eitaa logo
امتداد حکمت قرآنی و فلسفه الهی
1.6هزار دنبال‌کننده
784 عکس
185 ویدیو
43 فایل
❁ ﷽ ❁ | حکمت قرآنی در اندیشه فیلسوفان انقلاب اسلامی: امام خمینی علامه طباطبایی شهیدان مطهری، بهشتی، صدر آیات علامه جعفری، مصباح یزدی، جوادی آملی و امام خامنه ای @Taha_121
مشاهده در ایتا
دانلود
📌 محیط تربیت و سلوک معنوی ⏹بخش اول: دو دیدگاه دربارهٔ محیط تربیت و سلوک معنوی وجود دارد: دیدگاه اول: دیدگاه مشهور بر این باور است که برای تربیت، لازم است فرد از محیط جامعه کناره‌گیری کند، تحت برنامه‌ای منظم و ثابت پیش برود، هرآنچه را که مانع عمل به برنامه یا مخلّ حرکت است کنار بگذارد و تنها بر یک برنامه و کار متمرکز شود. دیدگاه دوم: این دیدگاه با نقد دیدگاه اول معتقد است که این قرنطینه‌سازی نه‌تنها موجب تربیت و رشد نمی‌شود، بلکه انسان را تک‌بعدی و در محیط واقعی جامعه شکننده می‌کند؛ به‌گونه‌ای که توان رویارویی با مشکلات و مسائل طبیعی و روزمره را نخواهد داشت. بر اساس این دیدگاه که بر سه اصل صیرورت، فطرت و هدایت استوار است، فرد باید از همان ابتدا در محیط واقعی جامعه قرار گیرد، با سرد و گرم مسائل دست‌وپنجه نرم کند و متناسب با تغییرات و تحولات، و نیز خوشی‌ها و ناخوشی‌های مستمر و گریزناپذیر جامعه، برنامه‌ای پویا و سیال انتخاب کند تا بتواند کمال مطلق را بیابد و به سوی آن حرکت ارادی داشته باشد. در این نگرش، محیط واقعی جامعه بهترین محیط برای تربیت انسان‌ها و رشد و صیرورت وجودی آنهاست. البته باید توجه داشت که منظور فقط فضای عمومی جامعه نیست؛ بلکه خانواده، محله، مسجد، مدرسه، محل کار، گروه دوستان و فضای مجازی را هم دربرمی‌گیرد. هر کدام میدان نحوه‌ای از حضور و مواجهه با مجموعه‌ای از ابتلائات و امتحانات، انتخاب‌ها و کنش‌گری‌های متناسب است. انسان‌ها در مواجهه سازنده با سختی‌ها و مشکلات، بحران‌ها و درگیری‌ها، ابتلائات و امتحانات ساخته می‌شوند یعنی فطرت کمال‌جویی آنها برانگیخته می‌شود و لایه‌های عمیق‌تری از واقعیت را کشف می‌کند و متناسب با آن خود را بازسازی می‌کند. اصلاً در محیط اجتماعی است که عموم فضایل اخلاقی، همچون ولایت، اخوت، عدالت، راست‌گویی، اخلاص، تواضع، گذشت، عذرخواهی، قیام برای خدا، جهاد و مقاومت، معنا پیدا می‌کنند. فرد در همین محیط به ضرورت، معنا و حدود این فضایل پی می‌برد و همچنین با شبکه‌ی معنایی و نظام ارتباطی و توازنی میان آن‌ها آشنا می‌شود؛ تا بتواند تعادل و توازن میانشان را کشف کند و به‌صورت متوازن رشد و صیرورت داشته باشد. بااین‌حال، قرارگرفتن در محیط واقعی جامعه، به‌تنهایی برای تربیت و رشد کافی نیست. همان‌گونه که کناره‌گیری کامل از جامعه می‌تواند انسان را از مواجهه با واقعیت‌ها محروم کند، حضور بی‌برنامه تربیتی و بی‌پشتوانه مشاوره‌ای در جامعه نیز ممکن است او را دچار پراکندگی، فرسودگی یا تأثیرپذیری نادرست سازد. بنابراین، مسئله نه انتخاب میان انزوا و رهاشدگی، بلکه یافتن نسبتی درست میان حضور اجتماعی، برنامهٔ تربیتی و مراقبت در مسیر