eitaa logo
حدیث اشک
16.4هزار دنبال‌کننده
181 عکس
266 ویدیو
22 فایل
کانال رسمی سایت"" حدیث اشک"" http://hadithashk.com اینستاگرام: http://instagram.com/hadith_ashk ارتباط با ادمین @pourrajab70 @asgharpoor53 لطفا درخواست تبلیغات نفرمایید پیام رسان بله https://ble.ir/hadithashk تلگرام: http://t.me/hadithashk
مشاهده در ایتا
دانلود
مولای من نشسته ام به دعا گر علی قبول کند مرا غبار کف شارع الرسول کند تمام روز به او فکر میکنم ای شیخ که هر خیال به جز این مرا ملول کند علی نبوت و عدل و معاد و توحید است اکر بناست کسی صحبت از اصول کند علی ستاره و خورشید و ماه هرگز نیست که دیده است خداوندگار افول کند پناهگاه جهان است شهر شیر خدا و شوقش اهوی تصویر را عجول کند در عمق سینه‌ی من جا گرفته مهر علی طبیعی است کتاب خدا نزول کند دوباره مثل علی در جهان نمی آید خدا به صورت انسان مگر حلول کنید در احتضار توام ای فمن یمت یرنی مباد عادلی از وعده اش عدول کند  سید محمد حسین حسینی لینک در سایت 🌹HadithAshk.com🌹
مولای من نشستم بر سر راهش رِسد از یار اخباری شدم مهمان کویش تا،کند مهمان به دیداری دهد،حافظ به یار خود سمرقند و بخارا، را دهم جان را برای او،اگر یارم کند یاری گرفته چشم او مارا،گرفتاریم بر چشمش عجب صیدی،عجب دامی،چه خوب است این گرفتاری شبی روی تورا دیدم،ولی زود از نظر رفتی نمی دانم که مستی بود یا در حین هُشیاری مرا مجنون خود کردی و حالا،چهره پوشاندی کمان ابرو،بده بالا نقابت را تو مقداری فراق او شده علت اگر هر روز بی تابم خیال وصل باشد علتِ تا صبح بیداری عجب آشفته بازاری،که یوسف آمده بازار زلیخا؛ رُو نجف را بین علی دارد چه بازاری ابا آدم ابا زینب ابا شَبر ابا عالم غلامش حضرت جبریل،پس دارد چه درباری سرِ کار علی هستیم و عالم تحت فرمانش اگر نامی به جز نام علی بُردی سرِکاری چُنان میثم رَوَم بر دار و دائم یاعلی گویم سرِ دار علی هستم من و دارم چه سرداری تبارک گفت بر خود ذات حق تا جلوه کردی تو خدا کرده ست باتو گویی از خود پرده برداری صدای بی ولای او پشیزی هم نمی ارزد که باشد انکر الاصوات بی او صوت هر قاری قیاس مرتضی با آن سه تا قطعا جفا باشد جفا باشد قیاس کوه زر با چند دوزاری درون قبر هم سینه سپر کرده زنم فریاد علی اول علی آخر علی قبله علی.آری یقین دارم که در صحرای محشر می‌رسد مولا علی سر برکشد گوید نخور غصه علی داری هزاران بار گفتم،میخورم سوگند بر قرآن ندارم روز محشر جز ولای مرتضی باری یقینا دوست میدارم کسی که حب او دارد وَ می جویم من از خصم علی هر لحظه بیزاری علی جان،جان زهرایت نجف روزی ماها کن سر قلاده ی ما را به این و آن تو نسپاری علیٌ حُبُه و جُنه، امیر انس و الجِنه وصی المصطفی حقا،قسیم جنت و ناری به وقت خانه ی ایتام،میبینم چه رحمانی به وقت جنگ با کفار،میبینم چه جباری تو را میبینم ای مولا به چاهی راز دل گفتی که جهل این جماعت کرده اشک از دیده ات جاری همه عالم به فرمانت ولی تو همچنان مظلوم بغل کردی دو زانو را وُ گرم أیْنَ عماری اسد ابن اسد هستی و در هر غزوه ای غالب ولی کوچه شهادت داد تو مغلوب مسماری نه در محراب،که در کوچه ها روح تو را کشتند همان کوچه که روی فاطمه خورده به دیواری  سید حسین صمدی لینک در سایت 🌹HadithAshk.com🌹
