eitaa logo
حدیث اشک
16.5هزار دنبال‌کننده
182 عکس
267 ویدیو
22 فایل
کانال رسمی سایت"" حدیث اشک"" http://hadithashk.com اینستاگرام: http://instagram.com/hadith_ashk ارتباط با ادمین @pourrajab70 @asgharpoor53 لطفا درخواست تبلیغات نفرمایید پیام رسان بله https://ble.ir/hadithashk تلگرام: http://t.me/hadithashk
مشاهده در ایتا
دانلود
اوج پرواز ملائک تا علیست ذکر خوبان عوالم یا علیست ذکر تسبیح ملک در آسمان نعره های لا فتی الا علیست دستگیر ماست امروز از وفا شافع روز جزا فردا علیست کفر گوید هر که می‌گوید خداست گر چه مرد روز وانفسا علیست برترین اعجاز پیدا مرتضاست تا ابد اعجاز  ناپیدا  علیست نوح اگر کشتی بیاندازد به آب جان پناه نوح در آنجا علیست شد به آغوش گلستان گر خلیل آن گلستان را یقین معنا علیست گر عصا در دست موسی مار شد دست اعجاز خود موسی علیست هم که دارد دست حق در آستین هم که انوار ید بیضا علیست علت ایجاد هستی مصطفاست علت پیدایش طاها علیست کوثر جان محمد فاطمه است آن که بر او گشت اعطینا علیست بر دو پیکر روح واحد داده حق هم علی زهراست هم زهرا علیست گفت قرآن از تلاقی دو بحر از قضا گفتند یک دریا علیست آن یکی زهراست این هم مهر او مهر زهرا هم خود مولا علیست آب حیدر ، خاک حیدر ، باد هم نار و نورِ طورِ در سینا علیست عالمِ  علمِ  زمین و  آسمان مالک مُلک و مَلَک تنها علیست ساکن خاک زمین با خاکیان زائر ذات هو الاعلی علیست ریشه نخل ولایت جای خود برگ و بار سدره و طوبا علیست حاکم خلوت نشین سائلان کیسه بر دوش دل شبها علیست آن که کرده نطفه های پاک را عاشق و شوریده و شیدا علیست مرتضی با حق همیشه با هم اند خوش به حال حق که دائم با علیست شد قلم قاصر که بنویسم از او برتر از هر واژه و معنا علیست ای مریدان فلان ابن سوال خاکیان پاک را بابا علیست چون قیاسش با خطاکاران خطاست فاش باید گفت بی همتا علیست از ازل بوده امیرالمومنین تا ابد بر ما سوا مولا علیست @hadithashk
خانه آبادی ام از خانه آباد علیست همه زندگی ام در ید امداد علیست پدرم گفت ز باباش به نقل از پدرش هفت پشتم همه روزی خور اولاد علیست هر چه را گفتم از آغاز علی بود علی تا ابد ذکر تبارم همه فریاد علیست مادرم تا دم آخر همه دم فاطمه گفت پدر هم همه دم روی لبش ناد علیست سرو قامت شده ام زیر پر سایه او هر چه سرو است به زیر پر شمشاد علیست یاد او نیست فقط در سر مخلوق خدا که خدا نیز خودش دم همه‌ دم یاد علیست گر چه قرآن همه از سینه احمد گل کرد شرح و تفسیر نوشتند به  ایفاد علی ست این عجب نیست سخن گوید اگر از پس و پیش عرش مکتب شد و دادار خود استاد علیست اینهمه مرجع و علامه و آیات عظام با همه رتبه ، کمی از گل مازاد علیست نعمت هر دو جهان گر چه شمردن نتوان به گمانم نشود گفت به تعداد علیست قاصدک نه که ملک باز خبر آورده است که خدا هم بخدا شاد ز میلاد علیست @hadithashk
حق آمدی و به حد کافی است علی غیر از تو امیر مومنان کیست علی؟ دیوار اگر ترک ترک شد به خدا ظرفیت کعبه بیش از این نیست علی @hadithashk
