کاش این سوزِ جگرسوز به پایان برسد
به لبِ تشنهی این طایفه باران برسد
سایه در سایه سفر، غرقِ سکوت است و سراب
کی میایی که به ما رزق فراوان برسد
شبِ شبزنده و شمع و شرر و شهد شفاست
تا شمیم تو به آغو ش خیابان برسد!
تشنه در حسرتِ دریاست ولی باکی نیست
اگر از چشمِ تو یک قطرهی باران برسد
نفسِ سردِ زمین، آتشِ پنهان دارد
تا که از سمتِ شما نغمهی أیمان برسد
همه شهر سراسیمه به دنبالِ تواند
کی شب هجر قرار است به پایان برسد
دلِ آشفته به جز ذکر تو راهی نشناخت
کاش که صوتِ خوشت با دمِ قرآن برسد
بیقراریم و به لب آمده جان از غمِ هجر
وقتِ آن است که بر بیسر و سامان برسد
اربعین بر لب زوار دعای فرج است
جاده ی عشق قرار است به مهران برسد
#شعر_ولادت_امام_زمان_عج
#روح_اله_گایینی
@hadithashk
به کعبه تکیه بده ، صبح روز سروری ات
سرم فدای دم ذوالفقار حیدری ات
#نیمه_شعبان
#بردیا_محمدی
@hadithashk
خیال و بوم و این قلم که عشق را مگر کشیم
و آن عبای سبز را به چشمهای تر کشیم
تجسمِ تبسمت ظهور و شور مردمت
شبیه خویش گرد تو هزار در به در کشیم
جواب خط به خط تویی شراب ما فقط تویی
تو هستی و نیاز نیست که منت دگر کشیم
قسم به مرتضاییات به اوج کبریاییات
بخواه در رکاب تو که تیغ از کمر کشیم
شریفِ پُر شرف بیا به قبلهی نجف بیا
علی علی علی بگو که نعره از جگر کشیم
علی بگو که پر زنیم به جبرئیل سر زنیم
چنان که آفتاب را به زیر بال و پر کشیم
تو را به پرده برده است غم و غبارهای ما
نیامدیم و آمدی سر قرارهای ما
چقدر زار و مُفلسیم که میوههای نارسیم
نمیخورد به درد تو یک از هزارهای ما
تو را برای خویشتن ، صدا زدیم ما و من
گمان کنم که خستهای از انتظارهای ما
در انفعال ماندهایم چه خوش خیال ماندهایم
نشستهایم جان بده به بی بخارهای ما
مگر حقیقتم شوی که اولویتم شوی
بگو که جای تو کجاست، در قمارهای ما
نشد ببینمت اگر به چشمهای محتضر
فقط تو لااقل بیا سر مزارهای ما
که صبح دولت تو از میان خاک سر کشیم
بیا و خط بزن مرا ز خیل بی حواسها
خودت مرا اضافه کن به جمع حقشناسها
کسی به جز تو بارِ ما به دوش خود نمیکشد
حواس تو همیشه هست به حال آس و پاسها
من از تو دورم و تو نه، چقدر کورم و تو نه
چقدر دیدهام تو را میان ناشناسها
به جان ما حیات دِه نفس بده نجات دِه
امام انقلاب را زِ مکر عمر و عاصها
مرا ولی شناس کن مرا هم از خواص کن
از این خواصها نه از مقربانِ خاصها
که روی دوش خود علَم میانهی خطر کشیم
هلا حسین یک طرف و یک طرف سیاهی است
کسی که با حسین شد به سمت نور راهی است
به بدر و خیبر و حُنین به رقص پرچم حسین
خدای ما بزرگتر زِ هر خدای واهی است
کسی که چپ نظر کند به گور خود گذر کند
زمان مرگ دشمن است اگر در این نواحی است
به سنگ، شیشه میزنند و گور خویش میکنند
که هر نفر از این وطن هزار تا سپاهی است
سِلاح ماست این یقین حقیرهای کمترین
