eitaa logo
حدیث اشک
16.5هزار دنبال‌کننده
181 عکس
266 ویدیو
22 فایل
کانال رسمی سایت"" حدیث اشک"" http://hadithashk.com اینستاگرام: http://instagram.com/hadith_ashk ارتباط با ادمین @pourrajab70 @asgharpoor53 لطفا درخواست تبلیغات نفرمایید پیام رسان بله https://ble.ir/hadithashk تلگرام: http://t.me/hadithashk
مشاهده در ایتا
دانلود
کعبه با مقدمش تولد یافت غرضِ حق، به هم نشینی اوست قبل خلقت که مرتضی بوده روز تنفیذ جانشینی اوست رازقُّ کلِ رازقِ عالم در زبان های استعاره علیست از همان خَلقِ نوری اش پیداست خلق آدم در اختیار علیست کار مولا خداشناسی بود با علی بوده ما خدا داریم شیعه دستش همیشه پُر بوده با علی ما برو بیا داریم ریشه در خاک مرتضی داریم فاطمه می‌دهد به ما امداد با دعای خیر مادری اش کل عالم شود علی آباد در نجف سر به سجده بگذاریم چون رضای خدا رضای علیست انبیا معتکف در ایوانش شرط پیغمبری ولای علیست سیئات بزرگ و کوچک را می‌شود با علی ثوابش کرد آنکه در کعبه دیده بگشوده جای دارد "خدا" خطابش کرد! با خیالِ جمالِ روی علی سر شیعه به روی بالشت است ختم قرآن، به نامِ نامی اوست صدق اللهِ بی علی زشت است پیروان نبی شود آیا؟ غیر حیدر امامتان باشد؟ منکران فضائل حیدر شیر مادر حرامتان باشد @hadithashk
به نامِ ذوالفقاری که غَضب را خاک کرده ست خلیلی که جهان را از هُبـل ها پـاک کرده ست فقط کعبـه برایِ او گریبــان چاک کرده ست حدیثِ چشمِ او را سُرمه ی لـولاک کرده ست شجـاعت پیــشِ مولایم علـی معنـا نــدارد خـدا بالای دسـتِ او در ایـن دنیـا نـدارد چــرا که کعبـه را دورِ سـرِ او آفــریدنـد بــرای احـتــرامِ مـادر او آفــریدنـد و نامــوسِ خــدا را همسرِ او آفــریدنـد امــیـران را غُــلامِ قنبــرِ او آفـریدنـد و بی شک رویِ لبهایِ خدا هم " یا علی " هست علی حق بوده و حق هم همیشه با علی هست نــدارد دردِ دنیـا ، دردِ مـردم بــوده دردَش هــزاران مثلِ حاتـم مُستمنــدِ دورِ گــردَش ببنــدد رویِ پیشـانی اگــر سربنــدِ زردَش خــدا تکبیـر می گویـد به هنگــامِ نبردَش علی در هر نبردی جنگ را فرجام داده ست و تیغ اش کارِ عزرائیـل را انجام داده ست برای ضربه اش در جنگ او وسـواس دارد غَضب دارد ولیکـن بیشتر احسـاس دارد رحیم النّاس هست و او کریـم النّاس دارد و شاگـردی شبیــهِ حضـرتِ عبّــاس دارد علی دریایِ بی پایانِ صبر و کوهِ درد است رجزهایِ لـبِ عبّــاس هنگـامِ نبرد است اگر چه بخشش و جودِ علی بسیار بوده ست ولی در هـر نبــردی او یـلِ قهّـار بوده ست برایِ عدّه ای که قصدِشان انکــار بوده ست قسیم الجنّه گاهی هم قسیم النّـار بوده ست به خاطر دارد او مُحتاجِ در هــر خانــه ای را و حتّـی پیــرمــردِ کــورِ در ویـــرانــه ای را فقط شمشیر نه...