جهان تاریک بود آنروز که آدم پدید آمد
به جان بوالبشر پیک خدا با این نوید آمد
پس از تو میرسد پیغمبری با حسن القابی
و از او میشود ایجاد دّرِ ناب و نایابی
زنی پاکیزه دامان مثل مريم ، مادرش گردد
زمین هم تا زمان باقیست بر گرد سرش گردد
پدر فخر بشر باشد و قرآن است اعجازش
و آن دُرّی که میگوییم گردد بال پروازش
کتاب انبیا را برد خالق صفحه ی آخر
محمد شد نبی و شد امین حضرت داور
پیمبر را عربها بی پِی و بی جوهرش خواندند
رسید آنروز که مردم تمامی ابترش خواندند
نبود و این نبودن غصه ی آقای عالم شد
و آمد شد طبیب و نسخه ی درمان هر غم شد
بهشت ایجاد شد با مقدم صدیقه اطهر
نفسهای نفیس فاطمه شد جان پیغمبر
شریعت زنده شد با یک نفس از کوثر هستی
ز جان فاطمه جان یافت روح و پیکر هستی
میان شام مکه فاطمه چون ماه پیدا شد
چه اعجازی ، که زهرا کوثر و ام ابیها شد
ندیده قبل از این زن این جهان معصومه بانویی
نبیند مثل زهرا چشم این منظومه ، بانویی
وجودش مثل نور است و به شب زائل نخواهد شد
پس از او سوره ای با نام زن نازل نخواهد شد
جهان آباد شد چون فاطمه آمد به بازارش
جهان در گردش و او مرکز ثابت به پرگارش
پیمبر هر زمان از کاروان جنگ می آمد
به صد شوق و شتابان سوی او دلتنگ می آمد
می آمد تا ببیند علت ایجاد هستی را
می آمد تا ببوسد پینه های آن دو دستی را
که چرخ آسیاب خانه اش چرخ زمان بوده
و از نور نمازش روشنی تا آسمان بوده
زنی هرگز نخواهی دید او کفو علی باشد
پیمبر زاده و دلداده ی شخص ولی باشد
تمام آبها مهریه اش گردید و آبش شد
پدر فخر بشر گردید و او هم فخر بابش شد
زنی چون او نخواهی دید بر دوشش علم باشد
و مام یازده نام بلند و محترم باشد
زنی هرگز نخواهی دید مادر بر پدر گردد
زنی هرگز نخواهی دید کوثر بر پدر گردد
زنی که از همه زنهاست برتر ، بلکه بالاتر
زنی که میشود از جلوه خورشید زهراتر
زنی که با نخی از چادرش جبریل بالا رفت
و شاید هم نبی با یاد او تا عرش اعلا رفت
زنی که دائما با مجتبی حرف از کرم میزد
و گاهی از عطای صحن و ایوان و حرم میزد
نیامد هیچ زن در دین که مکتب آفرین باشد
زنی هرگز نخواهی دید زینب آفرین باشد
زنی که صبر و ایثار و وفا آموخت بر زینب
زنی که جامه حجب و حیا را دوخت بر زینب
زنی که تا ابد دارد بشر بر گرده دینش را
ز مهرش منع کردند آنزمان لعل حسینش را
ولی آمد دوباره فاطمه با جلوه ای دیگر
و باز اعجاز شد زهرا ، ولی با چهره ای دیگر
بلی زینب به جای مادرش بی واهمه مانده
و این یعنی که روحش رفته راه فاطمه مانده
#پس از زهرا که همسر بر امیرالمومنین باشد
#پس از او که رکاب چرخ را مثل نگین باشد
#برای مرتضی که مرشد روح الامین باشد
#روا باشد که همسر ، فاطمه ، ام البنین باشد
#شعر_ولادت_حضرت_زهرا_س
#یا_ام_البنین_مددی
#داریوش_جعفری
با توجه به عدم اطلاع از سالروز ولادت حضرت ام البنین س بر این باورم که خوب است بعد از نام حصرت صدیقه س نامی هم از این بانو در روز مادر به عنوان مادر خانه امیرالمومنین ع برده شود
ان شاءالله مورد قبول واقع شود
@hadithashk
خلقت بنا شد بر اساسِ نورِ او، یعنی-
