4.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
تو رفتی دیده ها باران شد... اما
چه خونی در دل یاران شد... اما
تو را در کربلا تشییع کردند...
و تابوت تو گلباران شد... اما
#رهبر_شهید
#سید_مجتبی_شجاع
@hadithashk
حدیث اشک
از کشتن یک پشه ز من پرسیدند از نحر گلوی پدرم اما نه #امام_سجاد_ع #ابراهیم_لآلی @hadithashk
شخصی محضر امام سجاد رسید و عرض کرد اقا من در سفر حج بودم پشه ای روی دستم نشست خواستم از روی دستم بلندش کنم که کشته شد ایا حج من قبوله یا باطل بعد حضرت شروع کرد به گریه کردن شخص پرسید ایا حرف بدی زدم که شما ناراحت شدید حضرت فرمود نه گفت پس چرا گریه میکنید فرمودند چون از کشته شدن پشه ای از من سوال شد ولی از کشته شدن پدرم سوال نشد
@hadithashk
ستم دیدی جفا بسیار دیدی
تو در پای رقیه خار دیدی
امان از لحظه ای که عمه ات را
میان مجلس اغیار دیدی
#شعر_شهادت_حضرت_امام_سجاد_ع
#سید_مجتبی_شجاع
@hadithashk
میگفت فقط امام سجاد از شام
از آنچه که در مسیر رخ داد از شام
هشتاد و چهار زن اسیر زنجیر
ای وای از این قافله ای داد از شام
#شعر_شهادت_حضرت_امام_سجاد_ع
#امیر_فرخنده
@hadithashk
ای منشا خیر یا اباعبدالله
ناجی زهیر یا اباعبدالله
آن روز که شمر شیخ مسجد شده بود
رفتی تو به دیر یا اباعبدالله
#دیر_راهب
#سید_پوریا_هاشمی
@hadithashk
نشستم یه گوشه با حال خراب
شدم نی که از غم حکایت کنم
گلومو گرفته یه بغض غریب
میخوام قصه ای رو روایت کنم
ابوحمزه میگه که وارد شدم
توی خونه ی سیدالساجدین
دیدم آسمون چشاش ابریه
بازم خیسه سجاده روی زمین
تحمل نکردم به حرف اومدم
با یه حالی گفتم که جونم فدات
چهل ساله که حال و روزت اینه
چقد گریه آخه فدای چشات
شده زخم پلکات بمیرم برات
چقد گریه آخه گل فاطمه
شهادت که ارث تبار شماست
شهادت که ارث بنی هاشمه
مگه حمزه کشته نشد تو احد
مگه سجده گاهِ علی خون نشد
نیفتاد زهرا مگه پشت در
مگه مجتبی تیر بارون نشد
رسید اینجا تا حرف دیدم امام
هنوزم دلش انگاری کربلاست
صدا زد ابوحمزه رحمت به تو
شهادت همیشه تو تقدیر ماست
ولی میدونی تا که یادم میاد
میگم کاش عمرم به فردا نبود
شهادت آره ارث ما طایفه ست
اسارت ولی ارث ماها نبود
نبودی ندیدی که تو کربلا
چطور خواهرام میدویدن رو خار
فرار کردن از خیمه ها عمه هام
بیا و دیگه رو دلم دس نذار
#شعر_شهادت_حضرت_امام_سجاد_ع
#سید_میلاد_حسنی
@hadithashk
امام سجاد (عليهالسلام):
هر كس در روزگار غيبت، بر ولايت ما استوار بماند، خداوند پاداش هزار شهيد مانند شهيدان بدر و اُحُد را به او میبخشد
📚بحار الأنوار، ج۵۲، ص ۱۲۵
@hadithashk
تا چای روضه هست به زمزم چه حاجت است
عشقی به جز حسین در عالم خسارت است
اینجا هوای زندگی اش فرق می کند
اینجا نفس کشیدن ما هم عبادت است
وقتی که اشک نیست تباکی هم آمده
فرمود ادای گریه کنان هم سعادت است
خاموش می شود تبِ دوزخ به قطره ای
این اشک روضه نیست که دریای رحمت است
تا تشنه می شوم هوس روضه می کنم
با کام خشک، لذت آن بی نهایت است
ما جز به اهل روضه رفاقت نمی کنیم
هر کس حسینی است سزای رفاقت است
فرموده رو به گریه کنش می نشیند او
با چشم خیسِ روضه زمان زیارت است
#شعر_مناجات_سیدالشهدا_ع
#حسن_کردی
@hadithashk
ققنوسِ شهامت ، زِ غمت پَر گیرد
از قافله عشق، رَهَت بَر گیرد
ای مرگوحیاتت همه مانند حسین
از قاتل تو کیان ما سر گیرد
#دستور_امامسیدمجتبیخامنهای
#تقاصقاتلین
#مهدی_روحانی_کاشمری
@hadithashk
غیر از مُحرّم های تو چیزی ندارم
جز گریه بر غم های تو چیزی ندارم
حاشیه ی دور کتیبه عزّتم داد
بی متن پرچم های تو چیزی ندارم
#امام_حسین_ع
#محرم_۱۴۰۵
#رضا_دین_پرور
@hadithashk
دردی بده که سوختنم بیشتر شود
اینجا گدا به چشم ترش معتبر شود
موی سفید نوکری ات عزت من است
عاشق به سنِّ نوکری اش مفتخر شود
باشد غریب تر شدنم را رقم بزن
شاید که با تو فاصله نزدیک تر شود
اینجا سکوت را به طلا می خرند و بس
شرط است، نوکرت ز جهان بی خبر شود
بابا برای آمدنم نذر کرده بود
تا هر زمان، به روضه ی تو کارگر شود
فرمود مادرم که پسر، عمرِ بی حسین
هر شب به سجده گر گذرد هم، هدر شود
عمری که بیتو سر برسد را نخواستم
بهتر که عمر بی تو همان مختصر شود
دریای اشک می شوم از ماجرای تو
اسباب قرب نزد تو، این چشم تر شود
#شعر_مناجات_سیدالشهدا_ع
#حسن_کردی
@hadithashk
یه دخترم ، دخترا بابایی ان
بسته به جون توئه بابا، جونم
یه مدته حس میکنم تا میخوام
بگم بابایی میگیره زبونم
تو اومدی گوشه ی این خرابه
جون خودت خیلی نفس گرفتم
اینقده گریه کردم و دویدم
تا آخرش سرت رو پس گرفتم
قبول داری با این کبودیا هم
چه دختر قشنگ و نازی میشم
خیلی دلم تنگه برا صدا تو
یه بار بگو رقیه راضی میشم
تو بهتر از هر کی خبر داری که
تو ازدحام چی به سرم میومد
حالا نبین سوخته موهام، همینا
یه روز تا روی کمرم میومد
گل سر و عروسکامو بردن
غمام یکی دوتا که نیست زیادن
دخترکای شامی خیلی بدن
تو بازیاشون منو راه ندادن
وقتی عموم نباشه بایدم که
پیراهنای کهنه رو بپوشم
گوشواره ی منو به زور کشیدن
از پا درم آورده زخم گوشم
من تو بازار یه حرفایی شنیدم
الان بگم توهم بهم میریزی
رسم کجای عالمه بابایی؟
شاهزاده ها رو ببرن کنیزی
#شعر_شهادت_حضرت_رقیه_س
#مرتضی_عابدینی
@hadithashk