eitaa logo
حدیث اشک
15.7هزار دنبال‌کننده
166 عکس
256 ویدیو
20 فایل
کانال رسمی سایت"" حدیث اشک"" http://hadithashk.com اینستاگرام: http://instagram.com/hadith_ashk ارتباط با ادمین @pourrajab70 @asgharpoor53 لطفا درخواست تبلیغات نفرمایید پیام رسان بله https://ble.ir/hadithashk تلگرام: http://t.me/hadithashk
مشاهده در ایتا
دانلود
غرور حیدر کرار در مدینه شکست و درب بیت امامت به ضرب کینه شکست سه روز بعد نبی یاس مرتضی پژمرد سه روز بعد نبی استخوان سینه شکست @hadithashk
مادر (به حق گریه های بی صدامون به عرشت میرسه امشب صدامون خدایا بردا از عمری که دادی بزارش روی عمر مادرامون)* اره مادر همیشه مهربونه همه غمهای اولادو میدونه غم مادر پریشونی میاره الهی خونه بی مادر نمونه همیشه جاش میون خاطراته چه باشه توی دنیا چه نباشه چقد بوسیدنیه دست مادر اره میگن بهشتم زیر پاشه فدای مادری که بی مزاره فدای مادری که بی نشونه تموم مادرای ما فداشن غبار چادرش روزی رسونه فدای مادرای اسمونی که دیگه از میون ماها رفتن همونایی که اهل روضه بودن چچقد با گریه یا زهرا میگفتن گل یاس پیمبر وای مادر تموم هست حیدر وای مادر میون شعله ها تو آتیش و دود شدی مجروح از در وای مادر  محمد جواد مطیع ها *(علیرضا وفایی_خیال) لینک در سایت 🌹HadithAshk.com🌹
یا زهرا(س) جهان روشن از طلعت فاطمه است کلام خدا ، صحبت فاطمه است سر سفره‌ها ، برکت فاطمه است کس و کار ما حضرت فاطمه است تو در عشق ، پیغمبری می کنی برای همه مادری می کنی تو هستی تمامی هستِ پدر غم تو دلیل شکست پدر همین که نشستی ، نشسته پدر عبا را تو دادی به دستِ پدر نخ چادرت ، رخت احرام بود نبی در کنار تو آرام بود چه توحید نابی‌ست در پند تو کلید بهشت است لبخند تو به پیشانی ماست سربند تو پسرهای ما نذر فرزند تو همه نوکر جان‌نثار توایم گدایان ایل و تبار توایم وجود تو در اوج شب ، ماه شد مسیر خدا با تو کوتاه شد حضور تو فانوس این راه شد یدالله با تو یدالله شد تو جام غدیرِ خُم آورده ای تو ما را مُرید علی کرده‌ ای علی ، فاطمه هست و زهرا ، علی شده ذکر یا فاطمه ، یا علی رسیدیم با فاطمه تا علی به زهرا سپرده حرم را علی! پُر از شور و شوق و شعف ، می رویم به همراه مادر ، نجف می رویم فقیر علی ، قنبر فاطمه است علی‌دوست در لشکر فاطمه است تمام وطن ، محضر فاطمه است که این مملکت ، کشور فاطمه است به لطف تو یکتاپرستیم ما سر جانمازت نشستیم ما غمت شعله بود و به گلزار خورد گُذارت به بُن‌بَستِ اغیار خورد مسیرت به یک پستِ غَدّار خورد چُنان زد ، سر تو به دیوار خورد حسن دید سیلی به صورت نشست گمانم دوتا گوشواره‌ شکست همین که پر تو زمین‌گیر شد دل آینه مات تکثیر شد پسر خواست مانع شود ، دیر شد بمیرم! حسن یک‌شبه پیر شد غم مجتبی ، زخمِ ملموس نیست کُشنده‌تر از داغ ناموس ، نیست  بردیا محمدی لینک در سایت 🌹HadithAshk.com🌹
گرچه وصفت از زبان شاعران ناممکن است عشق بازی باشکوه نامت اما ممکن است حضرت محسن ارادتمند درگاه توایم این ارادت دودمانم را قیامت ضامن است شرط ایمان که نماز و روزه و احرام نیست هر کسی عشق تو را در سینه دارد مومن است اشک بر تو عاقبت دست مرا خواهد گرفت موج دریا دستگیر خار و خاشاک و شن است خاک پای تو نصیب چشم این عالم نشد سرمه‌ای که حسرتش بر سینه انس و جن است مادرت پهلو به در زد در امان باشی ولی آینه در پیش سنگ آن وادی نا ایمن است آمدی یک لحظه دنیا لحظه‌ای رفتی ز دست آنکه میلادش قرین شد با شهادت محسن است میخ اگر کوتاه می‌آمد تو می‌ماندی ولی قامت مسمار گویا ظاهرا تا باطن است دومی هم جان تو هم جان مادر را گرفت منکر این واقعه بر آدمیت خائن است فضه زیر چادرش پنهان تو را تشییع کرد آنکه حتی مادرش او را ندیده محسن است ای جنین بی‌گنه بعد تو بابا چون جنین زانوان غم بغل کرده به کنجی ساکن است @hadithashk
