حق آمدی و به حد کافی است علی غیر از تو امیر مومنان کیست علی؟
دیوار اگر ترک ترک شد به خدا ظرفیت کعبه بیش از این نیست علی
#شعر_ولادت_حضرت_امیرالمومنین_علی_ع
#جابر_عابدی
@hadithashk
شکر لله که شدم من ز محبان علی
جان مادر پدرم باد به قربان علی
شیر با مهر علی داد به من مادر و گفت
که حلالت پسرم باش به فرمان علی
ای که گفتی ز ازل تا به ابد حیدریم
باش تا روز ابد بر سر پیمان علی
شیعه از روز ازل هست غدیری منشش
گر خورد لقمه ای از سفره احسان علی
لعنت حق به کسانی که نمک را خوردند
ناسپاسان که شکستند نمکدان علی
من غلامی ز غلامان غلام علی ام
کاش در رتبه شوم من ز غلامان علی
سر و سامان من بی سر و سامان وقتی است
که شوم در به در و بی سر و سامان علی
خاک نعلین علی گر شوم این چشمان را
می نهم بر قدم قنبر و سلمان علی
افتخار دگرم این که به مژگان روبم
خاک صحن و حرم و گنبد و ایوان علی
شده ام مست میِ خوشه ی انگور ضریح
تا کنم مستی در حلقه ی مستان علی
هر کجا کار دلت خورد گره می بایست
سر به پایش نهی و دست به دامان علی
کسر شانش تو بدان هر چه غلوّ در شعر است
که خدا مدح علی کرده به قرآن علی
این همه شهد و شکر کز دهنم می ریزد
ذکر جانم علی و جانم علی، جانِ علی
کرد مولا مددم تا که به گرد گل او
نغمه خوانش شوم و مرغ ثنا خوان علی
#شعر_مدح_حضرت_امیرالمومنین_علی_ع
#جواد_کریم_زاده
@hadithashk
چنان مخفیست در تاریکیِ زلفِ پریشانش
که آدم تا به خاتم جملگی گشتند حیرانش
نه تنها انبیا نان و نمک خوردند از دستش
تمام رزقِ عالَم بوده از ناناش، نمکدانش
علی عِلم است، "ادریسِ"نبی بودهست شاگردش
هزاران آیتُاللَه پروریده در دبستانش
در آن بحبوحهای که "نوح" ، روی آبْ مُضطر بود
رهایی داده کشتی را علی از موج و طوفانش
در آن هنگامه که طوفانِ شن بر عاد میکوبد
عِذارِ "هود" را حیدر گرفته در گریبانش
هم او بر قومِ "صالح" ناقهای از کوه آورد و
هم او با صیحهاش این قوم را کردهست ویرانش
خودش فرمانِ قربانی به "ابراهیم" داد و خود
نجاتش داد "اسماعیل" را از حکم و فرمانش
ز غیرت او غضب بر دودمانِ "لوط" کرد آنروز
فرو پاشیدْ آن اقلیمْ از هرسنگِ بارانش
نه با پیراهنِ فرزندِ خود "یعقوب" بینا شد
که شامل گشته الطافِ علی بر چشمِ گریانش
مدد میگیرد از نامِ علی در خلوتش "یوسف"
چه در چاهش بیاندازند یا در کُنجِ زندانش
قرابت با علی از طاقتِ "ایّوب" بیرونست
اگرچه صبرِ بیپایان نهادینهست در جانش
ترازوی "شُعَیب" اندازهی توزینِ مولا نیست
مشوّش میشود از ثقلِ حیدر حدّ و میزانش
عصا انداخت "موسیٰ" بر زمین از بهرِ اعجازی
که آن إعجاز بوده جلوهای از خشمِ سلمانش
علی بر شخصِ پیغمبر چو "هارون"است بر موسیٰ
و این یعنی که پیغمبر ندارد ترس در جانش
طنینِ «یاعلی» دادهست صوتِخوش به "داوودش"
سخاء و جودِ او بخشیده مُلکی بر "سلیمانش"
چهکس در بطنِماهی حفظ فرمودهست "یونس"را ؟
که بوده جز علیِ عالیِ اعلیٰ نگهبانش؟
