🔴 توصیه ای متفاوت به منتقدان پایتخت
✍ علی بهاری
"پیروان ما از باقیمانده گل ما خلق شدهاند. با شادی ما شادند و از غصه ما غمگین"
این عبارت یکی از معروفترین احادیث شیعی است. بخش دوم آن یعنی شیعیان ما برای چیزهایی ناراحت میشوند که ما را ناراحت میکند و از چیزهایی خرسند میگردند که ما را خرسند میکند؛ بنابراین اگر کسی میخواهد بداند چقدر شیعه و پیرو اهل بیت است باید ببیند به خاطر چه چیزهایی فریاد انتقاد سرمیدهد و از چه چیزهایی خرسند و راضی میشود. اگر اعتراضش به چیزهایی است که اولویت اهل بیت بوده معلوم است شیعه آنهاست و اگر از چیزهایی انتقاد میکند که در اولویت مرام آنها نیست نشان میدهد هوس خود را به جای هنجار دینی نشانده و به قول امروزیها دارد اشتباه میزند!
این روزها جنجال عجیبی پیرامون سکانس آخر سریال پایتخت به پا شده است. منتقدان، سازندگان سریال را تا پای پادویی برای ضد انقلاب و نوکری برای خارجنشینان پیش بردهاند. در این میان، رئیس صدا و سیما هم از "احتمال نفوذ ستون پنجم دشمن" سخن گفته است! حرفم این نیست که قضیه را پی نگیرند یا تذکر ندهند. سخنم این است که پیروی از اهل بیت یعنی سبک زندگیتان منطبق بر چارچوبهای امامان باشد. اگر میخواهید به اسم دین یقه سریال را بگیرید برای سکانس زمین زدن رحمت توسط پسر کوچک فهیمه بگیرید. اگر میخواهید منتقد باشید منتقد بیاحترامیهای پیاپی بهتاش به دایی نقی باشید. اگر میخواهید بابت چیزی اعتراض کنید به صدا کردن مادر به اسم کوچک اعتراض کنید. اگر بنای مخالفت دارید با مشت زدن پسر به صورت پدر یا لاس زدن زن شوهردار با خواستگارش! مخالفت کنید نه با یک نقیضهسازی نمایشی که در طنز و کمدی، فنی جاافتاده و متداول است!
#سریال_پایتخت
#نویسندگان_حوزوی
@howzavian
#خروج روایتی است از نقشه راه #عدالتخواهی در #گام_دوم_انقلاب...
حتما ببینید...
@gharibreza1
به زودی درباره خروج یادداشتی منتشر می شود
#فیلم_سینمایی
#نویسندگان_حوزوی
@howzavian
🔶 رحمتی که رحمت شد
✍رسول باقری
داستان خروج حاتمی کیا باز هم صدای پابرهنه گان بود که برای گرفتن حق و عدالت خواهی مجبور به ترک روستا و همسران کرده بودند.
رحمت خروج همان حاج کاظم آژانس شیشه ای است همان حاج حیدر بادیگارد است و همان حاج یونس به وقت شام و در یک کلام همان رحمت حاتمی کیاست.
پنبه ای که پنبه اش زده شد و صدقه سر از مابهتران گردید، سد ی که آبش همه جا را شست تراکتوری که از عهد بوق مانده ، پیرمردی خسته و سیگار به لب، سگی وفادار. نگهبانی مسئول و معذور، شهیدی که پدر را الگوی خود قرار داده و یحیی . یحیایی که یحیی فقط اسمش نیست بلکه بیشه اش نیز هم. روستا را که نه مملکت را زنده کرده است با خونش. پیرزنی که مرد است و مردی که زن. پیرزنی که مهربانو است و بانویی از مهر. نیش و کنایه هایی که اشناست نه برای هر کس بلکه برای رزمنده و جانباز و آزاده.
