eitaa logo
کانال #داستان و #طنز حال خوش
4.6هزار دنبال‌کننده
1.4هزار عکس
3.3هزار ویدیو
75 فایل
💠 تمام سعی ما در این کانال علاوه بر نشر نکات #دینی و #اخلاقی و مطالب #مناسبتی ، نشاندن لبخندی هر چند کوچک ، بر لبان مبارک شماست. ✅ با بخشهای متنوعی از #خواندنی ها ، #دیدنی ها و #خندیدنی ها
مشاهده در ایتا
دانلود
🟢 🟢 👈 آیه ﴿3 ﴾سوره مبارکه ********* 🌸 تبارک و تعالی 🌸 💠بسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ 🌸 اِتَّبِعُوا ما أُنْزِلَ إِلَیْکُمْ مِنْ رَبِّکُمْ وَ لا تَتَّبِعُوا مِنْ دُونِهِ أَوْلِیاءَ قَلِیلاً ما تَذَکَّرُونَ«3» 🔸 آنچه را از جانب پروردگارتان به سوی شما نازل شده،پیروی کنید و از سرپرستانی جز او پیروی نکنید.چه اندک پند می پذیرید! 🟢نکته ها: ✳️ این آیه وظیفه ی امّت را در اطاعت و تبعیّت بیان می کند. ✳️ پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمود:فاذا التَبَست علیکم الفِتَن کقطع اللیل المظلِم فعلیکم بالقرآن...مَن جعله امامه قاده الی الجنّه و مَن جَعَله خلفه ساقه الی النّار ▪️هر گاه فتنه ها همچون پاره های شبِ تار شما را فرا گرفت،پس بر شما باد به قرآن،هرکس قرآن را امام خود قرار دهد به بهشت می رسد و هر کس به آن پشت کند،به آتش دوزخ رهنمون می شود. 🔹چنانکه حضرت علی علیه السلام فرمود: «ففی اتّباع ماجاءکم من اللّه الفوزالعظیم و فی ترکه الخطاء المبین» ، رستگاری بزرگ در پیروی از قرآن است و در ترک آن،خطا و گمراهی آشکار می باشد. 🔵پیام ها: 1️⃣پیروی از آیات الهی،سبب رشد و تربیت بشر است. اِتَّبِعُوا ... رَبِّکُمْ 2️⃣لازمه ی ربوبیّت و تربیت الهی،نزول دستورات و راهنمایی ها و تذکّرات است. «ما أُنْزِلَ إِلَیْکُمْ مِنْ رَبِّکُمْ» 3️⃣تیجه ی پیروی از وحی،قرار گرفتن تحت ولایت الهی است و ترک آن،قرار گرفتن تحت ولایت دیگران است. «وَ لا تَتَّبِعُوا مِنْ دُونِهِ أَوْلِیاءَ» 4️⃣اطاعت و پیروی از دیگران،در حقیقت پذیرش ولایت آنهاست. «وَ لا تَتَّبِعُوا مِنْ دُونِهِ أَوْلِیاءَ» با آنکه می توانست بگوید:«لا تتّبعوا من دونی احدا» 5️⃣کسی که ولایتِ خدای یکتا را نپذیرد، «رَبِّکُمْ» باید چندین«ولیّ»را از خود راضی کند. «أَوْلِیاءَ» 6️⃣پندپذیری انسان،اندک است. «قَلِیلاً ما تَذَکَّرُونَ» @hal_khosh
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
