طی شد زمستان و بهار اندر عیان آمد
امشب تمام علت خلق جهان آمد
آمد بدنیا آنکه عزت داد دنیا را
حق با نبی بود و بشارت داد زهرا را
فرمود حق، با او، که نوری بی نظیر آید
از نسل تو یا مصطفی خیری کثیر آید
روشن کنم از نور او کل فلق ها را
بر سر در عرشم بکوبم نام زهرا را
از تا رو پود چادرش حبل المتین سازم
از خلقت نوریش هم حصن حصین سازم
این عالم پیر است که باید جوان گردد
چله نشینی کن که حق بر تو عیان گردد
می آید آنکه حاصل چل شب مناجات است
هم مادر باباست او، هم مام سادات است
هفت آسمانم را ز خاک پاش میسازم
هان ای رسولان بشنوید این است آغازم
وقتش رسیده رو کنم اعجاز خلقت را
وقتش رسیده تا کنم اتمام حجت را
ای ابتران کور دل محشر به پا کردیم
احمد بفرما ما به تو کوثر عطا کردیم
کوثر بخوان که شان او بالاتر از بالاست
در بین معصومین رهبر دخترت زهراست
او صابره او طاهره ، از هر بدی دور است
نور علی نور علی نور علی نور است
نخل ولایت ریشه در خاک درش دارد
او یازده نور مبین زیر پرش دارد
درهای جنت با حضورش باز میگردد
صور قیامت با دمش آغاز میگردد
عصمت بدون فاطمه معنا نمیگردد
بی اذن او امروز هم فردا نمیگردد
پیش از زمین و آسمان نورش هویدا شد
از نور او در آسمان خورشید پیدا شد
از مقدمش لاهوتیان سر در گریبانند
در محضر او انبیا طفل دبستانند
عرش برین را بین به دنبال خودآرائیست
شوق نماز شکر احمد هم تماشائیست
زهرا حکومت میکند بر عالم بالا
حوراترین انسان بُوَد انسان ترین حورا
توصیفِ سرالله، سر خلقت زهراست
نون نبی در امتداد نور اعطیناست
سائل شده مبهوت، از آن حُسنِ اخلاقش
تا که لباس بخت خود را کرده انفاقش
این حوریه، در بین خلق الله در صدر است
فرموده صادق درکِ او درکِ شب قدر است
در هر بلا اِستادگی یعنی خود زهرا
زن زندگی آزادگی یعنی خود زهرا
با دشمنان بیگانگی یعنی خود زهرا
دور علی پروانگی یعنی خود زهرا
باید که تیغی در میان کفر و دین باشد
چون هستی اش نذر امیرالمؤمنین باشد
او پا به پای رهبرش در هر کجا بوده
تسلیم امر حق، به هر دردی رضا بوده
لحظه به لحظه مست از قالو بلا بوده
بنیانگذار نهضت کربُبلا بوده
در کربلا تاثیر او هر گوشه پیدا بود
کرب و بلا یک جلوه از طوفان زهرا بود
پای امام خویش او جانانه میجنگید
با دشمن مولاش او خصمانه میجنگید
در معرکه پای ولی مستانه میجنگید
زن بود اما پای حق مردانه میجنگید
زینب به دشت کربلا میراثدارش بود
او قوت آن گامهای استوارش بود
ما عاشقان راه حق، الگویمان زهراست
مانند زهرا هم خدا در باور ماهاست
آری همان زهرا که روحش روح قرآنیست
شاگرد درس مکتبش سردار لبنانیست
از فاطمه باید بیاموزیم غیرت را
در عرصه میدان بیاموزیم نصرت را
زهرا نشان داده است، راه استقامت را
او یادمان داد است یاریه امامت را
در کوچه ها پیمان بیعت با علی می بست
زهرا شهیده شد، ولی نامش همیشه هست
کشتی دین در راه حق پهلو نمیگیرد
او رفت، اما نام او هرگز نمیمرد
#شعر_ولادت_حضرت_زهرا_س
#حسین_محمدی
@hadithashk
حضرت زهراسلام الله علیها می فرمایند:
همیشه خدمتگزار مادر باش زیرا بهشت زیر پای مادران است.
عوالم العلوم.ص ۹۱۰
ما سرورمان تویی بفرماچه کنیم؟
تاج سرمان تویی بفرماچه کنیم؟
گفتی که همیشه خدمت مادر کن..
