ز جمع آشنایان میگریزم
به کنجی میخزم آرام و خاموش
نگاهم غوطه ور در تیرگیها
به به بیمار دل خود میدهم گوش
فروغ فرخزاد ؛
من تو را با تکه هایی از وجودم دوست داشتم که نمیدانستم هنوز هم وجود دارند .
نوشته هایی که شاید هرگز
به سراغشان نروم ؛