🟢#سیری_در_قران 🟢
👈 آیه ﴿153 ﴾سوره مبارکه #انعام
*********
🌸#قال_الله تبارک و تعالی 🌸
💠بسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ
🌸 وَ أَنَّ هذا صِراطِی مُسْتَقِیماً فَاتَّبِعُوهُ وَ لا تَتَّبِعُوا السُّبُلَ فَتَفَرَّقَ بِکُمْ عَنْ سَبِیلِهِ ذلِکُمْ وَصّاکُمْ بِهِ لَعَلَّکُمْ تَتَّقُونَ«153»
🔸 و این(دستورها)راه مستقیم من است.پس آن را پیروی کنید و راههای دیگر را پیروی نکنید که شما را از راه خداوند پراکنده کند.این سفارش خداوند به شماست،باشد که تقوا پیشه کنید.
🟢نکته ها:
✳️ پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله برای توضیح این آیه از روش نمایشی استفاده کرده،با دست مبارک خود خط مستقیمی بر زمین کشیدند و فرمودند:این راه مستقیم است که یکی بیش نیست.
سپس خطوطی از راست و چپ آن خط ترسیم کرده و فرمودند:اینها راههایی است که شیطان به آن دعوت می کند.
✳️ در پایان سه آیه ی اخیر،سه تعبیر مختلف آمده است:
▪️در پایان آیه 151 که نهی از شرک و قتل و فحشا است. «لَعَلَّکُمْ تَعْقِلُونَ» آمده است،یعنی زشتی این امور با اندکی تعقّل و فکر،برای همه روشن می شود.
▪️در آیه ی 152 که به حفظ مال یتیم و رعایت قسط و عدل و وفای به عهد فرمان می دهد، تعبیر «لَعَلَّکُمْ تَذَکَّرُونَ» آمده،یعنی خوبی عدالت را فطرت و نهاد هرکس می پذیرد،تنها باید تذکّر داد.
▪️در این آیه نیز که پیروی از دستورهای خداست، «لَعَلَّکُمْ تَتَّقُونَ» آمده،یعنی تقوا همان گام نهادن در راه اطاعت و فرمان الهی است.
✳️آنگونه که«نور»یکی است و«ظلمات»متعدّد،راه مستقیم یکی است و راه های انحرافی متعدّد.(«صراط»مفرد آمده ولی«سبل»جمع)
🌸در روایات می خوانیم که مصداق عینی راه مستقیم،رسول خدا صلی الله علیه و آله و امامان معصوم علیهم السلام از اهل بیت او هستند.
🔵پیام ها:
1️⃣اساس همه ادیان الهی،پیروی از راه خدا و دوری از راه دیگران است. صِراطِی ... فَاتَّبِعُوهُ وَ لا تَتَّبِعُوا السُّبُلَ
2️⃣عمل به احکام الهی،سبب وحدت است و به سراغ احکام غیر الهی رفتن، مایه ی تفرقه می باشد. «صِراطِی مُسْتَقِیماً فَاتَّبِعُوهُ وَ لا تَتَّبِعُوا السُّبُلَ فَتَفَرَّقَ بِکُمْ عَنْ سَبِیلِهِ»
3️⃣شاید بتوان با توجّه به پایان سه آیه ی اخیر،چنین نتیجه گرفت که مراحل رشد و کمال انسان عبارت است از:تعقّل، «لَعَلَّکُمْ تَعْقِلُونَ» ،تذکّر، «لَعَلَّکُمْ تَذَکَّرُونَ» و تقوا. «لَعَلَّکُمْ تَتَّقُونَ»
@hal_khosh
🌴✨👈 حکمت 233 #نهج_البلاغه👉✨ 🌴
🔴 آغازگر جنگ نباش!:
🌸 امام عليه السلام در اين گفتار حكيمانه اندرز مهمى به فرزندش مى دهد و مى فرمايد:
لاَ تَدْعُوَنَّ إِلَى مُبَارَزَة، وَإِنْ دُعِيتَ إِلَيْهَا فَأَجِبْ، فَإِنَّ الدَّاعِيَ إِلَيْهَا بَاغ، وَالْبَاغِيَ مَصْرُوعٌ.
