قالَ الإمامُ الهادى عليه السلام:
اَلعُقُوقُ يُعَقِّبُ القِلَّةَ ويُؤَدّى إِلَى الذِّلَّ
ةِ.
امام هادی عليه السلام فرمود:
نافرمانى پدر و مادر كمبود را به دنبال دارد و به خـوارى مى كشـد
[بحار، ج 74 ، ص 84.]
#امام_هادی_ع
#حدیث
@hadithasbk
هرچند اجل یکسره بالای سرت بود
شمشیر کشیدند، ولی بال و پرت بود
دور و بر تو نیزه و شمشیر و سنان! نه
رفتی تو غریبانه، ولیکن پسرت بود
#شعر_شهادت_حضرت_هادی_ع
#اصغر_چرمی
@hadithashk
به وقت جامعه خواندن، خدا خدا کردی
صدا صدای تو بود و مرا دعا کردی
از آن زمان که زمانش دقیق یادم نیست
مرا به حسرت شش گوشه مبتلا کردی
قسم به وسعت صحن تو می خورم آقا
که بغض بال و پرم را فقط تو وا کردی
شبیه قبه ی خون خداست گلهای
اجابتی که تو از گنبدت عطا کردی
زبانزد است و فراوان گدای سامرا
کریم ! دور و برت را پر از گدا کردی
مفسران قَدَر را به عجز و لابه کشید
زیارتی که تو غوغا، در آن به پا کردی
تو با "بکم فتح الله"و با "بکم یختم "
چه رازهای نهانی که بر ملا کردی
عدو شود سبب خیر اگر خدا خواهد
عدو سبب شد و از نو حرم بنا کردی
شنیده ام که تو را هم به «بزم می» بردند
و با ملامتشان ختم ماجرا کردی!
به یاد روضه ی چوب و لب و شراب و یزید
رواق صحن دلت را تو کربلا کردی
صدای وا عطشایت چرا جگرسوز است
مگر به جد غریب خود اقتدا کردی؟!
#شعر_شهادت_حضرت_علی_النقی_ع
#شعر_شهادت_حضرت_هادی_ع
#محمدموحدی
@hadithashk
خبر کردند غمها را بلا را
خبر کردند شام گریهها را
خدایا میبرند امشب سر دوش
میان سامرا کرب و بلا را
درون سینهها دردی مقیم است
چه خاکی بر سر عبدالعظیم است
دلا خون گریه کن که داغدارش
در اجر گریهی زهرا سهمیم است
جگرها را خراشیدند با زهر
دلش را بد تراشیدند با زهر
به یاد کربلا در حجره اُفتاد
نمک بر زخم پاشیدند با زهر
میان کورهی آتش جگر بود
از آهش جانِ خانه شعلهور بود
به دیوار و درِ حجره سرش خورد
همان طوری که زهرا پشت در بود
خدایا لخته لخته خون به لب دید
جسارت دید، آتش دید، تب دید
امام واجب التعظیم ما شب
به دور خویش جمعی بیادب دید
هزاران درد از آن نامرد نامرد
چرا پیشش شراب آورد نامرد
خدایا فاطمه نالید وقتی
نجاست را تعارف کرد نامرد
امان از غربت دور از وطنها
امان از بینسبها بد دهنها
ولیکن شُکر آخر بر تنش شد
کفن روی کفن روی کفنها
جوانش شست خونِ دامنش را
عوض کرد عاقبت پیراهنش را
خدایا پیش ناموسش نبردند
سر و خوود وعقیق و جوشنش را
غم پیراهنش را طول دادند
جراحات تنش را طول دادند
چه میکردند خنجرها به گوال
سهساعت کُشتنش را طول دادند
#شعر_شهادت_حضرت_علی_النقی_ع
#شعر_شهادت_حضرت_علی_النقی_ع
#حسن_لطفی
@hadithashk
اگر چه کشته ی دور از وطن شد
و یا مغضوب مشتی بد دهن شد
وگر شمشیر بر رویش کشیدند
ولیکن پیکرش غسل و کفن شد
#شعر_شهادت_حضرت_امام_هادی_ع
#اصغر_چرمی
@hadithashk
خوش بحال هرکه حیران علیست
بیقرار وصل و هجران علیست
دل پریشانی، مرا بیچاره کرد
چاره ام زلف پریشان علیست
طینتم بود از تراب بوتراب
خلق آدم کار آسان علیست
زندگی، دلبستگی بر مرتضاست
مُردنم، لطف دو چندان علیست
بارها او را زیارت کرده ام
وقت مرگم، وقت جبران علیست
چشم من باز است وقت احتضار
چشم گریانم به چشمان علیست
زیر باران نجف غسلم دهید
این گناه آلوده مهمان علیست
بعد جان دادن که تنها میشوم
پاسخ فریاد من، جان علیست
دست من کوتاه گردد زیر خاک
دست خالی ام به دامان علیست
آنچه با خود می برم در زیر خاک
گریه های زیر ایوان علیست
می رود روحم به وادی السلام
وادی برزخ، بیابان علیست
میکشد مولا مرا سوی بهشت
قفل دوزخ دست دربان علیست
فاطمه جرم مرا خط می زند
پشت لطفش، لطف و احسان علیست
قبر من نوری ندارد جز حسین
مُرده ام هم روضه گردان علیست
بیشتر از هر کسی روز جزا
احتیاج من به طفلان علیست
آب بود و حرمله مهلت نداد ...
