eitaa logo
حدیث اشک
16.2هزار دنبال‌کننده
177 عکس
263 ویدیو
22 فایل
کانال رسمی سایت"" حدیث اشک"" http://hadithashk.com اینستاگرام: http://instagram.com/hadith_ashk ارتباط با ادمین @pourrajab70 @asgharpoor53 لطفا درخواست تبلیغات نفرمایید پیام رسان بله https://ble.ir/hadithashk تلگرام: http://t.me/hadithashk
مشاهده در ایتا
دانلود
دل از شراب عشقت دل نه پیاله گردد این بذر در هوایت یک روز لاله گردد شادم که روی کاغذ نامم رسد به نامت در باد نامه‌ی من گیرم مچاله گردد شرحی زِ گیسوانت تا مو به مو نوشتم چیزی نگفته دیدم صدها رساله گردد بی دوست دل نیرزد بی عشق دل نباشد گلدانِ خالی از گُل سطل زباله گردد گفتم که دیر گشت و من نیز پیر گشتم گفتند دیدن او باید حواله گردد اما کنار اویی شبها میانِ روضه وقتی که یاد مادر لبریز ناله گردد ای داغدار عالم با تو چه کرده این غم جایی که هر جوان هم هفتاد ساله گردد @badithashk
بعد تو با غمت ای کوثر پرپر چه کنم با غمت ای نفس و حامی حیدر چه کنم بضعه جان نبی بوده ای و جان علی منِ بی جان شده با جان پیمبر چه کنم نیمی از مشکل من بستر خونین تو شد جمع طفلان تو را بر سر بستر چه کنم فاطمه فاطمه یا فاطمه یا فاطمه جان خانه ام پر شده از داغ سراسر چه کنم وقت غسل بدنت فاطمه جان ، جان دادم با تن زخمی و این حالت پیکر چه کنم دیدن میخ درِ خانه شده سخت تر از زخم های احد و غزوه خیبر ، چه کنم گیرم اصلا که ندیدم نوک مسمار ، بگو با ردِ دود و ردِ خون تو بر در چه کنم یاد داری که مکرر به لبم نام تو بود حال روی لب من هست مکرر چه کنم @hadithashk
ای عزیزم ای رفیق نیمه راهم فاطمه شد عزادار غمت عرش خدا هم فاطمه رفتنت ای نور چشمم نور چشمم را گرفت تار میبینم پس از تو ماه را هم فاطمه پشت حیدر گرم بر پیمان یاری تو بود لشکر اسلام ما بودیم با هم فاطمه بعد تو ای همدمم بی همدمم در هر دمم چاه بین نخلها باشد گواهم فاطمه قبر تو تنها نه قبر دختر پیغمبر است دفن شد همراه با تو مرتضی هم فاطمه از پریشان حالی ام شادند این همسایه ها شام می‌خندند بر روز سیاهم فاطمه غربتت با غربتم حالا تماشایی شده مجلس ختم ات نیامد آشنا هم فاطمه زینبت شد روضه خوان و در میان روضه ات زد گریزی بر شهید سر جدا هم فاطمه بوده ای با من همیشه با تو هستم تا ابد با تو می آیم به گودال بلا هم فاطمه پاره پیراهن تو دادی دست زینب ، یا کفن روضه میخواند برای کربلا هم فاطمه @hadithashk
از صورت بانوی حیدر(ع)رنگ‌رفته. آئینه مولا به سویش سنگ رفته. طوری تنش زخمی شده،طوری شکسته. گویا که زهرا(س) جای مولا جنگ رفته. @hadithashk
آیا که شود دوباره زائر باشم. پشت قدم حضرت جابر باشم. تا شامل ((حلّت بفنائک ))بشوم. باید که حبیب ابن مظاهر باشم. @hadithashk
بمیرم من که پرت شکسته بود ناله های اخرت شکسته بود ترکای پیکرت بهم میگفت که غرور پسرت شکسته بود به غمت غم بی تفاوت شده بود درد و ماتم بی تفاوت شده بود به اینی که یک زنو کتک زدن همه عالم بی تفاوت شده بود اونی که حرفای باباتو شنید غصه امروز و فرداتو شنید پشت در لگد میزد به در ولی صدای نفس زدن هاتو شنید باورم نمیشه میلرزه دلم از زمین پا میشی خانوم گلم دستتو بده بهم راه برو بمیرم خانوم بی تعادلم نری که رفیق نیمه راه نشی شبیه علی تو بی پناه نشی یه جوری لگد زدن به در تا که بیشتر از این دیگه پابه ماه نشی با غمت غم به دل خدا زدی مهر مظلومی مرتضی زدی واسه اینکه از خجالت نمیرم توی شعله فضه رو صدا زدی توی کوچمون بگو بخن(د) شده حسنت یه ریز به گریه بند شده بشکنه دستی که توی کوچه ها روی ناموس علی بُلَن(د) شده حسنت مادرو بی جون میبینه داره زیر دست و پا خون میبینه زینبت ، زینبتو دیگه نگم زینبت غصه فراوون میبینه بی پناهم که پناهه فاطمه شده عشق من گناهه فاطمه باید از مدینه جم کنیم بریم شده خونه قلتگاه فاطمه @hadithashk