آزاده ای که خود را در دشت حبس کرده. جاده ای بی انتها، تراکتوری که ارام می رود ولی با دوام. پیرمردانی که کودک شده اند و کودکانی که پیر. قلیانی چاق شده، پیرمردی شیمیایی و ملایی ساده که گاه گاهی نه به اختیارش بلکه به تصرف حرفهایی به حق می گوید. تفنگی که فقط نمادش مانده. و نامه هایی که هیچ گاه خوانده نشد فرمانداری که به فکر میزش است و پژویی پلاک_قرمز و دودی . دو دوتاهایی که مشخص نیست چند می شود .کارناوالی از پیران. انسان و ماشین پیر. مسیولی که حرف عوام را نمی فهمد، عامه ای که حرف مسیول را. و دعوای همیشگی محافظه کار و صریح گو. بادمجان دور قاپ چین هایی که فقط خود شیرینی بلدند. و نهایت موبایلی که دورها را نزدیک کرده و نزدیک ها را دور.
سینمای حاتمی کیا. سینماییِ دوئلی است دوئل حق و باطل و شاید دوئل حق و حق و یا دوئل محافظه کار و انقلابی. در چنین دعوایی حق با کدام است مشخص نیست. شاید حق با هر دو باشد. آژانس شیشه ای مصداقی از این دوئل بود. بادیگارد ایضا و این بار خروج
اما انچه مشخص است هیچ کس حرف همدیگر را نمی فهمند. در آژانس مربی حرف مامور را نمی دانست و مامور حق مربی را و می گفت دورت گذشته مربی. در بادیگارد حرف حیدر را نمی دانستند در اینجا حرف رحمت را.
ابراهیم اما همیشه مدافع رحمت و حاج حیدر و حاج کاظم هست و برای آن می جنگد.
#خروج
#حاتمی_کیا
#فیلم_سینمایی
#نویسندگان_حوزوی
@howzavian
🔻🔺 منِ همیشه منتقد
✍ علیرضا داودی
🔸منِ همیشه منتقد، محصول همان باور است که می گوید من نقد می کنم پس هستم. همان باور که ما یکجا نشستگان را همواره طلبکار قرار می دهد در برابر هر کس که قدمی حتی اشتباه برداشته و به ما اجازه می دهد از لکه های سیاه دیگران بگوییم ولی نپرسیم چرا لباس خودمان سیاهِ سیاهِ سیاه است.
🔹این واقعیت که ما منتقد فراوان داریم به همه چیز و همه اشخاص، غیر قابل انکار است اما درد آنجاست که وقتی می گوییم در کنار نقد انجام شده چه راهکاری می توانید ارائه دهید، به ناگاه کوچه علی چپ می شود جذاب ترین منطقه توریستی برای همین همیشه منتقدان
🔸ما به اقتصاد جمهوری اسلامی و بانکداری و غیره نقد داریم و همیشه از ربای جاری در زندگی مردم شاکی هستیم اما وقتی بعد از سه دهه گروهی با تمام اشکالات و محسنات طرح جدیدی را برای اصلاح ساختار بانکی ارائه می کنند، به ناگاه همان منِ منتقد فعال می شود و هر چه هست و نیست را زیر ضربات نقد می کشاند، ولی به محض اینکه می پرسیم خب جایگزین چه دارید، ما را به آینده ای نامعلوم حواله می دهند که از دیگ خالی شان شاید نوبرانه ای برای نظام اسلامی استخراج شود.