ما بي ولاي مرتضي مرداب هستيم ما بی ولای مرتضی مرداب هستیم تاریکی محض و پی مهتاب هستیم وقتی علی روزی رسان سفره ها شد بی خود پی دنیا و نان و آب هستیم تادر شعاع پرتو نور شماییم ذره ولیکن غرق عشقی ناب هستیم وصل شما آنقدر شیرین است،ماها وقتی نجف هستیم گویی خواب هستیم! «بابای ما وقتی امیرالمومنین است ما بچه های مادر ارباب هستیم» زیباترین عکسم همان عکسی که در آن ایوان طلا و من میان قاب هستیم دنیا علی، عقبی علی لطفی نماید! محشر که شد در زمره ی احباب هستیم  حسین شهرابی لینک در سایت 🌹HadithAshk.com🌹
حیدر مددی در تلاطم تمام ذراتند مست کردند آسمان ها هم می‌روند آفرینش و خلقت همگی دستبوس او باهم (اسدالله در وجود آمد در پس پرده هر چه بود آمد )* گرچه پسوند او مقدس بود کرد بیرون ز خانه مریم را فاطمه تا رسید ، دیوارِ – کعبه میگفت خیر مقدم را جای در باز میشود دیوار به تمنای حیدر کرار سِّرِ میلاد او چنان مخفی ست من چگونه بگویم او بنده است نه کسی دیده زاده گشتن از او این علی بود یا خداوند است طربم ، شادی ام ، خوش آهنگم علی اللهی ام بزن سنگم شجرنامه ی محبین است مادرم فاطمه علی ، باباست خاکبوسان خاندان هستیم پس اولُی‌الاَمْرِمان بَنی الزهراست سیر تاریخ عصمت این سند است چهارده بار یاعلی مدد است هر که با سیزده جدل دارد مشکلش جای دیگری باشد نحس بدخواهِ مرتضی علی ست «سیزده»رمز حیدری باشد یک سخن مانده نکته ی بحث است اولی شوم و دومی نحس است کعبه قربان کاشی حرمش مکه هم حسرت نجف دارد سگ دربار می‌شود آنجا سر سوزن کسی شرف دارد خوب یا بد ، به او گرفتارم از دوتا نانجیب بیزارم رجبِ بی نجف نمیخواهم ولی الله ! یا ابالحسنین دور افتاده از عراقِ تواییم یک زیارت بده بحق حسین «صله» خوب است از «ولی» باشد رازق زندگیم علی باشد قال مولانا سیدالاحرار : حارَ هَمْدانْ فَمن یَمُت یَرَنی در نمی آید از تنم جانم تا بیایی و سر به ما بزنی (یاعلی یاعلی بهارم باش وقت جان دادنم کنارم باش)* مادرش باردار بود اما رفت با احترام سمت حرم باز کردند راه را مردُم روضه را تو بگو کجا ببرم در که شعله گرفت ، زهرا سوخت غنچه با گل میان بلوا سوخت آنچنان پاره کرد قنداقه اسمش از آن به بعد حیدر شد این کجا کربلا کجا بخدا «خنجر و بند» سهم اصغر شد پاره کردم قُماط ، با سرعت پسرم دست و پا بزن راحت علیرضا وفایی خیال *اسدالله در وجود آمد در پس پرده هر چه بود آمد شاعر:صفایی جندقی رحمت الله علیه *یاعلی یاعلی بهارم باش وقت جان دادنم کنارم باش شاعر: آقای علی اکبر لطیفیان (خیال) لینک در سایت 🌹HadithAshk.com🌹