رشد و صیرورت وجودی است. فرد برای آنکه در دل جامعه رشد کند، به جهت‌گیری روشن، معیارهای ثابت و برنامه‌ای متناسب با شرایط متغیر نیاز دارد. چنین برنامه‌ای باید از یک‌سو اصول فطری و غایات تربیت را حفظ کند و از سوی دیگر، در برابر تفاوت موقعیت‌ها و دگرگونی‌های زندگی انعطاف‌پذیر باشد. پویایی برنامه به معنای بی‌قاعدگی نیست؛ بلکه به معنای توان بازنگری و انطباق، بدون ازدست‌دادن جهت و مقصد و ناامیدی و سرخوردگی است. همچنین، حضور در اجتماع و برقراری پیوندها و روابط باید با خودآگاهی و مراقبت همراه باشد. فرد لازم است در مواجهه با رویدادها، رفتارها و روابط اجتماعی، پیوسته انگیزه‌ها و واکنش‌های خود را بسنجد، از تجربه‌هایش درس بگیرد و در صورت نیاز، از راهنمایی مربی یا همراهی جمعی صالح بهره‌مند شود. در این مسیر، خلوت، عبادت، تفکر و محاسبهٔ نفس در متن ارتباطات اجتماعی نیز جایگاه خود را دارند؛ اما نه برای گریز دائمی از جامعه، بلکه برای بازیابی توان، تصحیح مسیر و حضور مؤثرتر در آن. ازاین‌رو، محیط تربیت را نمی‌توان صرفاً به مکانی خاص یا برنامه‌ای ثابت محدود کرد. محیط تربیت، مجموعه‌ای از موقعیت‌ها، روابط و تجربه‌های واقعی و پیوندها و گسست‌های اجتماعی است که فرد در آن‌ها می‌آموزد چگونه میان ارزش‌ها و وظایف خود توازن برقرار کند و چگونه تهدیدها و تخریب‌ها را به فرصت سازندگی تبدیل کند. تربیت موفق آن است که انسان را برای زندگی واقعی در محیط پیچیده اجتماعی آماده سازد؛ انسانی که نه با نخستین دشواری از میدان بیرون می‌رود و نه در هیاهوی جامعه جهت خود را گم می‌کند، بلکه با حفظ پیوند خود با خدا، پایبندی به ارزش‌های فطری و شناخت مقتضیات زمانه، در متن جامعه رشد می‌کند و در ساختن آن نقش و مسئولیت می‌پذیرد. 🛑 ادامه دارد ... ┈┈••✾••┈┈• ❇️ https://eitaa.com/hekmat121/3494
📌 محیط تربیت و سلوک معنوی ⏹ بخش دوم با توجه به آنچه گذشت توجه به چند امر بسیار مهم است که پرداختن مستقل به هر یک الهام بخش نکات مهمی است. ❇️مواجهه آگاهانه هر مواجهه‌ای با مسائل و حوادث جامعه و هر تجربه‌ای به رشد و صیرورت منتهی نمی‌شود. مواجهه و تجربه زمانی به عامل تربیت تبدیل می‌شود که فرد بتواند آن را درست بفهمد، درباره‌اش بیندیشد و از آن برای اصلاح رفتار و انتخاب‌های بعدی خود بهره بگیرد. ممکن است انسان در موقعیت‌های دشوار قرار گیرد، اما اگر التفات لازم نداشته باشد و از معنای آن موقعیت‌ها غافل بماند یا کنش‌ها و واکنش‌های خود را از جهت حرکت و صیرورت بررسی نکند، همان تجربه‌ها را بارها تکرار می‌کند، بی‌آنکه رشد متناسبی در او پدید آید. بنابراین، میان قرارگرفتن در موقعیت و تربیت‌شدن به‌واسطهٔ آن موقعیت تفاوت وجود دارد. محیط اجتماعی فرصت تربیت را فراهم می‌کند، اما بهره‌برداری از این فرصت به شیوه‌ی مواجهه‌ی فرد بستگی دارد. او باید بتواند از خود بپرسد: در چه موقعیتی قرار دارم؟ در این موقعیت چه وظیفه‌ای دارم؟ کدام ارزش در معرض آزمون قرار گرفته است؟ چه چیزی در من باعث این واکنش شده است؟ آیا رفتارم با حق و عدالت، اخلاص و تواضع، یا با مصلحت و مسئولیت سازگار بوده است؟ چنین پرسش‌هایی تجربه را از سطح یک رخداد روزمره فراتر می‌برد و آن را به زمینه‌ای برای شناخت نفس و اصلاح عمل و رشد وجودی تبدیل می‌کند. ازاین‌رو، در تربیت اجتماعی باید میان چند امر پیوند برقرار شود: ۱. حضور اجتماعی و مواجهه با واقعیت، ۲. فهم و ارزیابی آن، ۳. انتخاب آگاهانه و ۴. تمرین رفتار درست. مواجهه، میدان حرکت و عمل را پدید می‌آورد؛ فهم و ارزیابی، جهت عمل را روشن می‌کند؛ انتخاب انسان را از دو دلی و اضطراب دو راهی نجات می‌دهد و تکلیف وی را روشن می‌کند؛ و تمرین، فضیلت را به ملکه و خصلتی پایدار بدل می‌سازد. اگر هر یک از این حلقه‌ها نادیده گرفته شود، فرایند تربیت ناقص می‌ماند: مواجههٔ بی‌تأمل ممکن است به عادت‌های نادرست و واکنش‌های احساسی بینجامد، تأمل بی‌انتخاب صرفا اطلاعات کم فایده است و انتخاب بی‌عمل ممکن است در حد دانستن و آرزو باقی بماند، و تمرین بی‌جهت‌گیری ممکن است به تکرار رفتارهایی بی‌معنا و تخریب‌گر تبدیل شود. ❇️نقش همراهی و جمع تربیتی از این منظر، انسان در محیط جامعه تربیت می‌شود، اما این سخن به معنای آن نیست که هر محیط اجتماعی، به هر صورتی، محیطی سازنده است. روابط و جمع‌ها می‌توانند زمینهٔ رشد باشند یا زمینهٔ غفلت و انحراف. ازاین‌رو، لازم است فرد در کنار حضور در جامعه، بتواند نسبت خود را با جمع‌ها، دوستی‌ها و فضاهایی که در آن‌ها قرار می‌گیرد، آگاهانه تنظیم کند. معیار، دوری از مردم نیست؛ معیار آن است که پیوندهای اجتماعی به تقویت حق‌جویی، مسئولیت‌پذیری، صداقت و خیرخواهی کمک کنند، نه اینکه انسان را از این ارزش‌ها دور سازند. در این میان، جمع تربیتی و همراهی مربی اهمیت پیدا می‌کند. همراهیِ درست، جایگزین تجربهٔ شخصی فرد نمی‌شود، بلکه به او کمک می‌کند تجربه‌هایش را دقیق‌تر ببیند، میان خطا و موفقیت تمایز بگذارد و برای گام بعدی تصمیم سنجیده‌تری بگیرد. مربی نیز نباید فرد را از هر دشواری دور نگه دارد یا به‌جای او تصمیم بگیرد؛ بلکه لازم است به او در شناخت موقعیت، تشخیص وظیفه و تقویت قدرت انتخاب و حرکت کمک کند. هدف از تربیت، وابسته‌کردن انسان به مراقبت دائمی دیگران نیست، بلکه باغبانی و پرورش توانایی او برای تشخیص، انتخاب و عمل مسئولانه است. بنابراین مربی نباید فرد را از هر دشواری دور نگه دارد یا به‌جای او تصمیم بگیرد؛ بلکه باید به او در فهم موقعیت، تشخیص وظیفه و تقویت قدرت انتخاب کمک کند. جمع صالح نیز از این جهت اهمیت دارد که مکمل مربی و میدان تبادل افکار و مشارکت در افعال است‌. بدین واسطه، فضایل اخلاقی در آن صرفاً به‌صورت توصیه‌های فردی باقی نمی‌مانند، بلکه در قالب پیوندهای ولایی و مسئولیت‌های واقعی تجربه می‌شوند. اخوت، در همکاری و همدلی در درون یک جمع به هم پیوسته و دارای ولایت (تشکل اسلامی) آشکار می‌شود؛ عدالت، در رعایت جمعی حقوق دیگران؛ راست‌گویی، بیان حقیقت به نفع جامعه در موقعیت‌هایی که پنهان‌کردن حقیقت سود شخصی دارد؛ گذشت، در هنگام تعارض منافع؛ و قیام برای خدا، در ایستادگی بر سر حق، حتی زمانی که هزینه دارد. در چنین فضایی، فرد تنها دربارهٔ فضیلت نمی‌آموزد، بلکه آثار و دشواری‌های عمل به آن را نیز تجربه می‌کند و آگاهانه زیر بار مسئولیت آن می‌رود. ❇️ حضور در نهادهای مذهبی و انقلابی به همین جهت نهادهای مذهبی و انقلابی بخصوص مسجد، هیأت، بسیج، گروه‌های جهادی از این منظر بهترین محیط برای تربیت نسل جدید هستند. 🛑ادامه دارد... ┈┈••✾••┈┈• ❇️ https://eitaa.com/hekmat121/3495
📌 محیط تربیت و سلوک معنوی ⏹بخش سوم: به شرط اینکه روح تربیتی بر فعالیت‌های آنها حاکم باشد. یعنی هدف نهایی مسجد و هیأت و بسیج، اتصال فرد به جریان «هدایت» بر رشد و صیرورت وجودی در مسیر رسیدن به قله‌ها باشد. در این محیط‌ها، تجربیات اجتماعی فرد (سختی‌ها، تعاملات، شکست‌ها و موفقیت‌ها) زیر نور «هدایت الهی» تحلیل می‌شود. مسجد و جمع‌های ایمانی، محیطی هستند که در آن «اخوت» از یک مفهوم انتزاعی به یک رابطه‌ی عینی بدل می‌شود. مسجد و نهادهای انقلابی وقتی تربیت‌آفرین هستند که انسان را برای زندگی در متن جامعه مهیا کنند، نه برای فرار از آن. آن‌ها سنگرهایی هستند برای ساختنِ انسان‌هایی که می‌توانند در دلِ تنش‌ها و تغییرات، صیرورتِ خود به سوی کمال را حفظ کرده، بر فطرتِ الهی خود پای فشرده و در مسیرِ هدایتِ الهی، نقش‌آفرین باشند. اگر روح تربیتی حاکم باشد، شکست‌ها و پیروزی‌ها در فعالیت‌های جمعی مسجد، بسیج یا گروه‌های جهادی، نه به معنای پایان کار، بلکه به معنای یک منزل صیرورت برای شناخت ضعف‌ها و تقویت بنیان‌های ایمانی در جهت حرکت قوی‌تر است. ❇️ برنامه‌ی ثابت، روش متغیر برنامه‌ی تربیتی در این نگاه باید هم از ثبات برخوردار باشد و هم قابلیت تغییر. ثبات، به اصول و مقصد مربوط است؛ تغییر، به روش‌ها و برنامه‌های اجرایی. اگر اصول و مقصد دائماً تغییر کنند، فرد دچار سردرگمی و اضطراب می‌شود؛ و اگر روش‌ها و برنامه‌ها هیچ‌گاه با شرایط تازه هماهنگ نشوند، برنامه به قالبی خشک و ناکارآمد تبدیل خواهد شد. پس لازم است میان پایداری در غایت و انعطاف در تدبیر جمع شود. برنامه‌ی تربیتی باید با توان، مسئولیت‌ها و موقعیت‌های واقعی فرد تناسب داشته باشد. برنامه‌ای که بیش از اندازه دشوار یا نامتناسب با زندگی روزمره باشد، ممکن است پس از مدتی به فرسودگی یا رهاشدن بینجامد؛ و برنامه‌ای که هیچ تلاشی فراتر از عادت‌های موجود از فرد نخواهد، او را در همان وضعیت پیشین نگه می‌دارد و موجب توقف و ارتجاع می‌شود. برنامه‌ی مناسب، فرد را به‌تدریج از نقطه‌ی موجود به سوی وضعیت مطلوب حرکت می‌دهد، برای او فرصت تمرین فراهم می‌کند و در عین حال، امکان بازبینی و اصلاح دارد. در این مسیر، نظم و تقوای فردی و حضور اجتماعی در برابر یکدیگر قرار نمی‌گیرند. نظم و تقوای فردی به انسان کمک می‌کند در میان مشغله‌ها و تغییرات، جهت خود را حفظ کند؛ حضور اجتماعی نیز به او فرصت می‌دهد آنچه را آموخته است در روابط و مسئولیت‌های واقعی بیازماید. عبادت، مطالعه، تفکر