🔹ما به فرهنگ و سیاست های فرهنگی هم انتقاد داریم؛ منتقد تمام بحران های اجتماعی و فرهنگی هستیم و دائما می نالیم چرا مردم علی الخصوص جوانان به سمت فرهنگ غربی سوق پیدا کرده اند و بی حجابی گسترش می یابد و غیره.؟
🔸 چرا الگوی جوان مسلمان ایرانی فلان خواننده، فلان بازیگر یا فلان فوتبالیست خارجی است یا چرا پخش زنده گفتگوی دو ایرانی معلوم الحال در اینستاگرام از هر تجمع و سخنرانی مذهبی ما بیشتر بیینده دارد؟
🔹علی رغم پذیرش تمام این نقد های صحیح و دغدغه های دلسوزانه اما باید پرسید شما که به عنوان متولیان دینی و حوزوی امور فرهنگی، بودجه های مناسبی شاید بیش از بودجه وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی دریافت می کنید چه دست آوردی داشته اید و اصلا چه برنامه و طرحی را اجرایی و چه نتایجی را بدست آورده اید؟
🔸همین قم به عنوان مرکز حضور و زیست متولیان دین تا چه میزان در برابر این بحران های فرهنگی و اجتماعی توانسته الگوی مناسب خود را ارائه و ترسیمی از یک شهر اسلامی را ارائه دهد؟
🔹وضعیت جوانان طلبه که کاملا از نظر تربیتی در اختیار شما قرار دارند از منظر فرهنگی و نوع زیست اجتماعی چقدر مطلوب است که به دست پرورده های نهادهایی چون آموزش و پرورش و دانشگاه ها نقد می کنید؟
🔸ما به فیلم و سریال های صدا وسیما تا سینما و تئاتر و موسیقی و غیره هم انتقاد داریم تا جاییکه در این ایام خانه نشینی کرونایی، خسرو عرصه فلسفه هم برای نقد پایتخت دست به قلم می شود؛نقدهایی که کاملا صحیح و تکراری است اما اینجا نیز باید بپرسیم چرا فقط فراستی وجود ما قعال است؟
🔸تا کنون این منِ همیشه منتقدچه طرح ایجابی برای ساخت یک محصول تصویری ارائه کرده است؟ چه فیلم نامه ای را ارئه کرده که ظرفیت جذب حلال مخاطب را دارا باشد؟
🔹چگونه نقد می کنیم در حالیکه نقد شونده حتی نمی داند آنچه ما می خواهیم را چگونه می توان ساخت، آیا ما ابزار و امکانات لازم برای تولید محصول صحیح را به صورت کاربردی ارائه کرده ایم که اکنون به نقد آنچه تولید شده می پردازیم؟
🔸اصلا خروجی چند دهه همکاری حوزه و صدا وسیما در تربیت طلاب سینمایی چیست که حتی مجموعه هایی مانند اوج دست به دامان تنابنده ها برای تولید یک فیلم یا سریال مخاطب محور می شوند؟
🔹انتهای این حضور روحانیت در صدا و سیما شاید دکتر معینی پور باشد که مدیر شبکه 4 سیما است و در مورد ایشان هم فقط نقد می بینیم آن هم عموما توسط املا ننوشته ها.
🔸الغرض که ما❗️ ممتقدیم❗️ ( کسی که به صورت ممتد نقد می کند) و یا بهتر بگویم زنده به انتقادیم اما عموما راهکاری برای حل مشکلات نداریم و همین خود مهم ترین بحران عصر جمهوری اسلامی است.
‼️رونوشت خدمت نویسنده همین متن که خودش هم بخشی از این جریان زنده به انتقاد است جهت تلنگر‼️
@feckrat
#فرهنگ_نقد
#نویسندگان_حوزوی
@howzavian
❌به بهانه لایو آقامیری و احلام... !
✍️احمد اولیایی
اینستاگرام مدت هاست شاهد ارائه های زنده یا همان لایو است. اما اخیرا پدیده گفتگوهای زنده اینستاگرامی سرو صدای اساسی به پا کرده است. لایو تتلو و ندا یاسی، رضا صادقی و کامران و هومن، تتلو و امین فردین، تتلو با حسین تهی و این اخیرا هم لایو حسن آقامیری و احلام.... .
