💠#داستان
✅ارزش كار
على بن ابى حمزه گويد: #امام_كاظم عليه السلام را ديدم كه مشغول كار و فعاليت در زمين خودش بود به گونه اى كه عرق بر بدنش جارى بود به او عرض كردم فدايت شوم ديگران كجا هستند كه شما اينگونه به زحمت افتاديد؟
حضرت فرمودند: اى على ! كسى كه بهتر از من و پدرم بود با دست خود در زمين كار مى كرد.
عرض كردم : او چه كسى بود؟
امام عليه السلام فرمود: رسول خدا اميرالمومنين عليه السلام و چ پدران من همه بادست خود كار مى كردند و البته كار كردن عمل پيامبران و جانشينان آنها و بندگان شايسته خداوند است .
📚بحارالانوار، ج 48، ص 115
#امام_کاظم
#موسی_بن_جعفر
کانال #داستان و #طنز حال خوش 👇
https://eitaa.com/joinchat/206700555C6ffd205a92
@tavasolnameh
#داستان
🔸 مردی به خدمت امام موسی کاظم علیه السلام شکایت کرد که :
کار بر من بسته شده است .
و به هرکاری که متوجه می شوم، سود نمی یابم.
و به هر حاجت که رو می نهم برآورده نمی شود،
🌸حضرت فرمودند : هر صبح بگو: سبحانَ اللهِ العَظیمِ وَ بِحَمدِه استَغفِرُ اللهَ وَ اَسأَلُهُ مِن فَضلِهِ
▫️کافی ج5 ص315
#امام_کاظم
#موسی_بن_جعفر
کانال #داستان و #طنز حال خوش 👇
https://eitaa.com/joinchat/206700555C6ffd205a92
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
عجب آدمهایی پیدا می شوند.
#طنز
کانال #داستان و #طنز حال خوش 👇
https://eitaa.com/joinchat/206700555C6ffd205a92
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
این گردشگر خارجی که در میانمار سوار قطار شده نوشته این بدترین سفرم با قطار بوده و عجیبه که مردم بهش عادت کردن و سعی می کنن با وجود این دست اندازها بخوابن
#طنز
کانال #داستان و #طنز حال خوش 👇
https://eitaa.com/joinchat/206700555C6ffd205a92
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
پخش بستتی اجباری توسط حکومت
در تهران و سکوت نهادهای حقوق بشری
______
#عید_غدیر
13.81M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 دوربین مخفی | دعوای عروس و داماد سر اجاره خونه جلوی بنگاه
ببینین مردم براشون چیکار کردن؟
آدم روحش حال میاد میبینه همچین مردم مهربونی داریم
بزرگی گفته:
دراولین مسابقه که
مربیگری میکردم
دعاکردم و از خدا خواستم
که برنده باشم اما نبردیم
متوجه شدم
که تیم مقابل هم خدا دارد
بعد از آن فهمیدم
برای پیروزی
فقط باید تلاش کرد!
#خواندنی
@hal_khosh
🌷🌼🌷🌼🌷
🌺🧚♀️تلنگر
ﭘﺪﺭ ﺯﺣﻤﺘﮑﺶ ﺩﺭ ﺩﻣﺎﯼ 50 ﺩﺭﺟﻪ ﺳﺨﺖ ﻣﺸﻐﻮﻝ ﮐﺎﺭ ﮐﺮﺩﻥ ﺑﻮﺩ
ﻭ ﭘﺴﺮ 26 ﺳﺎﻟﻪ ﺍﺵ ﺑﯽ ﺗﻮﺟﻪ ﻏﺮﻕ ﺩﺭ اينستاگرام ﺍﯾﻦ ﭘﺴﺖ ﺭﺍ ﮔﺬﺍﺷﺖ :
" ﺑﺴﻼﻣﺘﯽ ﻫﻤﻪ ﯼ ﭘﺪﺭﻫﺎ "... !
ﻣﺎﺩﺭ ﺍﺯ 5 ﺻﺒﺢ ﺑﯿﺪﺍﺭ ﺷﺪﻩ ﺑﻮﺩ ﻭ ﻣﺸﻐﻮﻝ ﮐﺎﺭﻫﺎﯼ ﺧﺎﻧﻪ .
ﻭﻟﯽ ﺩﺧﺘﺮﺵ لنگ ﻇﻬﺮ ﺍﺯ ﺧﻮﺍﺏ ﺑﯿﺪﺍﺭ ﺷﺪ ﻭ ﭼﻨﺪ ﺳﺎﻋﺖ ﺑﻌﺪ ﺩﺭ ﻓﯿﺲ ﺑﻮﮎ ﭘﺴﺖ ﮔﺬﺍﺷﺖ : ﻫﻤﻪ ﯼ ﻫﺴﺘﯽ ﺍﻡ ﻣﺎﺩﺭ ...!
ﺩﺭ ﻫﻤﺎﻥ ﻟﺤﻈﻪ ﻣﺎﺩﺭ ﻭﺍﺭﺩ ﺍﺗﺎﻕ ﺩﺧﺘﺮ ﺷﺪ، ﺩﺧﺘﺮك ﺩﺍﺩ ﺯﺩ : ﻫﺰﺍﺭ ﺑﺎﺭ ﺑﻬﺖ ﮔﻔﺘﻢ ﺑﯽ ﺍﺟﺎﺯﻩ ﻧﯿﺎ ﺗﻮ ﺍﺗﺎﻗﻢ، ﻧﻤﯽ ﻓﻬﻤﯽ؟؟
ﺭﺍﺳﺘﯽ، ﭘﺴﺖ ﺩﺧﺘﺮ ﮐﻠﯽ ﻻﯾﮏ ﺧﻮﺭﺩ ...