🌴✨👈 حکمت 236 👉✨ 🌴 🔴 تفاوت صفات مردان و زنان: 🌸 قال امیرالمومنین علیه السلام : 🌺 وَ اللَّهِ لَدُنْيَاكُمْ هَذِهِ أَهْوَنُ فِي عَيْنِي مِنْ عِرَاقِ خِنْزِير فِي يَدِ مَجْذُوم. «به خدا سوگند اين دنياى شما در نظر من از استخوان خنزيرى كه در دست شخص جذامى باشد پست تر است»; ▪️امام عليه السلام با اين تشبيه كه بيان فرموده رساترين تعبير را در مورد تنفرش از زرق و برق دنيا ذكر كرده است. زیرا استخوان بى گوشت ارزشى ندارد به ويژه اگر استخوان حيوان نجس العين مانند خنزير باشد و مخصوصاً اگر در دست انسان بيمار مبتلا به جذام باشد كه همه از وى فرار مى كنند! سوگندى كه در آغاز اين سخن آمده و تعبير به «دنياكم» (دنياى شما) مطلب را روشن تر مى سازد. 🔸ابن ابى الحدید در شرح این کلام مى گوید: به جانم سوگند که حضرت در این گفتارش صادق و همیشه صدق و راستى پیشه وى بود و کسى که در سیره و روش زندگى او در آن زمان که در مقام ولایت ظاهرى بود و آن زمان که در کنار، قرار داشت بنگرد صحت این کلام را درمى یابد (چرا که او در هر دو حالت در نهایت بى اعتنایى به دنیا بود).(1) 🔹امام(علیه السلام) در طول کلماتى که از نهج البلاغه از آن حضرت نقل شده بى اعتنایى خود را به مقامات دنیوى و مواهب آن با تعبیرات مختلفى بیان کرده که هر کدام از دیگرى گویاتر و فصیح تر است. 🌸در خطبه «شقشقیه» چنین بیان فرمود: «وَلاََلْفَیْتُمْ دُنْیاکُمْ هذِهِ أَزْهَدَ عِنْدی مِنْ عَفْطَةِ عَنْز»(2) (اگر براى احقاق حقوق مظلومان نبود مهار ناقه خلافت را بر پشتش مى افکندم و رهایش مى ساختم و در آن هنگام) در مى یافتید که ارزش این دنیاى شما در نظر من از آب بینى بز کمتر است. 🌸در خطبه 224 آمده است که مى فرماید: «وَإنَّ دُنْیاکُمْ عِنْدی لاَهْوَنُ مِنْ وَرَقَة فی فَمِ جَرادَة تَقْضَمُها; این دنیاى (پر زرق و برق) شما در نظر من از برگ جویده اى که در دهان ملخى باشد خوارتر و بى ارزش تر است. 🔹در مقدمه خطبه 33 خواندیم که ابن عباس مى گوید: در منطقه «ذى قار» خدمت امام(علیه السلام) رسیدم در حالى که پارگى کفش خود را مى دوخت، حضرت رو به من کرد و گفت: قیمت این کفش چقدر است؟ من عرض کردم: قیمتى ندارد. فرمود: «وَاللهِ لَهِىَ أحَبُّ اِلَىَّ مِنْ إمْرَتِکُمْ إلاّ أنْ أُقیمَ حَقّاً أوْ أدْفَعْ باطِلاً; به خدا قسم این کفش بى ارزش در نظر من محبوب تر از فرمانروایى بر شماست مگر این که با این حکومت حقى را به پا دارم یا باطلى را دفع کنم».(3) 🔸تعبیرات دیگرى از این قبیل هست که همه حاکى از بى اعتنایى و عدم وابستگى آن امام بزرگوار به مواهب مادى دنیاست. ▪️مرحوم علامه مجلسى در بحارالانوار حدیث بسیار مشروحى درباره فضایل امیرمؤمنان على علیه السلام نقل کرده که در پایان آن به حوادث ایام شهادت آن حضرت اشاره شده است; وى نقل مى کند: «یک روز پیش از آنکه امام علیه السلام به شهادت برسد مردم به عیادت آن حضرت آمدند و این در حالتى