eitaa logo
حدیث اشک
16.4هزار دنبال‌کننده
180 عکس
266 ویدیو
22 فایل
کانال رسمی سایت"" حدیث اشک"" http://hadithashk.com اینستاگرام: http://instagram.com/hadith_ashk ارتباط با ادمین @pourrajab70 @asgharpoor53 لطفا درخواست تبلیغات نفرمایید پیام رسان بله https://ble.ir/hadithashk تلگرام: http://t.me/hadithashk
مشاهده در ایتا
دانلود
گنبدت عاشق ترم کرده خبر داری خودت؟ بین ما افتاده یک پرده خبر داری خودت؟ بس که از دوری تو بر این در و آن در زده عاشقت دِق کرده و مُرده خبر داری خودت؟ @hadithashk
سلام‌ ای وجود خدا را نشانی سلام ای که‌ روزی‌رسان جهانی بزرگی‌ که‌ طاووس‌ِ اهل‌ِ جَنانی بیابان نشینی که عرش‌ آشیانی تو مافوق توصیف‌و شرح و بیانی که تو صاحب‌الامر و صاحب‌زمانی سلام ای‌که در ماورای کمالی محمّد جمالی و حیدر جلالی تو مثل حسین‌وحسن بی مثالی تو موزون‌ترین جلوه‌ی اعتدالی یگانه دلیل قوام جهانی که تو صاحب‌الامر و صاحب‌زمانی توهادی تومَهدی تو نورُالهُدایی تو عینُ‌الحَیاتی تو روحُ‌البقایی تو هم کُنیه با خاتم الانبیایی ابوالقاسمی خاتم‌الاوصیایی تو کهف‌حصینی تو خطّ امانی که تو صاحب‌الامر و صاحب‌زمانی تو آن عُمرِ پُر برکتِ جاودانی که‌وقت سخاوت سر از آسمانی به ظاهر شبیه چهل‌ سالگانی به چشم‌ انتظاریِ رُکنِ یمانی به اعجاز حق تا همیشه جوانی که تو صاحب‌الامر و صاحب‌زمانی به قرآن قسم که تو قرآن مایی تو در اصل آن اصل‌ِایمان مایی تو در اِحتجاجات بُرهان مایی چه بهتر از اینکه‌پدرجان مایی؟ تو مارا به نان و نوا می‌رسانی که تو صاحب‌الامر و صاحب‌زمانی چه‌فیضی‌ست خدمتگزار تو بودن به هر قیمتی پای کار تو بودن خراب تو گشتن دچار تو بودن هواییِ یک‌دم کنار تو بودن بُوَد وصل تو لذّتِ جاودانی که تو صاحب‌الامر و صاحب‌زمانی (من‌از عهدِآدم‌ تورا دوست دارم) به‌کعبه به‌زمزم تورا دوست دارم به اشک محرّم تورا دوست دارم امام زمانم تو را دوست دارم شده عشق ما و تو چه داستانی! که تو صاحب‌الامر و صاحب‌زمانی مُریدم مُریدم تو هستی مُرادم گدایی تو هست از سر زیادم سگی‌روسیاهم به پات اوفتادم و قلاده‌ام را به دست تو دادم تو هرجا بخواهی مرا می‌کشانی که تو صاحب‌الامر و صاحب‌زمانی سوال‌من این‌است الان کجایی ؟ تو در مکّه‌ای یا که در کربلایی؟ بگو در نجف یا که در سامرایی؟ و یا در جوار امام‌ِ رضایی؟ دمی را به سهله دمی جمکرانی که تو صاحب‌الامر و صاحب‌زمانی توآن حاضرِ غایب از چشمِ‌ مایی که مثل علی وقت جلوه نمایی به یک طُرفةُالعین در هر کجایی تو در کوه رَضوی و یا ذی‌طُوایی بمیرم نبینم که بی خانمانی که تو صاحب‌الامر و صاحب‌زمانی دعا می‌کنم تا بیایی به زودی به پایان رسد این جدایی به زودی به‌عشّاق صورت‌گشایی به زودی و با تو شوم کربلایی به زودی دو خط هم برایم تو مقتل‌ بخوانی که تو صاحب‌الامر و صاحب‌زمانی شد آن‌دم که گودال دریای نیزه به پهلوی شَه باز شد پای نیزه زدند آن‌قدر نیزه هِی جای نیزه و آخر سرش رفت بالای نیزه تو خونخواه سالار لب‌تشنگانی که تو صاحب‌الامر و صاحب‌زمانی @hadithashk