شکر لله که شدم من ز محبان علی جان مادر پدرم باد به قربان علی شیر با مهر علی داد به من مادر و گفت که حلالت پسرم باش به فرمان علی ای که گفتی ز ازل تا به ابد حیدریم باش تا روز ابد بر سر پیمان علی شیعه از روز ازل هست غدیری منشش گر خورد لقمه ای از سفره احسان علی لعنت حق به کسانی که نمک را خوردند ناسپاسان که شکستند نمکدان علی من غلامی ز غلامان غلام علی ام کاش در رتبه شوم من ز غلامان علی سر و سامان من بی سر و سامان وقتی است که شوم در به در و بی سر و سامان علی خاک نعلین علی گر شوم این چشمان را می نهم بر قدم قنبر و سلمان علی افتخار دگرم این که به مژگان روبم خاک صحن و حرم و گنبد و ایوان علی شده ام مست میِ خوشه ی انگور ضریح تا کنم مستی در حلقه ی مستان علی هر کجا کار دلت خورد گره می بایست سر به پایش نهی و دست به دامان علی کسر شانش تو بدان هر چه غلوّ در شعر است که خدا مدح علی کرده به قرآن علی این همه شهد و شکر کز دهنم می ریزد ذکر جانم علی و جانم علی، جانِ علی کرد مولا مددم تا که به گرد گل او نغمه خوانش شوم و مرغ ثنا خوان علی @hadithashk
چنان مخفی‌ست در تاریکیِ زلفِ پریشانش که آدم تا به خاتم جملگی گشتند حیرانش نه تنها انبیا نان و نمک خوردند از دستش تمام رزقِ عالَم بوده از نان‌اش، نمکدانش علی عِلم است، "ادریسِ"نبی بوده‌‌ست شاگردش هزاران آیت‌ُاللَه پروریده در دبستانش در آن بحبوحه‌‌ای که "نوح" ، روی آبْ مُضطر بود رهایی داده کشتی را علی از موج و طوفانش در آن هنگامه که طوفانِ شن بر عاد می‌کوبد عِذارِ "هود" را حیدر گرفته در گریبانش هم او بر قومِ "صالح" ناقه‌ای از کوه آورد و هم او با صیحه‌اش این قوم را کرده‌ست ویرانش خودش فرمانِ قربانی به "ابراهیم" داد و خود نجاتش داد "اسماعیل" را از حکم و فرمانش ز غیرت او غضب بر دودمانِ "لوط" کرد آن‌روز فرو پاشیدْ آن اقلیمْ از هرسنگِ بارانش نه با پیراهنِ فرزندِ خود "یعقوب" بینا شد که شامل گشته الطافِ علی بر چشمِ گریانش مدد می‌گیرد از نامِ علی در خلوتش "یوسف" چه در چاهش بیاندازند یا در کُنجِ زندانش قرابت با علی از طاقتِ "ایّوب" بیرون‌ست اگرچه صبرِ بی‌پایان نهادینه‌ست در جانش ترازوی "شُعَیب" اندازه‌ی توزینِ مولا نیست مشوّش می‌شود از ثقلِ حیدر حدّ و میزانش عصا انداخت "موسیٰ" بر زمین از بهرِ اعجازی که آن إعجاز بوده جلوه‌ای از خشمِ سلمانش علی بر شخصِ پیغمبر چو "هارون"است بر موسیٰ و این یعنی که پیغمبر ندارد ترس در جانش طنینِ «یاعلی» داده‌ست صوتِ‌خوش به "داوودش" سخاء و جودِ او بخشیده مُلکی بر "سلیمانش" چه‌کس در بطنِ‌ماهی حفظ فرموده‌‌ست "یونس"را ؟ که بوده جز علیِ عالیِ اعلیٰ نگهبانش؟ چه کس بر آن پدر که پیر بوده، داده "یحییٰ" را ؟ به هم می‌ریزد این عالَم به ایمائی ز چشمانش «نَفَختُ فیه مِن ر‌وحی» به "عیسیٰ" گوید و بخشد حیاتِ تازه بر میّت به گفتارِ دَم‌افشانش تجلّی کرده بس پیدا و أکمل از هزاران سو که آورده‌ست کُفرْ ایمان به آیاتش، به ایمانش به کشور آیه‌ای همچون علی‌موسی‌الرضا داریم خوشا ایران که فرزندِ علی گشته‌‌ست سلطانش @hadithashk
نه تنها انبیا نان و نمک خوردند از دستش تمام رزقِ عالَم بوده از نان‌اش، نمکدانش @hadithashk
بی سبب نیست خداوند شده عاشق تو لایق فاطمه ای، فاطمه هم لایق تو @hadirhashk
