eitaa logo
حدیث اشک
16.3هزار دنبال‌کننده
178 عکس
264 ویدیو
22 فایل
کانال رسمی سایت"" حدیث اشک"" http://hadithashk.com اینستاگرام: http://instagram.com/hadith_ashk ارتباط با ادمین @pourrajab70 @asgharpoor53 لطفا درخواست تبلیغات نفرمایید پیام رسان بله https://ble.ir/hadithashk تلگرام: http://t.me/hadithashk
مشاهده در ایتا
دانلود
‌ ما که خود را به یَمِ عشق تو انداخته‌ایم دل به یک تارِ نخِ پرچم تو باخته‌ایم روزها چای زغالی تو را لب زده‌ایم سرِ شب کوچه‌ای از سینه‌زنی ساخته‌ایم دم به دم هر دم‌مان "فاطمه یا فاطمه" است عمر را در طلب عشق تو پرداخته‌ایم بُلبُلان در هوس عیش مدام‌اند ولی ما در این روضه، عزادار چونان فاخته‌ایم مادری گفت که عُشّاق! بیایید به کار سوی این قافله با شور و شَرَر تاخته‌ایم باز توفیق شد و خادمِ این خیمه شدیم لطف زهراست که این خیمه برافراخته‌ایم ‌ ‌ @hadithashk
گرچه دارد نور را همواره کتمان می‌کند بر حقیقت آخرش تاریخ إذعان می‌کند یک نفر مانند نوح از راه می‌آید ولی قصه برعکس است اینجا، نوح طوفان می‌کند یک نفر عیسی تر از عیسی می‌آید آخرش آن مسیحا هر مسیحی را مسلمان می‌کند مادری که خانه‌اش را عده‌ای آتش زدند یک پسر دارد که دنيا را گلستان می‌کند @hadithashk
جان مَشوب است و ظاهرم آشوب ظاهرم را بسوز و جان برکوب حدّ من نیست که شوم طالب شأنِ تو نیست که شوی مطلوب دود شد قصه‌ی قرابتمان همچو آتش که می‌رسد بر چوب دوری از تو یقیناً آسان نیست با فراقت چه می‌کند ایّوب؟ خضر، قولِ تو داده بر یوسف بر تو گرییده روز و شب یعقوب همچو گَنجی ولی نمی‌گُنجی در سماع و قیاس و در اسلوب در پی کشفِ اوجِ تو ، همگان در تلاش‌اند و جملگی مغلوب هیچ گامی نمی‌‌زند "سالک" ره به جایی نمی‌برد "مجذوب" @hadithashk
یا ام البنین(س) پس از زهرا نمیبینی زنی را اینچنین باشد زنی اینگونه هم پای امیرالمؤمنین باشد قدم بگذاشت در بیت علی فخر کلابیه که مفهوم جدیدی از ادب روی زمین باشد شده بانوی این خانه ولی چشمی ندید اصلا سر یک سفره با اولاد زهرا همنشین باشد اگر ام الاسد خوانند او را؛این روا باشد ولی میخواست نام او فقط ام البنین باشد شجاعت را به فرزندان خود چون شیر میداده که ام الغیرت و ام الادب،شیر آفرین باشد ابالفضلم!همیشه سید و مولا بخوان او را کسی را که ز نسل رحمه للعالمین باشد علمداری که در باران تیر علقمه داده دو دستش را که دستان خدا در آستین باشد سروده چارپاره در عزای کربلا اما هنوز از خیسی چشم عروسش شرمگین باشد به جای چار فرزندی که در کرببلا داده بنا شد در کنار چار امامش همنشین باشد تویی بانو نخستین سفره دار داغ عاشورا که تا محشر قیام کربلا با تو عجین باشد اگر چه مادرم زهرا نشد اما خدا را شکر برای من همین بس مادرم ام البنین باشد  عباس جواهری رفیع لینک در سایت 🌹HadithAshk.com🌹
یا ام البنین(س) باغبانی وبه بار آمده ات حاصل ها حاصلت چیست به گلشن جز ابوفاضل ها مادران راپسران است وتو هم امِّ بنین همچوابناء تو نبوَدبه همه منزلها نسب اش هاشمی وباب الحوائج به لقب بانگاهی کند آسان همه ی مشگلها لحظه ای کی زحسین ابن علی غافل بود ساقی کرببلا،دشمن دل غافلها عبدصالح که بوَدصحبت زهدوکرمش همچومردانگی اش نَقل همه محفلها زانویش پلهگه محمل زینب بنمود تافرودآید بانوی پریشان دلها چوامان نامه دهندش که کند ترک حسین خط بُطلان بکشد بر ورق باطلها لبِ دریاو لبِ تشنه ی ساقی عجبا گم شداز موجِ نگاهش همه ی ساحلها مادرا امِّ بنین جان بفدای یلِ تو که زعشقش همه دیوانه شوند عاقلها ودودستی که جدا شد زتن و لیک هنوز خیره مانده ست برآن،چشم همه سائلها  جواد کریم زاده لینک در سایت 🌹HadithAshk.com🌹
مهربان و همدم و مادرترین نامادری مهربان و همدم و مادرترین نامادری آبرویی یافت از ام البنین، نامادری بعد زهرا و خدیجه بس که او پُر مهر بود بر مسلمانان شد
ام‌المؤمنین” نامادری 

