ا﷽ا
دلا، زین بدایت چه دیدی؟ بگوی
ز پایان و غایت چه دیدی؟ بگوی
ازین چار لشکر چه داری؟ بیار
و زان هفت آیت چه دیدی؟ بگوی
نامهای به همه.
از طرف دوست دار همتون
هیچوقت فک نکن تنهایی همیشه یکی هست که دوست داره اگرم نبود من دوستت دارممم.
سعی کن با تمام وجود تلاش کنی تا به خواستت برسی ! چون باید اینو بدونی که میتونی!!! اگه دیدی کسی حمایتت نکرد , خب مشکلی نیست کآری که دوست داریو انجام بده حتی به غلط ! فقط باید دوسش داسته باشی !!! اگه کسی گفت نمیتوني اهمیت نده چون تو میدونی که میتونی . به همه اعتماد نکن . بآ آدمش باش . اگه کسی ناراحتت کرد ناراحتش کن . عین آینه باهاشون رفتار کن !!!
تو می تونی
-دوستت دارم 💘💘💘
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
صدایی خفه.
در حد و مرز های سواری خود ناخدای کشتی خود هستی؛
گر طوفانی به رویت بتازد،
تو خود میمانی و خود...
اگر هم مسیری برگزینی سالم رسی،
گر راه کج کنی باقی نمیمانی.
اگر چه آیینه باشی و بازتاب دهی در آخر خواهی شکست؛
اما شکستت را رونقی خواهی یافت،
چرا که صد ها آیینهٔ شکسته کثرت یافته؛
اما میانه باش که از بازتابت تنها هیچ نماند.
ا﷽ا
خاکیان را دل به بند آب و گل
اندرین عالم بدن در بند دل
چون دلی در آب و گل منزل کند
هر چه می خواهد به آب و گل کند
نامهای برای فردی.
پردهکشی پرده کشید همایون؛
در طرفی خود به ملاقات،
در طرفی عام به ملاقات خواست؛
ما بین پردهکش های فراوان چیره دستی کرد و رفتش از میان.
پرده به کنارا رفت رخ نمود و ز عامه سخن ها گفت فراوان؛
اما گذاشت از خود بجا در همان پشت پرده،
ذهنش آنجا ساکن شد و با خود شد همصحبت رویاها،
اینجا بود که آرزوها را در خفا اغاز کرده.
هر بهانه بلورین را تاجِ بر سر شاه کرد؛
اما روزی خواهد از سر فرو ریخت هر چه را که شاه کرد بر سر خویش،
شاید آن روز که پرده به کنارا برفت اینبار خود نه تنها رخ بنماید؛
بلکه این خود، همان باشد که جا مانده در آنجا بود و ز رخسار پنهان؛ ولی حال چهره نمایان کرده و شاداب ز میان که خودش آمده در بین عیان.
درود؛
اوقات به کام
من برای یه مدتی قراره نباشم و یا خیلی کم بیام
همسایه های عزیز برای همین دسترسی ها رو میبندم چون ریزش میگیرم مگر اینکه شبا بیام و دسترسی ها رو براتون باز کنم توی این مدت خودم هم فوری نمیزنم
امیدوارم که همگی روزای آتی خوبی داشته باشید و موفق باشید.
فور نیست.
𝐏𝐮𝐫𝐠𝐚𝐭𝐨𝐫𝐲 𝐭𝐞𝐚𝐫𝐬
درود؛ اوقات به کام من برای یه مدتی قراره نباشم و یا خیلی کم بیام همسایه های عزیز برای همین دسترسی
دوستان عزیز توی این تایمی که نیستم میتونید ناشناس باز هم درخواست بدید شاید دیر بشه و طول بکشه یا نباشم و...
ولی سعیم رو میکنم که در صورت نیاز اگر شد خودم رو برسونم و بهش رسیدگی کنم.
ا﷽ا
زخم دو هزار سالگی بر پشتش
بغض شب دیر ساله ای در مشتش
اِستاده در استوای فریاد زمین
خون می چکد از دو شاخه ی انگشتش