باز آمد رجب و یار مرا مستم کرد ذکر او گفتم و هر بار مرا مستم کرد سیزده بار زدم باده ز صهبای رجب بعد هر بار همین کار مرا مستم کرد گوش من جرعه ای از ذکر علی تا نوشید شور او در سرم انگار مرا مستم کرد خبر آمدنش گوش جهان را پر کرد شوق این وعده ی دیدار مرا مستم کرد کعبه از لحظه ی میلاد گرفته حرمت قبله از جلوه ی دلدار مرا مستم کرد ساقی از باده نگو لب به شرابت نزنم چون که آن ساقی هشیار مرا مستم کرد دیگر از باده ی کهنه نه نمی خواهم چون صحبت از حیدر کرار مرا مستم کرد آنقدر گشت زمین تا علی از راه آمد گنج میخانه ی کعبه، اسدالله آمد تا که نور رخ او در نظر ما افتاد عشق مولا به دل دربه در ما افتاد سر به راه از نفس حضرت جانان گشتیم خوب شد سایه ی حیدر به سر ما افتاد صحبت از عشق علی عالم ذر مطرح شد قرعه بر قلب و دل بی خبر ما افتاد از همه خوب تر این شد که گدایی علی نسل در نسل در اصل و ثمر ما افتاد با هوایش به خدا زندگی از نو کردیم بسکه در کوی علی بال و پر ما افتاد بر نداریم سر از سجده ی شکر از وقتی که به دست علی قدر و قدَر ما افتاد بین گمراهی ما دست خدا پیدا شد نقشه ی راه خدا در گذر ما افتاد هر که محبوب خدا شد به خدا مست علی است علوی بودن ما معجزه ی دست علی است از تولای علی شیعه صفا می گیرد دل هر عاشق دلبسته جلا می گیرد کمترین اجر محبان علی هست بهشت با علی مُهر رضایت ز خدا می گیرد شربت کوثر و تأیید صراط و میزان این جوابی است که از شاه ولا می گیرد بوتراب است عیار همه ی مخلوقات عالم و آدم از این مرد، بها می گیرد در مدار نجفش خوب تلاقی دارد کهکشانی که از او راهنما می گیرد کار خورشید همین است که او صبح به صبح نور از تابش ایوان طلا می گیرد هر که آورده درِ خانه ی او دردش را مطمئن است که هر بار شفا می گیرد آنکه مهرش به دل افتاد علی بود علی نمک سفره ی ایجاد علی بود علی اوج ایمان علی و وزنه ی میزان حیدر مظهر بندگی و مقصد انسان حیدر نبأ و مائده و فجر و ضحی و یاسین سرّ اسرار خدا، معنی قرآن حیدر کم ندارد ز خدا غیر خدایی اما می برد دل ز دل حضرت سبحان، حیدر از عبادات همه، جنّ و بشر بیشتر است ضربه ای که بزند در دل میدان، حیدر ذوالفقارش به یقین قوت قلب نبوی است لا فتی گفته خدا بر یل غرّان، حیدر در عدالت نرسد هیچکسی بر مولا پای احکام خدا گوش به فرمان حیدر گر چه خیبرشکن است از طرفی دستانش می دهد نان فقیران و یتیمان حیدر امشب از لطف خدا شور و شعف می خواهیم جامی از شربت انگور نجف می خواهیم بر سر دار علی میثم تمار شدیم در مسیر علوی همره عمار شدیم مثل سلمان و ابوذر به علی دل بستیم ما هم از سلسه ی حضرت دلدار شدیم گنج مهر علی و آل علی در دل ماست اینچنین قیمتی و حافظ اسرار شدیم مقتدا حیدر و رهبر علی و ما پیرو این هم از لطف خدا بود که هشیار شدیم روز محشر همه با آل علی محشوریم چون که خاک قدم حیدر کرار شدیم دست ما نیست اگر دل به حسینش دادیم یا که دلباخته ی عشق علمدار شدیم هر کجا حرف حسن شد همه مستی کردیم با عنایات حسن شهره ی بازار شدیم خسته بودم ز سر لطف پناهم دادند بچه های علی و فاطمه راهم دادند @hadithashk
