eitaa logo
حدیث اشک
15.7هزار دنبال‌کننده
166 عکس
256 ویدیو
20 فایل
کانال رسمی سایت"" حدیث اشک"" http://hadithashk.com اینستاگرام: http://instagram.com/hadith_ashk ارتباط با ادمین @pourrajab70 @asgharpoor53 لطفا درخواست تبلیغات نفرمایید پیام رسان بله https://ble.ir/hadithashk تلگرام: http://t.me/hadithashk
مشاهده در ایتا
دانلود
امشبی گلشن دین همچو خزان خواهد شد بلبل از ماتم گل نوحه کنان خواهد شد اهرمن جام شراری به حسن‌ خواهد داد چشم نرگس به جمالش نگران خواهد شد پیکرش بر اثر زهر زمین افتاده جگرش سوخته از دست زمان خواهد شد تشنگی برده توانش، به لبش ناله و آه در ربیعی که چو ماه رمضان خواهد شد طلب آب کند گاه عطش از پسرش پسرش در غم او جامه دران خواهد شد تشنگی ارث غريبی حسن در حسن است یا حسینی که شه تشنه لبان خواهد شد مجتبی بروی دامان حسینش سر داشت عسکری را پسرش مرثیه خوان خواهد شد آه از آندم که به مانند شه کرب و بلا پدری نوحه گر حال جوان خواهد شد @hadithashk
اگر چه جفا دیده از عدّه ای نانجیبی تو در قعرِ زندانِ عباسیان هم خطیبی کریمی و هر سائلی چشم بر راهت امّا نگاهت به در مانده در انتظارِ حبیبی که باید شود مرهمِ دردهایت پدر جان تو خود، استجابِ دعاهایِ اَمن یجیبی گرفته غبارِ غمت ، هر قدم سامرا را شکستی ولی باز هم، آیه آیه شکیبی بنوش ای مسیحای این شهر زهرِ جفا را که گویا گره خورده نامِ حسن با غریبی @hadithashk
آبی بنوش ای لب عطشان چه می‌کنی با این دو دست خسته‌ی لرزان چه می‌کنی نرگس نشسته و به مراعاتِ حال او... با دردهای سخت ِفراوان چه می‌کنی بی آه و ناله سوختن از زهر مشکل است در پیش خانمت دل سوزان چه می‌کنی گیرم کنار او به زمین پا نمی‌کشی با لخته‌های خونِ به دامان چه می‌کنی طشتی طلب نمی‌کنی امّا به ما بگو با پاره‌های این جگرستان چه می‌کنی می‌سوزد از وداعِ تو طفلت، نگاه کن با این یتیمِ پاره گریبان چه می‌کنی آخر گرفت بر سر دامن سرِ تو را این لحظه‌های آخرت ای‌جان چه می‌کنی حالا که یاد کرب و بلا داد می‌کشی با روضه‌های زینب حیران چه می‌کنی آهی کشید و گفت که ای سایه‌ی سرم دور از حرم به ریگ بیابان چه می‌کنی ای باحیای قافله‌ی فاطمه بگو در زیر چکمه با تن عریان چه می‌کنی امّا کسی نبود بگوید که عمه جان با شعله‌های شام غریبان چه می‌کنی @hadithashk
سامرا درد و غم و سوگِ جوان دارد هنوز در دلش داغ یتیمیِ زمان دارد هنوز سامرا در سوگ فرزند عزیز فاطمه روضه‌ی اندوه و ماتم بر زبان دارد هنوز رعشه بر سر تا به پای عالمی افتاده است ناله بر حزن حسن، کل جهان دارد هنوز خسته گشته سامرا بوی شهادت می‌دهد چون مصیبت بر امام شیعیان دارد هنوز هر دلی خون گشته از داغ امام عسگری سامرا هم کربلا در آستان دارد هنوز کعبه دارد حسرت دیدار ماه عسگری خشت خشتش کعبه اندوهی عیان دارد هنوز کودکی تنها، که دارد انتظارش یک جهان غربت و دردی غریبانه نهان دارد هنوز اشک در داغ پدر، غرق سکوت و غربت است دل به اشک و سوز و آوای فغان دارد هنوز یوسف زهرا به آغوشش غم و اندوه و درد آسمان از داغ او رنگ خزان دارد هنوز سینه‌ی تاریخ شیعه از نجف تا سامرا ماتم و اندوه و بغض بیکران دارد هنوز @hadithashk