چه کس بر آن پدر که پیر بوده، داده "یحییٰ" را ؟
به هم میریزد این عالَم به ایمائی ز چشمانش
«نَفَختُ فیه مِن روحی» به "عیسیٰ" گوید و بخشد
حیاتِ تازه بر میّت به گفتارِ دَمافشانش
تجلّی کرده بس پیدا و أکمل از هزاران سو
که آوردهست کُفرْ ایمان به آیاتش، به ایمانش
به کشور آیهای همچون علیموسیالرضا داریم
خوشا ایران که فرزندِ علی گشتهست سلطانش
#شعر_مدح_حضرت_امیرالمومنین_علی_ع
#عرفان_صبوری
@hadithashk
نه تنها انبیا نان و نمک خوردند از دستش
تمام رزقِ عالَم بوده از ناناش، نمکدانش
#فقط_حیدر_امیرالمومنین_است
#عرفان_صبوری
@hadithashk
بی سبب نیست خداوند شده عاشق تو
لایق فاطمه ای، فاطمه هم لایق تو
#فقط_حیدر_امیرالمومتین_است
#گروه_شعر_یا_مظلوم
@hadirhashk
باز آمد رجب و یار مرا مستم کرد
ذکر او گفتم و هر بار مرا مستم کرد
سیزده بار زدم باده ز صهبای رجب
بعد هر بار همین کار مرا مستم کرد
گوش من جرعه ای از ذکر علی تا نوشید
شور او در سرم انگار مرا مستم کرد
خبر آمدنش گوش جهان را پر کرد
شوق این وعده ی دیدار مرا مستم کرد
کعبه از لحظه ی میلاد گرفته حرمت
قبله از جلوه ی دلدار مرا مستم کرد
ساقی از باده نگو لب به شرابت نزنم
چون که آن ساقی هشیار مرا مستم کرد
دیگر از باده ی کهنه نه نمی خواهم چون
صحبت از حیدر کرار مرا مستم کرد
آنقدر گشت زمین تا علی از راه آمد
گنج میخانه ی کعبه، اسدالله آمد
تا که نور رخ او در نظر ما افتاد
عشق مولا به دل دربه در ما افتاد
سر به راه از نفس حضرت جانان گشتیم
خوب شد سایه ی حیدر به سر ما افتاد
صحبت از عشق علی عالم ذر مطرح شد
قرعه بر قلب و دل بی خبر ما افتاد
از همه خوب تر این شد که گدایی علی
نسل در نسل در اصل و ثمر ما افتاد
با هوایش به خدا زندگی از نو کردیم
بسکه در کوی علی بال و پر ما افتاد
بر نداریم سر از سجده ی شکر از وقتی
که به دست علی قدر و قدَر ما افتاد
بین گمراهی ما دست خدا پیدا شد
نقشه ی راه خدا در گذر ما افتاد
هر که محبوب خدا شد به خدا مست علی است
علوی بودن ما معجزه ی دست علی است
از تولای علی شیعه صفا می گیرد
دل هر عاشق دلبسته جلا می گیرد
کمترین اجر محبان علی هست بهشت
با علی مُهر رضایت ز خدا می گیرد
شربت کوثر و تأیید صراط و میزان
این جوابی است که از شاه ولا می گیرد
بوتراب است عیار همه ی مخلوقات
عالم و آدم از این مرد، بها می گیرد
در مدار نجفش خوب تلاقی دارد
کهکشانی که از او راهنما می گیرد
کار خورشید همین است که او صبح به صبح
نور از تابش ایوان طلا می گیرد
هر که آورده درِ خانه ی او دردش را
مطمئن است که هر بار شفا می گیرد
آنکه مهرش به دل افتاد علی بود علی
نمک سفره ی ایجاد علی بود علی
اوج ایمان علی و وزنه ی میزان حیدر
مظهر بندگی و مقصد انسان حیدر
نبأ و مائده و فجر و ضحی و یاسین
سرّ اسرار خدا، معنی قرآن حیدر
کم ندارد ز خدا غیر خدایی اما
می برد دل ز دل حضرت سبحان، حیدر
از عبادات همه، جنّ و بشر بیشتر است
