اومدم دعا کنم تا که بیای
اومدم دعا کنم تا که بیای
هی خداخدا کنم تا که بیای
بعداز این میخوام که همراه دعا
دوری از خطا کنم تا که بیای
اومدم بگم منو نگا کنی
تو نمازشب برام دعا کنی
اومدم که التماست بکنم
نشه یک لحظه منو رها کنی
اگه تو بیای آقا بهار میاد
تو دل منتظرات قرار میاد
یه روز عاشقات بهم خبر میدن
آقامون داره با ذوالفقار میاد
میای و لبارو خندون می کنی
مهربونی رو فراوون می کنی
شب انتظار دیگه تموم میشه
میای و دردا رو درمون می کنه
میایو غم از تو سینه می بری
میاری صفا و کینه می بری
کاشکی که زنده باشیمو ببینیم
که میای مارو مدینه می بری
میای و با چشمای تر میخونی
میای از غربت حیدر میخونی
چه قیامتی میشه وقتی آقا...
برا ما روضه ی مادر میخونی
کاشکی از باغ خزونت بخونی
از عموی مهربونت بخونی
ما چقد لطمه بصورت می زنیم
وقتی که از عمه جونت بخونی
سید مجتبی شجاع
#سید_مجتبی_شجاع #شعر_ولادت_امام_زمان #شعر_ولادت_حضرت_امام_زمان #شعر_ولادت_منجی_عالم_بشریت #شعر_ولادت_یوسف_زهرا
لینک در سایت 🌹HadithAshk.com🌹
یا مهدی(عج)
رسیده نیمهٔ شعبان و بازم
تموم شهر و کردن ریسه بندون
شده میلادت و با خونِوادم
به عشقِ تو زدم از خونه بیرون
گرفتن توو خیابون جشن امّا
ندارم به جهانِ بی تو مِیْلی
پریشونم! نشسته توو چشام، اشک...
بدون تو هوا دلگیره خیلی
شدم خیره! چه حسّ خوبی داره
گمونم با نوکِ بالِ فرشته
با خطّ و نقش ِ آبی و طلایی
رو پرچم ذکرِ یا مهدی(عج)” نوشته
برام خیر” و همیشه خواستی-امّا
نفهمیدم! دلم دنبالِ شر” رفت
خودت که شاهدی پایِ جهالت
جَوونی و همه-عمرم هدر رفت
زبونم سرکش و بی بند و باره
اسیرم کرده حرفایِ اضافه م
چقد زخم زبون و لغو و غیبت...
من از دستِ خودم خیلی کلافه م
یه روزایی خصوصا عصرِ جمعه
با هر کی جز خودت کمرنگ میشم
میرم کز میکنم ساکت! یه گوشه
شبایی که برات دلتنگ میشم
پشیمونم پشیمونم پشیمون
نگو دیر اومدی! هر چند دیره
ازش بیزارم و بد ضربه خوردم
نذار دنیا” تو رو از من بگیره
یِوقت از من نگاهاتو نگیری
آخه من هیچکی و جز تو ندارم
لبالب میشه از عشقت وجودم...
به قران! هر چی اسمت رو میارم
الهی قسمتم باشه شهادت
بشم پرپر الهی در حضورت
تموم ِ خونواده م! هر چی دارم
به قربونِ تو و صبحِ ظهورت
ببین آوردم اونا رو با حاجت
برآورده کن آقاجون دعام و
الهی که فداییِ تو باشن
ببین نذر تو کردم بچه هام و
خرابش کردم و حالم خرابه
خودم رو باید از اوّل بسازم
بشه تا شاملِ حالم نگاهت
نشستم قاطیِ خوبات-بازم
تا که امضا بشه برگِ ظهورت
همین دیشب واست احیا گرفتم
قسم دادم خدا رو...بین گریه-
سراغ از مادرت زهرا(س) گرفتم
بیا و انتقامش رو علَم کن
که از داغش پُر از سوز و گدازم
تموم دلخوشیم اینه میای و
کنارِ تو حرم واسش میسازم!