در دستهایش بویِ نان داشت همیشه رویِ دوشَش بقچه ای از آسمـان داشت شــبیهِ کـوه امّا در دِلـش آتشفشـان داشت علی در چشم خار و در گلویش استخوان داشت فقط او می توانـد اینچنیـن مظلـوم باشـد خلیفـه باشد و در مَحکمِـه محکـوم باشـد فقط او می تواند کارِ چندان سـاده ای نیست شــبیـهِ او امیـرِ اینچنیـن افتــاده ای نیست برایش فتحِ خیبــر کارِ فوق العــاده ای نیست به جز زهرا برایش دلبـر و دلـداده ای نیست علی انگیـزه ی خلقِ زمیـن و آسِمـان اسـت علی زیباترین مضمـون برایِ شاعران اسـت @hadithashk
از مکه امشب می‌رسد بانگ خوش آوازی از کعبه بیرون زد علی به به چه آغازی حق معجزه کرده است با حیدر چه اعجازی دست خدا در آستین بود و نمایان شد کعبه به یُمنِ مقدم او صاحب عنوان شد بنت اسد مسرور: که دردانه ام آمد خوشحال پیغمبر: که هم پیمانه ام آمد فریاد زد کعبه: که صاحب خانه ام آمد درهای جنت رو به کعبه باز خواهد شد من بعد حق با مرتضی دم ساز خواهد شد ذکر علی ذکریست در وقت مددهامان از اول خلقت بیا بنگر رصدهامان از یک برو تا بی نهایت در عددهامان از یومن روز سیزده بوده نصب داریم ما هر چه که داریم از ماه رجب داریم شان علی را کس نمی‌داند بجز الله با او نشان داد حق تعالی راه را از چاه مِن عِندَهُ عِلمُ الکتاب است و به آن آگاه حق خواست با حیدر دهد نوری به قرآنش جا دارد احمد تا شود اول مسلمانش موسی به کوه طور از حق خواهشی دارد بعد از چهل شب با خدا آسایشی دارد نورش طلب کرد و یقینا ارزشی دارد در کوه طور آنروز نوری که هویدا شد نور خدا نه، نور حیدر بود پیدا شد نون لنا معنا شده در قامت حیدر جبریل هم زانو زده بر ساحت حیدر دارد عبادت رنگ و بو از طاعت حیدر دین من از دین علی سرشار میباشد هر کس مریدش نیست از کفار میباشد ایمانِ بی حب علی ایمان نخواهد شد مِهرِ بدونِ مرتضی آبان نخواهد شد هر کس نباشد با علی انسان نخواهد شد بدبخت آنهایی که راهی بی ولی رفتند رفتند دور کعبه اما بی علی رفتند @hadithashk
خانه ی غمخانه ی دل با محبت شاد شد نام تو بردم علی دستت ید امداد شد ساکن عرش خدا بودی ز آدم پیش تر جلوه کردی در زمین نامش شب میلاد شد آب و آتش از تو و خاک از تو فرمان می‌گرفت تیغ چرخاندی به میدان باد هم ایجاد شد تیغ چرخاندی و شد مبهوت عرش کردگار ذکر لا حول ولا بالا سرت فریاد شد عشق زنجیری به پای خویشتن بود ، آمدی عشق از بند اسارت در خودش آزاد شد چشم مستی خورد بر ایوان و انگور ضریح شیخ شد علامه شد هم پایه ی اوتاد شد صد خرابی را به آبادی رساندم غیر دل نام تو بردم به لب آنهم علی آباد شد @hadithashk
