هیچ ایدهای ندارم از اینکه چطور قراره به همون روان نصفه نیمهی سابقم برگردم. این جدیده دبگه قابل استفاده تا آخر بقام نیست.
|هیرمان|
اول امیدوار بودم خونی ریخته نشه. حالا که ریخته شده امیدوارم خونهایی که ریخته میشه به ناحق نباشه و
من چه خوشخیال بودم بابا.
زنده بمون. برای مسئولیتی که در قبال خودت و این خاک و وجدانت داری. این تن خسته رو هرجور شده تا ابد به دوش میکشم. ولی متوقف نمیشم.
-زنده بمون!