بود که حقوق آنها را از بیت المال پرداخته بود و چیزى از دنیاى آنها را براى خود انتخاب نکرده بود «وَلَمْ یَتَناوَلُ مِنْ بَیْتِ مالِ الْمُسْلِمینَ ما یُساوی عِقالاً وَلَمْ یَأْکُلْ مِنْ مالِ نَفْسِهِ إلاّ قَدْرَ الْبُلْغَةِ; و در حالى بود که از بیت المال مسلمانان حتى به اندازه یک عقال (پایبند) شتر براى خود بر نداشته بود و از اموالى که خودش (با زحمت فراوان) فراهم مى ساخت تنها به اندازه ضرورت استفاده مى کرد». و همه حاضران گواهى دادند که دورترین مردم از آن حضرت همچون نزدیک ترین مردم به آن حضرت بود (و هیچ گونه تفاوتى در میان نزدیکان و افراد دور یا بیگانه نمى گذاشت)».(4) این نشان مى دهد که اگر امیرمؤمنان سخنى درباره دنیا مى گوید عملش نیز کاملاً با آن هماهنگ است. ***** ⭕️پی نوشت: (1). شرح نهج البلاغه ابن ابى الحدید، ج 19، ص 67. (2). نهج البلاغه، خطبه 3 معروف به شقشقیه. (3). همان، خطبه 33 . (4). بحارالانوار، ج 40، ص 116. کانال و حال خوش🔻 http://eitaa.com/joinchat/206700555C6ffd205a92💕💙💕
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
زندگی همیشه بی نقص نیست، اما همواره همانطوری است که شما آنرا می سازید. پس در آن زیبایی وخاطرات خوش بسازید و هیچگاه به هیچکس اجازه ندهیدخوشبختی تان را از شما سلب کند
🌹🍃پیامبر اکرم صلی الله علیه واله وسلم : ✅پنج چیز دل را صفا میدهد و سختی قلب را بر طرف مے کند : ❤️همنشینے علما ❤️دست به سر یتیم کشیدن ❤️نیمه شب استغفار کردن ❤️کم خوابیدن شب ❤️روزه 📚نصایح صفحه 218
از پرفسور سمیعی پرسیدند تو چرا به خدا اعتقاد داری؟ گفت کنار دریا مرغابی را دیدم که پایش شکسته پایش را داخل گل های رس مالید بعد به پشت خوابید و پایش را به سمت نور خورشید گرفت تا گل خشک شود این طوری پای خودش را گچ گرفت فهمیدم که نیرویی مافوق طبیعی وجود دارد که به او این آموزش را داده حالا اسم این نیرو را می توانید خدا یا هر چیز دیگر بگذارید . . . . . https://eitaa.com/parvaanehaayevesaal💕
💠چگونه به خودمان احترام بگذاریم؟ ✅اگر فکر می‌کنی کاری اشتباهه، انجامش نده! ✅در صحبت‌ها همیشه دقیقا همون چیزی رو بگو که منظورته. ✅هیچوقت طوری زندگی نکن که سعی کنی همه رو از خودت راضی نگه‌ داری؛ هیچوقت. ✅سعی کن هر روز چیز آموزنده جدیدی یاد بگیری و دست از یادگرفتن بر نداری. ✅در صحبت با دیگران هیچوقت راجع به خودت بد حرف نزن. ✅ هیچوقت دست از تلاش برای رسیدن به رویاهات برندار. ✅سعی کن راحت نه بگی، از نه گفتن نترس. ✅از بله گفتن هم نترس. ✅با خودت مهربون باش. ✅ اگه نمی‌تونی چیزی رو کنترل کنی، بزار به حال خودش.