اول از همه بگویم که باید در مورد این پدیده ها حرف زد، چه بخواهیم و چه نخواهیم این افراد هستند، لایو می گذارند و مردم می بینند و حتی رکورد اینستاگرام را هم می شکنند! من نمی خواهم پیرامون این پدیده ها اتخاذ موضوع یا اعلام نظر کنم، بلکه صرفا در صددم پرسشی مطرح کنم که آیا یک نمونه جدید است و قابلیتی برای ما تولید می کند؟!
به نظر می رسد این لایوها حاصل دوران قرنطینه نیست، چراکه هم پیش از کرونا با آن ها روبرو بودیم و هم اگر قرنطینه نبود هم، این گفتگوها عموما حضوری و فیزیکی انجام نمی شد، پس یک روزی شاهد آن می بودیم. بله، قرنطیه نقش تشدید کننده ی کمّی آن ها را بازی کرده است.
آنچه باید در پس این گفتگوها دید، دو ساختارشکنی اساسی ست. البته ساختارشکنی نه لزوما به معنای منفی آن بلکه به معنای تغییر اصول سنتی تر. ساختارشکنی اول، ورود به ادبیات کوچه بازاری، صمیمی، رک و بعضا هنجارشکنانه است. ساختار شکنی دوم، روبروشدن افرادی ظاهرا از دو طیف یا طبقه اجتماعی متفاوت با یکدیگر است. افرادی با روحیه های متفاوت و سلیقه های مختلف با یکدیگر گفتگو می کنند. حتی بعضی از آن ها ممنوع الورود یا متهم هستند و بعضی مذهبی و یا افرادی مقبول در جامعه. برخی صرفا مشهور و رانده شده و برخی هنرمند مردمی. همه این ها در لایوهای اینچنینی در حال گفتگو هستند و احتمالا افزایش هم خواهد داشت.
آیا این گفتگو ها را می توان بر مبنای کنش ارتباطی هابرماس تحلیل کرد؟ گفتگوهایی که در یک حوزه عمومی آزاد، با صداقت و مفاهمه انجام می گیرند. «وضعیت کلامی ایده آل» که طرفین فارغ از ساختارهای «جهان زیست»، فقط گفتگو می کنند و به دور از یک «کنش استراتژیک» که مبتنی بر منافع است، صرفا می گویند و می شنوند و به هم نزدیک می شوند.
آیا این گفتگو ها تداعی کننده تفاوت «نظام فرهنگی» و «سطح فرهنگی اجتماعیِ» مارگارت آرچر است؟ نظام فرهنگی همان نظام منطقی فرهنگیِ باید و نبایدی است که از درستی و غلط بودن بودن حرف می زند و سطح فرهنگی اجتماعی اشاره به آنچه در کف فرهنگ رخ می دهد، دارد. این گفتگوها که در سطح فرهنگی اجتماعیِ انضمامیِ تعاملی شکل می گیرد می خواهد به ما نشان دهد که لزوما سطح علّی فرهنگی اجتماعی که از همین گفتگوها تشکیل شده از نظام فرهنگی هنجاری تبعیت نکند.
من فارغ از محتوا، در مورد قالب این گفتگوها صحبت کردم. قالبی که می تواند گسترش یافته و یک حوزه عمومی منطقی حتی برای جذب و اقناع تولید نماید. آیا این، می تواند منجر به انبساط در فرهنگ شود؟!
تمام آنچه ذکر شد، پرسش است نه تجویز... .
#آقامیری
#خلع_لباس
#اینستاگرام
#نویسندگان_حوزوی
@howzavian
#طنر 😊 در فرو دست انگار سنگ-پشتی میخورد آب
✍ س. رستمی
روزی دو مرغابی با سنگ پشتی در کنار آبگیری روزگار به سر می بردند. از قضا آب آبگیر رو به کاستی نهاد. مرغابیها به سنگ پشت گفتند: ما را مصاحبت با آب لازم است که مرغابی هستیم نه مرخاکی. باربندیل را جمع کن به شمال شویم. که شمال مرغ عزای و عروسی است.