و خلوت می‌توانند بنیهٔ درونی فرد را تقویت کنند، و کار، خانواده، دوستی‌ها، مسئولیت اجتماعی و مواجهه با دشواری‌ها می‌توانند میدان ظهور و آزمون آن بنیه باشند. ❇️ تربیت به‌مثابه حرکت در مسیر هدایت بر این اساس، تربیت یک دوره‌ی کوتاه و جدا از زندگی و پیوندهای اجتماعی نیست، بلکه حرکتی پیوسته در متن زندگی و در زمان و مکان مشخص در شبکه‌ای از پیوندهای اجتماعی است. انسان در هر مرحله با موقعیت‌ها و آزمون‌های تازه‌ای روبه‌رو می‌شود و باید متناسب با آن‌ها فهم و عمل خود را بازسازی کند و با دیگران به اشتراک می‌گذارد. رشد نیز لزوماً به معنای آن نیست که فرد هیچ‌گاه خطا نکند یا گرفتار ضعف نشود؛ بلکه می‌تواند با دیدن خطا، پذیرفتن مسئولیت آن، به جبران و بازگشت در مسیر اصلی بپردازد. پس محیط واقعی جامعه زمانی به محیط تربیت تبدیل می‌شود که حضور در آن با مقصدی روشن، معیارهایی برای تشخیص، برنامه‌ای متناسب، فرصت تأمل، همکاری جمعی و امکان اصلاح روندها همراه باشد. چنین حضوری نه انزوای انسان را فضیلت می‌داند و نه او را به جریان‌های پیرامون اجتماعی و حوادث پیش‌بینی ناپذیر می‌سپارد. در این نگاه، انسان با تدبیر وارد جامعه می‌شود و در دل زندگی اجتماعی می‌آموزد چگونه خود را حفظ کند، نسبت به دیگران مسئول باشد، در برابر دشواری‌ها و سختی‌ها پایداری کند و فضایل اخلاقی را در عمل به کار گیرد حتی اگر مورد بی‌مهری واقع شود و بدی‌های زیادی به او بشود. در نتیجه، تربیت مطلوب نه به معنای بریدن از جامعه است و نه به معنای حل‌شدن بی‌قیدوشرط در آن. بلکه مقصود، پرورش انسانی است که بتواند در متن جامعه حضور آگاهانه، مسئولانه، سازنده و جمعی داشته باشد، اما اسیر فضای غالب جامعه و ساختار سخت طبقاتی یا حزبی نشود؛ در عین مشارکت در جامعه و برقراری پیوندهای اجتماعی از تجربه‌های زندگی درس بیاموزد و از خطاها و اشتباهات خود و دیگران عبرت بگیرد؛ هر جریانی را بی‌چون‌وچرا نپذیرد؛ به خلوت با خدا، حدیث نفس و مراقبه معنوی مأنوس باشد، اما از مسئولیت اجتماعی نگریزد و از زیر بار آن شانه خالی نکند؛ و در مسیر رشد و صیرورت، میان عقل و وحی، ایمان و عمل، فردیت و مسئولیت، ثبات و تحول، و خودسازی و جامعه‌سازی پیوند برقرار کند. ┈┈••✾••┈┈• ❇️ https://eitaa.com/hekmat121/3496
📌 از رنجی که می‌بریم شرط مهم در هر اقدام و حرکتی، داشتن رسانه قوی و گفتمان ساز است. عقلانیت انقلاب اسلامی از ضعف رسانه‌ای و تشتت گفتمانی رنج فراوان می‌برد. ┈┈••✾••┈┈• ❇️ https://eitaa.com/hekmat121/3497
📌 جایگاه قشر خاکستری در بعثت مردم ✍سید مهدی موسوی بزرگ‌ترین معجزه انقلاب اسلامی، تحول و بعثت مردم و حضور آگاهانه و سازنده آنان در صحنه است. در جنگ رمضان، این بعثت بسیار جدی و پررنگ بود و مهم‌ترین رمز مقاومت و صمود ملت ایران به شمار می‌رفت. بعثت مردم جلوه‌های گوناگونی داشته و به قشر خاصی از مردم یا مدعیان انقلابی‌گری محدود نبوده است. از جمله این گروه‌ها، قشر خاکستری است؛ قشری که در ظاهر چندان انگیزه یا