قاتل من کام عطشان علیست
#شعر_مدح_امیرالمومنین_ع
#رضا_دین_پرور
#لیله_الرغائب
@hadithashk
آه را با خداخدا بنشان
عرش را پای این صدا بنشان
ظرف من خالی است ، کاری کن!
در کف دست من دعا بنشان
تشنهی گریه ی دمِ سحریم
آب در مشکِ چشمها بنشان
معصیت آبروی من را بُرد
در دلم شوق توبه را بنشان
قلب من در گناه می سوزد
روی زخم دلم دوا بنشان
اَخم کردی ، سپس بغل وا کن
خُوف را قبل هر رَجا بنشان
هر بدی دیده ای ، ندیده بگیر
پرده ای روی خبط ما بنشان
من گرفتارِ این "مَنیَّت" هام
از من این رَذل را جدا بنشان
به منِ پست،اعتبار ببخش
روی مس رنگی از طلا بنشان
گوشهگیری سُلوک عُشاق است
بنده را کُنجِ انزوا بنشان
بهترین آرزوی من نجف است
رو به ایوانطلا مرا بنشان
پای من را بِکِش به بند علی
در حریمش مرا رها بنشان
ساحل امنِ ماست ، صحن حسین!
کشتی ام را به کربلا بنشان
شبِ جمعه ، گریز ، گودال است
خلق را پای این بلا بنشان
▪️
قاتلش کاش حرف بد نزند
شمر را بی سر و صدا بنشان
زیر سُم ها حسین گم شده بود...
گَرد از این برو_بیا بنشان
دشت! این رسم میهمانی نیست
شاه را روی بوریا بنشان
#لیله_الرغائب
#بردیا_محمدی
@hadithashk
خیر است دلیل عشق را فهمیدن
نور از شب "لیله الرغائب" چیدن
در سینه ی من آرزویی نیست مگر
یک لحظه جمال دلربایش دیدن
#جابر_عابدی
#لیله_الرغائب
@hadithashj
صابخونه بازم در و وا کردی
تا بشم دوباره من مدیونت
سفره ی لطفِ تو پهنه هر شب
بازم از راه اومده مهمونت
من بدم خیلی بدم اما نِگات
اگه با من باشه لایق میشم
طول هفته از تو دورم اما
سَحَرای جمعه عاشق میشم
تو برام هرچی بخوای خوبه یقین
منو اصلا چه به این سود و ضرر
همه ی سال و بهت دل بستم
اما #لیلةُ_الرغائب بیشتر
توی تاریکیِ دنیا مونده م
در و واکن آخه من می ترسم
منو از خودت نرونی سَحَرا
من از این رونده شدن می ترسم
از تو پنهون نی خودت می دونی
من دارم با بدیام می جنگم
به یه کربلا دلم خوش بود و
حالا خیلی وقته که دلتنگم
شبای جمعه دلم بدجوری
واسه شیش گوشه پر از غم میشه
کافیه روضه بخونه یه نفر
توو دلم یهو مُحرّم میشه
#لیله_الرغائب
#محسن_ناصحی
@hadithashk
بی سر و سامانم ای محبوب، سامانم بده
تو سر و سامان به این حال پریشانم بده
این رجب هم آمد و آدم نشد این نوکرت
لطف کن این روزها قلب پشیمانم بده
قبل مردن پاک کن من را و بعدا خاک کن
حسن پایانم تو باش و حسن پایانم بده
آبرویی نیست اما آرزو که عیب نیست
پاک کن قلب مرا و قلب سلمانم بده
دائما هجران چرا؟ از وصل هم چیزی بگو
درد دادی خب بیا این بار درمانم بده
باطنا کور است چشمم که نمی بینم تو را
آی خورشید سحر، نوری به چشمانم بده
این گناه افتاده به جانم، نجاتم میدهی؟؟
چشم پاکی مثل چشمان شهیدانم بده
زود می لرزد دلم وقت گناه و معصیت
یا اباصالح خودت قوت به ایمانم بده
از کنار اسم تو ساده گذشتم، عفو کن
با همین یابن الحسن، چشمان گریانم بده
من همیشه روزی اشکی فراوان خواستم
لطف کن در روضه ها اشک فراوانم بده
کربلا، مشهد، نجف، آقا نمی دانم فقط
روزی ام را از همانجا که نمی دانم بده
خواهش این نوکرانت چیست غیر از کربلا؟
روزی ام را تا درِ این خانه مهمانم بده
یک زیارت لطف کن من را ببر با خود حرم
در حرم روضه بخوان، سوز حسین جانم بده
با سلام روضه ات بر جان ما آتش بزن:
السلام ای کشته ی دور از وطن، ای بی کفن...
#لیلةُ_الرغائب
#وحید_محمدی
@hadithashk