مرضیه عاطفی
#شعر_ولادت_امام_زمان #شعر_ولادت_حضرت_امام_زمان #شعر_ولادت_منجی_عالم_بشریت #شعر_ولادت_یوسف_زهرا #مرضیه_عاطفی
لینک در سایت 🌹HadithAshk.com🌹
ای کاش تنها عاشق زار تو باشم
ای کاش تنها عاشق زار تو باشم
ای یوسف زهرا خریدار تو باشم
هر لحظه از عمرم به دنبال تو بودم
تا لایق یک لحظه دیدار تو باشم
بی تو فقط آشفتگی سهم دلم شد
آقای من بگذار بیمار تو باشم
سربازی تو آرزویم بوده و هست
دیگر نمی خواهم که سربار تو باشم
دنیا اسیرم کرده اما دوست دارم
تا لحظهی مردن گرفتار تو باشم
کی میشود ای آنکه شرح «هل اتا»یی
مهمان یک خرمای افطار تو باشم
با واژههای ناحیه آتش گرفتم
تا همنوای آه غمبار تو باشم
روحالهگایینی
#روحالهگایینی #شعر_ولادت_امام_زمان #شعر_ولادت_حضرت_امام_زمان #شعر_ولادت_منجی_عالم_بشریت #شعر_ولادت_یوسف_زهرا
لینک در سایت 🌹HadithAshk.com🌹
دامن باد صبا با گُل لبخند آمد
دامن باد صبا با گُل لبخند آمد
لب تقویم به پابوسی اسفند آمد
نفس آینه از دیدن او بند آمد
آخرین سورهی توحید خداوند آمد
می چکد آیهی تطهیر از این آبِ حیات
مَقدم گُلپسر حضرت نرجس صلوات
سِرِّ مجنونی عشاق عیان خواهد شد
هرچه ناگفته ی عشق است..،بیان خواهد شد
در زمین صحبت آقای زمان خواهد شد
” عالم پیر دگر باره جوان خواهد شد `
تو شروعی ، تو طلوعی ، تو چراغاَفروزی
تو نگاری ، تو بهاری ، تو خودِ نوروزی
لوح ایمانِ مُزیَّن به دعا یعنی تو
در دل صور یقین زنگِ صدا یعنی تو
پُل نزدیک به دیدار خدا یعنی تو
کُلُّهُم؛ پنجتن آل عبا یعنی تو!
حسنیزادهترین احمد مختار تویی
فاطمهوارترین حیدر کرار تویی
تو همان کشتی در عرش شناور هستی
گل خوشبوی بهشتی که معطر هستی
بهترین نسخه ی یک مرد دلاور هستی
وارث تیغ دو دَم ، وارث حیدر هستی
ظرف میلاد تو مَظروفِ علی را دارد
پای تو کعبه گریبان بدرد..،جا دارد
چارده شاخهی گُل جمع شده در باغت
هر سحر حضرت جبریل شود مشتاقت
مکّهی قلب مرا فتح کند اخلاقت
تکیه بر کعبه بزن..،دل ببر از عُشّاقت
ما عجم ها..،همه سلمانِ مسلمان توایم
خادم مرقد سلطان خراسان توایم
لحظه ی دیدن خورشید ، نویدِ فرداست
آخرِ جاده ی این رود ، شکوهِ دریاست
شوق دیدار تو از برق نگاهم پیداست
سامرا؛ صحنهی پیدایش زیبایی هاست
به همان تربت اعلات قسم..، جانِ منی!
همهی دلخوشی نیمهی شعبان منی
دشت خشکیده ی ما چشم به باران دارد
یوسف مصری ما میل به کنعان دارد
کم کن این فاصله ها را..،اگر امکان دارد
مادرم سخت به برگشت تو ایمان دارد
وای از این در به دری ، وای از این خونجگری
پدرم پیر شد و از تو نیامد خبری
حس تردید نشسته است به روح و جانم
هُرم کفر است که آتش زده بر ایمانم
رونقی نیست در این کاسبیِ دکانم
گره کور ظهور تو منم..،میدانم!
با همین وضع دلم..،بس که شما آقایی
بخدا شنبه هم آدم بشوم..،می آیی!
بغض دیروزی تو ، گریه ی فردای من است
روی دیوار وصالت رد خونهای من است
دیگران را مَنِشان پشت درت..،جای من است
مسجد تو همه ی لذت دنیای من است!
جمکران؛ گریهی بسیار فقط می چسبد
روضهی مشک علمدار فقط می چسبد
دشت در همهمه ی نیزه و شمشیر افتاد
دست کفتارصفت ها بدن شیر افتاد
در دل کاسهی چشمان یلی..،تیر افتاد
ساقی اهل حرم بین کمین ...