چهره‌ای کاملاً انقلابی ندارد، در بسیاری از موارد اقتصادی منتقد محسوب می‌شود و در شیوه زندگی و سلوک رفتاری رنگارنگ است. با این حال، این قشر نیز در جنگ رمضان مبعوث شد و نقشی بسیار مهم در مقاومت و پایداری ایران عزیز داشت؛ نقشی که باید به آن توجه ویژه‌ای کرد. باید جایگاه قشر خاکستری را به‌درستی شناخت و از آنان قدردانی کرد. همچنین باید برای مشارکت بیشتر این قشر در امور کشور و حضور در صحنه‌ها و میدان‌ها اندیشید و تلاش گسترده‌ای کرد. در این زمینه، موارد مهمی از نشانه‌های بعثت این قشر را می‌توان اینگونه برشمرد: ۱. تاب‌آوری در برابر سختی‌ها و مشکلات ناشی از جنگ: طبیعت جنگ با سختی و دشواری همراه است و مردم را نگران و مضطرب می‌کند؛ نگرانی و اضطرابی که می‌تواند مقاومت و تاب‌آوری آنان را بشکند. با وجود این، عموم مردم ایران در برابر مشکلات ناشی از جنگ تاب‌آوری نشان دادند. ۲. امید به آینده: یکی از نتایج جنگ با ضربه‌های بزرگ، ناامیدی نسبت به آینده و تسلیم در برابر دشمنی قوی‌پنجه است. اما ملت ایران در برابر هجوم گسترده و مخرب دشمن آمریکایی و صهیونی نه‌تنها ناامید نشد، بلکه به آینده ایران و نظام اسلامی امیدوارتر شد. ۳. اعتماد به مسئولان نظام و فرماندهان نظامی: اعتماد عمومی مردم به مسئولان نظام و فرماندهان نظامی از جلوه‌های مهم این بعثت بود. ۴. ماندن در صحنه و مهاجرت معکوس: در جنگ رمضان، عموم مردم از معرکه نگریختند و به‌دلیل ترس از جنگ از کشور خارج نشدند؛ بلکه شاهد مهاجرت معکوس بودیم. ۵. انضباط اجتماعی: مردم به بازار هجوم نبردند و کالاهای اساسی را احتکار نکردند. در طول جنگ، کالاهای اساسی و غیراساسی به‌وفور در جامعه وجود داشت؛ این در حالی است که طبیعت جنگ معمولاً با احتکار، کاهش کالا و هجوم مردم به فروشگاه‌ها همراه است. ۶. پرهیز از آشوب طلبی: با وجود تلاش دشمن برای به خیابان کشاندن مردم، تخریب زیرساخت‌ها و دامن‌زدن به تجزیه‌طلبی، اعتراضات خیابانی و بی‌قانونی به بهانه جنگ، گرانی و مانند آن رخ نداد. ۷. تغییر نگرشها: بسیاری از مردم نگاه خود را نسبت به امام شهید تغییر دادند، انگاره‌ای را که رسانه‌های دشمن ساخته بودند کنار گذاشتند و نگرش خود را اصلاح کردند. ۸. پذیرش قلبی رهبری جدید: به عنایت الهی قلوب ملت به رهبری آیت‌الله سید مجتبی خامنه‌ای توجه یافت و همه مردم یکپارچه نظر مجلس خبرگان رهبری را بی‌قیدوشرط پذیرفتند و به رهبری جدید اعتماد کردند این جلوه‌ها نشان می‌دهد که قشر خاکستری را نمی‌توان با برچسب‌ها یا داوری‌های شتاب‌زده شناخت. ممکن است بخشی از مردم در برخی مسائل منتقد باشند، در ظاهر با ادبیات رایج انقلابی سخن نگویند یا در شیوه زندگی و نگاه اجتماعی با گروه‌های دیگر تفاوت داشته باشند؛ اما در بزنگاه‌های بزرگ، احساس مسئولیت، تعلق به ایران و حساسیت نسبت به سرنوشت کشور در آنان آشکار می‌شود. همین حضور و همراهی، بخشی از سرمایه اجتماعی و پشتوانه مقاومت ملی و اسلامی است. از این‌رو، نباید مشارکت مردم را تنها به کسانی محدود دانست که از