ضربه ای که بزند در دل میدان، حیدر
ذوالفقارش به یقین قوت قلب نبوی است
لا فتی گفته خدا بر یل غرّان، حیدر
در عدالت نرسد هیچکسی بر مولا
پای احکام خدا گوش به فرمان حیدر
گر چه خیبرشکن است از طرفی دستانش
می دهد نان فقیران و یتیمان حیدر
امشب از لطف خدا شور و شعف می خواهیم
جامی از شربت انگور نجف می خواهیم
بر سر دار علی میثم تمار شدیم
در مسیر علوی همره عمار شدیم
مثل سلمان و ابوذر به علی دل بستیم
ما هم از سلسه ی حضرت دلدار شدیم
گنج مهر علی و آل علی در دل ماست
اینچنین قیمتی و حافظ اسرار شدیم
مقتدا حیدر و رهبر علی و ما پیرو
این هم از لطف خدا بود که هشیار شدیم
روز محشر همه با آل علی محشوریم
چون که خاک قدم حیدر کرار شدیم
دست ما نیست اگر دل به حسینش دادیم
یا که دلباخته ی عشق علمدار شدیم
هر کجا حرف حسن شد همه مستی کردیم
با عنایات حسن شهره ی بازار شدیم
خسته بودم ز سر لطف پناهم دادند
بچه های علی و فاطمه راهم دادند
#شعر_ولادت_حضرت_امیرالمومنین_علی_ع
#جابر_عابدی
@hadithashk
ای برده بر فضایلت، هر دشمنی حسد
«فی جید» دشمنان تو، «حبل من المسد»
دوری واقعی،دمی دوری ز روی توست
انسان بدون تو میشود «انسان فی کبد»
در بی شبیه بودنت گشتی شبیه ربّ
چون جز تو نیست پس بگویم من علی احد
گشتیم در کتاب حق،نام نجف نبود
از بس مقدس است،«لا اقسم»بر این بلد
امداد کرده گر خدا پیغمبران خود
چون گفته اند در شداید یا علی مدد
امواج بس بلند چون بر نوح میرسید
میگفت یاعلی و میشد ز موج،رد
موسی اگر که نیل را با آن عصا شکافت
پیش از علی صدا زدن، هرگز عصا نزد
در نزد مرده ها چو میگفت عیسی علی مدد
هرمرده ای بلند میشد پیش او تمام قد
دلشاد گشته ام تورا دارم به روز حشر
روزی که نفع ندارد «مالا و لا ولد»
#شعر_مدح_حضرت_امیرالمومنین_علی_ع
#علی_عباسی
@hadithashk
ای جود خدا سلام بر احسانت
وی دست خدا، دست منو دامانت
در روز ولادتت براتی بفرست
زانو بزنم کنار آن ایوانت
#شعر_ولادت_حضرت_امام_جواد_ع
#اصغر_چرمی
@hadithashk
آفتاب لب ایوان رضا
ای نفسهای خراسان رضا
تا شنیدیم تویی جان رضا
همه رفتیم به قربان رضا
ما ندیدیم مگر لطف جواد
ما نخوردیم مگر نان رضا
آینه آینه تصویر خدا
چشم تو آینه بندان رضا
خوش به احوال گرفتاری ما
تا تو هستی روی دامان رضا
بهتر از تو به یقین نیست که نیست
که مبارکتر از این نیست که نیست
بنویسید گرفتاران را
بسپارید گناهکاران را
برسانید به خشکی به کویر
خبرِ آمدن باران را
بسرایید که آمد عشقی
که ربوده است دل یاران را
خوشتر از نیستی و مستی نیست
تا ابد حلقهی هوشیاران را
سر هر کوچه فقط جار زنید
که کسی هست بدهکاران را
از سر ما که زیاد است زیاد
شب لبخند جواد است جواد
ای تمنای غزل خوانی ما
آبرودار پریشانی ما
نورت ای شعشهی شمس الله
شرفالشمس مسلمانی ما
درد دلهای زیادیم و شنید
زلف تو قصهی طولانی ما
آنقدر جود تو شرشر بارید
همه دیدند سلیمانی ما
آستان تو رفیع است و نوشت
