بهم گفت؛ نباید بترسی. عشق فقط بخاطر اینکه ما از همدیگه دوریم و همدیگه رو نمیبینیم، تموم نمیشه!...
یه دیالوگ تو سریال هورسمن هست که کرولاین به دوستش میگه:
تو نمیتونی همینجوری ول کنی بری و همه رو نگران کنی؛
اونم جواب میده: ''یه وقتایی آدم باید فقط مسئولیت خوشحالیِ خودشو قبول کنه، حتی اگه خودخواه به نظر بیاد'' .
اونی که میره همیشه مقصر نیست، فقط مسئولیت پیدا کردن خوشحالیِ خودش رو گردن گرفته چون کس دیگهای قرار نیست این کار رو براش بکنه..
#دیالوگ🗒️
قول داده بود بماند،
قول داده بود زندگی بسازد،
هوایمان را داشته باشد،
دستمان را محکم بگیردو از پس هرسختی به رویمان لبخند بزند،
اما...
نفسمان که شد،
دلبری هایش را که کرد ودلمان را دزدید،
جای پایش را که در خاطراتمان پر رنگ کرد،
ناگهان رفت...
بی خبر ُ بی خداحافظی،
پسمان زد و نفهمید جانِ ماست،
رفت ومارا با سینه ی تهی وقلبی مچاله میان مشتی خاطرات رها کرد :)
#ناگفته_ها
#برای_تو
واقعا خیلی حیفه که آدم نمیتونه روح و روانش رو در بیاره نشون بده و بگه نگاه چیکارش کردی :)
+ مرد باش، می فهمی؟
- مردها همیشه تا آخر عمر بچه اند، این یادت باشد
+ هم بچه باش، هم مرد، اما مال من باش...
"عباس معروفی"
هِنآس؛
بگذارید ساده بگوییم شما بیخبر وارد دنیای بی رنگ و لعاب ما شدید بدون سروصدا و اهسته روی مغزمان راه ر
دوستت دارم و این جمله ی کوتاه آیا
این همه پرسش و تردید و معما دارد؟!
"m"
موهایت را که میبندی باد دلش میگیرد
چشمهایت را نمیبندی، خواب
وقتی میایستی، زمین نمیچرخد
جهان بنبست میشود
وَ هیچ کس به کارش نمیرسد
راه رفتنت،بیراهه را راه میکند و
قدم زدنت، پاییز را ناز
صدایت ساز را میرقصاند و
نگاه به لبانت،بوسه را، مقدس میکند
نگاهِ لبانت،مرگ را زندگی میدهد
تاریکی را خاموش میکند
و ظلمت را،به نور تسلیم میکند
تفنگ را خاموش وجنگ را تمام و
لوله های توپ راگلدان یاس میکند
کاش لبت؛ لب خواب من بود !♥️🧿✨
#افشينصالحى