پیش در یک قالب مشخص تعریف شده‌اند. میدان‌دادن به مردم، شنیدن نقدهای آنان، پاسخ‌گویی روشن به دغدغه‌هایشان و فراهم‌کردن امکان مشارکت واقعی، می‌تواند فاصله‌ها را کاهش دهد و زمینه حضور مؤثرتر آنان را در اداره کشور فراهم کند. قدردانی از قشر خاکستری نیز تنها در گفتار خلاصه نمی‌شود؛ باید در رفتار، سیاست‌گذاری، شیوه مواجهه با منتقدان و سپردن نقش‌های واقعی به مردم نمود پیدا کند. بعثت مردم در جنگ رمضان یادآور این نکته است که وفاداری و مسئولیت‌پذیری اجتماعی را نمی‌توان فقط از ظاهر افراد یا میزان هم‌سویی آنان با یک زبان و ادبیات خاص سنجید. مردم در موقعیت‌های دشوار، با انتخاب‌ها و رفتارهای خود نشان می‌دهند که نسبت به آینده کشور بی‌تفاوت نیستند. شناخت این ظرفیت، قدرشناسی از آن و فراهم‌کردن زمینه استمرارش، ضرورتی برای تقویت همبستگی ملی و مشارکت گسترده‌تر مردم در امور کشور است. •┈┈••✾••┈┈• ❇️ https://eitaa.com/hekmat121/3498
احساس می‌شود که رفتار برخی از مدعیان انقلابی‌گری در قبال حکم اخیر حمید رسایی، شبیه همان مواجهه طیف‌هایی در فتنه ۱۴۰۱ با ماجرای مرگ مهسا امینی است. البته دو نکته را نباید فراموش کرد: اول اینکه در ۱۴۰۱ جنگ نبود اما امروز ما در شرایطِ جنگی هستیم، نه در وضعیت عادی؛ دامن زدن به تفرقه در این شرایط، خنجری است بر پشتِ جبهه‌ی مقاومت. دوم اینکه آن‌روز عموم منتقدان و آشوبگران، داعیه‌ی دفاع از اسلام و انقلاب نداشتند، اما امروز کسانی که شعارِ قیام و انقلاب و نظام می‌دهند، با اردوکشی‌های مجازی و واقعی، پایه‌هایِ اعتماد عمومی به نهادهای قانونی را هدف گرفته‌اند و به تخریب شخصیت‌ها و نهادها مشغولند. تفاوت انقلابی‌گری اصیل با عوام‌زدگیِ سیاسی در همین‌جاست: اولی به تقویت ارکان کشور اهتمام دارد، لکن دومی به دنبال سهم‌خواهی و تضعیف قانون به نام عدالت و جنگ. •┈┈••✾••┈┈• ❇️ https://eitaa.com/hekmat121/3499
📌شرحی بر یک نصیحت پدرانه: «درباره‌ی خطّ و ربط سیاسی مواظب باش در دام بحث و مجادله نیفتی که نه دنیا دارد نه آخرت. گاه کلمه‌ای ارشادی بی هر تعریض و تصریحی علیه این و آن بد نیست، مشروط بر آنکه امید ثمری باشد و الّا فلا.» (بخشی از نامه امام شهید به فرزندشان در سال ۱۳۶۵) در متن فوق، چند نکته بسیار دقیق بیان شده است: ۱. مواجهه و ورود به مجادلات سیاسی، به‌ویژه زمانی که با هدف بحث و جدل باشد، موجب از دست رفتن نفع دنیا و آخرت می‌شود. نکته اصلی اینجاست که در ارتباطات سیاسی، نوعی تعصب و دگماتیسم حاکم است؛ به‌گونه‌ای که افراد تصور می‌کنند حق مطلق با آن‌هاست و جریان مقابل، باطل محض است. اگر این وضعیت با «منفعت‌طلبی» و «قدرت‌طلبی» نیز همراه شود، کار بسیار دشوار می‌گردد؛ به‌خصوص آنکه غالباً منفعت و قدرت، در پوششی از «وظیفه»، «تکلیف»، «دلسوزی» و «خیرخواهی» مطرح می‌شوند تا حقیقت خود را پنهان کنند. در چنین شرایطی، ورود به مباحثات سیاسی به جایی نمی‌رسد؛ به‌ویژه اگر نام اشخاص در میان باشد، چرا که هواداران و اطرافیانِ آن افراد، به‌سختی