هنگامه ی تنزیل شد،از عرش می آید زمین می آید آن طفلی که شد مرآت رب العالمین حبل المتین،حصن الحصین،یعسوب دین،عین الیقین دست خدای لم یزل بیرون شده از آستین بتخانه بیت الله شد،شرف المکان بالمکین منت نهاده بر سر کعبه امیر المومنین ای قبله ی قدوسیان، گرم طوافت آسمان ریزه خوران درگهت کل سلاطین جهان المنت لله که پا بر جهان بگذاشتی ازحضرت حق درزمین نام و نشان بگذاشتی وقت خشونت می چکد خشم وغضب از چهره ات خورشید تابان می شود ماه رجب از چهره ات صدها هزاران عبدود برخاک می افتد،اگر بر قلب لشگر پا نهی، سربند یازهرا به سر از هیبتت بیرون نگردد تیغ دشمن از نیام وقتی که ابرو می کشی درهم شه والا مقام طاق دو ابروی علی از تیغ او برّان تر است در چشم زهرا عرش هم در زیر پای حیدر است با یک نگاه حیدری جان داده صد ها لشگری کافی است بهر فتح خیبر ضرب شصت قنبری سر می زند تیغ دوسر با هر سرش از کافرین دارد قیامت می کند مولا امیر المومنین تیغ دودم،ابروی خم،انداخته چین بر جبین پامال کرده ناکثین و قاسطین و مارقین هر لحظه جان ها می ستاند در میان کارزار دنیا ندیده تشنه بر خون عدو،چون ذوالفقار شمشیر برّانت چقدر از دشمنان سر می زند حتی اباالفضل تو هم بر قلب لشگر می زند از نعره اش ترسی به جان دشمنان افتاده است هرکس شنیده نعره اش از ترس او جان داده است اورا حسینت پاسدار خیمه هایش خوانده است بعد از شهادت هم میان قتلگاهش مانده است چشم فلک پر خون که خون از چشم او جاری بُوَد زخمی که بر قلبش بُوَد ،کاری تر از کاری بُوَد زخم دلش از زخم تیر و تیغِ آهن بدتر است شرمنده ی لبهای عطشان علیّ اصغر است از شرم،جسمش ماند در صحرا کنار علقمه قبل از حسین آمد کنار جسم پاکش فاطمه @hadithashk
این حوالی که چشمِ گریان نیست این حوالی که چشمِ گریان نیست خبری از بهار و باران نیست حال چشمم که از تو پنهان نیست خشک خشک است و جز بیابان نیست هرکسی در هوای معراج است شک ندارم به گریه محتاج است معجزه بر نگاه مان دادند سوز خوبی به آه مان دادند تا در این خانه راه مان دادند پشت گریه پناه مان دادند گریه از بهترین عبادات است گریه اوج همه مقامات است شمع و پروانه را سحر دادند هر دوتا را یکی هنر دادند این یکی را فقط شرر دادند آن یکی را فقط جگر دادند بزن آتش نده امان امشب آتشت را بزن به جان امشب این دعا را تو مستجابش کن ظرف ما را پر از شرابش کن ذره ام را تو آفتابش کن کم ما را فزون حسابش کن بس که دوروبرت گدا داری خبر از حال زار ما داری سینه هامان برای تو چاک اند پدر خاکی و همه خاک اند بچه های شما همه پاک اند بهترینِ زمین و افلاک اند جان به قربان بچه هات آقا نظری کن به این گدات آقا حور و جن و بشر به قربانت جان عالم فدای چشمانت قبل از این که شوم مسلمانت سجده باید کنم به ایوانت من زیاد از شما نمی دانم بنده ای یا خدا،نمی دانم  رسول عسگری لینک در سایت 🌹HadithAshk.com🌹