که اسمتان نمیبرم غرورمان گواهی است
تمامتان را به علی به جانب سَقَر کشیم
رفیق دل شکسته" او" علاج این ترک کند
خدا کند بیاید و مرا تو را کمک کند
به گرگ و میشِ فتنهها در امتحان و ابتلا
مشیت خداست که من و تو را الک کند
چقدر کم گذاشتیم چرا عمل نداشتیم
همین شده جوان ما به این قیام شک کند
اگر پُریم از گله اگر غم است و فاصله
نگاه او علاجمان به عشق مشترک کند
حسین عشق مشترک حسین قَلبنا مَعَک
برای جانبازی او حسین هم کمک کند
بگو به او که پای تو همیشه دردسر کشیم
نفس نفس بدون تو زمان تباه میکنیم
به کنج عافیت زدیم و اشتباه میکنیم
اگر بلا قرین ماست چه غم که در کمین ماست
که با تو کوه غصه را دوباره کاه میکنیم
به یاد تو به پاس تو به خاطر قصاص تو
چه جمعهها که در اُفق فقط نگاه میکنیم
به جان ششگوشه قسم به بغضهای این حرم
زیارتی حواله کن مگو گناه میکنیم
اگرچه سخت خستهایم به کربلا نشستهایم
که گریه پیش مادرت به قتلگاه میکنیم
بخوان ز روضههای او که داد از جگر کشیم
#شعر_ولادت_امام_زمان_عج
#حسن_لطفی
@hadithashk
چشمه، چشم اشک، آلود من است
دست باران، بر سر رود من است
این گدایی بهترین سود من است
شب، شب معشوق و موعود من است
سامرا امشب قمر آورده است
مرحبا نرگس، پسر آورده است
قطره قطره قطره دریا می شود
صبر با ایوب، زیبا می شود
یوسف یعقوب، پیدا میشود
عسکری شاد است و بابا میشود
مست مست مست، جان عالم است
این پسر، صاحب زمان عالم است
آسمان! طاووس جنت را ببین
با پیمبرها، شباهت را ببین
دور قنداقش، زیارت را ببین
زاده ی زهراست، هیبت را ببین
ذوالفقارش یادگار حیدر است
دور دستش حرز نام مادر است
کوچه کوچه تا خدا پر میکشم
تا سحر، جام جنون سر میکشم
چشم خود بر خاک این در میکشم
آمده فرمانده! لشکر میکشم
می شود زیر و زبر این عالمین
با دم این الحسن، این الحسین
عاشقان! دارد خبرها میشود
بر گنهکاران، نظرها میشود
صید صیادان، گهرها میشود
از سر ما رد، خطرها میشود
درد ما هجر است، خیلی ناخوشیم
ما فقط در خیمه ی آقا خوشیم
خانه ای از آرزوها ساختیم
به همه غیر شما پرداختیم
غفلت ما دردسر شد، باختیم
پیش ما بودی، ترا نشناختیم
سفره را از تو جدا کردیم ما
دست بابا را رها کردیم ما
می رویم از هجر و دوری بر فنا
کاش قدری داشت رنگ ما حنا
با دعایت میشویم از نو بنا
«یاابانا» ، باز «استغفرلنا»
لطف مادر بود که نادم شدیم
نیمه شعبان، کربلا لازم شدیم
آن ضریح آشنا یادش بخیر
گنبد زرد طلا یادش بخیر
گریه های کربلا یادش بخیر
قصه ی شاه و گدا یادش بخیر
من فدای آنکسی که سر نداشت
دست او انگشت و انگشتر نداشت
نیمه شب آمد، صدای زینب است
چکمه خورده، خواهرش جان بر لب است
جای نیزه بین حلق و غبغب است
روی پیکر، رد پای مرکب است
هم ردا و هم عبا را برده اند
آن لباس نخ نما را برده اند
#شعر_ولادت_امام_زمان_عج
#رضا_دین_پرور
@hadithashk