مژده مژده که زمین باز مصفا شده است
غرق در رائحه جنت الاعلی شده است
موسم شادی ذریه زهرا شده است
که دوباره پسر فاطمه بابا شده است
باز هم فاطمه در خانه ارباب آمد
گل بریزید که ریحانه ارباب آمد
گل بریزید محبان اباعبدالله
آمده روح و دل و جان اباعبدالله
سوره کوثر قرآن اباعبدالله
(عیدی ماست به دستان اباعبدالله)
جشن میلاد رقیه ست بگیرید برات
بفرستید به زهرای سه ساله صلوات
خانه وحی شد آباد مبارک باشد
به حسین این شب میلاد مبارک باشد
به علی اکبر و سجاد مبارک باشد
که خدا خواهرشان داد مبارک باشد
عمه بر گردن او چار قل انداخته است
رویش از بوسه عباس گل انداخته است
این جگرگوشه طاهاست خدا می داند
ناز پرورده باباست خدا می داند
مظهر ام ابیهاست خدا می داند
اشبه الناس به زهراست خدا می داند
پسر فاطمه رویش که تماشا می کرد
یاد از مادر خود حضرت زهرا می کرد
ای رخت ماه دل آرام و دل آرای حسین
باعث دل خوشی و خنده لبهای حسین
ذکر خوابت همه شب نغمه لالای حسین
جای خوابت همه جا سینه سینای حسین
وه چه زیباست در آغوش پدر خفتن تو
پدرت گفت به قربان پدر گفتن تو
(ای شکوفایی هر گل زشکوفایی تو)
قمر هاشمیون مات دل آرایی تو
دختر فاطمه محو رخ زهرایی تو
جان عالم به فدای دل بابایی تو
پدر از دیدن تو سیر نگردد هرگز
عمر صد نوح کند پیر نگردد هرگز
گر خداوند دو عالم به پیمبر نازد
مصطفی نیز به زهرا و به حیدر نازد
به حسین و حسنش ساقی کوثر نازد
پسر ساقی کوثر به تو دختر نازد
چقدر انس ، سکینه به تو خواهر دارد
نتواند که نگاه از رخ تو بر دارد
در تو شد فاطمه تکرار رقیه خاتون
دختر سیدالاحرار رقیه خاتون
زینت دوش علمدار رقیه خاتون
ملجا خلق گرفتار رقیه خاتون
آمدی تا گره از کار همه باز کنی
پدرت هی بخرد ناز و تو هم ناز کنی
حیف و صد حیف که عمر تو به دنیا کم بود
روز میلاد تو با گریه و غم توام بود
مادرت رفت زدنیا و نصیبت غم بود
بعد مادر پدرت بهر تو مادر هم بود
مثل امشب تو در آغوش پدر جا داری
یک شبی هم تو به دامن سر بابا داری
ای پدر دست نداری بکشی بر سر من
با سرت آمده ای نیمه شب در بر من
پُرِ زخم است شبیه سر تو پیکر من
شده یک دفعه بگو باز به من دختر من
خوب شرح سفرت از سر و رویت پیداست
جای سرنیزه هنوزم به گلویت پیداست
#شعر_ولادت_حضرت_رقیه_س
#عبدالحسین
@hadithashk
آسمان باز هم خبر آورد
در شب تار خود، قمر آورد
خبر از آخرین ولیِّ خدا
خبر از صالحی دگر آورد
نیمهشب رفت و نیمهٔ شعبان
بر مسیر زمان، سحر آورد
نورِ الله بر زمین تابید
بشری برتر از بشر آورد
لطفِ پروردگارِ فصلِ بهار
بر زمستان دل، شَرَر آورد
مقدمِ پاک نوگلِ نرجس
خنده بر چهرهی پدر آورد
ای محبانِ آلِ پیغمبر!
حسن عسکری پسر آورد
وقت، وقت ستارهچینی شد
گوهر آسمان زمینی شد...
#شعر_ولادت_امام_زمان_عج
#عرشیا_رزاق
@hadithashk
ای اهل ادب؛ زبور را دریابید
دریا صفتان؛ طهور را دریابید
عطر گل نرگس همه جا پیچیده
ای منتظران؛ ظهور را دریابید
#امام_زمان_عج
#محمد_موحدی
@hadithashk
نام آور هر حماسه برمی گردد
آن قبله ی جان خلاصه برمی گردد
این نسخه ی آخرالزمانی ها شد
با گریه و استغاثه بر می گردد...
#امام_زمان_عج
#جابر_عابدی
@hadithashk
پر شدیم از غم دوران و پریشانی ها
راه گم کرده ی در جاده ی حیرانی ها
بس که از اهل دغا کذب فراوان دیدیم
خسته ایم از ثمرِ زهد و مسلمانی ها
نسل ما را بنویسید به لوحِ تاریخ...
در لقب زنده ولی،شهره به قربانی ها
سالها میگذرد صاحب ما نیست ولی
شاد هستیم به این ریسه چراغانی ها
شیعیان،سختی دوران به سر آید روزی
میرسد عاقبتش فصل فراوانی ها
#شعر_ولادت_امام_زمان_عج
#یس_علوی
#مشکــور_کاشـانـی
@hadithashk
از این خانه به آن خانه ، در این بی خانمانیها
به دنبال تو می گردم ، به دنبال نشانی ها
نمیدانم چرا از دوری ات راحت نمی میرم
به جانت ، جان به لب کرده مرا این سختجانی ها
پرم آتش گرفته ، سوختم از داغ هجرانت
ببین! خاکسترم افتاده پای شمعدانی ها
توان گریه کردن را ندارد چشم های من
چه آمد بر سر یعقوب تو از ناتوانی ها
به صرفِ چند قطره اشکِ روضه میزبانم باش
هنوز از دل نرفته لذت آن میهمانی ها !
غبار معصیت آئینهام را ول نخواهد کرد
گرفتارم ، گرفتار همین خانهتکانی ها
گنهکارم ولی امیدوارم تا تو را دارم
رساندی خویش را هنگامهی پادرمیانی ها
کسی غیر از تو این دیوانه را درکش نخواهد کرد
فدای حُسنِ ظَنِّ تو ، تمام بدگمانی ها!
همیشه نرخ عشقت در دل عُشّاق بالا بود
چه رونقها گرفته جان من با این گرانی ها
به قربان قدمهایت ، منم خاک کف پایت...
دلت را گرم خواهم کرد با شیرینزبانی ها
دمِ پیری سرم دستی بکش..، سرزنده خواهم شد
کنار تو میفتم باز هم یاد جوانی ها
نمی خواهی زمان مرگ در آغوش تو باشم؟!
نمی خواهی زمان مرگ پیش من بمانی ، ها؟!
عجب حسِّ خوشی ، فردا ببینم در نجف هستم
دعا کن تا شود روزی ام از این ناگهانی ها
دلیل حال خوبم ، دیدن صحن علی جان است
فقط با مرتضی غرقم میان شادمانی ها
منِ رنجور را تنها حسین آرام خواهد کرد
اَعوذُ بِالحَرَم از دست این نامهربانیها
تن ارباب ما همسطح با ریگ بیابان شد
چه آمد بر سر این جسم با مرکبدوانی ها
#شعر_مناجات_امام_زمان_عح
#بردیا_محمدی
@hadithashk