eitaa logo
کانال #داستان و #طنز حال خوش
4.6هزار دنبال‌کننده
1.4هزار عکس
3.3هزار ویدیو
75 فایل
💠 تمام سعی ما در این کانال علاوه بر نشر نکات #دینی و #اخلاقی و مطالب #مناسبتی ، نشاندن لبخندی هر چند کوچک ، بر لبان مبارک شماست. ✅ با بخشهای متنوعی از #خواندنی ها ، #دیدنی ها و #خندیدنی ها
مشاهده در ایتا
دانلود
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
18.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔹شعرخوانی حسین طاهری در حمایت از رهبری به سبک مرحوم رویگری ◽️حسین طاهری در شب میلاد امام حسین (ع) شعری در حمایت از رهبر انقلاب خواند.این اثر به سبک قطعه معروف الله الله مرحوم رضا رویگری بود.
آیا میدونید بهترین سرگرمی مردم وقتی از مطب دکتر میان بیرون چیه؟ اینکه حساب کنند دکتره روزی چقد درآمد داره! @hal_khosh
یه نفر از تو خیابون رد میشده ، می بینه یه بچه نشسته کنار خیابون گریه میکنه. میگه : چی شده عزیزم؟ پسر بچه میگه : اسکناس دو هزار تومانی ام را گم کردم. مرد میگه : این که گریه نداره بیا این دو هزار تومانی مال تو. بچه بازهم به گریه کردن ادامه میده مرده میگه: دیگه چیه؟ بچه میگه : اگه اون دو هزاری رو گم نکرده بودم الان 4 هزار تومان داشتم.... @hal_khosh
آجیل مخصوص شوخ طبعی اش باز گل کرده بود. همه ی بچه ها دنبالش می دویدند و اصرار که به ما هم آجیل بده؛ اما او سریع دست تو دهانش می کرد و می گفت: نمی دم که نمی دم. آخر یکی از بچه ها پتویی آورد و روی سرش انداخت و بچه ها شروع کردند به زدن. حالا نزدن کی بزن آجیل می خوری؟ بگیر، تنها می خوری؟ بگیر.. . و بالاخره در این گیر و دار یکی از بچه ها در آرزوی رسیدن به آجیل دست توی جیبش کرد اما آجیل مخصوص چیزی جز نان خشک ریز شده نبود. همگی سر کار بودیم. 🔹مجله جاودانه ها، شماره مجله:49 @hal_khosh
شبی حیف نون خواب دید که کسی ۹ هزار تومان به او می دهد، اما او اصرار می کند که ۱۰ هزار بدهد که عدد تمام باشد. در این وقت، از خواب بیدار شد و چیزی در دستش ندید. پشیمان شد و چشم هایش را بست و گفت: «باشد، همان ۹ هزار رو بده، قبول دارم.» 🆔 @hal_khosh
♦️وقتی کار مهم به نابلد سپرده می‌شود؛ تاوان یک انتخاب غلط 🔹مردکی را چشم درد خاست، پیش بیطار رفت که دوا کن. بیطار از آنچه در چشم چارپای می کند در دیده او کشید و کور شد. حکومت به داور بردند گفت بر او هیچ تاوان نیست. اگر این خر نبودی، پیش بیطار نرفتی. مقصود از این سخن آن است تا بدانی که هر آن که ناآزموده را کار بزرگ فرماید با آن که ندامت برد به نزدیک خردمندان به خفت رای منسوب گردد. 🔹تفسیر: این حکایت هشدار می‌دهد که سپردن کارهای مهم به افراد ناآزموده، حتی اگر به پشیمانی و خسارت بینجامد، مسئولیت آن با خودِ انتخاب‌کننده است.
روزی فردی داخل مجلس امیری گردید، و در حضور امیر یک طبق شیرینی بود. امیر به خدمتکارش گفت:یک عدد شیرینی به او بدهید. آن فرد چون شیرینی را خورد گفت:ای امیر، پروردگار متعال در سوره یس فرمود: «فارسلنا الیهم اثنین » امیر دستور داد یک عدد دیگر به او دادند. چون خورد گفت:ای امیر خدا می‌فرماید : «فعزّزنا بثالث» امیر گفت: یکی دیگر به او بدهند. چون خورد گفت:ای امیر خدا می‌فرماید: «فخذا اربعة منّ الطّیر». امیر گفت یکی دیگر به او دادند. چون خورد گفت:ای امیر خدا می‌فرماید: «فخذوا اربعة منّ الطّیر»، امیر گفت: یکی دیگر به او دادند. گفت خدا می‌فرماید: «خمسة سادسهم کلبهم». یکی دیگر به او دادند. گفت: خدا می‌فرماید: «انّا خلقنا السّموات و الارض فی ستّة ایّام». یکی دیگر به او دادند گفت:خدا می‌فرماید:«سبع سموات طباقاً» یکی دیگر به او دادند. گفت: خدا می‌فرماید:«ثمانیة ازواج».یکی دیگر به او دادند. گفت: خدا می‌فرماید :«تسعة رهطٍ».یکی دیگر به او دادند. گفت: خدا می‌فرماید:«تلک عشرة کاملة».باز یکی به او دادند گفت: خدا می فرماید:«احد عشر کوکباً».باز یکی دیگر به او دادند گفت: خدا می فرماید:«انّ عدّة الشّهور عندالله اثنی عشر شهراً» یکی میز به او دادند گفت: خدا می فرماید:«ان یکن منکم عشرون صابرون»،هست عدد دیگر نیز به او دادند. گفت:خدا بعد از آن می‌فرماید:«یغلبرا مأتین».پس امیر دستور داد شیرینی را با طبقش پیش او گذاشتند. گفت:ای امیر اگر چنین دستور نمی‌دادی هر آینه آن آیه شریفه را می‌خواندم که خدا می‌فرماید:«فارسلنا الی مأة الف او یزیدون» امیر گفت:مرحبا به هوش و ذکاوت تو، چه بسیار خوشدل شدم از کلمات تو که از قرآن کریم بیان داشتید. @hal_khosh