ما مادرمان تویی بفرماچه کنیم
#مادر
#شعر_ولادت_حضرت_زهرا_س
#سید_مجتبی_شجاع
@hadithashk
در جود و کرم زبانزدی یا زهرا
محتاج تو هستم، مددی یا زهرا
هر بار، که بیمار و گرفتار شدم
تو زود سراغم آمدی یا زهرا
#شعر_ولادت_حضرت_زهرا_س
#علی_ذوالقدر
@hadithashk
فاطمه ای علت و بهانه ی خلقت
خلق تو بر آفرینش آمده علت
علت خلق جهان و عالم هستی
در نظر خالقت به معنی غایت
مرغ خیال ار پرد به قله ی لولاک
پی برد آنجا ز هستی ات به نهایت
مدح تو را کرده ذات حی تعالی
وه که چه نیکو نموده ات به مداحت
نیست مگر در حدیث قدسی لولاک
حق ز تو فرمود در مقام جلالت
حق به رسولش چنین خطاب بفرمود
از پی اثبات مرتبت و کمالت
کای شرف الانبیا رسول مکرم
ای که تو را داده ام مقام رسالت
عشق تو بودی به دل که خلق نمودم
جمع سماوات را به شوق جمالت
گر که نبد در دلم محبت حیدر
خلق کجا مینمودمت ز عنایت
یا که نبد در دل ار محبت زهرا
خلق تو و مرتضی نبود مشیت
پیشتر از خلقت جهان که تو بودی
بیشتر از عالمی به سجده و طاعت
نطق فصیح تو چون فصاحت قرآن
معنی نهج البلاغه ای به بلاغت
بندگی ات خود هماره سیر الی الله
سنجش معیار تو ست طوع و عبادت
فاطمه ای نور کل و نورا علی نور
فاطمه ای نور و ای پدیده ی عصمت
فاطمه ای مظهر جمال الهی
فاطمه ای معنی کمال حقيقت
نور تو راز رموز خلقت انسان
نور تو سر چشمه حیات طبیعت
نور تو نور بهشت و عرش و سماوات
موجب ایجاد لطف و مهر و محبت
نور تو نور خدای حی تعالی ست
ای متعالی ترین تعالی خلقت
مرتبت عالی تو دخت نبوت
منزلت غالی تو کفو ولایت
هم که شوی بر رسول ام ابیها
هم که علی جان دهد به شوق وصالت
شان تو بالاتر از مراتب ادراک
هم که مقام تو بوده مام امامت
جایگه تو همیشه مادر سادات
بوده مقابل به ساحت احدیت
هم که نشیند سحرگهان به تماشات
هم که کند دم به دم جمال تو رویت
هم که روان بیندت چو کوثر جاری
هم که فضیلت طراودت ز فضیلت
هم که ز تنهایی اش برون شده باشد
هم متجلی شود ز نور تو وحدت
مادر گیتی نزاد و چون تو نزاید
دختر پیغمبر و زنی به مثالت
لم یلدم بسته لب وگرنه بگویم "
دخت خدایی تو ای ملیکه ی جنت
#شعر_ولادت_حضرت_زهرا_س
#جواد_کریم_زاده
@hadithashk
گر فتنه و غم فکر شکستم باشد
دائم پی نابودی هستم باشد
سوگند به تو اهل نجاتم زهرا...
تا ریشه ی چادر تو دستم باشد
#حضرت_زهرا_س
#سید_مجتبی_شجاع
@hadithashk
هميشه در نظرم آب سهم سادات است
چرا كه مِهر شما هست و از مهمات است
خداى كعبه گواه است مدح تو بانو..
فقط نه شعر كه عيناً خود مناجات است
طلوع نور رُخت آنچنان جهانگير است
كه غرق حيرت تو موج نور مشكات است
به سينهى احدى دست رد نخواهى زد
تو رو زمين بزنى؟ نه..از محالات است
چه دخترى... به پدر هم تو مادرى كردى
عجيب نيست...كه كار شما كرامات است
من و تصور درک مقام تو؟ هيهات...