به اشک و آه شبانه شرابتان دادند به اشتیاقِ حکومت عذابتان دادند فغان که در حق همسایگان دعا کردی ... ولی به ضربه ی سیلی جوابتان دادند @hadithashk
آن دیو که شعله بر دل عالم زد آرامشِ اهلِ خانه را بر هم زد گویند که استغاثه تا عرش رسید ... از بس که درِ شکسته را محکم زد @hadithashk
سوخته بال و پرش، پریشونه خانمی که یه بار شیشه‌ داره می‌گه حالم خوبه ولی پیداس توی عمق صداش کلیشه داره بغض سردی نشسته کنج گلوش پیش حیدر سرش چه پایینه هر چهار_پنج‌تا قدم یک‌بار دس به پهلوش می‌گیره می‌شینه خون و سردرد و اشک و زجر و سکوت آخ بمیرم که کار هر شبشه حالا چن روزه دائما چیزی مث عجل وفاتی رو لبشه غرق درده نمی‌تونه حتی دستشو از رو پهلو برداره مادر آبه اما حتی آب واسه زخم تنش ضرر داره مرتضی بعد فاطمه دیگه میگه درد و دلاشو با چاهی میشه با دیدن علی فهمید مرد هم گریه میکنه گاهی مرد هم گریه می‌کنه گاهی حتی وقتی که والی‌الولیه حتی وقتی امیر خیبره و حتی وقتی که حیدره، علیه @hadithashk
آب وضوی عرشیان اشک عزای فاطمه ست دست گدایی ملک سوی عطای فاطمه ست به طاق عرش بسته شد اگر که بیرق حسین حسین و بیرق و علم تحت لوای فاطمه ست اگر که میخوریم نان اگر نفس شده روان صفای قلب شیعیان هم ز دعای فاطمه ست اشک روان نمی‌شود مگر به اذن حضرتش شور و نوای نوکران سوز و نوای فاطمه ست عطا شده بهشت حق تمام بر وجود او خلق شده جهان اگر ، فقط برای فاطمه ست به خاک پای او زنم بوسه به عزت و شرف بهشت عاشقان همه تربت پای فاطمه ست ولایت علی اگر حصن حصین شیعه شد حصن حصین انبیا تحت ولای فاطمه ست ناله و اشک مرتصی اگر به چاه می‌رود ناله و اشک دیده اش ز ناله های فاطمه ست @hadithashk
از همان روز تو از زندگیت سیر شدی بعداز آن واقعه کوچه حسن پیر شدی غم عالم به دلت آمد و دلگیر شدی مادرت خورد به دیوار و صدا زد پسرم تو نظاره گر آن صحنه و تصویر شدی سعی تو بود سپر باشی ولی حیف نشد از همان روز تو از زندگیت سیر شدی یاس حیدر نفسش حبس شدو خورد زمین و تو هم در کف آن کوچه زمینگیر شدی لعنتی بر سر ناموس علی نعره که زد به گمانم وسط معرکه تحقیر شدی تو چهل سال فقط روضه مادر خواندی به روایت گر آن کوچه تو تفسیر شدی @hadithashk
به یک نگاه تو بیدار می شود دل من به یک کرشمه گرفتار می شود دل من برای درک حضور تو ای گل نرگس همیشه راهی گلزار می شود دل من به شوق دیدن روی تو صبح آدینه رفیق دیدۀ بیدار می شود دل من چه اشتیاق عجیبی چه حالتی دارد سحر که منتظر یار می شود دل من بیا که از غم هجر تو یا اباصالح! اسیر غصه ی بسیار می شود دل من سرور دل به ظهور تو بستگی دارد بیا که بی تو عزادار می شود دل من غروب جمعه که دل ها همیشه می گیرد ز هر چه غیر تو بیزار می شود دل من به یاد غربت یاس علی که می گریم قسم به لاله سبکبار می شود دل من قسم به چشم پر اشک حسن در آن کوچه که خون ز قصۀ مسمار می شود دل من حدیث هیزم و در, چون به خاطرم آید شبیه چشم تو خونبار می شود دل من @hadithashk