eitaa logo
حتی بیشتر
514 دنبال‌کننده
240 عکس
169 ویدیو
2 فایل
می گویند در روز حشر،از همه چیز می پرسند از همه ی داشته ها... و شاید از قلمی که می توانست بنویسد و بر زمین انداخته شد هم ! بی جواب ماندن برایم گران است ,می نویسم! #حتی_بیشتر پیام ناشناس👇 https://daigo.ir/secret/81647751882
مشاهده در ایتا
دانلود
می‌خواستم یک گریه کُن به روضه هایت اضافه کنم. می‌خواستم دور و بَرَت را شلوغ کنم. سیاهی لشکر برایت درست کنم. اما انگار تو چیز دیگری می‌خواستی. دوست داری تنها ببینی ام؟ ببین. دست و پا شکسته ، دل شکسته... ناتوان ...؟ ببین ! فَإِنَّ اللَّهَ قَدْ شَاءَ أَنْ یَرَاکَ قَتِیلًا @hattabishtar
حتی بیشتر
#سفر_به‌خانه‌ی_پدری قسمت شانزدهم 🏵یک ساعت اول فقط بوی حرم را استشمام می‌کردم.چطور می‌شد این عطر را
 وَ دَعَائِمَ الْأَخْيَارِ... تکیه گاه شمایید! و ما اگر واقعاََ به شما وصل بودیم ، " لا یُحَرِّکُهُ العَواصِف " شده بودیم! این به خود پیچیدن و بی تابی ها ، فقط برای دوری از شماست ! @hattabishtar
عضو این دورهمی نباشید که ببینید ما بعد از نرگس چه جور زندگی سپری می‌کنیم.این نیز بگذرد... عضو نباشید که من روضه ی موفرفریِ لباس صورتی ام را بخوانم. عضو نباشید برای کنجکاوی ، یا برای هرچیزی که برایش در جاهای دیگر عضو می‌شوید. من برای رشد خودم می‌نویسم. و در قِبال رشد شما مسئولم. اگر بعد از مطالبِ ، فکرِ پیش بَرَنده پیدا می‌کنید ، رشد می‌کنید، بزرگ می‌شوید، بمانید ، بخوانید و وقت و فکر خودتان را درگیر کنید. وگرنه، جدای از اینها ، اینجا ،ماجرای جدیدی نیست... @hattabishtar
آخرین بار ، دوسه روز مانده به سفر اربعین، با گل نرگس روضه رفتم. برعکس همیشه که مشغول بچه ها بودم و نمی‌توانستم روی صحبت ها تمرکز کنم ، این بار خیلی عمیق بحث را دنبال می‌کردم. صحبت درمورد تاب آوری با امام بود.درباره مجهز شدن برای همراهی امام. تا جایی که سخنران گفت اگر "یا لَیتَنا کُنّا مَعَک " می‌گویید ، باید برایش هزینه بدهید. بعد این آیه را قرائت کرد:   اَم حَسِبتم أَن تدخُلُواْ ٱلجنَّةَ وَلَمَّا يَأتِكُم مَّثَلُ ٱلَّذِينَ خَلَواْ مِن قَبلِكُمۖ مَّسَّتهُمُ ٱلبأسَآءُ وَٱلضَّرَّآءُ وَزُلزِلُواْ حَتَّىٰ يَقُولَ ٱلرَّسُولُ وَٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ مَعَهُۥ مَتَىٰ نَصرُ ٱللَّهِۗ أَلَآ إِنَّ نَصرَ ٱللَّهِ قَرِيب و دوباره تکرار کرد : وَ زُلزِلوا .... با خودم گفتم "زُلزِلوا "ی زندگی من کجاست ؟ وده روز بعد ، لحظه ای که نرگس پرکشید ، روی تخت اورژانس دوباره این آیه را خواندم .... ؟ @hattabishtar
@chaye_rozeh014-h-sotoodeh-and-m-asadollahi-www.ziaossalehin.ir-faramoush-nemikoni-vd001.mp3
زمان: حجم: 2.4M
شده بودم مثل یک تکه چوب بی استفاده. و این را هم خوب می فهمیدم! گفتم آقا ! حرومم نکن! من به دردِت می‌خورم! و تو آتیشم زدی .... حالا دیگه روشنم. می‌سوزم.از نهایتِ جان! خاموشم نکن! @hattabishtar
15.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
بعضی مداحیا ، بعضی کلیپ ها را احساس می‌کنم اختصاصیِ خودم روزی ام میشه. این هم یک نمونه اش ... دقیقا هفته ی آخرِ زندگی پنج نفره ی ماست ....