سنگ پشت گفت: ای همدلان اگرچه غم فراق سنگین است و دل من غمگین. اما همراهی با شما مرا نشاید به همین یک چکه آب ته برکه، قسم جای همرهی قبلی درد میکند و آن خاطرات شمال محال باشد کز یادم برود.
مرغابیها گفتند: ای رفیق شفیق، ما را دوری تو صعب است. پاشو خودتو لوس نکن چیزیت نشد حالا! علت سقوط بای دیفالت، خطای انسانی بود، بأی نحو کان.
سنگ پشت گفت: مر آگه نیستید کرونا اپیدمی گشته و از کشته پشته ساخته. من نیز به کمپین در خانه بمانیم پیوسته، میخواهم فرت و فرت لایو دو طرفه داشته باشم و از خود حرفهای قلمبه سلمبه درکنم که شاخان گفتهاند: چون به قرنطینه اندر گشتی بر لایو مداومت کن، بسی حال میدهد.
مرغابیها گفتند: ای که یک وجب روغن بنفشه در حلقت باید، اینچنین چاخان گفتن نشاید. لایو دو طرفه را کسی باید که بک گراند کتابخانه دارد. فی الحال در این پیت حلبی که به جای مسکن فقید بر خود بستی چطور کتابخانه داری؟
سنگ پشت گفت: فضول را بردند جهنم پرسید صدی چند میسوزاند؟ ای عزیزان! و ای جیگران همیشگی! ای عشقا! نمیشه من نیام؟! دیر زمانی است از برای پند و اندرز اخلاقی این جماعت کتلت میگردم. گواه من همین پیت حلبی که به پشت بستهام. اکنون نام پروفایلم را پیت پشت نهادهام.
مرغابیها گفتند: اینبار املت شو! سوسول! و هار هار خندهها کردند.
سنگ پشت را این سخن خوش نیامد و به درون خانه خزید گفت: بلاک اند ریپورت تا روز قیامت.
مرغابیها با خود گفتند: وی را از آغاز آپشن اخلاق نصب نبود. ورنه دندان بر جگر نهادن، به ز جواب دادن و شتک گشتن.
حکما گفتهاند ریپلای بر کامنت ابلهان نشاید، مر آنکه به خرقه بلاهت درآید.
پس غوکی در آن حوالی میجهید، زبان وی به چوبی بستند و چوب بر منقار گرفته و به سوی شمال تیکاف نمودند. چون پلاک بومی نبودند به جاده خاکی در آمدند، شکار گشته و مردمان با آنها جوج زعفرانی ساختند با گوجه کباب.
اما پیتپشت نیک رآی ببخشید سنگ پشت نیک رآی، شیر فلکه آب آبگیر را باز نموده و برای خویشتن خویش، دریاچه ساخت و در آن شالاپ شلوپها کرد و فرمود: خوشا قرنطینه و حال و حولش!
@namaakkdon
#کرونا
#اینستاگرام
#نویسندگان_حوزوی
@howzavian
📌لایو بازی
✍️محمدجواد سلیمانی قمی
این روز ها بازار لایو های اینستاگرامی خیلی داغه!
اصلا پدیده ای شده برای خودش!
این کرونا اگه برای مملکت ضرر داشت برای بعضی ها سود خوبی داشت. بماند حالا...
اون از لایو دَری وَری جناب تتلو که ظاهرا رکورد لایو های اینستاگرام رو با۶۰۰ هزار نفر بیننده شکسته!
یعنی معادل ۶ برابر ظرفیت ورزشگاه آزادی پامنبری داشته!
لابد همه ی گل های توی خونه هم در این جلسه آیلاند بودن!
اونقدر به قول خودشون لَجَنی بوده که روشون نشده ذخیره کنند!