جانم علی(ع) وقتی حلول می‌کنه ماه رجب خدا به عاشقا نظر می‌کنه نوای یا علی که میره بالا گلوی آسمونو تر می‌کنه خدا خودش تو آیه‌هاش نوشته با علی توبه‌ها رو می‌پذیره بزار بگم تو این شبای روشن هرکی نره نجف ضرر می‌کنه نبین که دستاشو تو کوچه بستن مصلحت دین خدا این بوده اگه قرار باشه برا دشمنا غوغا به پا می‌کنه شر می‌کنه خوش به حال کبوتری که دائم رو گنبدش افطاری مهمونشه شبای ماه رمضونو پای ایوانْ طلای تو سحر می‌کنه سیزده به در نشینای طبیعت بیاید ببینید توی ماه رجب فاطمه ی بنت اسد تو کعبه چه جوری سیزدهو به در می‌کنه خورشید اصلی چهره ی حیدره که کهکشونا روشن از نورشن بیچاره خورشید صُبا که می‌تابه فک می‌کنه خیلی هنر می‌کنه محمد نجاری لینک در سایت 🌹HadithAshk.com🌹
ترابِ بوترابم، جایی از هفت آسمان بهتر غبارِ خانه‌اش از قصرهای آن جهان بهتر علی یعنی علی یعنی علی یعنی علی یعنی ... چه می‌دانم، هر آن چیزی که می‌دانی از آن بهتر بگردید و بگردانید و بگذارید جای او اگر دیدید از حیدر، امیرِ مؤمنان بهتر بگو با حاجیان آن دورها جز دورِ باطل نیست طواف قبله‌ای باید از آن سنگِ نشان بهتر اگر کاغذ سلاحِ جنگ با قرآن ناطق شد همان بهتر که روی نیزه‌ها باشد، همان بهتر چه گوهرهاست در دستِ عقیل از داغی آهن "عدالت" می‌درخشد مثل دُر، در آن میان بهتر به دارِ نخل، هُرمِ هر دَمِ تمّار "حیدر" بود نخواهد دید نخلستان از آن خرماپزان بهتر؟ غبار پای او سر می‌زند ویران‌نشینان را گدای دیدن روی علی، بی‌خانمان بهتر اگر ای خار، پای زائرانش را زدی بوسه گلستان می‌شوی، گل می‌دهی از زعفران بهتر فقط اینجا گدا را خانه‌زاد خویش می‌دانند کجا داریم از این خانه، از این خاندان بهتر؟ کجا دیدید حاکم، تحتِ امرِ خود شود محکوم یهودی‌ها خبر دارند، از آن داستان بهتر چرا تا "أشهدُ أنّ علی ..." فرسنگ‌ها راه است؟ از این‌جایی که می‌گویند از هر جا اذان بهتر! ولی می‌آید آن روزی که با خود می‌بَرد ما را به دورانِ علی، عصری که بود از هر زمان بهتر به رسمِ احترامِ مقدمِ مولا به پا خیزید! اگر شد حالِ سختِ احتضارم، ناگهان بهتر @hadithashk
باید که به تصویر کشم نقش حرم را در رکن یمانی بزنم کِلکِ قلم را باید که بگویم سخن از مرتبهء او باید بِزُدایم زِ دلم چهرهء غم را می گردم و بر گردِش گرداب سوارم موجم که به آشوب کشم دور و بَرَم را انگشت به لب مانده جهانی زِ تعجّب ماندیم چه نامیم شهِ ملکِ عدم را ؟ در بیتِ خدا زاده شده تا که بدانیم این طفل برون می کند از بیت صنم را چون قامتِ او عین الف بود ندیدند جز نزد خداوند، از او قامتِ خم را جبریل بیان کرد به هنگام رکوعش یک آیه که تفسیر کند طرزِ کرم را با خطبهء بی نقطه و یا بی الفش او فهماند به ما معنیِ معنایِ اتم را ایوان نجف قبله گهِ ماست ولاغیر لیلای دلم همسرِ زهراست(س)، ولاغیر شد مولدِ او افضلِ بر کلِ موالید شد موعدِ چشمک زدنِ زهره و ناهید هر کوچه و برزن پُرِ از عطرِ خدا شد چون عنبرِ گیسوش بر این خاک تراوید پیکانِ دل و قبله نما رو به علی(ع) شد وقتی زِ دلِ کعبه برآمد خودِ خورشید این کیست که بر مسندِ این خانه نشسته این کیست که از خوفِ خداوند نخوابید این کیست که صد زخم به هر معرکه برداشت این کیست که از