eitaa logo
🌠🌠کلینیک زیــ👰🏻ـبا بانو 🌠🌠
82 دنبال‌کننده
2.2هزار عکس
429 ویدیو
9 فایل
💖هوالرزاق🙏 باانتخاب هوشمندانه شما، زیبا شدن سخت نیست😉 بخواهید تا مانند الماس بدرخشید💥💥😍 🌷پوست،مو،تناسب اندام @mj_Rz1378 ارائه انواع محصولات/درمانی/زیبایی/رفع تیرگی/لک/جوش/جوانساز/لیفت/چروک/افتادگی پلک/لاغری/چاقی صورت وبدن/مشکلات زنان
مشاهده در ایتا
دانلود
🌠🌠کلینیک زیــ👰🏻ـبا بانو 🌠🌠
#پارت_سیونه با صدای ضربه به در اتاق، سریع درو باز کردم. رادین پشت در با پاهاش روی زمین ضرب گرفت
+هرچی باشه قبوله... روی مبل راحتی کنارش نشستم: +خب؟ باید چیکار کنم؟ _آخر هفته بچه های شرکت یه مهمونی گرفتن و منم باید برم...اما نمیتونم تنهایی برم... از طرفی دلم نمیخواد هیچ دختری رو وارد زندگیم کنم... بخاطر همین تنها کسی که به ذهنم رسید بدون هیچ چشم داشتی همراهیم میکنه تو بودی...میدونم شاید دلت نخواد تو این شرایط توی یه مهمونی شلوغ شرکت کنی..ولی میخوام ازت خواهش کنم قبول کنی. از اونجایی که گفت نمیخوام هیچ دختری وارد زندگیم بشه دیگه چیزی نشنیدم... انگار یه وزنه ده کیلویی روی سینه‌ام گذاشته بودن و راه نفسم رو بسته بودن. خیره به لب‌های رادین که دیگه تکون نمیخوردن مونده بودم. _زیبا خوبی؟ شنیدی چی گفتم؟ +آ...آره...حتما...حتما میام...حالا که یه فرصت پیش اومده که من بتونم بهت کمک کنم چرا که نه... _واقعا از لطفت ممنونم. +خواهش میکنم...هرکاری از دستم بربیاد انجام میدم. لبخندی از سر محبت بهم زد. بیشتر از این نمیتونستم لبخند ظاهریم رو حفظ کنم، از جام بلند شدم تا به اتاقم برگردم که با صدای رادین ایستادم. _عه کجا میری؟ تازه میخواستم فیلم بذارم باهم ببینیم. +باشه پس من برم یه لیوان آب بخورم تا تو فیلم رو بذاری برمیگردم. نمیخواستم متوجه بشه که ازش دلخورم. ناچارا به طرف آشپزخونه رفتم و آبی به صورتم زدم و برگشتم. با فاصله از رادین نشستم و خیره شده به تی وی توی خودم فرورفتم. نمیدونستم رادین چه فیلمی انتخاب کرده ، سعی کردم همه چیز رو فراموش کنم و از فیلمی که پخش میشد لذت ببرم .... 𝓳𝓸𝓲𝓷↝@hameshejavan 🍃همیشه جوان بمانید🌸
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
صبح شد خیر است....💓 به توکل نام اعظمت🕊️بِسْمِ اللهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ💫 @hameshejavan
و تابستان شروع شد☀️😎 واسه تابستان ۲ تا برنامه میتونی داشته باشی 😉 ۱. فقط بشینی پست بخونی و افسوس بخوری و شاهد موفقیت دیگران باشی😕 ۲. تصمیم بگیری و اعتماد کنی و شروع کنید بهترین تابستان امسال رو خلق کنی برای خودت☺️ @hameshejavan
قد و وزنتون رو به هم وصل کنید ببینید در چه وضعیتی هستید اگه در محدوده آبی بودید یعنی لاغرید سبز یعنی نرمال زرد یعنی اضافه وزن قرمز یعنی چاق @hameshejavan
💥 NOTAN 💥 🔸 پکیج لاغری و چربیسوزی معجزه لاغری گیاهی نوتن + استپ شکن نوتن 🔘 بهترین پکیج لاغری و بلغم زدای گیاهی موجود در بازار با فرمولاسیون پیشرفته و بهبود یافته 🔘 کاهش ۳ الی ۸ کیلوگرم درماه - کاهش اشتها - افزایش سوخت و ساز بدن - رفع بلغم بدن - رفع یبوست - رفع چربی شکم و پهلو - بدون نیاز به ورزش و رژیم سنگین کاملا گیاهی و بدون عوارض 😍 کپسول لاغری: 60 عدد کپسول گیاهی دوره مصرف: یکماهه کپسول مکمل استپ شکن: 60 عدد کپسول گیاهی دوره مصرف: بیست روزه 🔸 با خیال راحت به وزن دلخواه برسید اندامی نو زندگی نو 🍃 مشاوره تخصصی رایگان وثبت سفارش: @Mj_Rz1378 کانال معرفی محصول: @hameshejavan کانال رضایتها: @Rezayat_hameshe_javan
