ا﷽ا
بر سر آتش تو سوختم و دود نکرد
آب بر آتش تو ریختم و سود نکرد
آزمودم دل خود را به هزاران شیوه
هیچ چیزش بجز وصل تو خشنود نکرد
نامهای به بل.
سپیدهی بارانیست،
که طلوع تیرگی را به تأخیر سپرده تا رهگذر رهزنی شود که مسیری میسر به تیرگی را برگزیده؛
در هیاهویِ غوغایی که پیشین رهرو هایش،
پنهان بازگشتند ولی بازگشتشان نیز تلخی مرگ را به همراه داشت،
کام را به تاخت گزید و داوطلب مانند به دنبال بسیاری از راههای جاماندهای رفت که بازگشتی رونق وار را برای همراهانش فراهم سازد؛
این همان فراسو فرشتهی رهنمای تلخ کامیست که مقامدار در تنگنای احساساتش کمبودش را وانهاد ولی بازگشتش خود پیروزیی برآنست.
شما سه تا خانومی
یکی درخواست ویژه داشت این نامه ها رو بنویسم تقدیمتون کنم
꒰⑅ᵕ༚ᵕ꒱˖♡
𝐏𝐮𝐫𝐠𝐚𝐭𝐨𝐫𝐲 𝐭𝐞𝐚𝐫𝐬
شاید بپرسید فراموشی دارم!؟ که باید بگم بله و شاید بپرسید که خب حداقل یجا مینوشتی رمز رو و باید بگم
شاید کنجکاو باشید چرا بجای اینکه افزایش اعضا داشته باشیم افت اعضا داریم
من خودم الان متوجه شدم پیامی که تبلیغ میکردم همه چیز داشت و عالی بود ولی...
لینک اینجا رو نداشت
۲.فراموشی
ا﷽ا
نفسی همره ماهم، نفسی مست الهم
نفسی یوسف چاهم، نفسی جمله گزندم
نفسی رهزن و غولم، نفسی تند و ملولم
نفسی زین دو برونم، که بر آن بام بلندم
نامهای به Charli.
برای دیدار لحظهای ناب از گوشهی پرتگاهِ گذرگاه؛
در ضلعهای دایرهی افراد، در کوتاه ترین زاویه به مرکز، در ضلع سوم به افق صمیمیت راهیافت.
عشق جاوید میماند هنگامی که فاصله را زمان کوتاه میکند، برای سراغی از احوال پروانهوار میمیرد؛
بر براندازی آخرین تشکر شکرانهای بر نهایی ترین کوه مینشیناند.
اگر وجب وجب فاصله راه یافته است، قدم قدم فاصله را میپیماید؛
تا زمانی که آغوشی از درد او را تصاحب کرده باشد او را یافت کند و خود آغوشی برای خمار کردن اغوش درد باشد تا تسکین دوران سنگین باشد.
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
از طرف کسی که...
سلام وقت بخیر
به مناسبت روز دختر فردا شب دوباره تقدیمی داریم و چند نفر به طور رندوم از کانال و چند نفر از جاهای دیگه به طور اتفاقی انتخاب میکنیم و مثل سری قبل یه نامه کوتاه تقدیمشون میکنیم.