دردِ خودش هیچ ننالید این کیست که مرآتِ خدا روی زمین است این کیست که مثلش به خلائق نتوان دید یوسف شد و از شوقِ رخش دست بریدند آنان که مریدند و مریدند و مریدند لالائیِ هر روز و شَبَم، نغمهء یا هو شد کارِ همه صبحدمَم زمزمه با او جز او نتوان گفت به کس شیرِ دلاور جز او نشود هیچ کسی همسرِ بانو(س) در کار علی(ع) نیست عجب اینکه بگویند جز نزدِ خداوند، نزَد سجده و زانو عالم به علی(ع) نازد و مولا به عبادت پس نیست فقط مرتبه اش آن یَد و بازو هرچند که دشمن زره انداخت دمی که انداخت علی(ع) نقشِ گرِه بین دو ابرو دامی است در آن خالِ لب و زلف که بی شک صیدش شده هرکس که بُوَد عبدِ خداجو تاج سرِ ما هست، علیً ولیُ اللَه حقَ است بخوانیم هوَ الحیُ و هوَ الهو ما دست ز بیگانه کشیدیم، علی(ع) جان معنای عسل با تو چشیدیم، علی(ع) جان بر کفّهء دین وزنه و معیار تو بودی بر خلقتِ ما بانی و معمار تو بودی گفتند ملائک که چرا خلقتِ آدم برداشت خدا پرده، پدیدار تو بودی خورشید بر آمد به طوافِ قدمِ تو هرچند خود مطلعُ الانوار تو بودی هربار پیمبر ز خداوند مدد خواست یک تن به مدد آمد و هر بار تو بودی یعنی که بدانیم علی(ع) بود و علی(ع) هست تا دین خدا بوده به کَرّار تو بودی تکرار نبودی که شدی اول و آخَر دریاب لبِ تشنهء ما ساقیِ کوثر شمشیر نیاور که کسی مردِ خطر نیست تو میرسی و زمزمه جز اَینَ مَفَر نیست هر چند که در قابِ قلاف است ولیکن برگیری اگر هیچ تَنی لایِقِ سر نیست یک لشگر و تنها توئی و احمد مختار یک ذره ولی در دلت از خوف اثر نیست بیهوده نگفتم اگر اینگونه بگویم در سینهء یک دشمنِ تو هیچ جگر نیست چون بیت خداوند صدف بود شدی دُر پس خاکِ به زیرِ قدَمت غیرِ گُهَر نیست باید که بسوزم ز غمِ غربتت آقا در سینهء من از غمِ تو غیر شرر نیست کُشتند گُل و غنچهء تو پیش دو چشمت گهواره در این خانه مگر جای پسر نیست گهواره که گفتم همه جا کرببلا شد برگرد علی اصغر(ع) من وقت سفر نیست حلقوم تو باریک تر از چوبهء تیر است حلقوم تو بازیچهء آن تیر سه پر نیست بر نیزه نشستی پسرم، غنچهء مادر ای وای تو را آب ندادم دمِ آخر @hadithashk
ننداز گِرِه را وسطِ چینِ جَبینَت هر چند که هوشم بَرَد از عقل، هَمینت خورشیدِ خدا هستی و پرنور تَرینی عمری ا‌ست جهان روشن از آن نورِ مُبینت ما عین رکابیم و تو هم عینِ عقیقی ای گَردِ همه کُون و مکان سنگِ نگینت هر زاویهء معرکه تحتِ نظرت هست جسمت به یَسار است و نظر سمتِ یَمینت دنیا اگر از شش جهتش بر تو بِتازد قدری نشود کم زِ کمالاتِ یقینت از جنسِ خدا بود تنَت اینکه دلش را بِشکافته کعبه که شود فرشِ زمینت از بس که میانِ تو و رب فاصله کم بود در بیت خودش کرد چنین پرده نشینت معبود توئی، عبد منم، دستِ خودم نیست آنقدر که با خویش خدا کرده عجینت چون عالیِ اعلاست خدا، گفت علی(ع) باش این سِر نشود تا خودِ محشر به کسی فاش @hadithashk