اینم از لایو دیشب سید حسن آقامیری با سرکار خانم احلام، خواننده مقیم امارات، با موضوع اجرای احکام دینی در جمهوری اسلامی!
کرونا چه کرده!
بعد از نماز صبح که ظاهرا خالصانه بوده، توفیق حاصل شد لایوشون رو تماشا کنم! سید حسن آقامیری رو میگم!
اگرچه با آقامیری میونه ای ندارم و فکر میکنم نتیجه افکار و عقایدش به ایجاد تساهل و تسامح در تکالیف شرعی در ذهن مخاطب منجر میشه، اما ی نکته مثبت ازش یاد گرفتم و اون توانایی برقراری دیالوگ با آدم های غیر شرعی است! با آدم هایی که متفاوت فکر میکنند! متفاوت عمل میکنند و متفاوت زندگی میکنند!
چیزی که از ما طلبه ها و قشر مذهبی کمتر دیده میشه!
نه اینکه بخواهم رفتار وگفتار دیشبش را تایید کنم!نه!
اما فکر میکنم راز محبوبیت سید همینه! سید حسن میتونه دیگران رو ببینه و براشون احترام قائل بشه و باهاشون حرف بزنه!
و ما از این قافله عقب ماندیم!
@soleimaniqomi
#آقامیری
#خلع_لباس
#اینستاگرام
#نویسندگان_حوزوی
@howzavian
🔴آقامیری و خواننده زن خارج نشین
دیدم خیلیا درباره لایو مشترک آقامیری با خواننده زن خارج نشین تحلیل دادن بیرون، منم گفتم نکاتی رو مطرح کنم
🔻نکته اول: به اندازه کافی درباره این لایو و ایراداتی که داشت تحلیلهای متفاوت مطرح شده من دیگه بهش نمیپردازم، میخوام یکم ریشهای تر به قضیه نگاه کنم و اقامیری رو نقد کنم. قبل از اینکه الانِ آقامیری رو بررسی کنید برید دوران جوانی و نوجوانیش رو ببینید، من هم از اقوامش پرسوجو کردم و هم از همحجرهایهاش. آقامیری یه بسیجی تند و خشک مقدس بود که نمیتونستی جلوش تکون بخوری. یکی از همکلاسیهای آقامیری تو حوزه میگفت، سالی به دوازده ماه نمیتونستی جلوش نوار بگذاری. اون آقامیری، الان اینطوری شده. اینو گفتم که بگم، خیلی از همین خشک مقدسهای متحجر تندرو که میان فقط فحش میدن به امثال آقامیری و یکذره فهم ندارن که بدونن براچی دارن بدوبیراه میگن، آخرش میشن یکی بدتر از آقامیری
این دسته از آدما خیلی خطرناکن، کسایی که بهظاهر اعتقاد بالایی دارن ولی فهم اندک، اتفاقا امام صادق علیه السلام فرمود، دودسته آدما کمر منو شکستن، یکی همین آدما هستن، یعنی جاهلان مقدسمآب. یعنی مخش پوکه، هیچی تو کلهش نمیره. خوارج همینطوری بودن، آخرش هم یکی از همین خوارج امیرالمؤمنین رو به شهادت رسوند. سریعا حکم کفر آدما رو اثبات میکنن و حتی شده میکشنش.
این حدیث فقط مختص امام صادق نیست، همه ائمه از دست جاهلان متعصب و مقدس کمرشون شکست، من خیلی نگران امام زمان هستم که وقتی بیاد، این دسته آدما، خیلی برای حضرت مشکلساز میشن.