هم‌خانه ی خالق احد ادرکنی یا فاطمه ی بنت اسد ادرکنی به کعبه خوش آمدی صفا آوردی بت‌ را به زمین زدی‌،خدا آوردی! هرچند که کعبه خانه ی الله است مولود اگر علی‌ست ..زایشگاه است! از‌ کعبه امام مومنون می آید.. یا نقطه ی تحت با برون می‌آید؟! حق دارد اگر که دیده‌ی تر دارد پیغمبر از امروز برادر دارد برخیز ابوطالب و قربانی کن سرتاسر مکه ‌را چراغانی کن بر سجده بیوفت،‌ نور او منجلی است این نسخه ی اصلی خداوند علی است! این طفل‌ که بهر دیدنش چند صف است.. خاک قدمش‌ نگین دُر‌ّ نجف است خلقت کمی از لطف فراوان علی‌ست روی گل شیعه جای دستان علی‌ست او‌ سکه ی بخت انبیا را انداخت او‌ کشتی ‌نوح را به دریا انداخت عیسی نفسش ‌کارگشا شد به علی موسی هم عصاش اژدها شد به علی آتش به خلیل شد گلستان با او یوسف برگشت سمت کنعان با او یونس که اسیر شد درآن ‌وادی تنگ با ذکر علی برون شد‌ از بطن نهنگ آهن که خمیر پنجه ی داود است در اصل مطیع امر حیدر بوده‌ست آن شاه که پشت پرده غوغا کرده امروز قدم رنجه‌ به‌ دنیا کرده از سیزده رجب جنون آزاد است مکه نه !همه جهان علی آباد است از سیزده رجب هر آتش‌ سرد ‌است روزی ‌که علی رسید ‌روز ‌مرد‌ است! امروز نه‌ با باده‌ ولی مست‌شدیم با ذکر علی علی علی مست شدیم حکم است از امروز معلی باشیم هنگام نماز رو به مولا باشیم! دست اخوی با اخوی خواهد بود یعنی که محمد علوی ‌خواهد بود هروقت که او گره به کارش باشد باید که فقط علی کنارش باشد کوثر گذرش به جام‌ سقا‌ خورده تقدیر علی گره به زهرا ‌خورده تا روز ابد بهشت‌ مولا زهراست زنگ ‌در مرتضی علی یا زهراست نگذار به دل حال مشوش برسد حیف است‌ که این‌ قصه به آتش برسد حیف است که شعله بر‌‌‌ روی در باشد مسمار روی سینه مادر باشد تقدیرِ علی گرفت از او راه نفس! غم‌باشد‌و غم باشد و غم باشد و بس! @hadithashk
تو آمدی که به این خاک مرده جان بدهی قدم زنی به زمین جان به این جهان بدهی دو قبله روی زمین چون نمیتوان باشد شکاف خورد حرم تا تو خود نشان بدهی خوش آمدی به تراب ای ابوتراب آقا که روی مأذنه ها جان به هر اذان بدهی قدم به روی زمین مینهی و عمری هم که افتخار حضورت به خاکیان بدهی تصدق سرتان رزق عالمی برسد تو آمدی که به ما بلکه آب و نان بدهی خدا سپرد ، ملائک به امرتان باشند به هر کدام خودت قدرت و توان بدهی خدا سپرد که استاد جبرئیل باشی دروس وحی و وظایف در آسمان بدهی ویا که مالک دوزخ به امرتان باشد بگیرد و برهاند ، تو سر تکان بدهی خدا سپرد به پیغمبران به جز احمد که درس علم عیان یا که هم نهان بدهی تو آمدی که اگر هر نبی به مشکل خورد مدد رسانی و یاری همان زمان بدهی میان معرکه میگفت به عجز عزرائیل به گرد پات رسم گر کمی امان بدهی تو "نون" بین "لنا"یی ولی نفهمیدند که "لا" به هست فلانی و هم فلان بدهی خود خدایی و یا که بشر ؟! خودت باید برای درک ،خودت فهم بی کران بدهی گرفته غصه و بغض و غمی گلویم را بیان کنم اگر آن قدرت بیان بدهی میان معرکه ها نه …. ولی مقدّر بود به صبر در غم زهرا که امتحان بدهی زدند پیش نگاهت غلاف را تا که میان کوچه تورا بشکنند و جان بدهی . چه کرد با تو زمانه که وقت تلقینش نشد که دست ورم کرده را تکان بدهی به خاک پات چو سگ پوزه میکشد "زائر" مگر کرم کنی و تکّه استخوان بدهی (زائر) @hadithashk