به نام آنکه دلم را زده به نام حسین به نام صبح سلام علی الدوام حسین هزار مرتبه باید بمیرم از سر شوق برای دادن پاسخ به یک سلام حسین غلام همت آنم که زیر چرخ کبود به لطف بند تعلق شده غلام حسین عجیب نیست اگر وقف روضه اش هستم که بوده گریه به کام من و به نام حسین نشد شهید شوم در رکاب او اما ادامه داشته در سجده ام قیام حسین مرا بزرگی او کرده است شرمنده وگرنه سرزنشی نیست در مرام حسین به لطف گریه نبود و برای توبه نبود خدا گذشت از آدم به احترام حسین @hadithashk
شک ندارم روز محشر، در کنار اهل بیت شیعیان را حضرت محسن، شفاعت می‌کند ثلث سادات بن الزّهرا، میان آتش است آتش و دود و لگد، دارد قیامت می‌کند دست مادر پشت در بود و به آن زد ضربه‌ای ای بسوزد او که دارد هتک حرمت می‌کند! در به روی مادرم افتاد و از آن رد شدند کلّ عالم زین بلا دارد شکایت می‌کند خانه‌ای که جبرئیل، اذن ورودش می‌گرفت پیروان کفر، بر اهلش جسارت می‌کند با غلاف تیغ، دست مادر از شال علی شد جدا و زین عمل، دشمن حمایت می‌کند دست حیدر را ببستند و به مسجد برده‌اند بین جمعی که در آن ابلیس، بیعت می‌کند هم ستون عرش حقّ می‌لرزد از مظلومی‌اش هم خدا گریه بر این اهل طهارت می‌کند در قیامت، اوّلین پرونده‌ی قتل جنین محسن است و ماجرایش را روایت می‌کند از غریبی علی و مادرش می‌گوید و کلّ عالم گریه بر این حجم غربت می‌کند از در خونین و دود و آتش و مسمار تیز از غلاف تیغ و پهلو هم که صحبت می‌کند @hadithashk
بهشتی است دلی که در این عزا خون شد در این عزا که دلِ خَتمُ الانبیاء خون شد نوشته‌اند که یک سوم از تبارِ علی در آن نزاع، از آثارِ ضربه ها خون شد برایِ حالِ بدِ مادرت دعا کردیم چه حکمتیست که حتّی دلِ دعا خون شد؟ عزا و روضه‌یِ تو مختصِ خصوصی‌هاست برایِ داغِ تو باید که بی صدا خون شد پس از نوشتنِ نامت به رویِ لوحِ وجود به حیرتند ملائک، قلم چرا خون شد؟ تو محسن‌ِبن‌ِعلی، آن حقیقتِ مکتوم که از غریبیِ تو چشمِ مبتلا خون شد یقین که شأن نزولِ "بِأَیِّ ذَنبی" تو* که وقت خواندنش آیاتِ هل اتی خون شد حدیثِ "اوّل مَن یُحکَم" به ما فهماند** برای قتلِ تو اوّل دلِ خدا خون شد ولی چه خوب ندیدی که روزِ عاشورا به وقتِ عصر، تمامیِ کربلا خون شد میانِ دشت، به ناگاه دختری گم شد به رویِ نیزه دلِ شاهِ سر جدا خون شد *:سوره تکویر بِأَيِّ ذَنۢبࣲ قُتِلَتْ(٩) به كدام گناه كشته شده ؟ **:و أوّل من يحكم فيه محسن بن عليّ عليه السلام في قاتله منبع: (كامل الزيارات: ۳۳۴) بحارالأنوار ج : ۲۸ ص : ۵۲(سبطین) @hadithashk
رسم است اگر که رفت بزرگی از این جهان مردم دهند تسلیت بازماندگان بر داغدار ، گریه و احساس میبرند هر سو براش دسته گل یاس میبرند پس میزنند بهر غم نازدانه اش رخت سیاه بر در و دیوار خانه اش همسایه ها براش به این حکم مستحب می آورند نان و غذا با کمی رطب پیغمبر خدا که از این خانه رخت بست هیزم رسید و نار در خانه اش نشست آتش زدند خانه‌ی آن داغ دیده را مسمار سوخت سینه‌ی ماه خمیده را مادر به میخ خورد تنش ذبح شد پسر آه از غمی که زنده شود با غمی دگر دیوارشان سیاه شد اما به زیر دود زهرای لطمه خورده سر و روش شد کبود بردند دست بسته علی را کشان کشان محکم زدند فاطمه را با غلافشان همسایه اش نه دسته گلی برد نه طعام رفتند بچه هاش گرسنه به سمت شام مسمار قاتل پسر بوتراب شد همدرد داغ مادر محسن رباب شد صاحب عزای کربوبلا بنت بوتراب با اشک و ناله رفت سوی مجلس شراب @hadithashk