بچه ها وقتی پریشان‌حال مادر می‌شدند 

شانه می‌زد موی آنهارا همین نامادری 

آنقَدَر بانو محبت داشت قطعا تا ابد 

مادر دنیا نمی‌آرد چنین نامادری 

دست مادرها به سوی اوست تا رزقی دهد 

بر رکاب مادران گردد نگین نامادری 

چارتا نوکر برای چار زهرازاده داشت 

آفریده نوکران مه جبین نامادری 

هم خدا و هم رسول و فاطمه دم میدهند 

آفرین و آفرین و آفرین نامادری 

فاطمه در کربلا شاهد ولیکن در بقیع 

روضه ها میخواند با صوتی حزین نامادری 

می‌کُشد مارا دم 
وَیْلِی عَلَى شِبْلِی” او روضه میخواند از عمود آهنین نامادری فاطمه چون روی منبر روضه خوانی می‌کند وقت روضه می‌نشیند بر زمین نامادری من بهشتم زیر پای اوست، از بس مادر است دست من را می‌کشاند پای دین نامادری  احمد ایرانی نسب لینک در سایت 🌹HadithAshk.com🌹
ز ناله تو در آمد فغان بى خبران ز ناله تو در آمد فغان بى خبران چه کرد گریه تو با قلوب رهگذران به پرسش تو جوابى نداده است کسى بگو مگر که چه پرسیده اى ز همسفران همینکه پیش تو نام از حسین مى آرند دوباره مى کند آتشفشان غم فوران به آفتاب مدینه بیا و عادت کن که بر سر تو دگر نیست سایه پسران کسى تو را دگر ام البنین خطاب نکرد نداشت فایده اما محبت دگران ز بچه هاى تو اصلا رباب دلخور نیست مباش آخر عمرى از این جهت نگران  یاسین قاسمی لینک در سایت 🌹HadithAshk.com🌹
امّ سقا خدا چون دید آن لب تشنگان بیت دریا را تفضل کرد بر ساقی کوثر امّ سقا را خدا شیر آفرینان را کند دمساز با شیران کند ام البنین روشن تنور بیت زهرا را دخیل چادرش هستند مادرهای این عالم که سر کرده‌ست این زن چادر ام‌ابیها را کدامین زن لیاقت داشت در عقد علی باشد علی که سه طلاقه کرده بود آن روز دنیا را برادرهای یوسف میپرستیدند یوسف را اگر ام البنین میپروراند آن یازده تا را من این ام البنین را کمتر از مریم نمیدانم اگر مریم نباشد که نمی‌آرد مسیحا را جزاک الله یا ام البنین با این اباالفضلت چه خوش درس وفا دادی یل خوش قد و بالا را سرش را تکه تکه داد روی نیزه تا دشمن نگیرد معجر زینب سلام الله علیها را وحید عظیم پور لینک در سایت 🌹HadithAshk.com🌹
شب روضه ست شب روضه ی یک روضه بگیر شب روضه ست شب روضه ی یک روضه بگیر شب یک لطمه زن و‌گریه کن و مادر پیر شب یک شیرزنی که همه اولادش شیر شب یک گریه کن روضه ی جانسوز حصیر مثل باران که ببارد به زمین گریه کنید گریه کن ها همه بر ام بنین گریه کنید کیست این مادر دلخون که دلش دریا بود همسر و هم نفس و همقدم مولا بود مادر ماه بنی هاشمیان سقا بود بهترین جایگزین بعد غم زهرا بود ولی آنروز که شد همسر سلطان عرب باسرافتاد دم خانه به پای زینب باسرافتاد ادب کرد ثباتش دادند رتبه ی بی بدلی درخور ذاتش دادند ون درآن ظلمت شب آب حیاتش دادند باابالفضل علمدار براتش دادند عوض طوف حسن طوف اباعبدالله صاحب چارپسرشد سه ستاره یک ماه لحظه‌ای فکر نمیکرد که جای زهراست درک میکرد که این خانه سرای زهراست گرشده بانوی این خانه دعای زهراست معتقد بود غبار کف پای زهراست تاکمر پیش علی قامت خود تا میکرد مثل زهرا به علی، فاطمه در وامیکرد فاطمه بود همین نام شد افکارسرش فاطمه بود همین نام شد آزار سرش گفت یکروز به مولا غم و پندار سرش گفت این نام شده بار دل و بارسرش فاطمه کاش