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
🌺🌺 ولادت حضرت عباس علیه السّلام 🌺در این روز در سال 26 ه’ علمدار کربلا سقای نینوا حضرت قمر منیر بنی هاشم ابوالفضل العباس علیه السّلام به دنیا آمد. 📚 خصائص العباسیه: ص ۶۶ 🌺 نام مشهور آن حضرت عباس علیه السّلام است. به آن حضرت ابوالفضل، ابوالقربه، قمر بنی هاشم، باب الحوائج، عبد صالح و سقا می‌گویند. 📚 العباس علیه السّلام: ص‍۱۶۴. 🌺آن حضرت خوش سیما و زیبا رو بود و به همین جهت به ماه بنی هاشم ملقب شد. قامتی بلند و بازوهائی قوی داشت و بر اسب که می‌نشست و پا در رکاب می‌نمود زانوی آن حضرت تا گردن اسب می‌رسید. 🌺در شجاعت و صفات بعد از امام حسن و امام حسین علیهماالسّلام سر آمد اولاد أمیر المؤمنین علیه السّلام بود. آن حضرت سپهسالار و علمدار مظلوم کربلا بود. 📚 وقایع الایام: ص ۴۲۲ کانال حال خوش👇 https://eitaa.com/joinchat/206700555C6ffd205a92
TEL:(031)32204083-3220107305-Seyed Reza Narimani--Milade Anvare Karbala96 (1).mp3
زمان: حجم: 3.5M
شب دلبر شده خونه معطر شده کرمش شاملِ فطرس بی‌پر شده خبر اومد خبر، خب دیگه محشر شده مجتبی! مادرت دوباره مادر شده داره دلِ منو میبره ناز اونو خدا میخره گاهی تو بغل مادره گاهی تو بغل حیدره گاهی تو بغل جبرئیل میبینه حسنو یکسره چه خونه‌ای شده خونه‌شون داره به همه خوش میگذره پیمبر از ذوق زهرا به لب نوا داره منم دلم امشب آهنگ کربلا داره 2 از سر شب، حرم‌الله برو بیا داره بیاید بریم سفرۀ فاطمه صفا داره 2 ثارالله، ثارالله، ثارالله، ثارالله خوش اومدی، یا اباعبدالله 2 *** شب یلدا شده، باز علی بابا شده درِ می‌خونۀ ساقی ما وا شده هرچی مَرده جلو پای آقام پا شده ماه ام‌ُ البنین، تشریف‌فرما شده خدا میدونه که محشره آیینۀ یَلِ خیبره خود علی میگه این پسر خودِ منه خودِ حیدره وقتی یه طرفش قاسم و اون طرفش علی اکبره عدو داره میگه زیرِ لب خدا کنه به‌خیر بگذره رقیه عشق میکنه تا علم رو برداره زده نقاب صورتش هالۀ قمر داره 2 عدو کنار میره میگه بریم خطر داره همه میگن یلِ ام‌ُ البنین جگر داره 2 ای‌والله، ای‌والله، ای‌والله، ای‌والله ای یلِ کربلا ماشاالله 2 *** بیارید باده رو، بادۀ آماده رو برسونید به هم، دلای دلداده رو میزنم باز گره، سبزۀ سجاده رو گره وا کن ببین، از نفس افتاده رو سایه‌تو نگیری از سرم دستتو میگیرم محشرم دیوونۀ توأم دلبرم فدای تو پدر مادرم به روی لبمه اسم تو دم دقیقۀ آخرم خودمو دلمو میسپرم به تو که ببری تا حرم حرم حرم، حرمِ امنِ شاهو دوست دارم تا کربلا، روضۀ بین راهو دوست دارم 2 چه کربلا، به لبم شورِ نینوا دارم بزار بیام، که برات از امام رضا دارم 2 ثارالله، ثارالله، ثارا
جانباز قطع نخاعی ناصر توبه‌ای در سن ۲۱ سالگی فرماندهی یکی از گردان‌های لشکر ۴۱ ثارالله کرمان را بر عهده داشت که در آن زمان حاج قاسم سلیمانی در سمت فرماندهی لشکر خدمت می کرد. سردار شهید حاج قاسم سلیمانی وقتی نزدیک ایام عید می خواست به کرمان و به دیدار والدین خود برود به همسر این جانباز زنگ می زد و می گفت: "من دو روز به خانه شما می آیم." لباسی تهیه می کرد و به خانه او می رفت. جانباز را استحمام می داد، تخت او را آماده می کرد و در این دو روز به همسر جانباز می گفت کار آشپزخانه هم به عهده من است؛ دو روز خدمت گذاری این جانباز قطع نخاعی را داشت؛ بعد به سمت خانه خودش می‌رفت. تا شهید نباشی، شهید نمی‌شوی روز جانباز مبارک @farhangihozeh 📌