eitaa logo
حدیث اشک
15.5هزار دنبال‌کننده
165 عکس
255 ویدیو
20 فایل
کانال رسمی سایت"" حدیث اشک"" http://hadithashk.com اینستاگرام: http://instagram.com/hadith_ashk ارتباط با ادمین @pourrajab70 @hadithashk2 لطفا درخواست تبلیغات نفرمایید پیام رسان بله https://ble.ir/hadithashk تلگرام: http://t.me/hadithashk
مشاهده در ایتا
دانلود
آقای ما در حرم مطهر امام رضا علیه السلام آرام گرفتند. برای هر که عاشق شد دلی بیتاب می بینم برای مقتلش هر دم گریزی ناب می بینم شب است و مشهد و صحنش و اشک بی امان ما نماز لیلة الدفنش خدایا خواب می بینم؟ @hadithashk
وقتی که با قضا و قدر حرف میزند از درد های کوی و گذر حرف میزند رو میکند به قتلگه و با کلام اشک با تیر و تیغ و چوب و حجر حرف میزند زنجیر سخت و این شتر لنگ به کنار این شمر لعنتی چقدر حرف میزند گریان کنار سفره‌ی خود یاد بوریا با تکه های جسم پدر حرف میزند گفتند با حرم سر بازارها چه شد فرمود آه آه نظر حرف میزند بر میخورد به من که ببینم به مجلسی با عمه ام کسی به تشر حرف میزند سر خدا به ناقه‌ی عریان سوار شد دارد مسافری ز سفر حرف میزند @hadithashk
از کشتن یک پشه ز من پرسیدند از نحر گلوی پدرم اما نه @hadithashk
4.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
تو رفتی دیده ها باران شد... اما چه خونی در دل یاران شد... اما تو را در کربلا تشییع کردند... و تابوت تو گلباران شد... اما @hadithashk
حدیث اشک
از کشتن یک پشه ز من پرسیدند از نحر گلوی پدرم اما نه #امام_سجاد_ع #ابراهیم_لآلی @hadithashk
شخصی محضر امام سجاد رسید و عرض کرد اقا من در سفر حج بودم پشه ای روی دستم نشست خواستم از روی دستم بلندش کنم که کشته شد ایا حج من قبوله یا باطل بعد حضرت شروع کرد به گریه کردن شخص پرسید ایا حرف بدی زدم که شما ناراحت شدید حضرت فرمود نه گفت پس چرا گریه میکنید فرمودند چون از کشته شدن پشه ای از من سوال شد ولی از کشته شدن پدرم سوال نشد @hadithashk
ستم دیدی جفا بسیار دیدی تو در پای رقیه خار دیدی امان از لحظه ای که عمه ات را میان مجلس اغیار دیدی @hadithashk
میگفت فقط امام سجاد از شام از آنچه که در مسیر رخ داد از شام هشتاد و چهار زن اسیر زنجیر ای وای از این قافله ای داد از شام @hadithashk
ای منشا خیر یا اباعبدالله ناجی زهیر یا اباعبدالله آن روز که شمر شیخ مسجد شده بود رفتی تو به دیر یا اباعبدالله @hadithashk
نشستم یه گوشه با حال خراب شدم نی که از غم حکایت کنم گلومو گرفته یه بغض غریب میخوام قصه ای رو روایت کنم ابوحمزه میگه که وارد شدم توی خونه ی سیدالساجدین دیدم آسمون چشاش ابریه بازم خیسه سجاده روی زمین تحمل نکردم به حرف اومدم با یه حالی گفتم که جونم فدات چهل ساله که حال و روزت اینه چقد گریه آخه فدای چشات شده زخم پلکات بمیرم برات چقد گریه آخه گل فاطمه شهادت که ارث تبار شماست شهادت که ارث بنی هاشمه مگه حمزه کشته نشد تو احد مگه سجده گاهِ علی خون نشد نیفتاد زهرا مگه پشت در مگه مجتبی تیر بارون نشد رسید اینجا تا حرف دیدم امام هنوزم دلش انگاری کربلاست صدا زد ابوحمزه رحمت به تو شهادت همیشه تو تقدیر ماست ولی میدونی تا که یادم میاد میگم کاش عمرم به فردا نبود شهادت آره ارث ما طایفه ست اسارت ولی ارث ماها نبود نبودی ندیدی که تو کربلا چطور خواهرام میدویدن رو خار فرار کردن از خیمه ها عمه هام بیا و دیگه رو دلم دس نذار @hadithashk
امام سجاد (عليه‌السلام): هر كس در روزگار غيبت، بر ولايت ما استوار بماند، خداوند پاداش هزار شهيد مانند شهيدان بدر و اُحُد را به او می‌بخشد 📚بحار الأنوار، ج۵۲، ص ۱۲۵ @hadithashk
تا چای روضه هست به زمزم چه حاجت است عشقی به جز حسین در عالم خسارت است اینجا هوای زندگی اش فرق می کند اینجا نفس کشیدن ما هم عبادت است وقتی که اشک نیست تباکی هم آمده فرمود ادای گریه کنان هم سعادت است خاموش می شود تبِ دوزخ به قطره ای این اشک روضه نیست که دریای رحمت است تا تشنه می شوم هوس روضه می کنم با کام خشک، لذت آن بی نهایت است ما جز به اهل روضه رفاقت نمی کنیم هر کس حسینی است سزای رفاقت است فرموده رو به گریه کنش می نشیند او با چشم خیسِ روضه زمان زیارت است @hadithashk
ققنوسِ شهامت ، زِ غمت پَر گیرد از قافله عشق، رَهَت بَر گیرد ای مرگ‌و‌حیاتت همه مانند حسین از قاتل تو کیان ما سر گیرد @hadithashk