🌺 «هرگز كسى را به مبارزه دعوت مكن (و آغازگر جنگ مباش)
ولى اگر كسى تو را به مبارزه فراخواند اجابت كن (و سستى در جهاد با دشمن مكن)
زيرا دعوت كننده به مبارزه ستمكار و ستمكار در هر حال مغلوب است»
🔸مسلمانان دستور داشتند آغازگر مبارزه در ميدان هاى جنگ نباشند; ولى در صورتى كه كسى از لشكر دشمن در وسط ميدان قرار گرفت و مبارز طلبيد، سكوت در برابر او جايز نيست،
زيرا چنين سكوتى مساوى با شكست به شمار مى آيد و مى دانيم اميرمؤمنان(عليه السلام) كرارا در ميدان هاى جنگ با دشمنان اسلام به مبارزه طلبيده شد و امام(عليه السلام) در برابر حريف خود قرار گرفت و او را از پاى در آورد
كه بارزترين نمونه آن ميدان جنگ خندق و قرار گرفتن در مقابل «عمرو بن عبدود» است، زيرا او بارها در وسط ميدان مبارز طلبيد و هيچ كس جرأت نكرد در مقابل او ظاهر شود و اميرمؤمنان(عليه السلام) بارها از پيغمبر(صلى الله عليه وآله) تقاضا كرد كه اجازه دهد در برابر او قرار گيرد و پيامبر(صلى الله عليه وآله) براى اين كه ديگران را آزمايش كند رخصت نمى داد;
ولى آخرين بار اجازه داد و آن حضرت در برابر عمرو قرار گرفت و با مبارزه اى قهرمانانه او را بر خاك افكند و حديث معروف «لَضَرْبَةُ عَلِىّ يَوْمَ الْخَنْدَقِ أفْضَلُ مِنْ عِبادَةِ الثَّقَلَيْنِ;
ضربه اى كه على(عليه السلام) در روز خندق (بر پيكر عمرو بن عبد ود) وارد كرد از عبادت جن و انس بالاتر است» را بيان فرمود.
📚اقبال الأعمال سید بن طاووس، ص 467 .
#خواندنی
کانال #داستان و #طنز حال خوش🔻
http://eitaa.com/joinchat/206700555C6ffd205a92💕💙💕
13.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔰شرح دقیق نماز باران آیت الله العظمی سیدمحمدتقی خوانساری از بیان شاگردشان، حاضر در سه نماز باران، آیت الله العظمی حاج آقا لطف الله صافی گلپایگانی قدس سرهما
💠#داستان
✅قدردانی #مادر باشیم .
در زمانهای قدیم مردمی بادیهنشین زندگی میکردند که در بین آنها مردی بود که مادرش دچار آلزایمر و نسیان بود و میخواست در طول روز پسرش کنارش باشد.
اين امر مرد را آزار میداد و فكر میكرد در چشم مردم کوچک شده است.
هنگامی که موعد کوچ رسید مرد به همسرش گفت: مادرم را نیاور، بگذار اینجا بماند و مقداری غذا هم برایش بگذار که از شرش راحت شوم تا گرگ او را بخورد یا بمیرد.
همسرش گفت: باشه آنچه میگویی انجام میدهم!
همه آماده کوچ شدند، زن هم مادرشوهرش را گذاشت و مقداری آب و غذا در کنارش قرار داد و کودک یک ساله خود را هم پیش زن گذاشت و رفتند.
آنها فقط همین یک کودک را داشتند که پسر بود، مرد به پسرش علاقه فراوانی داشت، اوقات فراغت با او بازی میکرد و از دیدنش شاد میشد.
وقتی مسافتی را رفتند و هنگام ظهر برای استراحت ایستادند و مردم همه مشغول استراحت و غذا خوردن شدند، مرد به زنش گفت: پسرم را بیاور تا با او بازی کنم.
زن به شوهرش گفت: او را پیش مادرت گذاشتم!!
مرد به شدت عصبانی شد و داد زد که چرا این کار را کردی؟؟!!
همسرش پاسخ داد: ما او را نمیخواهیم زیرا بعدها او من را همانطور که مادرت را گذاشتی و رفتی، خواهد گذاشت تا بمیرم!
حرف زن مانند صاعقه به قلب مرد خورد، سریع اسب خود را سوار شد و به سمت مادرش و فرزندش رفت زیرا پس از کوچ همیشه گرگها به سمت آنجا میآمدند تا از باقیمانده وسایل شاید چیزی برای خوردن پیدا کنند.
مرد وقتی رسید؛ دید مادرش فرزند را بلند کرده و گرگها دور آنها هستند و پیرزن به سمتشان سنگ پرتاب میکند و تلاش میکند که کودک را از گرگها حفظ کند.
مرد گرگها را دور کرد و مادر و فرزندش را باز گرداند و از آن به بعد، موقع کوچ اول مادرش را سوار بر شتر میکرد و خود با اسب دنبالش روان میشد و از مادرش مانند چشمش مواظبت میکرد و مقام زنش در نزدش بالا رفت.
