eitaa logo
حدیث اشک
11هزار دنبال‌کننده
120 عکس
216 ویدیو
12 فایل
کانال رسمی سایت"" حدیث اشک"" http://hadithashk.com اینستاگرام: http://instagram.com/hadith_ashk ارتباط با ادمین @Admin_hadithashk @asgharpoor53 لطفا درخواست تبلیغات نکنید پیام رسان بله https://ble.ir/hadithashk تلگرام: http://t.me/hadithashk
مشاهده در ایتا
دانلود
چشمه، چشم اشک، آلود من است دست باران، بر سر رود من است این گدایی بهترین سود من است شب، شب معشوق و موعود من است سامرا امشب قمر آورده است مرحبا نرگس، پسر آورده است قطره قطره قطره دریا می شود صبر با ایوب، زیبا می شود یوسف‌‌‌ یعقوب، پیدا میشود عسکری شاد است و بابا میشود مست مست مست، جان عالم است این پسر، صاحب زمان عالم است آسمان! طاووس جنت را ببین با پیمبرها، شباهت را ببین دور قنداقش، زیارت را ببین زاده ی زهراست، هیبت را ببین ذوالفقارش یادگار حیدر است دور دستش حرز نام مادر است کوچه کوچه تا خدا پر میکشم تا سحر، جام جنون سر میکشم چشم خود بر خاک این در میکشم آمده فرمانده! لشکر میکشم می شود زیر و زبر این عالمین با دم این الحسن، این الحسین عاشقان! دارد خبرها میشود بر گنهکاران، نظرها میشود صید صیادان، گهرها میشود از سر ما رد، خطرها میشود درد ما هجر است، خیلی ناخوشیم ما فقط در خیمه ی آقا خوشیم خانه ای از آرزوها ساختیم به همه غیر شما پرداختیم غفلت ما دردسر شد، باختیم پیش ما بودی، ترا نشناختیم سفره را از تو جدا کردیم ما دست بابا را رها کردیم ما می رویم از هجر و دوری بر فنا کاش قدری داشت رنگ ما حنا با دعایت میشویم از نو بنا «یاابانا» ، باز «استغفرلنا» لطف مادر بود که نادم شدیم نیمه شعبان، کربلا لازم شدیم آن ضریح آشنا یادش بخیر گنبد زرد طلا یادش بخیر گریه های کربلا یادش بخیر قصه ی شاه و گدا یادش بخیر من فدای آنکسی که سر نداشت دست او انگشت و انگشتر نداشت نیمه شب آمد، صدای زینب است چکمه خورده، خواهرش جان بر لب است جای نیزه بین حلق و غبغب است روی پیکر، رد پای مرکب است هم ردا و هم عبا را برده اند آن لباس نخ نما را برده اند @hadithashk
روزگـاری صـاحــب برهــان و قــرآن میرسد این جهان بی سر و سامان به سامان میرسد چـون نسیـمی که بهـاری را بشارت میدهد عطر گیسویش به وصل پیر کنعان میرسد آن مهاجـر که دمـی از ما نبـوده بی خبر با خوش عهدانِ دلیرِ مردِ میدان میرسد آسمـان دیگر نخـواهد دید شـام تار را ... صبح صادق، روز شادی روز پیمان میرسد رودها جاری شود،بلبل غزلخوان میشود نغمه ی مستانه از قلب گلستان میرسد های فرعون زمان! تاریخ را لختی بخوان بر خباثت هایتان آن خطِ بطلان میرسد این غبار فتنه که امروز بر افروختید... با سپاه حیدر دوران به پایان میرسد تشنه ی آب حیات و مست حوض کوثریم بر کویر خشک دنیا ، نسل باران میرسد @hadithashk
با عشق علی دوان‌دوان می‌آییم سرمست امیرِمؤمنان می‌آییم از سمت نجف علی‌علی‌گویان ما با پرچم صاحب‌الزمان می‌آییم @hadithashk
آسمان باز هم خبر آورد در شب تار خود، قمر آورد خبر از آخرین ولیِّ خدا خبر از صالحی دگر آورد نیمه‌شب رفت و نیمهٔ شعبان بر مسیر زمان، سحر آورد نورِ الله بر زمین تابید بشری برتر از بشر آورد لطفِ پروردگارِ فصلِ بهار بر زمستان دل، شَرَر آورد مقدمِ پاک نوگلِ نرجس خنده بر چهره‌ی پدر آورد ای محبانِ آلِ پیغمبر! حسن عسکری پسر آورد وقت، وقت ستاره‌چینی شد گوهر آسمان زمینی شد... @hadithashk