زمين به يُمن قدومت پُراست از بركات
ز پُرس و جوى قيامت معاف يعنى تو
على تو و تو على... اعتلاف يعنى تو
به بارگاهِ خياليتان شدم مُحرم
قسم به مضجع تو اعتكاف يعنى تو
چنان كه مرتبهات صدر سر بلندان است
به معنى كلمه ، كوهِ قاف يعنى تو
خدا دميده به روح تو از وجود خودش
به احتساب همين پس عفاف يعنى تو
نشد كه از تو بگويند شاعران زيرا
نبود واژهى در خور...كلاف يعنى تو
بهشت هستى و عطر معطرى دارى
هميشه حال و هواى مطهرى دارى
هميشه در همهى عمر سرورى كردى
سخن درست بگويم... پيمبرى كردى
هميشه نان يتيمان شهر را پختى
براى جمع يتيمان تو مادرى كردى
نماز خواندى و جبريل محو تو اما
به سجدهات زِ خداوند دلبرى كردى
تويى كه پاى ولايت گذشتى از جانت
و پاى حيدر كرار حيدرى كردى
كه گفته است كه زخمىِ كوچهها شدهاى؟
تو را زدند وليكن دلاورى كردى..
تو ساكن ملكوتى زِ عقل ما دورى
تو نور و نورٌ على نور و خالق نورى
نبردهايم به جز خانهات گدايى را
به سر نداشتهايم جز شما هوايى را
شنيدهام كه در آن چند روز آخرىات
به غير مرگ نداشتى به لب دعايى را
تو فكر رفتن و مولا به فكر تنهايى..
خدا نصيب نگرداند اين جدايى را
به سينه غصهى محسن تو را زِ پا انداخت
ولى به گوش شنيدى خودت صدايى را..
صدا، صداى غريبياست پاى يک نيزه
رُباب و زمزمههاى لاى لايى را...
ز نالههاى دلش آه آه مىريزد
شبيه برگ خزان گاه گاه مىريزد
#شعر_ولادت_حضرت_زهرا
#آرمان_صائمی
@hadithashk
شُکوهِ عرشِ مُعلایی ،شَمیمِ جنتِ اَعلایی
صدایِ بارشِ بارانی، تویی که شوکتِ دریایی
چراغِ جمعِ اِمامانی، فقط تو حُجتِ ایشانی
چقدر تابشِ امروزی، چقدر تابشِ فردایی
فَرایِ فهم و خیالاتی، تو نورِ نورِ سماواتی
بگو که ظاهرِ خورشیدی، بگو که زُهره و زهرایی
به خاکِ زیرِ قدمهایت، ملائکند که مینازند...
وَ گفته است خدا اَحسنت، به این اُبهتِ طوبایی
تویی که مالکِ افلاکی، تو آسمانی و بَر خاکی
تمامِ مَطلبِ لولاکی، تویی تویی تو به تنهایی
به پُشتِ خانهٔ تو عمریست نشسته حضرتِ میکاییل
به این امید که با دستت، دوباره سُفره بیارایی
تمامِ رزقِ خلائق را، تنورِ خانهٔ تو داده
کفیلِ خَلقِ خدایی و زعیمِ خلقتِ دنیایی
حیا تویی که در این دنیا ، برایِ آدمِ نابینا...
حجاب میکنی و پیشش، بدونِ حُجب نمی آیی
جزایِ روزِ جزا با تو ،جزایِ قدر و قضا با تو
حسابِ شیعه لِذا با تو، که بهترینِ قضایایی
تو یک کتابِ قطوری که، به یک قصیده نِمیگُنجی
تو و خدایِ جهان هرگز، نِمی شَوید شناسایی
#شعر_ولادت_حضرت_زهرا_س
#مهدی_قربانی
@hadithashk
اگرچه این همه لکنت نشسته روی زبانم
به وصف حضرت زهرا بناست واژه برانم
کسی که سوره ی کوثر به او شده است مسخّر
کسی که ام ابیهاست را بگو چه بخوانم؟
بیان عصمت روحش، فهیم شان و شکوهش
علی است، من چه بگویم؟ علی است، من چه بدانم؟
جهان به گردش دستاس او به رقص در آمد
عجیب نیست اگر من چنین پر از هیجانم
خدا کند که کمی آرد از کناره بریزد
به ریزه خواری او حاضر است سفره ی نانم
چنان عجین شده عشقش به قطره قطره ی خونم
که حرف او بشود، تند می شود ضربانم
مرا نمی شود از او به هیچ حیله جدا کرد
شبیه شب پره ام که به سوی نور روانم
به زخم ریخت نمک را، همانکه سوخت فدک را
بگو بسوزد از اینکه گدای حضرتشانم
مرا به تلخی دنیا نیاز نیست به حلوا
مدیح حضرت حورا شده است رزق دهانم..
#شعر_ولادت_حضرت_زهرا_س
#سیده_تکتم_حسینی
@hadithashk