eitaa logo
|هیرمان|
173 دنبال‌کننده
187 عکس
5 ویدیو
0 فایل
هفدهِ مردادماه، چهارصد و سه. 'می‌نویسم زخم و آن را با زخمی دورتر می‌بندم چرا که دیده‌ام وقتی آسمان را شکنجه می‌کنند آبی‌تر می‌شود وقتی دریا را شکنجه می‌کنند عمیق‌تر' اگر کاری باری بود: https://daigo.ir/secret/1380293511 https://abzarek.ir/service-p/msg
مشاهده در ایتا
دانلود
هدایت شده از کلاف سردرگم!
گفتم همیشه میگن‌ که باید تفاوت‌ها رو پذیرفت، اما -درباره‌ی رفاقت- من معتقدم که شباهت‌ها از هرچیز دیگه‌ای مهم‌ترن، هر رابطه‌ای اول وابسته به شباهت‌هاست، و فکر می‌کنم دربین تمام رفاقت‌های‌ عمیق و پایداری که من در طول‌زندگیم داشتم، غم‌های مشترک بودن که بیشتر از هرچیزی ما رو به هم وصل می‌کردن. عمیق‌ترین شباهت برای آدم‌ها، درد‌ها و غم‌های مشترکشونه. پرسید مثلا چه غم‌هایی؟ و من، دلیلی برای جواب دادن نمی‌دیدم.
-
|هیرمان|
-
[دیدی تهش چی شد؟]
|هیرمان|
-
هر دفعه از پشت این دیوار رد می‌شم، کلمه‌ی اسارت تو سرم زنگ می‌زنه.
|هیرمان|
اعتماد، تنه‌ی درختی‌ست که از تبر می‌ترسد.
قسم به رَد‌های رنج که آدمی بند بندِ وجودش در بندش است و چون سروی ستبر بر جریان زندگی ایستاده است و قسم به ما که نامه‌رسانِ این همه غم‌یم و در تاریخ نمی‌نویسند: "جانِ آدمی چه اندوهگین است" و قسم به لحظات که می‌زایند و می‌میرانند خنده‌ای که بر لبت و اندوهی که بر قلبت بود.
[بوی موندن می‌دادی.. نه خاطره‌بازی؛]
صبر می‌کنم هنوز.
هدایت شده از کلاف سردرگم!
در این دنیای بزرگ هیچ‌چیز غمگنانه‌تر از آدمی‌ نیست، که خودش را لابه‌لای لحظه‌هایِ پوچِ سیاه گم کرده باشد. -نانوشته
-