شورِ خلایق آمده از شورِ او، یعنی-
باشد عوالم مجریِ دستورِ او، یعنی-
جبریل هم بوده فقط مأمورِ او، یعنی-
-آنکه فراتر از کلام و شعر و قافیّهست
اُمّ ابیها حضرتِ زهرایِ راضیّهست
سرمنشاءِ خیرِ کثیرِ سورهیِ کوثر
رو میزند دریا به دستِ لطفِ او یک سَر
در پیشِ پایش عشق هم زانو زده دیگر
ارزش گرفته از وجودش واژهیِ مادر
رزقِ همه با یک نگاهِ او مشخص شد
از لطفِ او بوده، اگر مادر مقدَّس شد
گفتند نامش را به ابر و ابر، باران شد
قطعا سلیمان با نگاهِ او سلیمان شد
خواندیم نامش را ثوابش، ختمِ قرآن شد
با چادرش حتی یهودی هم مسلمان شد
سرچشمهیِ نورِ هدایت حضرتِ زهراست
منظومهِی نور است، او انسیّة الحوراست
تسبیح، حیران است از اذکارِ تسبیحش
مشکل گشایی کردن از ما کارِ تسبیحش
شد معجزه کوچکترین آثارِ تسبیحش
سِرّی خداوندیست در اسرارِ تسبیحش
دانه به دانه، دانهیِ تسبیح سرمستش
مانند تسبیحش، امورِ خلق در دستش
طبقِ روایت، علت پیدایش دنیاست
توصیف، شد حیرانِ او از بس که بیهمتاست
حَیِّ علی خیرِالعمل، صدّیقهیِ کبریست
او حجتُ اللهِ علی کُلِّ حُجَج زهراست
اوصافِ او بالاتر از حدِّ سخن باشد
فرموده رب العالمین، سرمشقِ زن باشد
نامش برای قلبهای خسته تسکین است
مضمونِ نابِ شعر نه!، صدرِ مضامین است
مدیونِ ایثار و جهادش، ساحتِ دین است
اصلا تمام حرفِ زهرا تا ابد این است
غیر از علی بر حلقهیِ خاتم نگینی نیست
مردم، به جز حیدر امیرالمومنینی نیست
#شعر_ولادت_حضرت_زهرا_س
#علی_گلچین_پور
@hadithashk
امروز سحاب رحمت حق بارید
شد نسل محمدی پس از او جاوید
محبوب ترین مادر عالم زهراست
تا کور شود هر آنکه نتواند دید
#شعر_ولادت_حضرت_زهرا_س
#اصغر_چرمی
@hadithashk
طی شد زمستان و بهار اندر عیان آمد
امشب تمام علت خلق جهان آمد
آمد بدنیا آنکه عزت داد دنیا را
حق با نبی بود و بشارت داد زهرا را
فرمود حق، با او، که نوری بی نظیر آید
از نسل تو یا مصطفی خیری کثیر آید
روشن کنم از نور او کل فلق ها را
بر سر در عرشم بکوبم نام زهرا را
از تا رو پود چادرش حبل المتین سازم
از خلقت نوریش هم حصن حصین سازم
این عالم پیر است که باید جوان گردد
چله نشینی کن که حق بر تو عیان گردد
می آید آنکه حاصل چل شب مناجات است
هم مادر باباست او، هم مام سادات است
هفت آسمانم را ز خاک پاش میسازم
هان ای رسولان بشنوید این است آغازم
وقتش رسیده رو کنم اعجاز خلقت را
وقتش رسیده تا کنم اتمام حجت را
ای ابتران کور دل محشر به پا کردیم
احمد بفرما ما به تو کوثر عطا کردیم
کوثر بخوان که شان او بالاتر از بالاست
در بین معصومین رهبر دخترت زهراست
او صابره او طاهره ، از هر بدی دور است
نور علی نور علی نور علی نور است
نخل ولایت ریشه در خاک درش دارد
او یازده نور مبین زیر پرش دارد
درهای جنت با حضورش باز میگردد
صور قیامت با دمش آغاز میگردد
عصمت بدون فاطمه معنا نمیگردد
بی اذن او امروز هم فردا نمیگردد
پیش از زمین و آسمان نورش هویدا شد
از نور او در آسمان خورشید پیدا شد
از مقدمش لاهوتیان سر در گریبانند
در محضر او انبیا طفل دبستانند