از سامره جلوه بر رُسُل کرد خدا شب را به سوی بهشت پُل کرد خدا می‌رفت که کفر، باغ را خشک کند از بیت حَسَن دوباره گُل کرد خدا نه نوحی و نه خلیل و نه موسایی نه شیثی و نه شعیب و نه عیسایی من ماه ندیده‌ام شبیهت کامل خورشید ندیده‌ام به این زیبایی در روز تولد شما یک سینی با فخر به یک تابلوی تزئینی می‌گفت بیا تو نیز مهمان منی دعوت شده‌ای به شربت و شیرینی یک روز شبیه ابرها گریانم یک روز چنان شکوفه‌ها خندانم دیروز کتیبه‌ی محرم بودم امروز چراغ نیمه‌ی شعبانم از بدر، هنوز هم خبر می‌آید با سیصد و سیزده نفر می‌آید تا پر شود از قسط و عدالت دنیا تیغ دو سر از غلاف در می‌آید @hadithashk
نشسته گل به تماشای یار ایوالله به موی مهدی و رویش هزار ایوالله به نور طلعت آن چهره دم به دم صلوات به سرخیِ لب همچون انار ایوالله چقدر میثم تمارها به صف شده اند که هست موی کجش مثل دار ایوالله همیشه شیوه کشتن که نیست با شمشیر یگو به ابروی چون ذوالفقار ایوالله تمام اهل زمین می رسد که می گویند به قد و قامت دلدل سوار ایوالله بگو که ماشالله داره این مولود خوش آمدی همه ی عشق مهدی موعود هر آنکه روی تو دید آفتاب را دیده به وقت دیدن چشمت شراب را دیده همیشه قاری قرآن به تو نگاه انداخت همینکه وقت تلاوت کتاب را دیده اگر که برگردد باز مالک اشتر دوباره در رخ تو بوتراب را دیده نداشت آنکه تو را پشت گوش اگر دیده میان نامه ی خود هم ثواب را دیده قسم به یکصد و ده ، هشت و چار، چاره تویی به آسمان خدا مانده یک ستاره ...تویی خوشا به آنکه برای تو مثل یعقوب است خوشا به آنکه برای دلت دل آشوب است تمام خنده ی دنیای خسته مصنوعیست دروغ گفته جهان بی تو حال من خوب است تو مثل روز ، عیانی و دیدنی اما اگر ندیدمت آقا نگاه معیوب است اگر چه آب گذشته است از سر این بد هر آنچه هست به ارباب بنده منصوب است برای آبادی گفته اند می آیی نگاه کن به دل این گدا که مخروبه ست طراوت قدمت را بهار باید گفت فقط فقط به تو معشوق و یار باید گفت @hadithashk
سلطان علی الدوام مهدی مردانه کند قیام مهدی تا کور شود چشم حسودان... جاوید فقط امام مهدی @hadithashk
به عالم عشق را معنا رقیه ست به عالم عشق را معنا رقیه ست و ذکر عالم بالا رقیه ست عجب شوری بپا کردی تو ای جان که تسبیح ملائک یا رقیه ست به پایت سجده باید کرد ای عشق که عشق بی زوال ما رقیه ست قیامی در خرابه کرده بر پا بلی بنیان کن اعدا رقیه ست کسی که دین احمد را بقا داد چو زینب بعد عاشورا رقیه ست قسم بر مرتضی مانند مولا علی و عالی و اعلا رقیه ست به دریای حسین او دُرّ ناب است دُر زیبای این دریا رقیه ست رقیه دائما مسند نشین است که روی شانه ی سفا رقیه ست تماما روح و جسم و نور چشمِ علیِ اکبر لیلا رقیه ست گهی گهواره جنبان برادر گهی محو رخ بابا رقیه ست مخوان طفلش به پیران طریقت طریق و هادی و مولا رقیه ست مپندارش که او دختی سه ساله ست که آقاتر ز هر آقا رقیه ست به هنگام شفاعت روز محشر به روی زانوی زهرا رقیه ست در آن هنگامه ی محشر یقینا حساب نوکرانش با رقیه ست کسی که از سر لطفش نموده ست به عشقش مبتلا ما را رقیه ست کسی که بهر نوکر مینماید برات کربلا امضا رقیه ست من آن مجنون صحرای دمشقم برایم تا ابد لیلا رقیه ست  جواد کریم زاده لینک در سایت 🌹HadithAshk.com🌹