شما اول انقلاب رو ببینید، آدمهای تندرویی مثل اکبر گنجی که موهای بیحجاب هارو قیچی میکرد، یا ضرب و شتمشون میکرد و پونز فرو میکرد تو بدن بیحجابا، که به اکبرپونز معروف شده بود. الان خارج از کشور خدا و قرآن و همه چیو انکار میکنه، مخملباف رو برید مواضع اول انقلابش رو ببینید چقدر متعصب افراطی بود، الانشو ببینید. آخر هر افراطی، یه تفریط بدتر وجود داره
🔻نکته دوم اینکه، چرا ما نمیتونیم در مسائل مختلف که بهش انتقاد داریم، با دلیل و منطق و بدون عصبانیت تجزیه و تحلیل کنیم؟ چرا سریع شروع میکنیم به بدوبیراه. یه سری فحش میدادن در واکنش به این لایو مشترک، یه سری میگفتن لعنت بر آخوند فلان. کمتر کسی حرف حساب داشت که بزنه. چون خودمونم نمیدونیم مبانی فکری خودمون چیه، یا اشکال مبانی فکری آقامیری چیه. بعد خود آقامیری رو برید ببینید تو پستهاش، محاله تو کامنتاش حرف زشت یا فحش ببینید. چون بلده چیکار کنه. چون بلده چجوری جذب کنه. شاید تو زندگی واقعیش اصلا اینطوری نباشه ولی تو رسانه بلده چیکار کنه. چرا ما تو رسانه بلد نیستیم مثل آدم حرف بزنیم؟
شما فکر کردید طرفداران آقامیری با فحش و بدوبیراه ما، نظرشون نسبت به اون عوض میشه؟ اتفاقا با این ادبیاتی که این مخالفین آقامیری دارن، طرفدارای آقامیری برعکس علاقهشون به اقامیری بیشتر و نفرتشون به مذهبیا بیشتر میشه. و تاسفبارتر اینکه فکر میکنن قشر مذهبی و متدین این آدمای بیادب و بیمنطق هستن. نمیدونن که خود متدینین واقعی از اینها بیزارن
🔻نکته سوم: اصلا باشه آقامیری بد، فاسد، منحرف. آخوند انگلیسی، هرچی شما بگی، ولی همین آدم با هر روشی که میدونه، که شاید بعضیاش درست باشه بعضیاش غلط، تونسته کلی آدم رو جذب خودش بکنه، که میپرستنش. تونسته کاری بکنه که جریانساز بشه، یه لایو میگذاره، کل اینستا دربارهش حرف بزنن. البته ما هر روش جذبی رو تایید نمیکنیم ولی تو که فکر میکنی برحق هستی، خوبی، مومنی، متدینی و دین واقعی رو داری، چیکار کردی؟ چیکار میکنی؟ بیشتر جاذبه داری یا دافعه؟ شاید بگید با روشهای باطل راحتتر میشه آدمارو جذب کرد ولی من اینطوری فکر نمیکنم، اتفاقا اگر دین واقعی رو زیبا بتونی معرفی کنی، خیلی بیشتر اثر داره، اهل بیت مگه چیکار میکردن که ١۴٠٠ساله دائما دارن مردم دنیا جذبشون میشن، یه نگاه به اربعین بندازید. پس میشه کار کرد، حتی قویتر. مشکل اینهکه ما نمیخوایم کار کنیم، تنبلیم.
#حسین_دارابی
http://eitaa.com/joinchat/443940864Cf192df24f0
810-fa-agha-sheykh-morteza-zahed.pdf
1.49M
#کتابخوانی. فایل pdf کتاب
✅نام کتاب: آشیخ مرتضای زاهد
📝مؤلف: سیف اللهی
♻️ناشر: مسجد جمکران
#نویسندگان_حوزوی
#پویش_همراهی_فرهنگی
@howzavian
📌 درد مفهومزدگی!
✍ علی ابراهیم پور
☘ معدنچیها گرمازده میشوند؛ اسکیموها سرمازده؛ ملوانان دریازده؛ و ما طلبهها علم زده، مفهوم زده و نظریه زده!