۵ کیلویی با 😍😍 چربیسوزی بدون عوارض با نوتن 💪💪 اعلام رضایت بانوی عزیز و مشتری ثابتمون از 👍 ۴ الی ۵ کیلو در کمتر از یک دوره و سفارش مجدد محصول 😍 کاهش وزنی بدون عوارض و بدون رژیم های سخت رو با نوتن تجربه کن ! 👍 سلامتی و زیبایی حق شماست ... صد در صد گیاهی🌱 صد در صد تضمینی 💯 اندامی نو زندگی نو 🍃 مشاوره رایگان وثبت سفارش: @Mj_Rz1378 @hameshejavan
🌠🌠کلینیک زیــ👰🏻ـبا بانو 🌠🌠
#پارت_چهل +هرچی باشه قبوله... روی مبل راحتی کنارش نشستم: +خب؟ باید چیکار کنم؟ _آخر هفته بچه
با دیدن اسم فیلمی که روی صفحه تی وی نمایش داده شد با التماس به رادین نگاه کردم : +نههه... فیلم ترسناک نهههه... با خنده ای که تو صداش آشکار بود گفت : _خیلیم خوبه...آدرنالین میره بالا واسه سلامتی مفیده.. +کی گفتههه؟ _دکتر رادین فروتن.. +خیلی مسخره‌ای‌‌...بخدا من میترسم. _میدونم +رادیییییین.... قهقهه ای زد و گفت : _هیسس فیلم شروع شد... ناچار سکوت کردم. اما چند دقیقه‌ای که از فیلم گذشت با رادین همراه شدم و بخاطر هیجان زیاد فیلم، بدون پلک زدن به تی وی چشم دوخته بودم. از حضور رادین خیالم راحت بود و با کنجکاوی اتفاقات فیلم رو دنبال می‌کردم. تو ماجرای فیلم غرق شده بودم و اصلا متوجه اطرافم نبودم، که با صدای بلندی درست کنار گوشم، جیغ بنفشی کشیدم و با استرس به سمت صدا برگشتم. _نترس...کنترل تی وی بود از دست من افتاد.. نفسم رو از سینه بیرون دادم و دستم رو روی قلبم گذاشتم که بالا و پایین میپرید. +اخه این چیه نگاه میکنی؟ نزدیک بود قلبم وایسه... _هه هه....پس اونی ام که با ذوق داشت فیلمو نگاه میکرد من بودم؟! +پشت چشمی نازک کردم و بلند شدم: _نخیر...من اصلا نگاه نکردم... قیافم رو مظلوم کردم و لب ورچیدم : +حالا میشه بیخیال شی...من گرسنمه... _الان از بیرون پیتزا سفارش میدم...خوبه؟ +عااالیه... هوا تاریک شده بود که پیتزا رسید و شام رو خوردیم. روی مبل راحتی جلوی تی وی لم دادم که رادین از جا بلند شد: _من خیلی خستم میرم بخوابم...فردا کلی کار دارم. +باشه برو..منم چند دقیقه دیگه میرم بخوابم...شبت بخیر _شب توام بخیر...خوب بخوابی... بعد از رفتن رادین حوصله‌ام سر رفت و تی وی رو خاموش کردم و به اتاق رفتم. خودم رو روی تخت پرت کردم و چشم هامو بستم اما با ظاهر شدن تصاویر ترسناک فیلم به سرعت چشم هامو باز کردم و روی تخت نشستم. توی تاریکی به هر طرف نگاه می‌کردم تصویر ترسناکی توی ذهنم ساخته میشد. خودم رو لعنت کردم که چرا اون فیلم رو دیدم. یک ساعتی با خودم کلنجار رفتم تا بتونم بخوابم اما فایده ای نداشت. با ضربه‌ی چیز نامعلومی که به شیشه‌ی پنجره خورد با هر دو دست جلوی دهنم رو گرفتم و جیغ بنفش توی گلوم رو خفه کردم. دیگه طاقت نیاوردم و از اتاق بیرون اومدم. جلوی در اتاق رادین ایستادم. میدونستم الان حتما خوابیده اما نمیتونستم تو این وضعیت توی اتاق بمونم. بی سروصدا دستگیره رو پایین کشیدم و روی پنجه پا وارد اتاقش شدم. همون‌طور که حدس زدم غرق خواب بود. چاره ای نداشتم و شب رو باید توی اتاق رادین میموندم.. نمیتونستم روی زمین بخوابم، به تخت دو نفره‌ی رادین نگاهی کردم و آروم پتو رو کنار زدم تا گوشه ‌ی تخت بخوابم که .... 𝓳𝓸𝓲𝓷↝@hameshejavan 🍃همیشه جوان بمانید🌸