الا که بوی بهشت خدا بُوَد بویَت خدا کند که ببینم جمالِ دلجویت تو کیستی ؟ تو همان پادشاهِ حُسن و جمال وَ مَن؟... رَعیّت سُکنا گُزیده در کویَت به این اُمید که دور از تو لحظه ای نَشَوَم گره زدم دل خود را به طُرِّه ی مویَت هزار مرتبه شکرِ خدایِ عَزَّوَجَل که سر پناهِ دلم شد هِلالِ اَبرویت مرا بگیر در آغوشِ خویش ، جانِ حُسین ز دستِ معصیت آقا ، دَویدِه ام سویَت   (یونس) @hadithashk
به عشق او گهر می سفتم ای کاش و شب با یاد او می خفتم ای کاش رسد روزی که با افسوس گویم.. همیشه یا علی می گفتم ای کاش @hadithashk
شکر لله که شدم من ز محبان علی جان مادر پدرم باد به قربان علی شیر با مهر علی داد به من مادر و گفت که حلالت پسرم باش به فرمان علی ای که گفتی ز ازل تا به ابد حیدریم باش تا روز ابد بر سر پیمان علی شیعه از روز ازل هست غدیری منشش گر خورد لقمه ای از سفره احسان علی لعنت حق به کسانی که نمک را خوردند ناسپاسان که شکستند نمکدان علی من غلامی ز غلامان غلام علی ام کاش در رتبه شوم من ز غلامان علی سر و سامان من بی سر و سامان وقتی است که شوم در به در و بی سر و سامان علی خاک نعلین علی گر شوم این چشمان را می نهم بر قدم قنبر و سلمان علی افتخار دگرم این که به مژگان روبم خاک صحن و حرم و گنبد و ایوان علی شده ام مست میِ خوشه ی انگور ضریح تا کنم مستی در حلقه ی مستان علی هر کجا کار دلت خورد گره می بایست سر به پایش نهی و دست به دامان علی کسر شانش تو بدان هر چه غلوّ در شعر است که خدا مدح علی کرده به قرآن علی این همه شهد و شکر کز دهنم می ریزد ذکر جانم علی و جانم علی، جانِ علی کرد مولا مددم تا که به گرد گل او نغمه خوانش شوم و مرغ ثنا خوان علی @hadithashk
اُمّ کلثومم و غم های دلم ممتد شد راه شادی ز فراق تو به سویم سد شد کی رود از نظرم وقتِ وداع از گودال حرمله خنده زد و گریه‌ی من بی حد شد نحر حلقوم تو را گر چه ندیدم اما بد بریدند سرت را و برایم بد شد هلهله بود و سواران همه در پاکوبی وایِ من اسب ز روی تنِ عریان رد شد دخترت اشهد خود زیر لگدها می‌خواند آه از اَشهد او خون به دل اَشهد شد دخترت کعبه ی امّید دل عشّاق است سنگ از بس زدنش او حجرالاسود شد @hadithashk