خطابم نکنید ای آقا تا نیفتند یتیمان تو یاد زهرا گفت باشیرخدا دور سرت میگردم بادوچشمم به طواف بصرت میگردم مثل پروانه به شمع جگرت میگردم دور تو دختر تو دو پسرت میگردم سجده ی شکر گذارم عزیزم کردند بر در خانه ی خورشید کنیزم کردند گفت این را و به طفلان خودش هم آموخت پای اولاد علی باپسرانش افروخت با چنین کار بسرچادر عزت را دوخت شمع شد تادم آخر همه دیدند که سوخت پسرانش همه در کرب و بلا سردادند غصه ای برجگر پرپر مادر دادند راوی از دست جداگفت فقط گفت حسین راوی از فرق دوتا گفت فقط گفت حسین راوی از تیرجفا گفت فقط گفت حسین راوی از جمجمه ها گفت فقط گفت حسین وا حسین وای حسین بود دم آخر او هرچه از علقمه گفتند نشد باور او  مجتبی صمدی شهاب لینک در سایت 🌹HadithAshk.com🌹
ام البنین شدم که شوم یاور حسین ام البنین شدم که شوم یاور حسین گل پرورش دهم بشود پرپر حسین قصدم نبود اینکه شوم مادر حسین هستند دختران علی در بر حسین هستند مثل فاطمه در باور حسین شد شاملم دعای سحرهای فاطمه روشن شدم به نور قمرهای فاطمه تاج سر منند گهرهای فاطمه اولاد من کجا و پسر های فاطمه هستند هر چهار پسر نوکر حسین شرمنده ام نشد سپر مجتبی شوند قسمت نبود زودتر از این فدا شوند حالا بناست راهی دشت بلا شوند حتی اگر که تک تک شان سرجدا شوند جای گلایه نیست، فدای سر حسین جریان گرفته اند کنار ابوتراب از آل هاشم اند نه قوم بنی کلاب اصلا نیاز نیست به ترس و به اضطراب عباس من شده به علمداری انتصاب او هست یک تنه همه ی لشکر حسین عهدی است بین ام بنین و خدای خود غیر از رضای دوست نخواهم برای خود من دل نبسته ام به دل بچه های خود اصلا حسین و زینب و کلثوم جای خود عباس من فدای علی اصغر حسین هرچند او دگر پسر خویش را ندید غمگین نبود ازینکه اباالفضل شد شهید دق کرد بعد از آنکه به او این خبر رسید: بودند دیو و دد همه سیراب و می مکید خاتم ز قحط آب، علی اکبر حسین کارش دگر نشستن در آفتاب شد آب زلال در نظر او مذاب شد شرمنده ی نگاه غریب رباب شد از اینکه هم قبیله ی شمر است، آب شد رو میگرفت نزد دو تا خواهر حسین  علی ذوالقدر لینک در سایت 🌹HadithAshk.com🌹
اُمُّ‌الشهید ای سفره‌دار، سفره‌ی اعیانی‌ات قبول اُمُّ‌الشهید، لشکرِ قربانی‌ات قبول ای مشکِ چشم‌های تو نذرِ لبِ حسین ای آسمان، زیارتِ بارانی‌ات قبول گفتند از خسوفِ قمر، باورت نشد حیران ماهِ علقمه!، حیرانی‌ات قبول ای روضه‌خوانِ چار مزارِ خیالی‌ات! اُمُّ‌البقیع!، تعزیه‌گردانی‌ات قبول چادر به سر کشیده‌ای و زار می‌زنی ای کوهی از وقار، پریشانی‌ات قبول شمعِ مزارِ کیستی ای مادر قمر؟ شب‌گریه‌های شامِ غریبانی‌ات قبول فریاد داشت سوزِ دَمت رو به دشمنت: ای امتِ رسول، مسلمانی‌ات قبول!  رضا قاسمی لینک در سایت 🌹HadithAshk.com🌹
یا ام البنین(س) سوگند به فرزند های راستینش گشتیم و پیدا نیست در عالم قرینش همراه زهرا مرتضی هم آفرین گفت بر دامن پاک ابالفضل آفرینش از نور حیدر گشته روشن آسمانش از نور ساقی می شود روشن زمینش او را بخوان دارا تر از دارا ترین ها ما را بخوان مستضعفِ مستضعفینش عباس برده دست بر دامان این زن عالم اگر روزی خورد از آستینش بین تمام کنیه هایی که نوشتند جان ها فدای کنیه ی ام البنینش  شهریار سنجری لینک در سایت 🌹HadithAshk.com🌹