#بردیا_محمدی #شعر_ولادت_امام_زمان #شعر_ولادت_حضرت_امام_زمان #شعر_ولادت_منجی_عالم_بشریت #شعر_ولادت_یوسف_زهرا
لینک در سایت 🌹HadithAshk.com🌹
از سر این سفره مدد خواستم
یک دو سه پیمانه ، نَه صد خواستم
در شب میلاد تو بی معطلی
خواستم امشب بنویسم علی
نام پر از شور علی حیدر است
جلوه ذات ازلی حیدر است
جلوه دیگر رخ پیغمبر است
این اسدالله دگر اکبر است
او که به ما نور دوعین است و بس
شاه علی ابن حسین است و بس
جلوه حق روی علی اکبر است
پیچش گیسوی علی اکبر است
جان حسین ابن علی جان او
رفته به حیدر لب و دندان او
عشق علی را به دلش کاشته
خال پیمبر به رخش داشته
تا که اذان گوی حرم اکبر است
پس همه جا صحبت پیغمبر است
یاد دل از ماه رجب میکند
از پدر انگور طلب میکند
قلب پدر را پسری شاد کرد
تا که از آقای نجف یاد کرد
خود هوس شور و شعف کرده ای
میل به انگور نجف کرده ای
من هم از اقای تو این خواستم
از نجف شاه دهین خواستم
صبح نجف باشم و شب کربلا
ای علی اکبر بطلب کربلا
#شعر_ولادت_حضرت_علی_اکبر_ع
#امیرفرخنده
@hadithashk
این خواب، نه!کابوس در دنیای بیداریست
این صحنه ها در خاطر تاریخ تکراریست
بار دگر دست خبیث دشمن دیرین
رو کرد آنچه مایه نفرین و بیزاریست
در باد مُحـرَز ميشود پرچم، نمي افتد
ايران پُــر از همچون سليماني و دِلْواريست
ايران كه نه، جمهوري اسلامي ايران
پاي ولي ميماند اين عين وفاداريست
این خاک هرگز رنگ ذلت را نخواهد دید
تا نام حیدر بر در و دیوار آن جاریست
شورای صلح غزه است یا جمع کفتاران؟
باور نکن این صلح نیست، این عین خونخواریست
هرگز نمی بینید ویرانی ایران را
پایان این افکار قطعا ضربه ای کاریست
ما وارثان لحظه های فتح پیکاریم
بی شک سرانجام شما هم ذلت و خواریست
تا صاحب عالم نیاید از پسِ پرده
دنیا پر از مکر و فریب و نا بِهنجاریست
#ایران_حسین_تا_ابد_پیروز_است
#گروه_شعر_و_نوحه_یاکریم
@hadithashk
گل بیاید خسی نمیماند
دل دلواپسی نمیماند
یاریش کن که یوسف زهرا
زیر دِین کسی نمیماند
#سید_مجتبی_شجاع
@hadithashk
دلم را زنده کرده یادت آقا
جهان در حسرت امدادت آقا
عجب جشنی شود امسال اگر که...
خودت باشی شب میلادت آقا
#سید_مجتبی_شجاع
@hadithashk
چندیست هوای شهر سرد است بیا
بی تو دل این زمانه درد است بیا
جنگی که به راه خواهد افتاد امروز
با پرچمت آخرین نبرد است بیا
#امیرفرخنده
@hadithashk
نوری ز مشرق اَبَدیَّت بلند شد
طوفان بی امان حقیقت بلند شد
دنبال خاک بود خدا روز خلقتش
برخاست شخص حیدر و تربت بلند شد
کعبه جوابگوی علیدوستها نبود...
ایوانطلای مرقدِ حضرت بلند شد
حَظّی میان هرولههامان نداشتیم...
ذکرِ علی ز گوشه ی هیئت بلند شد
وقتی که در به دست علی کَنده شد ز جا
فریاد هرچه قلعه به حیرت بلند شد
تا مرتضی گره به دو ابروی خود کشید
در گردنِ بشر رگِ غیرت بلند شد
گفتی:امیدتان؟!..،همه گفتیم:فاطمه
مادر همیشه وقت شفاعت بلند شد
این خاک،شیعهخانهی ذُرّیّه ی علی است
ایران همیشه پای ولایت بلند شد
ما را گدای نیمهیشعبان خویش کرد
عطری که دور سفره ی غیبت بلند شد
لبتشنگان چشمهی جانیم تا ابد
ما نانخورِ امامِ زمانیم تا ابد
پلکی بزن..،خزان "زمین" را بهار کن
این سالخورده را به جوانی دچار کن
اسفندها به یُمن شما عید می شود
کهنهلباس جامعه را نونوار کن
دلدادههات حسرت دلبر کشیده اند
خود را برای این همه عاشق، نگار کن
دُکّان دردِ دوری خود را بیا..،ببند
غم را ز شغل دائمی اش برکنار کن
هوش از سر همه بِبَرَد خنده های تو...
روی نقاط ضعفِ دلِ شیعه کار کن
گردنکشیِ یاغیِ عشقات حکایتی است...