کتاب "اسرار آل محمد علیهم السلام " یا همان کتاب سلیم بن قیس امام صادق صلوات الله علیه به مطالعه این کتاب بسیار تاکید کردن بخونید تا متوجه بشید این روزها به امیرالمومنین صلوات الله علیه و حضرت زهرا سلام الله علیها چه گذشت توصیه میکنیم این کتاب رو حتما تهیه کنید و اگر دسترسی به کتابفروشی ندارید فایل pdf ترجمه فارسی کتاب هم موجوده اگه خواستید پیام بدید خدمتتون ارسال میشه @hadithashk
یا مظلوم هشتمین روزِ تب و ناله‌ی جان فرسایت آه از این زهر، از این زهرِ توان فرسایت هشتمین روزِ ربیع است و خزان پُر شده است هشت روز است از این داغ، جهان پُر شده است شد جگر سوزترین روضه‌ی پایانی تو قطره‌های عرق گرم به پیشانی تو شده خورشید پریشانِ غروبت امشب با تو شد سامره گریان غروبت امشب آب شد از نفست حضرت نرگس آقا رحم کن بر دل بی‌ طاقت نرگس آقا این پرستار از این حال کباب است ببین از تبت سوخته مانند رُباب است ببین نرگس از این غمِ جانسوز نمیرد چه‌کند قبلِ جان دادنت امروز نمیرد چه‌کند گرچه خون بود جگر، طشت نیاورد کسی همسرت بود اگر طشت نیاورد کسی فاطمه آمد و یاد حسن اُفتاد حسن داد از داغ حسن داد زِ بیداد، حسن آه از آن روضه که چون زخمِ گلو بود بگو از غریبی که زنش قاتل او بود بگو گرچه از زهر در این چند نفس آب شدی پسرت شکر سرت آمد و سیراب شدی پاره‌های جگری با غم تو می‌گرید پنج‌ساله پسری با غم تو می‌گرید روز هشتم نفس گرم تو مهمانش بود لحظه‌ی آخر و چشم تو به چشمانش بود کار برعکس نشد تا به سر او بروی که سراغ بدن مختصر او بروی بی نفس پیش پسر داد کشیدن سخت است نیزه از سینه‌ی اولاد کشیدن سخت است حال تو شکر که با خنده نپرسید کسی به همه رو نزدی بر تو نخندید کسی آب هنگام تبت بود ولی چکمه نبود ظرف آبی به لبت بود ولی چکمه نبود نیزه‌ای روی گلوی تو جسارت که نکرد هرچه که داشته‌ای حرمله غارت که نکرد بی‌رمق بر قدمت نیستی آقا صد شکر نگران حرمت نیستی آقا صد شکر  حسن لطفی   لینک در سایت 🌹HadithAshk.com🌹
آجرک الله یا صاحب الزمان(عج) لاله لاله خون شده قلب چمن یابن الحسن شد جدا از باغ یاسین ، یاسمن یابن الحسن از مدینه ناله های تسلیت آید به گوش کشته شد بابای تو دور از وطن یابن الحسن روضه خوان سامرا ، از تشنگیِ او بگو لرزه افتاده ه چرا بر آن بدن یابن الحسن از شرار زهر جسم نازنینش گشته آب اشک ریزد بر تن او پیرهن یابن الحسن مثل جدش مجتبی خون شد دل او ، دم نزد سامرا حیران شد از صبرِ حسن یابن الحسن آه ای پروانه ی دلسوخته ، بالینِ شمع روضه خواندی از کدامین سوختن یابن الحسن جسم جدت در بیابان جسم مادر پشت در از گلویت می‌برد تابِ سخن یابن الحسن تا کفن شد پیکر بابای مظلومِ شما یادت آمد ماتم آن بی کفن یابن الحسن یادت آمد از تنی که تیر خورد و نیزه خورد باز هم ، با سنگ او را میزدن یابن الحسن میثم مومنی نژاد لینک در سایت 🌹HadithAshk.com🌹
آه شمع سان ، بر دامن پروانه اش جان می‌دهد تا سحر ، با اشک دانه دانه اش جان می‌دهد آه چه تصویرِ غمناکی ، که بابایی جوان سر به روی سینه ی دردانه اش جان می دهد تا ابد این داغ می‌ماند برای کودکی که سر باباست روی شانه اش جان می‌دهد قصه ی تلخی است ای دنیا که مظلومی دگر در بهارِ عمرِ مظلومانه اش جان می‌دهد ای صبا بنما خبر زهرا می‌آید سامرا باز پیش مادری ریحانه اش جان می دهد مثل مادر از سقیفه شعله ور شد جان او مثل مادر در میان خانه اش جان می‌دهد میثم مومنی نژاد لینک در سایت 🌹HadithAshk.com🌹