ﻣﺮﺩ ﺗﺎﺑﻠﻮﯼ ﺧﺎﺗﻢ ﮐﺎﺭﯼ ﺷﺪﻩ ﺯﯾﺒﺎﯾﯽ ﺭﺍ ﮐﻪ ﺧﺮﯾﺪﻩ ﺑﻮﺩ، ﺭﻭﯼ ﺩﯾﻮﺍﺭ ﻧﺼﺐ ﮐﺮﺩ ...
ﻫﻤﺴﺮﺵ ﮔﻔﺖ : ﺣﺎﻝ ﺑﺮﺍﺩﺭﺕ ﺭﺍ ﮐﻪ ﺑﯿﻤﺎﺭ ﺍﺳﺖ، ﭘﺮﺳﯿﺪﻩ ﺍﯼ ..؟
ﺑﺎ ﻋﺼﺒﺎﻧﯿﺖ ﮔﻔﺖ : ﺍﻻﻥ ﺣﻮﺻﻠﻪ ﻧﺪﺍﺭﻡ..
اما ! ﺭﻭﯼ ﺗﺎﺑﻠﻮ ﻧﻮﺷﺘﻪ ﺑﻮﺩ :
«ﺑﯿﺎ ﺗﺎ ﻗﺪﺭ ﯾﮑﺪﯾﮕﺮ ﺑﺪﺍﻧﯿﻢ»!
آيا تا بحال !
ﻫﯿﭻ ﻓﮑﺮ ﮐﺮﺩﻩ ﺍﯾﻢ ﮐﻪ ﺷﻌﺎﺭ ﻫﺎﯾﻤﺎﻥ ﺩﺭ ﺩﻧﯿﺎﯼ ﻣﺠﺎﺯﯼ، ﭼﻘﺪﺭ ﺑﻪ ﺭﻓﺘﺎﺭﻣﺎﻥ ﺩﺭ ﻓﻀﺎﯼ ﺣﻘﯿﻘﯽ ﺷﺒﺎﻫﺖ ﺩﺍﺭﻧﺪ ؟
🟢#داستان
👈از خدا صلاح خود را بخواهیم
جوانی خاطر خواه خانمی شده بود. خیلی جمکران می آمد و نماز امام زمان می خواند و التماس می کرد که ای امام زمان این موردی که من می خواهم جور کن.
دعا و نماز و راز و نیازش مستجاب نشد و آن خانم رفت با مورد دیگری ازدواج کرد. این آقا هم پکر شد.
ولی بعد از مدتی دید که این دختر، خیلی دختر ناجوری بوده است. آبروی خانواده شوهرش را برده و زندگیشان به هم ریخته است.
جوان بعد از این جریان وقتی به جمکران می آمد از خدا و امام زمان تشکر می کرد که آقاجان من ممنونم که این مورد را برای من جور نکردی.
در حاجت هایی که می خواهیم بگوییم خدایا اگر صلاح است حاجتمان را برآورده کن.
کانال #حال_خوش 👇
#خواندنی
کانال #داستان و #طنز حال خوش 👇
https://eitaa.com/joinchat/206700555C6ffd205a92
🟢#داستان
👈آزاد از زندان منت
مردی بازاری خلافی کرد و حاکم او را به زندان انداخت.
زنش پیش یکی از یارانش رفت و گفت چه نشسته ای که دوستت پنج سال به محبس افتادندی! برخیز و مرامی به خرج بده همی!
مرد هم خراب مرام شد و یکشب از دیوار قلعه بالا رفت و از لای نگهبانان گذشت و خودش را به سلول رفیق رساند.
مرد زندانی خوشحال شد و گفت ایول داداش!دمت گرم. زود باش زنجیرها را باز کن که الان نگهبان ها می رسند.
ولی دوستش گفت: میدانی چه خطرها کرده ام؟از دیوار قلعه بالا آمدم، از لای نگهبان ها گذشتم، برای نجات تو خودم را به خطر انداختم.
بعد زنجیرها را باز کرد. به طرف در که رفتند مرد گفت: میدونی چه خطری کرده ام؟ از دیوار قلعه بالا آمدم، از لای نگهبان ها گذشتم، برای نجات تو خودم را عزیزم خطر انداختم.
رفتند پای دیوار قلعه که با طناب خودشان را بالا بکشند. مرد گفت: میدونی چه خطری کرده ام؟ از دیوار قلعه بالا آمدم، از لای نگهبان ها گذشتم، برای نجات تو خودم را به خطر انداختم.
با دردسر خودشان را بالا کشیدند. همین که خواستند از دیوار به پایین بپرند. مرد گفت: میدونی چه خطری کرده ام؟ از دیوار قلعه بالا آمدم، از لای نگهبان ها گذشتم، برای نجات تو خودم را به خطر انداختم.
مرد زندانی فریاد زد: نگهبان ها! نگهبان ها! بیایید این مرد می خواهد من را فراری بدهد!
تا نگهبان ها آمدند مرد فرار کرده بود. از زندانی پرسیدند چرا سر و صدا کردی و با او فرار نکردی؟
مرد گفت: پنج سال در حبس شما باشم بهتر است که یک عمر زندانی منت او باشم!
در زندگی از گرسنگی بمیرید، فقر را تحمل کنید، تن به دشواری بدهید اما زیر بار منت هیچکس نروید. هیچکس. هیچکس.
بار حمالان به دوش خود کشيدن سخت نيست
زير بار منت نامرد رفتن ، مشکل است
#خواندنی
کانال #داستان و #طنز حال خوش 👇
https://eitaa.com/joinchat/206700555C6ffd205a92