عرش برین را بین به دنبال خودآرائیست
شوق نماز شکر احمد هم تماشائیست
زهرا حکومت میکند بر عالم بالا
حوراترین انسان بُوَد انسان ترین حورا
توصیفِ سرالله، سر خلقت زهراست
نون نبی در امتداد نور اعطیناست
سائل شده مبهوت، از آن حُسنِ اخلاقش
تا که لباس بخت خود را کرده انفاقش
این حوریه، در بین خلق الله در صدر است
فرموده صادق درکِ او درکِ شب قدر است
در هر بلا اِستادگی یعنی خود زهرا
زن زندگی آزادگی یعنی خود زهرا
با دشمنان بیگانگی یعنی خود زهرا
دور علی پروانگی یعنی خود زهرا
باید که تیغی در میان کفر و دین باشد
چون هستی اش نذر امیرالمؤمنین باشد
او پا به پای رهبرش در هر کجا بوده
تسلیم امر حق، به هر دردی رضا بوده
لحظه به لحظه مست از قالو بلا بوده
بنیانگذار نهضت کربُبلا بوده
در کربلا تاثیر او هر گوشه پیدا بود
کرب و بلا یک جلوه از طوفان زهرا بود
پای امام خویش او جانانه میجنگید
با دشمن مولاش او خصمانه میجنگید
در معرکه پای ولی مستانه میجنگید
زن بود اما پای حق مردانه میجنگید
زینب به دشت کربلا میراثدارش بود
او قوت آن گامهای استوارش بود
ما عاشقان راه حق، الگویمان زهراست
مانند زهرا هم خدا در باور ماهاست
آری همان زهرا که روحش روح قرآنیست
شاگرد درس مکتبش سردار لبنانیست
از فاطمه باید بیاموزیم غیرت را
در عرصه میدان بیاموزیم نصرت را
زهرا نشان داده است، راه استقامت را
او یادمان داد است یاریه امامت را
در کوچه ها پیمان بیعت با علی می بست
زهرا شهیده شد، ولی نامش همیشه هست
کشتی دین در راه حق پهلو نمیگیرد
او رفت، اما نام او هرگز نمیمرد
#شعر_ولادت_حضرت_زهرا_س
#حسین_محمدی
@hadithashk
حضرت زهراسلام الله علیها می فرمایند:
همیشه خدمتگزار مادر باش زیرا بهشت زیر پای مادران است.
عوالم العلوم.ص ۹۱۰
ما سرورمان تویی بفرماچه کنیم؟
تاج سرمان تویی بفرماچه کنیم؟
گفتی که همیشه خدمت مادر کن..
ما مادرمان تویی بفرماچه کنیم
#مادر
#شعر_ولادت_حضرت_زهرا_س
#سید_مجتبی_شجاع
@hadithashk
در جود و کرم زبانزدی یا زهرا
محتاج تو هستم، مددی یا زهرا
هر بار، که بیمار و گرفتار شدم
تو زود سراغم آمدی یا زهرا
#شعر_ولادت_حضرت_زهرا_س
#علی_ذوالقدر
@hadithashk
فاطمه ای علت و بهانه ی خلقت
خلق تو بر آفرینش آمده علت
علت خلق جهان و عالم هستی
در نظر خالقت به معنی غایت
مرغ خیال ار پرد به قله ی لولاک
پی برد آنجا ز هستی ات به نهایت
مدح تو را کرده ذات حی تعالی
وه که چه نیکو نموده ات به مداحت
نیست مگر در حدیث قدسی لولاک
حق ز تو فرمود در مقام جلالت
حق به رسولش چنین خطاب بفرمود
از پی اثبات مرتبت و کمالت
کای شرف الانبیا رسول مکرم
ای که تو را داده ام مقام رسالت
عشق تو بودی به دل که خلق نمودم
جمع سماوات را به شوق جمالت
گر که نبد در دلم محبت حیدر
خلق کجا مینمودمت ز عنایت
یا که نبد در دل ار محبت زهرا
خلق تو و مرتضی نبود مشیت
پیشتر از خلقت جهان که تو بودی
بیشتر از عالمی به سجده و طاعت
نطق فصیح تو چون فصاحت قرآن
معنی نهج البلاغه ای به بلاغت
بندگی ات خود هماره سیر الی الله
سنجش معیار تو ست طوع و عبادت