پذیرای نقد هستند. بنابراین مجادله بر سر اشخاص، پایان‌ناپذیر و بی‌ثمر است ۲. نکته دوم این است که ما در عین حال، وظیفه داریم به ارشاد بپردازیم؛ اما شرط اصلی در ارشاد، پرهیز از تعرض و تصریح در دشمنی و تعارض با اشخاص یا جریان‌هاست. یعنی ارشاد صحیح نباید با «تعارض و دشمنی» با اشخاص و گروه‌ها گره بخورد. وظیفه ما بیان شاخصه‌ها و قواعد صحیح سیاست‌ورزی و برحذر داشتن مخاطب از خطرات آینده است، بدون آنکه فرد یا جریانی را مستقیماً محکوم کنیم. البته لازم به ذکر است که شرط اصلی در امر به معروف، نهی از منکر و تبلیغ، «احتمال ثمر داشتن» است؛ وگرنه تلاش در این مسیر، همچون فرو بردن تیغ آهنین بر سنگ، بی‌ثمر خواهد بود. ۳. روحانی یا کنشگر مذهبی اگر وارد می ان مجادلاتِ سیاسی خُرد شود، به‌طور طبیعی درگیر طرفداری از اشخاص یا دشمنی با جریان‌ها می‌شود و ناخودآگاه مرجعیت خود را به عنوان یک هدایتگر و ناظر خیرخواه و بی‌طرف از دست می‌دهد و به جانبداری و مزدوری این و آن متهم می‌شود و انرژی خود را برای اهداف متعالی تر از دست می‌دهد. لذا حفظ فاصله کانونی و رعایت اصول هدایت‌گری عقلانی باعث می‌شود وقتی کلامی ارشادی می‌گویید، همه گروه‌ها یا حداقل بخش زیادی از جامعه مخاطب، آن را به عنوان نصیحت بپذیرند، نه به عنوان بیانیه سیاسی یک جناح علیه جناح دیگر. •┈┈••✾••┈┈• ❇️ https://eitaa.com/hekmat121/3500
♨️ اندیشکده علم و پژوهش اندیشگاه بیانیه گام دوم برگزار می‌کند: 📌 نشست علمی «تحول علوم انسانی در اندیشه شهید آیت‌الله سید علی خامنه‌ای: چالش‌ها و راهبردها» 👤 ارائه دهندگان: ▪️ حجت‌الاسلام والمسلمین علی ذوعلم رئیس اندیشگاه بیانیه گام دوم ▪️ حجت‌الاسلام والمسلمین احمد حسین شریفی عضو هیئت علمی مؤسسه آموزشی پژوهشی امام خمینی رحمه‌الله علیه و رئیس دانشگاه قم ▪️ حجت‌الاسلام والمسلمین سید مهدی موسوی مدرس حوزه و دانشگاه ▪️ دکتر سید محمدتقی موحد ابطحی عضو هیئت علمی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی دبیر نشست: ▫️ جناب آقای هادی رزمجوئی دبیر اندیشکده علم و پژوهش 🗓 شنبه ۱۱ مهر ۱۴۰۵ 🕘 ساعت ۹ تا ۱۲ 📍 کارستان بهارستان خیابان بهارستان - بین ابن‌سینا و دانشسرا 🌐 gaame2.ir 🔗@gaame_2
✨ سلسله نشست‌های هم‌اندیشی «گفتار تهران» ✨ 🏛 با محوریت بررسی کلان‌اندیشه‌های فرهنگی در سپهر هویت تاریخی، دینی و اجتماعی پایتخت ایران 🎙 با حضور فرزانگان و چهره‌های برجسته و صاحب‌تجربه اندیشه و فرهنگ 👥ویژه طلاب و دانشجویان رشته‌های علوم انسانی 📖 نشست اول: «درآمدی بر تاریخ فکری و فرهنگی تهران در دو سده اخیر» 👤 استاد مدعو: حجت‌الاسلام والمسلمین سیدمهدی موسوی (مؤلف و استاد حوزه و دانشگاه) 📍 مکان: مدرسه مروی 🗓 زمان: شب‌های شنبه، ساعت ۱۹ 📅 تاریخ برگزاری نشست اول: شنبه ۱۱ مهرماه 👈جهت حضور در این نشست به آی‌دی زیر پیام دهید: ایتا: @Mahdiii_ak بله: @mahdi_ak 🔰اینجا، راهبری زیست بوم فرهنگی تهران است، با ما همراه باشید. ــــــــــــــــــــــــ ا🇮🇷نهضت تبلیغ تهران | سایت | ایتا | بله