نشسته‌ام‌که‌اگر‌شد‌‌خداتوان‌بدهد قلم‌به‌مدح‌علی‌رخصت‌بیان‌بدهد همان‌علی‌که‌خدامفتخر‌شده‌براو وآمده‌که‌خدا‌را‌به‌ما‌نشان‌بدهد همان‌علی‌‌‌که‌‌‌‌‌به‌هنگام‌غزوه‌ی‌‌خیبر‌ به‌یک‌اشـاره‌در‌قلعه‌را‌تکان‌بدهد همان‌علی‌که‌شبانگاه‌گرسنه‌‌میخوابید که‌نان‌سفره‌‌ی‌خود‌را‌به‌دیگران‌بدهد قسم‌‌به ”اشهد‌ان‌علی ولی‌الله” که‌اسم‌اعظم‌او‌جان‌به‌این‌اذان‌بدهد دوباره‌‌پَـرزده‌مـرغ‌دلم‌حوالی‌او که‌در‌نجف‌به‌‌من‌خسته‌آشیان‌بدهد علی‌که‌بود؟!‌نفهمیده‌‌‌‌عالمی‌هرگز رواست‌شاعر‌از‌عشقش‌اگر‌که‌جان‌بدهد (دچار) @hadithashk
نه‌‌خدا‌و‌نه‌عبد‌ابالحسنی همچوجانی‌و‌روح‌در‌بدنی گفته‌مدح‌تورا‌خود‌ه‌زهرا چه‌نیازی‌به‌مدح‌همچو‌منی؟ ای‌دلاور‌تریـن‌‌مـعرکه‌ها ای‌که‌در‌غزوه‌شیرصف‌شکنی ای‌صدای‌خدا‌صدای‌خودت باکه‌دربین‌عرش‌هم‌سخنی؟ دل‌من‌درحریمت‌آرام‌است من‌ندارم‌به‌جز‌نجف‌وطنی مگذاری‌به‌حال‌خویش‌مرا قدر‌پلکی‌به‌روی‌هم‌زدنی سالیانیست‌‌عاشق‌مرگم من‌‌به‌شوق‌فمن‌یمت‌یرنی @hadithashk
کعبه با مقدمش تولد یافت غرضِ حق، به هم نشینی اوست قبل خلقت که مرتضی بوده روز تنفیذ جانشینی اوست رازقُّ کلِ رازقِ عالم در زبان های استعاره علیست از همان خَلقِ نوری اش پیداست خلق آدم در اختیار علیست کار مولا خداشناسی بود با علی بوده ما خدا داریم شیعه دستش همیشه پُر بوده با علی ما برو بیا داریم ریشه در خاک مرتضی داریم فاطمه می‌دهد به ما امداد با دعای خیر مادری اش کل عالم شود علی آباد در نجف سر به سجده بگذاریم چون رضای خدا رضای علیست انبیا معتکف در ایوانش شرط پیغمبری ولای علیست سیئات بزرگ و کوچک را می‌شود با علی ثوابش کرد آنکه در کعبه دیده بگشوده جای دارد "خدا" خطابش کرد! با خیالِ جمالِ روی علی سر شیعه به روی بالشت است ختم قرآن، به نامِ نامی اوست صدق اللهِ بی علی زشت است پیروان نبی شود آیا؟ غیر حیدر امامتان باشد؟ منکران فضائل حیدر شیر مادر حرامتان باشد @hadithashk
به نامِ ذوالفقاری که غَضب را خاک کرده ست خلیلی که جهان را از هُبـل ها پـاک کرده ست فقط کعبـه برایِ او گریبــان چاک کرده ست حدیثِ چشمِ او را سُرمه ی لـولاک کرده ست شجـاعت پیــشِ مولایم علـی معنـا نــدارد خـدا بالای دسـتِ او در ایـن دنیـا نـدارد چــرا که کعبـه را دورِ سـرِ او آفــریدنـد بــرای احـتــرامِ مـادر او آفــریدنـد و نامــوسِ خــدا را همسرِ او آفــریدنـد امــیـران را غُــلامِ قنبــرِ او آفـریدنـد و بی شک رویِ لبهایِ خدا هم " یا علی " هست علی حق بوده و حق هم همیشه با علی هست نــدارد دردِ دنیـا ، دردِ مـردم بــوده دردَش هــزاران مثلِ حاتـم مُستمنــدِ دورِ گــردَش ببنــدد رویِ پیشـانی اگــر سربنــدِ زردَش خــدا تکبیـر می گویـد به هنگــامِ نبردَش علی در هر نبردی جنگ را فرجام داده ست و تیغ اش کارِ عزرائیـل را انجام داده ست برای ضربه اش در جنگ او وسـواس دارد غَضب دارد ولیکـن بیشتر احسـاس دارد رحیم النّاس هست و او کریـم النّاس دارد و شاگـردی شبیــهِ حضـرتِ عبّــاس دارد علی دریایِ بی پایانِ صبر و کوهِ درد است رجزهایِ لـبِ عبّــاس هنگـامِ نبرد است اگر چه بخشش و جودِ علی بسیار بوده ست ولی در هـر نبــردی او یـلِ قهّـار بوده ست برایِ عدّه ای که قصدِشان انکــار بوده ست قسیم الجنّه گاهی هم قسیم النّـار بوده ست به خاطر دارد او مُحتاجِ در هــر خانــه ای را و حتّـی پیــرمــردِ کــورِ در ویـــرانــه ای را فقط شمشیر نه...