♨️ بخوانید | آرزوی عجیب دختر برای مرگ پدرش!! 🔸 طلبه‌ای نقل می‌کرد که دخترخانمی به من گفت: «فقط دعا کنید پدرم شهید بشود»؛ خشکم زد! 🔹 گفتم: «دخترم این چه دعایی است؟» گفت: «آخر پدرم جانباز اعصاب و روان است» گفتم: «ان‌شاءالله خوب می‌شود. چرا دعا کنم شهید بشود؟» 🔸گفت: «هر وقت حمله عصبی به وی دست می‌دهد و حال خودش را نمی‌فهمد، شروع می‌کند من و مادر و برادرم را کتک می‌زند. اما مشکل ما این نیست»! 🔹گفتم: «پس مشکل چیست؟» گفت: «بعد از این‌که حالش خوب می‌شود و متوجه می‌شود که چه کاری کرده، شروع می‌کند دست‌ها و پاهای همه ما را می‌بوسد و معذرت‌خواهی می‌کند... حاج‌آقا، ما طاقت نداریم شرمندگی پدرمان را ببینیم؛ دعا کنید پدرم شهید بشود و به رفیقانش ملحق بشود»... 📚 برگرفته از کتاب کانال http://eitaa.com/joinchat/206700555C6ffd205a92
💠 ✅شاگرد یکی از علما، شاگردانی زیادی داشت. عده ای از آن ها، مدتی طولانی سمت شاگردی او را داشتند و بیشتر عمر خود را در مکتب او به سر برده بودند. در میان آنان، جوان کم سن و سالی بود که استاد، بیش از مردان کهنسال به او احترام می گذاشت. این موضوع باعث رنجش کسانی شده بود که از لحاظ مدت تحصیل، بر او برتری داشتند. روزی شاگردانی نزد استاد رفته و از او به خاطر احترام گذاردنی بیش از حد به جوان، انتقاد کردند. استاد در جواب آنها گفت: «با اینکه او مدت کمی است به کلاس درس من می آید، اما او چیزی دارد که وی را از شما ممتاز می کند، و من بزودی این موضوع را به شما ثابت می کنم. چند روز بعد، استاد به شاگردانش دستور داد، مرغی را گرفته و در جایی که هیچکس وجود ندارد، آن را بکشند. هرکدام از شاگردان، بنا به سلیقه خود، محلی را انتخاب نموده و مرغ ها را کشتند. روز بعد، همگی با مرغ های سربریده در کلاس حاضر شدند، مگر آن جوان که دیرتر از همه وارد کلاس شد، در حالی که مرغ زنده ای در دست داشت. با دیدن او شاگردان به خنده افتاده و وی را مسخره کردند. استاد از او پرسید: «چرا مرغ را در جایی که کسی ناظر نبود، نکشتی؟ شاگرد جوان پاسخ داد: «هرکجا را جستجو کردم، خالی از وجود خدا و توجه و نظارت خداوند ندیدم. بنابراین از به دست آوردن چنین محلی عاجز شدم. استاد او را تحسین کرد و به دیگران گفت: «این چیزی است که سبب احترام من به این جوان می شود. او معرفتی به خداوند دارد که هیچ کدام از شما ندارید 📚 ج 1 ص 259 🆔 @hal_khosh
هارون الرشيد در صحن عمارت خود نشسته بود.عيسى بن جعفر برمكى و ام جعفر (مادر جعفر برمكى) و ديگران حاضر بودند. هارون امر كرد كه بهلول را حاضر كنند. بهلول حاضر شد و در مقابل هارون نشست. هارون به بهلول خطاب مى كند كه ديوانه ها را بشمار. بهلول گفت: اول خودم هستم و پس از اشاره به مادر جعفر برمكى گفت: دوم اين است. عيسى با حالت عصبانيت فرياد زد: واى بر تو، براى ام جعفر چنين حرفى را مى زنى؟ بهلول گفت: تو هم سومى هستى، اى صاحب عربده! هارون از كوره در رفت و فرياد كشيد: بهلول را بيرون كنيد! بهلول گفت: و تو هم چهارمى هستى. 😄 @hal_khosh
حیف نون ‌رفت تست هوش یه قوری بی‌دسته بهش نشون دادن گفتن چی کم داره؟ گفت :سماور 😐😂😂 🤣 @hal_khosh