ما را ذبیح های دمِ ذوالفقار کن
موری به پیشگاه سلیمان رسیده است
ما را به روی فرش وصالت سوار کن
کعبه به شوقِ تکیه ی تو ایستاده است
فکری به حال خانه ی پروردگار کن
مستت به جز شراب نجف، مِی نمی خورد
این باده را نصیب گدای خُمار کن
صحرانشین! کجای جهان خیمهگاه توست؟!...
کُنجی برای گریه ی ما اختیار کن
زهرم..،بگو بدل به عسل می کنی مرا
آخر میان گریه،بغل می کنی مرا
فقرِ مرا اگرچه جهانی جواب کرد
دستت گرفت کاسه ی من را..،ثواب کرد
بخشندگیِ تو به حسنجان کشیده است
این لُطف را عموی کریمِ تو باب کرد
روشنترین توسل خورشیدها..،سلام!
ذکرت دعای شبزده را مستجاب کرد
نام تو رمز سروری کشور من است
پیرِ خُمِین با دم تو انقلاب کرد
وقتی که گفت نوح قبیله:خَدَمتُهُ...
یعنی به روی نوکری ما حساب کرد
ما نوکریم..،نوکر جدِّ غریب تو
ما را به این لقب خودِ زهرا خطاب کرد
" هیئت؛ کلاس درس ولایتشناسی است "
روضه ، مرا به کار برایَت مُجاب کرد
"یامهدی" است باطن هر "یاحسینِ" ما...
پس سینهزن مسیرِ درست،انتخاب کرد
قلبی که پای هجر نسوزد..،کباب باد
آن مجلسی که از تو نگوید خراب باد
دستم هنوز طرح کبوتر نمی کشید
یعنی دلم به شوق شما پر نمی کشید
قصدم خودِ تویی..،بخدا نان نخواستم
بوی غذا مرا دمِ این در نمی کشید
خیلی برای آمدنت کم گذاشتم
وَرنه،خجالت این همه..،نوکر نمی کشید
هرکس مُفید بود برایت..،"مُفید" شد
غیر از تو را به مُصحَف و منبر نمی کشید
عُمر پدر به دیدن روی تو قَد نداد
از شِدَّتِ فراق تو دیگر..،نمی کشید
غرق گناه بودم اگر فاطمه نبود
دست مرا اگر خودِ مادر نمی کشید...!؟
ما غیر کربلا که به جایی نمی رویم
میل گدا به اینور و آنوَر نمی کشید
هرگز کسی به غیر همین تشنهلب..،چُنین
در قتلگاه جام بلا سر نمی کشید
با چکمه روی سینه ی او می نشست شمر...
از کار خویش دست هم آخر نمی کشید
بعد از حسین بود..،سنان رفت در حرم...
ای کاش ختم روضه به معجر نمی کشید
پنجاهسالپردهنشین پیرِ پیر شد
با شمر،عمهجان شما هم مسیر شد
#شعر_ولادت_امام_زمان_عج
#بردیا_محمدی
@hadithashk
امام صادق علیه السلام میفرمایند
لا یَدخُلُ الجَنَّهَ مَن فِی قَلبهِ مِثقالَ ذَرَّهٍ مِن کِبر
کسی که در قلبش به اندازه ذره ای کبر و خود بزرگ بینی باشد به بهشت وارد نمی شود.
الکافی(ط-اسلامی) ج2 ص310
@hadithashk
خوش است حال من امشب چرا که یار آمد
برای این دل بی تاب من قرار آمد
وفور رحمت حق شد به عاشقان نازل
بشارتی بده ساقی بگو نگار آمد
شکفت غنچه و شد گل،به یمن مقدم او
زفیض هر قدمش گوییا بهار آمد
به پاست جشن و طرب در سراسر گیتی
چراکه مالک هستی و روزگار آمد
قناری است غزلخوان مقدمش امشب
برای هردوجهان صاحب اختیار آمد
عجب گلی است درآغوش نرجس اطهر
عدالت و شرف و وجه کردگار آمد
زیمن مقدم او سامرا گل افشان شد
برای قلب حسن آیه ی قرار آمد
جمال نور خدا از رخش نمایان شد
قمر برای نگاهش به انتظار آمد
طلوع کرده به عالم شکوه جاء الحق
ز نسل آل علی آن طلایه دار آمد
علی رخ است و علی شوکت و علی هیبت
بگو که وارث شمشیر ذوالفقار آمد
برو به محفل جانان و مژدگانی ده
بگو به عاشق بیدل که شهریار آمد
رسد دمی که زند ناله ی انالمهدی(ع)
ز کعبه نغمه برآید که تک سوار آمد
#شعر_ولادت_امام_زمان_عج
#علی_بهرامی_نیا
@hadithashk