همیشه حاجت بسیار می دهد ما را همان که وعده دیدار می دهد ما را وصیتی که پدر سوی دلبرش دارد خبر ز غربت دلدار می دهد ما را (1) تو نیز صبح و مساء گریه کن ولی تنها که اشک فاطمه هشدار می دهد ما را شبیه اهل مدینه است حرف این مردم که گریه‌های تو آزار می دهد ما را و بی جهت نَبُوَد گریه‌های او با چاه طرید بودنش اخطار می دهد ما را که مثل فاطمه بیرون شهر گریه کند همان که وعده دیدار می دهد ما را ! "حبیب" @hadithashk (1) بر اساس نقل‌های موجود، امام عسکری (ع) به فرزندشان فرمودند: «در شهرها و بلاد نمان، بلکه جایی برو که تو را نشناسند که مبادا به جانت آسیبی برسانند.» کمال الدین و اتمام النعمه ج۲ ص ۳۸۴
آن روز می‌رسد که حقیقت شعار نیست یک انتظار فاصله تا آن بهار نیست آن روز می‌رسد که هوا سمت دیده‌ها باران گریه‌هاست ولیکن غبار نیست آن روز می‌رسد که دل لاله‌های باغ خونین اگرچه هست ولی داغدار نیست می‌آید آن دمی که در اعماقِ چاه‌ها پژواک بغضِ صاحبِ یک ذوالفقار نیست آن روزها ترانه لالای کودکان، یک قصه بیش نیست ولی غصه‌دار نیست آن روز می‌رسد که لغت‌نامه‌های شهر دیگر حریفِ ثبتِ مفاهیم یار، نیست مفهوم واژه‌ها همه تغییر می‌کنند باور کن انتظار، همان انتظار نیست ساحل اگرچه هست ولی محتوای آن تکثیرِ بیکرانه ی دریا کنار، نیست حتی یتیم معنی تنها نمی‌دهد خاری که هست با گل نرگس، که خوار نیست با آنکه او قرار دل بیقرار ماست، یوسف که عرضه گشت، کسی را قرار نیست آقا بیا که بی تو مرورِ شکوفه‌ها ، در چشم ما، به جز سخنِ نیش‌دار نیست از بس که طعنِ تلخِ حسودان چشیده‌ایم حتی عسل به کام دل ما، گوار نیست آه ای امیرِ حادثه ی قله‌های فتح معیارِ ارتفاعِ دلت، کوهسار نیست آن لحظه‌ای که کوفه، کفایت کند تو را کرب و بلای سینهِ ما، سوگوار نیست آقا کدام جمعه کدامین، طلوع فجر در ضجه‌های ندبه ی ما، انتظار نیست یابن الحسن بیا که به بوییت قسم عزیز جز دوست، بر درختِ دلم یادگار نیست @hadithashk
یا حبیب الباکین صاحب شان نزول سوره مریم حسین با تو شد مقبول آخر توبه آدم حسین کم برایت نوکری کردم حلال میکنی؟ من به جای مزد از تو عذر میخواهم حسین سلام و عرض ادب طاعات و عبادات و عزاداری همه شما دوستان امیرالمومنین صلوات الله علیه ان شاالله مورد قبول حضرت ولیعصر عج باشه از همه شاعران عزیز که در این چند ماه سخت و پراسترس میدان رو خالی نکردن و با قلم شون مایه زینت جلسات روضه بودن تقدیر و تشکر میکنیم و ان شاالله بحق حضرت زهرا سلام الله علیها زندگی و قلم همه شاعران اهل بیت علیهم السلام پرنور و پربرکت باشه و در آخر عید نهم ربیع الاول رو بر همه شما دوستان امیرالمؤمنین صلوات الله علیه تبریک عرض میکنیم با احترام حدیث اشک @hadithashk
گذشت جمعه‌ی دیگر، بیا اباصالح تورا به ساقیِ کوثر، بیا اباصالح کم است جای شما در میان امّت تان به شیعیان تو بزن سر، بیا اباصالح چراغ راه و طریق هدایت عالم ! انیس و مونس و رهبر! بیا اباصالح میان رنج و غم و حزن و تلخیِ دنیا غیابِ تو غم اکبر، بیا اباصالح به اضطرار رسیده‌ست کار ما، مولا ! تو را به زینبِ مضطر، بیا اباصالح تمام آرزویم وقت مرگ این باشد ببینمت دم آخر، بیا اباصالح بیا و شعله بزن بر قبور آن دو لعین به زخمِ صورتِ مادر، بیا اباصالح @hadithash
سویم بده ای‌جنابْ، دیده کین جانِ من اضطراب دیده.. خاکِ قَدَمت به روی چشمم تقدیمِ ابوتراب، دیده سیراب نما گلوی من را با جرعه‌ی تیغِ آب‌ْدیده آتش مزنم دگر، که این دل از هجرِ تو التهاب دیده هرکس که گره به کار خود دید با نامِ تو فتحِ باب دیده شب شد همه روزهای ما تا پوشاندی از آفتاب، دیده ای جلوه‌ات از دو چشمْ پنهان روی تو که بی‌نقابْ دیده!؟ هرکس که به وهمِ فهمت افتاد در خوابِ خودش سرابْ دیده عمرم بدود ز شوقِ رویت گشته اَجَلم شتابْ‌دیده سیراب نما گلوی من را با جرعه‌ی تیغِ آب‌ْدیده @hadithashk