خاک تو شوکت پیشانی ما
سجده بر یار سزاوارتر است
خوش به آنکس که گرفتارتر است
روی چشمان رضا جا داری
چقدر عِرق به زهرا داری
چشم تو جمع جمال است و جلال
که تولی و تبری داری
مهر در مهر و کرم روی کرم
از ثری تا به ثریا داری
حاجتی نیست روم جای دگر
هرچه خوبی است که یکجا داری
درکی از قدر تو را دهر نداشت
حق بده حیرت و حاشا داری
دل دیوانه و دف میخواهیم
مستمدیم نجف می خواهیم
در صف سلسلهی سرورها
آمده نور دل مادر ها
نیست در خانهی ارباب کرم
خوشتر از دلبری اصغر ها
علی سوم عشق است ببین
جمع شد جمع علی اکبرها
علی است و علی است و علی است
نغمهی روز و شب قنبرها
تا رسم باز به ایوان نجف
میزنم نعرهی یا حیدرها
غیر این یاد نداد استادم
من به ایوان نجف معتادم
#شعر_ولادت_حضرت_امام_جواد_ع
#شعر_ولادت_حضرت_علی_اصغر_ع
#حسن_لطفی
@hadithashk
چون راه و رسم عشق بازی را بلد بود
از هر جهت نامش سرآمد در بلد بود
با سوره ی توحید چشمان علی اش
ذکر مدامش قل هو والله و احد بود
در روزگاری که فقط کفار مکه
گرم صنم بودند او گرم صمد بود
عاجز ملائک از شمارش های حُسنش
از بس مقاماتش فزون تر از عدد بود
آغوش کعبه باز شد در پیش پایش
جائی که مریم در جوابش دست رد بود
آورده بود آن روز حتماً لم یلد را
فرزند او اصل برابر با سند بود
نامیده شد کعبه ولاتگاه طفلش
این افتخار از آن این زن تا ابد بود
از خطبه اش بعد از خروج از کعبه پیداست
بالاتر از حوا و مریم میشود بود
در بین زن ها از همان آغاز خلقت
تنها یکی هم بنت و هم ام اسد بود
پس هم محمد هم علی را پرورش داد
پس حد مادر بودنش بی مرز و حد بود
از دامن او هم محمد رفته معراج
هم ذکر معراج خودش حیدر مدد بود
#جناب_فاطمه_بنت_اسد
#شعر_مدح_حضرت_امیرالمومنین_علی_ع
#محسن_صرامی
@hadithashk
در سرم دارم هوای صبح ایوان علی
گوشه ی صحن نجف با جمع مستان علی
باده ها می جوشد از انگور بالای ضریح
لب گذارم بر سبوی حق پرستان علی
می رسد خورشید اول آستان بوسیِ او
بعد از آن می گیرد اوج از لطف و احسان علی
آسمان با نور ایوان حرم روشن شده
نور می گیرد ستاره در شبستان علی
دست و پا گم می کنم وقتی که نامش می برم
داد مستی می زنم، جانم به قربان علی
روز محشر پای میزان با ولای مرتضی
هر عمل سنجیده می گردد به میزان علی
تا قسیم النار والجنه جناب حیدر است
قسمت ما می شود جنت به فرمان علی
منکران در بهت از برهان اثبات خدا
کافران بیچاره از اثبات برهان علی
مثل سلمان غرق در اوصاف مولا مانده ایم
اصل اسلام است حیدر، ما مسلمان علی
درک این مطلب خودش سیر مقامات است که
روزی عالم رسیده از سر خوان علی
گندم مهر علی را کاشت، حق روز ازل
می خورد عالم هنوز از سفره ی نان علی
کعبه گشته سینه چاک جلوه ی ربانی اش
شد زمین مست از قدوم نورباران علی
در جواب این سوال، عاجز شدند اهل کتاب
میزبانش کعبه شد یا کعبه مهمان علی؟
قبله شد حیدر، حرم حیدر، از آن هم بیشتر
السلام ای دلربای حضرت سبحان، علی...
