eitaa logo
هیمآ...♡
140 دنبال‌کننده
6هزار عکس
1.2هزار ویدیو
18 فایل
شاید نویسنده... باید به خودمون برگردیم، اون منتظرمونه! و بیا بیدار شیم، تا بیشتر از این، غرقِ خواب نشدیم...! اینجا خود واقعی‌ت باش، اون قشنگتره :) (پیام سنجاق شده رو بخونید لطفا) https://abzarek.ir/service-p/msg/4297348 حرف؟
مشاهده در ایتا
دانلود
خدایا واقعا فَکَیْفَ اَصْبِرُ عَلی فِراقِک؟ :)❤️‍🩹
هدایت شده از 『 مأمول 』
https://eitaa.com/himayejan چشم‌هایت را باز کردی. نور صبحگاهی از پنجره‌های بزرگ هنرستان قدیمی‌ات توی اتاق پخش شده بود و روی میزهای پر از طرح‌ها و پروژه‌های ژوژمان پراکنده می‌تابید. بوی رنگ و کاغذ تازه هنوز توی هوا بود؛ همان بویی که سال‌ها پیش با آن بزرگ شده بودی. آهسته از راهروهای آشنا رد شدی، هر گوشه‌اش خاطره‌ای از روزهای پرهیجان و دوستان صمیمی بود. صدای آشنایی از پشت در یکی از کلاس‌ها به گوش رسید؛ ثمین صفالو پشت میز نشسته بود و وقتی نگاهت را دید، لبخندی زد. دستش را تکان داد و گفت: «خوش اومدی، هنوز اینجا هستی.» نگاهی به برگه‌های پراکنده روی میز انداختی؛ طرح‌هایی که با زحمت و عشق آماده کرده بودید، یادگار همان روزهایی که همه چیز تازه و پر امید بود. ثمین گفت: «هر کدوم از این طرح‌ها، راهی‌ست به دنیای هنر و نمایش. شاید وقتشه دوباره بهشون سر بزنی.» لبخندی زدی و دستی روی یکی از برگه‌ها گذاشتی. «هنوز دوست دارم این فضا رو... هنوز بخشی از منه.» فضا پر شد از سکوتی آرام، پر از خاطراتی که تو را به گذشته و حال پیوند می‌زدند. نور پنجره‌ها تو را به آرامش دعوت می‌کرد، همون آرامشی که همیشه اینجا پیدا می‌کردی. (البته این خانم صفالوی ۴۰سال آینده‌اس😔😂) 「@MAMOL_ir
هیمآ...♡
https://eitaa.com/himayejan چشم‌هایت را باز کردی. نور صبحگاهی از پنجره‌های بزرگ هنرستان قدیمی‌ات توی
وااااییییمجسمصجصکصچصکص اینجارووو😭😭✨😭✨😭✨😭✨ خیلی قشنگ بود خیلی خیلی خییییلیییی✨😭 ممنووونم🧡✨
2.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
آقاجان بطلب😭 😔بسته است عمرآدمی به تبی نگذار حسرت به دل باشم آقاجان😭
هیمآ...♡
سریال جدید ترکی شروع کردم و تا الان ۷ قسمت دیدم و عین هر هفت قسمت به یه دلیلی دهنم از سناریو و داستا
رسیدم به قسمت اول فصل ۳ (فصل آخر) و یه جوووری طوفانی شروع شد که سردرد گرفتم و نتونستم قسمت بعدی رو ببینم. نه به خاطر دراما های مسخره سریال های ترکی! بلکه به خاطر پیچیدگی و جذابیتِ واقعی سناریو. حالا این فصل رو هم تموم میکنم اگر این فصل هم خوب بود و پایانش قشنگ بود به شمام میگم. (فقط دلم میخواد آخرش قشنگ نباشه و آبکی سر هم شده باشه و تمام هیجان و زحمتی که این مدت به خرج دادم رو به فنا بده تا از بالا تا پایین ترکیه رو یکی کنم🔪💔)
حالا از اینا بگذریم امروز بعد از مدت ها اولین روزی بود که تمام کارهایی که تو لیست روزانه‌م نوشته بودم تیک خوردن🥲 عمیقا افتخار کردم به خودم. یعنی همه اون چیزهایی که نوشته بودم اعم از کار خونه و مراقب به خودم و دعا خوندن و... همه‌ش انجام شد و تیکِ سبز خورد🌝
هیمآ...♡
حالا از اینا بگذریم امروز بعد از مدت ها اولین روزی بود که تمام کارهایی که تو لیست روزانه‌م نوشته بود
بخدا که همین الان که اینو گفتم خودمو چشم زدم. الان از فردا مثل کوالا میچسبم به تخت تکون نمی‌خورم🦦
https://eitaa.com/himayejan/20972 نه بذار خیالم ازش راحت بشه بعد. داری لیلا رو می‌بینی که دو هفته ست نیومده؟ من لیلا رو از اون قسمتی که پسره مرد دیگه ندیدم اعصاب نداشتم😂 ولی در‌کل اگه میخوای سریال ترکی ببینی اینارو بهت معرفی میکنم: همه جا تو یک شخص دیگر بازی بخت اینا قشنگن، کلیشه های همیشگی رو هم ندارن. البته بازی بخت یکم تهش آبکی شد ولی باز خوب بود.
ویدیو مسیج فرستادن واقعا یکی از قوی ترین زبانِ عشق های منه. و واقعا تا با یکی راحت نباشم و دوسش نداشته باشم براش نمیفرستم.
هیمآ...♡
ویدیو مسیج فرستادن واقعا یکی از قوی ترین زبانِ عشق های منه. و واقعا تا با یکی راحت نباشم و دوسش نداش
عا البته همون تعداد اندکی هم که برای اون افرادِ اندک‌تر می‌فرستم رو خودم ۵۶۳۸۹ بار می‌بینم.🤝