eitaa logo
حدیث اشک
16.3هزار دنبال‌کننده
177 عکس
264 ویدیو
22 فایل
کانال رسمی سایت"" حدیث اشک"" http://hadithashk.com اینستاگرام: http://instagram.com/hadith_ashk ارتباط با ادمین @pourrajab70 @asgharpoor53 لطفا درخواست تبلیغات نفرمایید پیام رسان بله https://ble.ir/hadithashk تلگرام: http://t.me/hadithashk
مشاهده در ایتا
دانلود
افتاده ی راه عشق را یاری کن در فتنه ی روزگار دینداری کن چشمت که به ذریه ی زهرا افتاد ذکر صلوات بر لبت جاری کن @hadithashk
اللَّهُمَّ اسْقِنَا الْغَيْثَ ، وَ انْشُرْ عَلَيْنَا رَحْمَتَكَ بِغَيْثِكَ الْمُغْدِقِ مِنَ السَّحَابِ الْمُنْسَاقِ لِنَبَاتِ أَرْضِكَ الْمُونِقِ فِي جَمِيعِ الْافَاقِ . خدایا! ما را به باران سیراب کن و رحمتت را به باران پُر آب و فراوان بر ما گسترش بخش؛ از ابری که برای گیاه زیبای زمینت در تمام ناحیه‌ها و اطراف سوق داده شده. بخشی از دعای ۱۹ صحیفه سجادیه @hadithashk
چادر خاکی زهرا بوی عصمت می‌دهد با حیایش بر گدا درس نجابت می‌دهد او زن است اما به واقع مردها را اسوه است بر محبش نام او حس شهامت می دهد رتق و فتق کارهای روضه دست مادر است بر هر آنکس که بخواهد برگ دعوت می‌دهد عطر چای روضه از عطر حضور مادر است چای روضه علتش این است لذت می دهد تا که فرصت می‌شود بر کار خانه می‌رسد بر کنیران لطف دارد استراحت می‌دهد در حساب فاطمه یک قطره دریا می‌شود بر کم ما گریه کن ها اوست برکت می دهد می‌شود در روز محشر بر همه قدرش عیان تا امیرالمؤمنین بر ناقه حرکت می‌دهد @hadithashk
یادت به خیر همسر مشکل گشای من رخت عزای توست تن بچه های من دیدی که روزگار چه آورد بر سرم شد ذوالفقار بعد تو زهرا عصای من @hadithashk
458.2K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
حتی دمی هم غصه ی نان را نباید خورد روزی سائل ها اگر دست کریمان است @hadithashk
باز هم کوچه و شبی تاریک کوچه ای تنگ و خاکی و باریک کوچه و حسرت و دلی پر آه نیمه شب ، یاد تو و نور ماه قدم آهسته می روم دیدار مردم شهر خواب و من بیدار آمدم فاطمه ، منم حیدر باز کن درب خانه را دیگر منکه دلخوش به خاک و یک سنگم بهر دیدار توست ، دلتنگم فاطمه جان سلام ، احوالت بهتری همسرم؟ چشد حالت؟ مرغ عشقم پریدی از لانه منزلم بی تو شد عزاخانه رفتی و بی تو روز من شب شد نیمه جان علی ، بر این لب شد دشمن بی حیا مرا سب کرد راستی فاطمه، حسین تب کرد حسنت هی نگاه بر در کرد زینبم چادر تو را سر کرد سر سجاده ی تو غوغا شد لب زینب به درد دل وا شد اشک چشمش مثال یک رود است خانه داری برای او زود است گفت از چه رخش شده نیلی نکند خورده مادرم سیلی؟ مادرم را تو بردی از خانه؟ چه کسی موی من کند شانه؟! خانه بی او دگر پر از غم شد تو بگو از چه قد او خم شد؟ فاتح خیبر از چه بنشستی؟! کی توان بست دست تو ، دستی! حسنت خیره می شود بر در گاه بر سینه می زند گه سر گاه شب تا به صبح بیدار است از مدینه و کوچه بیزار است زیر لب گفت واقعا بد شد دستش از روی قد من رد شد مادرم نقش بر زمین گردید بی حیا دور مادرم چرخید او صدا زد بیا حسن جانم کمکم کن که سخت بی جانم حرفی از کوچه با پدر نزنی جلوی او دگر به سر نزنی هرچه باشد حسن خودش مرد است کوه غیرت ، پر از غم و درد است فاطمه نور عالمینی تو ذکر روی لب حسینی تو از فراقت بهانه می گیرد مجلسی بین خانه میگیرد زانویش را به سینه اش دارد مثل ابر بهار می بارد همنشینش شده گل یاست می نشیند کنار دستاست گندم و آسیاب میبیند او تو را هم به خواب میبیند مویه هایی که از ته دل کرد اشک او خاک خانه را گل کرد بی تو من بی شکیب میمانم بی تو ، تنها ، غریب می مانم کاش میشد به خانه برگردی با تو میکرد ، حیدر همدردی کاش میشد که باز ، میماندی سوره ی نصر را تو میخواندی این زمانه عجیب نامرد است بی تو این خانه تا ابد سرد است فاطمه ، بی تو بی قرارم من بی تو بی هم کلام و یارم من فاطمه ، چاره ی علی صبر است خانه ی بی تو بهر من قبر است @hadithashk
غروب قتله گاه تو غروب عمر خواهر شد خبر بردند قاصدها که زینب بی برادر شد کنار جسم تو قاتل به خنده آب مینوشد فقط من تشنه ام اینجا فقط چشمان من تر شد به روی حنجرت خنجر ، کشید اما نمی برّد به سنگی خنجرش را زد که تیغ شمر لب پر شد گمانش را نمیکردم ذبیحا بالقفا باشی همین که سر رسیدم من، بمن گفتند بی سر شد!! همان سینه که عمری بوسه باران پیمبر بود برای سبّ بابایم برای شمر منبر شد لباست را درآورد و تو را عریان رهایت کرد دل مادر ز دست قاتلت خیلی مکدّر شد @hadithashk
7.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يا اَبا عَبْدِاللّهِ وَ عَلَى الاَْرْواحِ الَّتى حَلَّتْ بِفِنآئِكَ عَلَيْك مِنّى سَلامُ اللّهِ اَبَداً ما بَقيتُ وَ بَقِىَ اللَّيْلُ وَ النَّهارُ وَلا جَعَلَهُ اللّهُ اخِرَالْعَهْدِ مِنّى لِزِيارَتِكُمْ اَلسَّلامُ عَلَى الْحُسَيْنِ و عَلى عَلِىِّ بْنِ الْحُسَيْنِ وَ عَلى اَوْلادِ الْحُسَيْنِ وَ عَلى اَصْحابِ الْحُسَيْن. @hadithashk
حسین رحمت خداست خدایا زما مگیر این رحمت جلی که جلا می دهد به دل @hadithashk
‌ ما که خود را به یَمِ عشق تو انداخته‌ایم دل به یک تارِ نخِ پرچم تو باخته‌ایم روزها چای زغالی تو را لب زده‌ایم سرِ شب کوچه‌ای از سینه‌زنی ساخته‌ایم دم به دم هر دم‌مان "فاطمه یا فاطمه" است عمر را در طلب عشق تو پرداخته‌ایم بُلبُلان در هوس عیش مدام‌اند ولی ما در این روضه، عزادار چونان فاخته‌ایم مادری گفت که عُشّاق! بیایید به کار سوی این قافله با شور و شَرَر تاخته‌ایم باز توفیق شد و خادمِ این خیمه شدیم لطف زهراست که این خیمه برافراخته‌ایم ‌ ‌ @hadithashk
گرچه دارد نور را همواره کتمان می‌کند بر حقیقت آخرش تاریخ إذعان می‌کند یک نفر مانند نوح از راه می‌آید ولی قصه برعکس است اینجا، نوح طوفان می‌کند یک نفر عیسی تر از عیسی می‌آید آخرش آن مسیحا هر مسیحی را مسلمان می‌کند مادری که خانه‌اش را عده‌ای آتش زدند یک پسر دارد که دنيا را گلستان می‌کند @hadithashk
جان مَشوب است و ظاهرم آشوب ظاهرم را بسوز و جان برکوب حدّ من نیست که شوم طالب شأنِ تو نیست که شوی مطلوب دود شد قصه‌ی قرابتمان همچو آتش که می‌رسد بر چوب دوری از تو یقیناً آسان نیست با فراقت چه می‌کند ایّوب؟ خضر، قولِ تو داده بر یوسف بر تو گرییده روز و شب یعقوب همچو گَنجی ولی نمی‌گُنجی در سماع و قیاس و در اسلوب در پی کشفِ اوجِ تو ، همگان در تلاش‌اند و جملگی مغلوب هیچ گامی نمی‌‌زند "سالک" ره به جایی نمی‌برد "مجذوب" @hadithashk