در دستهایش بویِ نان داشت همیشه رویِ دوشَش بقچه ای از آسمـان داشت شــبیهِ کـوه امّا در دِلـش آتشفشـان داشت علی در چشم خار و در گلویش استخوان داشت فقط او می توانـد اینچنیـن مظلـوم باشـد خلیفـه باشد و در مَحکمِـه محکـوم باشـد فقط او می تواند کارِ چندان سـاده ای نیست شــبیـهِ او امیـرِ اینچنیـن افتــاده ای نیست برایش فتحِ خیبــر کارِ فوق العــاده ای نیست به جز زهرا برایش دلبـر و دلـداده ای نیست علی انگیـزه ی خلقِ زمیـن و آسِمـان اسـت علی زیباترین مضمـون برایِ شاعران اسـت @hadithashk
از مکه امشب می‌رسد بانگ خوش آوازی از کعبه بیرون زد علی به به چه آغازی حق معجزه کرده است با حیدر چه اعجازی دست خدا در آستین بود و نمایان شد کعبه به یُمنِ مقدم او صاحب عنوان شد بنت اسد مسرور: که دردانه ام آمد خوشحال پیغمبر: که هم پیمانه ام آمد فریاد زد کعبه: که صاحب خانه ام آمد درهای جنت رو به کعبه باز خواهد شد من بعد حق با مرتضی دم ساز خواهد شد ذکر علی ذکریست در وقت مددهامان از اول خلقت بیا بنگر رصدهامان از یک برو تا بی نهایت در عددهامان از یومن روز سیزده بوده نصب داریم ما هر چه که داریم از ماه رجب داریم شان علی را کس نمی‌داند بجز الله با او نشان داد حق تعالی راه را از چاه مِن عِندَهُ عِلمُ الکتاب است و به آن آگاه حق خواست با حیدر دهد نوری به قرآنش جا دارد احمد تا شود اول مسلمانش موسی به کوه طور از حق خواهشی دارد بعد از چهل شب با خدا آسایشی دارد نورش طلب کرد و یقینا ارزشی دارد در کوه طور آنروز نوری که هویدا شد نور خدا نه، نور حیدر بود پیدا شد نون لنا معنا شده در قامت حیدر جبریل هم زانو زده بر ساحت حیدر دارد عبادت رنگ و بو از طاعت حیدر دین من از دین علی سرشار میباشد هر کس مریدش نیست از کفار میباشد ایمانِ بی حب علی ایمان نخواهد شد مِهرِ بدونِ مرتضی آبان نخواهد شد هر کس نباشد با علی انسان نخواهد شد بدبخت آنهایی که راهی بی ولی رفتند رفتند دور کعبه اما بی علی رفتند @hadithashk
خانه ی غمخانه ی دل با محبت شاد شد نام تو بردم علی دستت ید امداد شد ساکن عرش خدا بودی ز آدم پیش تر جلوه کردی در زمین نامش شب میلاد شد آب و آتش از تو و خاک از تو فرمان می‌گرفت تیغ چرخاندی به میدان باد هم ایجاد شد تیغ چرخاندی و شد مبهوت عرش کردگار ذکر لا حول ولا بالا سرت فریاد شد عشق زنجیری به پای خویشتن بود ، آمدی عشق از بند اسارت در خودش آزاد شد چشم مستی خورد بر ایوان و انگور ضریح شیخ شد علامه شد هم پایه ی اوتاد شد صد خرابی را به آبادی رساندم غیر دل نام تو بردم به لب آنهم علی آباد شد @hadithashk