☘ علمزدگی یعنی فکر میکنیم برای هرکاری -حتی یک گعده باشد یا شامخوردن؛ فیلمدیدن باشد یا یک چاییخوردن هم- باید ادله تفصیلی و چارچوب مفهومی داشته باشیم؛ مگرنه نه آب خوش از گلوی خودمان پایین میرود و نه میگذاریم از گلوی دیگری پایین برود! فکر میکنیم برای هرکاری حتماوحتما باید قبلش یک نظریه داشته باشیم تا آن کار معنا داشته باشد!
🍀 مفهومزدگی دو اشکال مهم دارد:
🌾 اول، عیب منطقی آن است! آدم مفهومزده فکر میکند قبل از هر کار باید نظریه یا مفهومی روشن از کار داشته باشد؛ درحالی که همیشه نظریه و مفهوم دقیق و روشن و معنای واقعی، بعد از کار و مواجهه عینی با مسئله به دست میآید. یعنی مفهومزده از طرفی هدفش علم و نظریه است، اما چون به دلیل همین مفهومزدگیاش از تجربهعینی فاصله میگیرد، هیچگاه به هدفش نمیرسد و همیشه مثل چرخعصاری دور خودش خواهد چرخید. علاوهبراین، او حتی مانع تجربههای عینی آدمهای دیگر میشود و آنها را به جهالت متهم میکند و اجازه نمیدهد آنها در یک سیر طبیعی به نظریه و مفهوم عینی دست پیدا کنند.
🌾 دوم، آسیبی است که آدم مفهومزده به زندگی خودش وارد میکند. او هیچگاه نمیتواند لذت واقعی را از پدیدهها و موقعیتها بچشد و بیواسطه آنها را لمس کند. مفهومزدگی همچون دردی مازوخیسمی، همیشه واسطهای است بین او و تجربهها. ازطرفدیگر، او همیشه در ذهن خویش زندانی است. او تنها هنگامی آرامش مییابد که بتواند یک نظم مفهومی از مسئله در ذهنش بسازد و همینکه چنین چیزی در ذهنش ساخت، خیالش راحت میشود. آن هنگام که دیگران در حال ارتباط عمیق و لذت از طبیعت و واقعیت هستند، او به نقاشیهای ذهنیاش دلخوش است.
☘ عمق فاجعه اینجاست که نمیشود با حرفزدن و گفتوگو، آدم مفهومزده را سر عقل آورد؛ چون او برای هر عیب و مشکلی که درونش دارد -حتی همین علمزدگیاش- یک چارچوبمفهومی قشنگ از قبل طراحی کرده! هرچه بگویی، او برایت ثابت میکند که نهتنها او مشکلی ندارد؛ بلکه خودت در اشکال غوطهوری و خبر نداری! مفهومزدگی، چیزی از جنس سوفسطایی مطلق است! به قول ابن سینا، سوفسطی یا منکر واقعیت، قابل گفتوگو نیست و تنها دلیل عملی میطلبد! تنها چیزی که شاید مفهومزده را سر عقل بیاورد، این است که از خود واقعیت و عینیت، سیلی بخورد!
☘ خدا همهی ما را -خصوصا ما طلبهها را- از این بلای خانمانسوز نجات بدهد که امیدی جز به رحم او نیست: وَمَا أُبَرِّئُ نَفْسِي ۚ إِنَّ النَّفْسَ لَأَمَّارَةٌ بِالسُّوءِ إِلَّا مَا رَحِمَ رَبِّي ۚ إِنَّ رَبِّي غَفُورٌ رَحِيمٌ
🌹 شاید حرف #سهراب_سپهری هم همین بود، آنجا که گفت:
"کار ما نیست شناسایی راز گل سرخ
کار ما شاید این است
که در افسون گل سرخ شناور باشیم
#پشت_دانایی اردو بزنیم..."
@aliebrahimpour_ir
#نویسندگان_حوزوی
@howzavian