ای برده بر فضایلت، هر دشمنی حسد «فی جید» دشمنان تو، «حبل من المسد» دوری واقعی،دمی دوری ز روی توست انسان بدون تو میشود «انسان فی کبد» در بی شبیه بودنت گشتی شبیه ربّ چون جز تو نیست پس بگویم من علی احد گشتیم در کتاب حق،نام نجف نبود از بس مقدس است،«لا اقسم»بر این بلد امداد کرده گر خدا پیغمبران خود چون گفته اند در شداید یا علی مدد امواج بس بلند چون بر نوح می‌رسید می‌گفت یاعلی و میشد ز موج،رد موسی اگر که نیل را با آن عصا شکافت پیش از علی صدا زدن، هرگز عصا نزد در نزد مرده ها چو میگفت عیسی علی مدد هرمرده ای بلند میشد پیش او تمام قد دلشاد گشته ام تورا دارم به روز حشر روزی که نفع ندارد «مالا و لا ولد» @hadithashk
ای جود خدا سلام بر احسانت وی دست خدا، دست منو دامانت در روز ولادتت براتی بفرست زانو بزنم کنار آن ایوانت @hadithashk
آفتاب لب ایوان رضا ای نفس‌های خراسان رضا تا شنیدیم تویی جان رضا همه رفتیم به قربان رضا ما ندیدیم مگر لطف جواد ما نخوردیم مگر نان رضا آینه آینه تصویر خدا چشم تو آینه بندان رضا خوش به احوال گرفتاری ما تا تو هستی روی دامان رضا بهتر از تو به یقین نیست که نیست که مبارک‌تر از این نیست که نیست بنویسید گرفتاران را بسپارید گناهکاران را برسانید به خشکی به کویر خبرِ آمدن باران را بسرایید که آمد عشقی که ربوده است دل یاران را خوش‌تر از نیستی و مستی نیست تا ابد حلقه‌ی هوشیاران را سر هر کوچه فقط جار زنید که کسی هست بدهکاران را از سر ما که زیاد است زیاد شب لبخند جواد است جواد ای تمنای غزل خوانی ما آبرودار پریشانی ما نورت ای شعشه‌ی شمس الله شرف‌الشمس مسلمانی ما درد دل‌های زیادیم و شنید زلف تو قصه‌ی طولانی ما آنقدر جود تو شرشر بارید همه دیدند سلیمانی ما آستان تو رفیع است و نوشت خاک تو شوکت پیشانی ما سجده بر یار سزاوارتر است خوش به آنکس که گرفتارتر است روی چشمان رضا جا داری چقدر عِرق به زهرا داری چشم تو جمع جمال است و جلال که تولی و تبری داری مهر در مهر و کرم روی کرم از ثری تا به ثریا داری حاجتی نیست روم جای دگر هرچه خوبی است که یکجا داری درکی از قدر تو را دهر نداشت حق بده حیرت و حاشا داری دل دیوانه و دف می‌خواهیم مستمدیم نجف می خواهیم در صف سلسله‌ی سرورها آمده نور دل مادر ها نیست در خانه‌ی ارباب کرم خوشتر از دلبری اصغر ها علی سوم عشق است ببین جمع شد جمع علی اکبرها علی است و علی است و علی است نغمه‌ی روز و شب قنبرها تا رسم باز به ایوان نجف می‌زنم نعره‌ی یا حیدرها غیر این یاد نداد استادم من به ایوان نجف معتادم @hadithashk
چون راه و رسم عشق بازی را بلد بود از هر جهت نامش سرآمد در بلد بود با سوره ی توحید چشمان علی اش ذکر مدامش قل هو والله و احد بود در روزگاری که فقط کفار مکه گرم صنم بودند او گرم صمد بود عاجز ملائک از شمارش های حُسنش از بس مقاماتش فزون تر از عدد بود آغوش کعبه باز شد در پیش پایش جائی که مریم در جوابش دست رد بود آورده بود آن روز حتماً لم یلد را فرزند او اصل برابر با سند بود نامیده شد کعبه ولاتگاه طفلش این افتخار از آن این زن تا ابد بود از خطبه اش بعد از خروج از کعبه پیداست بالاتر از حوا و مریم میشود بود در بین زن ها از همان آغاز خلقت تنها یکی هم بنت و هم ام اسد بود پس هم محمد هم علی را پرورش داد پس حد مادر بودنش بی مرز و حد بود از دامن او هم محمد رفته معراج هم ذکر معراج خودش حیدر مدد بود @hadithashk