به اندازه ی سالهای عمرش ، پنج بار ، همسفر کرب و بلای ما بود. پشت باجه ی تحویل گذرنامه ، همیشه چهره ی جدیِ پلیس های ایرانی و عراقی می‌شکفت. هم از دوطبقه بچه زائر، داخل کالسکه، که فقط کلّه هایشان پیدا بود. و هم از شلوغیِ صفحه های گذرنامه هایشان که انقدر مُهر ورود و خروج خورده بود،جانداشت. در این مدت ،دوماه رمضان کامل همسایه امیرالمومنین و مهمان اباعبدالله بودیم. و سه بار اربعین ... بساط پهن می‌کردیم و بازی و خوراکی و دعوا و خنده... اعتقادم این بود که بچه ها به نفس کشیدن در این هوا احتیاج دارند. گل نرگس اما زرنگ بود. هوای حرم را سرکشید . نگاه آقایش را خرید. @hattabishtar
پیام ناشناس ها زیاد و عجیب و البته تاثیر گذاره برام. اول از همه ممنونم که وقت می‌گذارید.می‌خونید.صبر می‌دید.صحبت های مفید می‌کنید. دوم عذرخواهم که توان پاسخگویی ندارم. این پیام خیلی جالب بود👇👇 کاش زلزلوا زندگیهامون همینا باشه که تا الان سپری شدن،ولی بعید میدونم همینا باشن،خداکنه زلزلوا که میاد،لایق باشیم صبرش هم بهمون بدن -------- دقیقا توی مراسم روضه وقتی می‌شنیدم زُلزِلوا ، همین جملات اول رو با خودم می‌گفتم. این یعنی ما هنوز به اون مقام نرسیدیم که بگیم خدایا ما رو مُصاب به مصیبتِ اماممون قرار بده‌.ما یه جورایی می‌خوایم فرار کنیم. برای ماها ،بلا رو تو کاسه مون میذارن. ولی بعضیا هستن که حقیقتا از جان و دل، بلاگردون امامشون میشن! باید به اون نقطه برسیم! . @hattabishtar
. به فدای گل نرگس که عزا دار شده.... علیه السلام به محضر گلِ سرسبدِ عالَم تسلیت🖤 @hattabishtar .
10.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
و سوال من این روزها همینه: آیا می‌تونم با ایمان سالم با روح مطمئن به خدا با روان آرام به بعد از این بلا برسم؟ جای سخت ماجرا دقیقا همینجاست ... ما داریم پوست می اندازیم ! @hattabishtar
. سالهای سال بود می‌خواستیم توی خانه مان روضه بگیریم. خانه مان کوچک بود وکار بچه ها زیاد. اما خودمان هم خوب می دانستیم که این‌ها بهانه است. توفیق ذکر مصیبت اهل بیت نصیبمان نمی‌شد. چند روز قبل از اربعین باهم نشستیم و قرار مدار روضه گذاشتیم. گفتیم هرجور شده روضه خانگی را ترک نمی‌کنیم. حتی برای مخارج روضه هم برنامه ریزی کردیم. . . . . حالا کمتر از یک ماه بعد از آن صحبت ها... هرشب بدون هیچ هزینه ای ، فقط با چندتا استکان چای ، صدای روضه و هق هق گریه و سلام بر اباعبدالله همه ی خانه مان را پُر می‌کند. نرگس بودنش برکت بود. رفتنش هم ... حاجت روا شدیم ! @hattabishtar