آداب عشق از تو ندارد ادیب تر محبوبه ی حبیبِ خدایِ حبیب تر اخت الحسین ، خواهر عباس ، ای غیور منظومه ی شمس و قمر ، ای نجیب تر تو خیر مطلقی و فلانی ست شرِّ محض پیوند نداشت خوب تر و نانجیب تر بانو کریمه ای ، کرمت خرج دین شده یک زن چنان خدیجه ای اما قریب تر قرآنِ روی طاقچه یعنی تو و حسن تقصیر ماست ، از حسنی تو غریب تر دو خواهرید ، دو آینه ی روبروی هم مصداق انعکاس شکیب و شکیب تر دستان التیام بر اندوه زینبی ای از طبیب اهل حرم هم طبیب تر بستی کمر به غیرت زهرایی آن دمی که شد هوای خشک طف از عطر سیب ، تر از روی تل ، شانه به شانه به خواهرت دیدی که گشت صورت خدالتریب ، تر دیدی کشان کشان ته گودال بردنش دیدی ز خون شاه شده پای شیب ، تر دیدی هر آنچه را که ام البنین شنید دیدی کنار علقمه قبری عجیب تر @hadithashk
در اين دنيا در آن دنيا جهاندار ام كلثوم است غريبيم و براي ما كس و كار ام كلثوم است پس از مادر پس از بابا شده پروانه ي خواهر قسم خوردم به ايثارش فداكار ام كلثوم است قلم شرمنده شد از او بدهكارم به نامش هم ز هر كس كه شبيه من طلبكار ام كلثوم است خديجه فاطمه زينب خلاصه ميشود در او عزادار عزادار عزادار ام كلثوم است علم يك لحظه هم حتي نمانده بر زمين زيرا پس از عباس نام آور علمدار ام كلثوم است شده در شام عاشورا پرستار همه زينب براي حضرت زينب پرستار ام كلثوم است نفس در سينه ها مانده همين كه او رجز خوانده كسي كه خطبه ميخواند علي وار ام كلثوم است هزاران روضه را ديده نيفتاده ولي از پا كسي كه چشم اش از گريه شده تار ام كلثوم است... @hadithashk
تمام عمر همراه عقیله خواهری کردی پس از مادر تمام عمر خود را مادری کردی نوشتند از جهالت ، نورتان را همسرِ ظلمت تو ای خورشید با نور خودت روشنگری کردی به غیر از زینب این توفیق تنها رزق تو بوده که بعد از خاتم پیغمبران ، پیغمبری کردی ز بندِ ابرهای تیره هم، خورشید میتابد به هنگام اسیری نیز بانو سروری کردی صدا ها را شکستی با صدای خطبه های خود یهودیها همه دیدند فتحی خیبری کردی شبیه اشک آن ابری که طوفان میکند بر پا به تیغ مرثیه های حماسی، حیدری کردی من ذره کجا و شعر گفتن از تو ای خورشید تو ای خورشیدِ بیتِ ،وحی ذره پروری کردی @hadithashk
اینگونه که پای امامت پای کاری ثابت شده با مادرت فرقی نداری رفتی یزید و تاج و تختش را بکوبی رفتی دمار از روزگارش دربیاری از طرز خطبه خواندنت فهمید دشمن غیر از خدا از هیچ کس ترسی نداری نامت به ذهنم می‌رسد هرجا که باشد حرف از نجابت استقامت بردباری اینجا گدایان خانه ات را می‌شناسند پیچیده که مثل حسن جان سفره داری محتاج تر از من به خاک پای تو نیست اینبار زر را لطف کن بر بی عیاری گفتند اما هیچ کس باور نکرده تاریکی از خورشید کرده خواستگاری باید به پای روضه هایت مرد اما از ما نمی‌آید به غیر از گریه کاری قدر تمام کربلا روی دلت غم اندازه‌ی یک کاروان تو داغداری با گریه هایت گریه می‌کردند حتی نامردهای شام چون ابر بهاری قربانی تو جور شد تا گفت عباس: غصه مخور خواهر تو هم عباس داری یاد سر افتاده از نیزه میفتی وقتی سر سجاده ات سر می‌گذاری ای کاش چشم روزگارت کور می‌شد تا که نبیند ناقه ی عریان سواری.. @hadithashk