فاطمه ای نور کل و نورا علی نور
فاطمه ای نور و ای پدیده ی عصمت
فاطمه ای مظهر جمال الهی
فاطمه ای معنی کمال حقيقت
نور تو راز رموز خلقت انسان
نور تو سر چشمه حیات طبیعت
نور تو نور بهشت و عرش و سماوات
موجب ایجاد لطف و مهر و محبت
نور تو نور خدای حی تعالی ست
ای متعالی ترین تعالی خلقت
مرتبت عالی تو دخت نبوت
منزلت غالی تو کفو ولایت
هم که شوی بر رسول ام ابیها
هم که علی جان دهد به شوق وصالت
شان تو بالاتر از مراتب ادراک
هم که مقام تو بوده مام امامت
جایگه تو همیشه مادر سادات
بوده مقابل به ساحت احدیت
هم که نشیند سحرگهان به تماشات
هم که کند دم به دم جمال تو رویت
هم که روان بیندت چو کوثر جاری
هم که فضیلت طراودت ز فضیلت
هم که ز تنهایی اش برون شده باشد
هم متجلی شود ز نور تو وحدت
مادر گیتی نزاد و چون تو نزاید
دختر پیغمبر و زنی به مثالت
لم یلدم بسته لب وگرنه بگویم "
دخت خدایی تو ای ملیکه ی جنت
#شعر_ولادت_حضرت_زهرا_س
#جواد_کریم_زاده
@hadithashk
گر فتنه و غم فکر شکستم باشد
دائم پی نابودی هستم باشد
سوگند به تو اهل نجاتم زهرا...
تا ریشه ی چادر تو دستم باشد
#حضرت_زهرا_س
#سید_مجتبی_شجاع
@hadithashk
هميشه در نظرم آب سهم سادات است
چرا كه مِهر شما هست و از مهمات است
خداى كعبه گواه است مدح تو بانو..
فقط نه شعر كه عيناً خود مناجات است
طلوع نور رُخت آنچنان جهانگير است
كه غرق حيرت تو موج نور مشكات است
به سينهى احدى دست رد نخواهى زد
تو رو زمين بزنى؟ نه..از محالات است
چه دخترى... به پدر هم تو مادرى كردى
عجيب نيست...كه كار شما كرامات است
من و تصور درک مقام تو؟ هيهات...
زمين به يُمن قدومت پُراست از بركات
ز پُرس و جوى قيامت معاف يعنى تو
على تو و تو على... اعتلاف يعنى تو
به بارگاهِ خياليتان شدم مُحرم
قسم به مضجع تو اعتكاف يعنى تو
چنان كه مرتبهات صدر سر بلندان است
به معنى كلمه ، كوهِ قاف يعنى تو
خدا دميده به روح تو از وجود خودش
به احتساب همين پس عفاف يعنى تو
نشد كه از تو بگويند شاعران زيرا
نبود واژهى در خور...كلاف يعنى تو
بهشت هستى و عطر معطرى دارى
هميشه حال و هواى مطهرى دارى
هميشه در همهى عمر سرورى كردى
سخن درست بگويم... پيمبرى كردى
هميشه نان يتيمان شهر را پختى
براى جمع يتيمان تو مادرى كردى
نماز خواندى و جبريل محو تو اما
به سجدهات زِ خداوند دلبرى كردى
تويى كه پاى ولايت گذشتى از جانت
و پاى حيدر كرار حيدرى كردى
كه گفته است كه زخمىِ كوچهها شدهاى؟
تو را زدند وليكن دلاورى كردى..
تو ساكن ملكوتى زِ عقل ما دورى
تو نور و نورٌ على نور و خالق نورى
نبردهايم به جز خانهات گدايى را
به سر نداشتهايم جز شما هوايى را
شنيدهام كه در آن چند روز آخرىات
به غير مرگ نداشتى به لب دعايى را
تو فكر رفتن و مولا به فكر تنهايى..
خدا نصيب نگرداند اين جدايى را
به سينه غصهى محسن تو را زِ پا انداخت
ولى به گوش شنيدى خودت صدايى را..
صدا، صداى غريبياست پاى يک نيزه
رُباب و زمزمههاى لاى لايى را...
ز نالههاى دلش آه آه مىريزد
شبيه برگ خزان گاه گاه مىريزد
#شعر_ولادت_حضرت_زهرا
#آرمان_صائمی
@hadithashk