمن به توست ای‌ تو بهار من مرو از این چمن بمان وقتی که میزنی مژه دلگرم میشوم آرامش علی مرو از پیش من بمان دیدی که من چقدر غریبم ؛ سپاه من پس لااقل تو حرف جدایی مزن بمان از دست تا نرفته؛ تو بگشا دو چشم خویش ترسم زغصه‌ی تو بمیرد حسن بمان بایک اشاره باز شود زخم سینه ات آخر چگونه غسل دهم این بدن بمان فکری‌ به‌ حال‌ِ بی‌کفنی‌ حسین کن از بهر آن شهید بدون کفن بمان @hadithashk
این بار قلم اسیر میخ در شد از اشک، همه مرثیه هایم تر شد دیوار و در و آتش و ضرب مسمار یکباره چرا، نصیب این مادر شد؟ @hadithashk
بر آینه ام سنگ جفا فاش زدند فریاد سرش لشکر فحاش زدند دردی که مرا ، مردن تدریجی بود زهرای مرا دسته ی اوباش زدند @hadithashk
از خون مطهرت کفن رنگین است بر چهره ی خصم لکه ی ننگین است ای ثقل بساط آفرینش... زهرا تابوت سبک ، ولی غمت سنگین است @hadithashk
قبل از آنی که بیاید سائلی در پشت در می نشیند منتظر بانوی محشر پشت در خانه وقتی خانه زهراست، پس هر سائلی بعد دق الباب خندان می شود در پشت در آنقدر از صاحب این خانه احسان دیده بود سجده کرد و اشهدش را گفت کافر پشت در در زدند و با خودش می گفت حتما سائل است باز هم با کیسه نان رفت مادر پشت در در کمال حیرت اما دید بانوی کرم جای سائل آمده اینبار لشکر پشت در در زدند و در زدند و در زدند و در شکست آه شد آغاز، جنگی نا برابر پشت در با غضب شیطان به سوی اهل جنت حمله برد پا نهاد ابلیس بر آیات کوثر پشت در غنچه یاس و هجوم آتش و مسمارِ داغ شد گل نشکفته سادات پرپر پشت در نیست پاسخ همچنان این پرسش تاریخ را از چه بابت رفت فضه جای حیدر پشت در کار دنیا را ببین در رفت و آمدهای خود ناگهان از پا می افتد مرد خیبر پشت در گر هزاران بار برگردد به دنیا باز هم می رود زهرا هزاران بار دیگر پشت در @hadithashk
6.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
‌ در پشتِ درِ خانه‌ی او داد زدند بر مادرمان فاطمه فریاد زدند آتش که گرفت "اُمِّ اَبیها"، لگدی... از روی عِناد و ظلم و بیداد... زدند ‌ ‌ ‌@hadithashk