جانم رقیه(س) همچو نی در گلو نوای منی پس همان شور نینوای منی کربلا با تو ابرو دارد در دمشقی و کربلای منی من مریض تو ام چه شیرین است هم طبیبی و هم دوای منی به رقیه الهنا العفو تو مناجات و ربنای منی خواب دیدم برای تو مُردم بهترین وجه انتهای منی از خدا من تو را طلب کردم تو همان حاجت روای منی دختری تو عزیز بابایی تو دقیقا شبیه زهرایی دختری از تبار آیینه بی ریا و زلال و بی کینه هر که باشد مرید این دختر کارو بارش همیشه تضمینه سفره ی یا رقیه مادر به غم و درد وغصه، تسکینه او عزیز قدیم الاحسان است جود و احسان اوست دیرینه از قدومش حسین خندان شد خنداهایش چقدر شیرینه زینب امشب دوباره مادر را در نگاه رقیه میبینه آسمان زیر پای او جاری... تا به دوش عموش میشینه یاد ریحانه را کند زنده گیردش تا حسین بر سینه بر زمین حور العین آمده است اشف صدر الحسین آمده است همه قربان او گداها هم مریم و هاجر و زلیخا هم نیمی از روی او شبیه حسین نیم دیگر شبیه زهرا هم علی اکبر فدای رخسارش پسر مجتبی و سقا هم محرمان حرم کنیزانش شهر بانو و ام لیلا هم صف کشیدند بهر دیدارش ملک و انس و جن و حورا هم نفسش زنده میکند دل را به فدای دمش مسیحا هم مثل عباس باب حاجات است نه که امروز بلکه فردا هم دست من را بگیرد از کرمش دل من پر کشیده تا حرمش او رسیده که دلبری بکند بهر ارباب دختری بکند وارث فاطمه است پس به حسین آمده تا که مادری بکند آمده مثل مادرش زهرا از کرم ذره پروری بکند خوش به حال تمام عشاقش صبح محشر چه محشری بکند دست آل امیه را رو کرد کربلا او پیمبری بکند لعن آل امیه را عشق است پرچم یا رقیه را عشق است  محمد قانع لینک در سایت 🌹HadithAshk.com🌹
گل بریزید که ریحانه ارباب آمد مژده مژده که زمین باز مصفا شده است غرق در رائحه جنت الاعلی شده است موسم شادی ذریه زهرا شده است که دوباره پسر فاطمه بابا شده است باز هم فاطمه در خانه ارباب آمد گل بریزید که ریحانه ارباب آمد گل بریزید محبان اباعبدالله آمده روح و دل و جان اباعبدالله سوره کوثر قرآن اباعبدالله (عیدی ماست به دستان اباعبدالله) جشن میلاد رقیه ست بگیرید برات بفرستید به زهرای سه ساله صلوات خانه وحی شد آباد مبارک باشد به حسین این شب میلاد مبارک باشد به علی اکبر و سجاد مبارک باشد که خدا خواهرشان داد مبارک باشد عمه بر گردن او چار قل انداخته است رویش از بوسه عباس گل انداخته است این جگرگوشه طاهاست خدا می داند ناز پرورده باباست خدا می داند مظهر ام ابیهاست خدا می داند اشبه الناس به زهراست خدا می داند پسر فاطمه رویش که تماشا می کرد یاد از مادر خود حضرت زهرا می کرد ای رخت ماه دل آرام و دل آرای حسین باعث دل خوشی و خنده لبهای حسین ذکر خوابت همه شب نغمه لالای حسین جای خوابت همه جا سینه سینای حسین وه چه زیباست در آغوش پدر خفتن تو پدرت گفت به قربان پدر گفتن تو (ای شکوفایی هر گل زشکوفایی تو) قمر هاشمیون مات دل آرایی تو دختر فاطمه محو رخ زهرایی تو جان عالم به فدای دل بابایی تو پدر از دیدن تو سیر نگردد هرگز عمر صد نوح کند پیر نگردد هرگز گر خداوند دو عالم به پیمبر نازد مصطفی نیز به زهرا و به حیدر نازد به حسین و حسنش ساقی کوثر نازد پسر ساقی کوثر به تو دختر نازد چقدر انس ، سکینه به تو خواهر دارد نتواند که نگاه از رخ تو بر دارد در تو شد فاطمه تکرار رقیه خاتون دختر سیدالاحرار رقیه خاتون زینت دوش علمدار رقیه خاتون ملجا خلق گرفتار رقیه خاتون آمدی تا گره از کار همه باز کنی پدرت هی بخرد ناز و تو هم ناز کنی حیف و صد حیف که عمر تو به دنیا کم بود روز میلاد تو با گریه و غم توام بود مادرت رفت زدنیا و نصیبت غم بود بعد مادر پدرت بهر تو مادر هم بود مثل امشب تو در آغوش پدر جا داری یک شبی هم تو به دامن سر بابا داری ای پدر دست نداری بکشی بر سر من با سرت آمده ای نیمه شب در بر من پُرِ زخم است شبیه سر تو پیکر من شده یک دفعه بگو باز به من دختر من خوب شرح سفرت از سر و رویت پیداست جای سرنیزه هنوزم به گلویت ... لینک در سایت 🌹HadithAshk.com🌹