#شعر_مدح_حضرت_امیرالمومنین_علی_ع
#جابر_عابدی
@hadithashk
رسیدهایم دوباره سرِ قرار نجف
سپردهایم عنان را به شهریار نجف
هرآنچه خیر رسیده به ما در این عالم
یقین بدان که بوده همیشه کار نجف
اگر که پَر زده جبریل در حریم خدا
به اعتبار علی بود و اعتبار نجف
خدا برای جهان کم نذاشت با حیدر
سپرد کارخودش را به کردگار نجف
خدا به جلوهی انسان درآمد و دیدیم
که ایستاده خودش بر سر مزار نجف
زِ بوسهای به ضریحش خراب شد حالم
پیاله نوشِ علی گشتم و خمار نجف
هزارشکر که با سجده بر قدوم علی
نشست روی سرم گردی از غبار نجف
هزار معجزه دیدیم از جناب امیر
که بود قلعهی خیبر یک از هزارِ نجف
حسادتم به کسی نیست در همه عالم
به غیرِ مُحرم دربار و روزهدار نجف
قسم به فاطمه دادیم تا گره وا شد
به دست حضرت زهراست اختیار نجف
بزن به اُمبنین رو اگر حرم خواهی
که هست مادر ساقی حسابدار نجف
تمام زندگیام بر دونیم شد تقسیم
به سجده در حرمش یا به انتظار نجف
خدا کسی که بخواهد، به او صفا بخشد
یکی دچارِ حسین و یکی دچارِ نجف
اساس خلقت دنیا یقین همین بوده
بنا نهاده جهان را به افتخار نجف
فضائلش که در ابیات من نمیگنجد
نوشته “امّ حسن” مدح بی شمار نجف
“علی به جلوهی دیگر به کربلا آمد”*
نشان دهد به همه فَرّ و اقتدار نجف
سوار رَفرَف خود آمده ست تا میدان
تمام دشت شده مات شهسوار نجف
رسیده وقت هنرمندیِ اباالفضل و..
رسیده وقت تماشای شاهکار نجف
کسی رسید و علمدار نعره بر سر او
تو از تبار کجایی؟ من از تبار نجف
قدم به خاک بزن تا دو چاک بر داری
قدم بزن بچشی تیغ آبدار نجف
کسی نبرد به در جان، زِ تیغ مژگانش
چه احتیاج به خشم و به ذوالفقار نجف؟
گذشت لحظهای و آسمان بههم پیچید
به روی خاک فتاده گل بهار نجف
مگر چه دیده برادر که پشت او خم شد؟
چه آمده به سر چشمِ یادگار نجف؟
زمین به لرزه فتاد و زمان دگرگون شد
ندیده هیچکس اینگونه انکسار نجف
*اُمّحسن نَخَعی یا امالحسن نخعیه از بانوان راوی حدیث از امام علی(ع) است.
اردبیلی او را از راویان حدیث امیر المؤمنین(ع) معرفی کرده و کلینی و شیخ طوسی روایتش را نقل کردهاند.
*تضمینی از بیت استاد حمیدبرقعی
#شعر_مدح_حضرت_امیرالمومنین_علی_ع
#آرمان_صائمی
@hadithashk