"انسان وقتی به دنیا میآید، بند نافش را میبرند ولی جایش همیشه میماند تا فراموش نکند که برای تغذیه به یک زن بزرگ وصل بود ..."
اگر مادری در قيد حيات داريد؛ حداقل يک تماس با محبت با او بگيريد تا صدای كودكی كه سالها عاشقانه بزرگش كرده بشنود و از ته دل شاد شود ...
و اگر "مادران آسمانی" داريد؛ برای شادی و آرامش روحشان فاتحهای بفرستيد.
#حال_خوش
http://eitaa.com/joinchat/206700555C6ffd205a92
از حیف نون میپرسن قویترین حیوون دنیا چیه؟!
میگه : مورچه!!
میپرسن : چرا؟
میگه : یه بار رفت تو سوراخ پریز ، اومدم با میخ درش بیارم همچین لگدی زد که پرت شدم تو خونه همسایه.😂
🆔 @hal_khosh
شخصی گفته :
مادرمو بردم دکتر ریه ...
تا نشست دکتره گفت مادر قلیون میکشی؟؟
مادرم گفت: نه دستت درد نکنه تازه کشیدم اومدم 🤣
🆔 @hal_khosh
#داستان آموزنده
موشی در خانه،تله موش دید
به مرغ و گوسفند و گاو خبر داد،همه گفتند؛
تله موش مشکل توست،به ما ربطی ندارد
ماری در تله افتاد و زن خانه را گزید،
از مرغ برایش سوپ درست کردند و گوسفند را برای عیادت کنندگان سر بریدند، گاو را برای مجلس ترحیم کشتند و تمام این مدت موش از سوراخ دیوار می نگریست و به مشکلی که به دیگران ربطی نداشت فکر میکرد😂
🔸داستانهای بیشتر🔻
http://eitaa.com/joinchat/206700555C6ffd205a92
شخصی گفته :
خواستم بحث زن گرفتنو باز کنم :
به مامانم گفتم : بزرگیترین آرزوت برای من چیه؟
گفت : اون گوشیت بسوزه
قبلانا میگفتن عروسیت
http://eitaa.com/joinchat/206700555C6ffd205a92
#داستان (کرامتی از #حضرت_رقیه علیها سلام
✅ بگو بسم الله الرحمن الرحيم ...
جناب حجه الاسلام و المسلمين آقاي سيد عسكر حيدري، از طلاب علوم دينيه حوزه علميه زينبيه شام چنين نقل كردند:
روزي زني مسيحي دختر فلجي را از لبنان به سوريه ميآورد.
زيرا دكترهای لبنان او را جواب كرده بودند .
زن با دختر مريضش نزديك حرم با عظمت حضرت رقيه (سلام الله عليها ) منزل می گيرد، تا درآنجا براي معالجه فرزندش به دكتر سوريه مراجعه كند، تا اينكه روز عاشورا فرا می رسد و او می بيند
مردم دسته دسته به طرف محلي كه حرم مطهر حضرت رقيه( سلام الله عليها ) آنجاست می روند.
از مردم شام می پرسد اينجا چه خبر است ؟
می گويند اينجا حرم دختر امام حسين ( سلام الله عليها ) است .
او نيز دختر مريضش را در منزل تنها گذاشته درب اطاق را ميبندد،
و به حرم حضرت رقيه سلام الله عليها روانه ميشود و گريه می كند،به حدي كه غش می كند و بيهوش می افتد ...
درآن حال كسي به او ميگويد بلند شو برو منزل ...
حركت می كند و می رود درب منزل را می زند، می بيند دخترش دارد بازی می كند!
وقتي مادر جويای وضع دخترش می شود و احوال او را می پرسد،
دختر درجواب مادر ميگويد وقتي شما رفتيد دختري به نام رقيه وارد اطاق شد و به من گفت : بلند شو تا با هم بازی كنيم .
آن دختر به من گفت، بگو :
(( بسم الله الرحمن الرحيم ))
تا بتواني بلند شوی و سپس دستم را گرفت و من بلند شدم ديدم تمام بدنم سالم است...
او داشت با من صحبت می كرد كه شما درب را زديد،
گفت : مادرت آمد .
سرانجام مادر مسيحی با ديدن اين كرامت از دختر امام حسين (سلام الله عليها ) مسلمان شد ...
کانال #حال_خوش
http://eitaa.com/joinchat/206700555C6ffd205a92