هدایت شده از محمدعلی جعفری
مردم ما هرگز از جنگیدن با حکومتهای فاسد خسته نمیشوند. اصولا، خستگی یک خصلت روشنفکریست.
ما مردم هرگز خسته نمیشویم؛ نه از کار، نه از مبارزه، نه از امید، نه از داشتن ایمان و اعتقاد؛
اما روشنفکران به مجرد اینکه یک گیلاس بیشتر از ظرفیتشان میزنند، احساس خستگی، زدگی، پوچی و بیهودگی میکنند.
📚 آتش بدون دود | کتاب هفتم
♾️ @m_ali_jafari
4.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
|°🖤°|
دردا که چه شبها…
که چه شبها…
که چه شبها…
@ir_miyan
|°❤️🩹°|
_ بابایی رو پیدا نکردم.
+ مطمئنی عزیزکم؟
_ آره، همه جا رو گشتم، نبود.
+ منم تا جایی که چشمم کار کرد، گشتم؛ ولی انگار بابایی همه جا هست و هیچ جا نیست.
#اربعینِ_بابا
|| نرگس قربانی ||
@ir_miyan
|°🌱°|
تغییر تمدن شاید به تکهتکه کردن کشور نیاز ندارد، همین که بین پدر و پسر، خواهر با برادر، جدایی بیندازد کافیست.
تفکر پایهٔ حرکت به سوی تغییر؛ و اتحاد سرمایهٔ ماندگار بودن در تاریخ است.
اتحاد ما ایرانیها چهل روزه نیست! بلکه قدمتش سالهاست.
جدا از اسلام که در رگهای هر انسانِ حقیقتجویی جریان دارد، فطرت ایرانیها با یکتا پرستی عجین شده، و این حقیقتی غیر قابل انکار است؛ و این واقعیت ریشه در تقکرمان دارد، پس افسار را بر جهل ندهیم و بر اسب رسانه نتازیم که آخر به وادی گمراهی خواهیم رسید.
|| نرگس قربانی ||
@ir_miyan
|°🕊️°|
توحیدمان کم است که آمریکا را ابرقدرت مینامیم نه خدا را.
_امام خمینی(ره)
@ir_miyan
|°🌙°|
ای نسیم سحری رایحه از یار بیار
که به اصرار ملولم کند از اغیارم
#مهدی_موعد
@ir_miyan
میان|نرگس قربانی
|°🌱°| تغییر تمدن شاید به تکهتکه کردن کشور نیاز ندارد، همین که بین پدر و پسر، خواهر با برادر، جدایی
|°🗣°|
من قاتلم؟
حرف دهنتو بفهم یعنی چی آخه!
مگه من چه کار کردم؟
فقط ۱۵ سال پای حرفهای مراد ویسی و مسیح علینژاد نشستم همین!
اونا گفتن و من گوش کردم، اولش گفتم برای اینکه از اخبار عقب نمونم بعد از اینکه از سر کار اومدم یک ساعتی نگاه میکنم.
ولی کمکم عادتم شد، دیگه اخبار برام مهم نبود، حرفاشون برام مهم بود که میگفتن امروز فلان جا تو ایران تجمعه، الان قیمت دلار رفته بالا ، مسئولین دزدن، ما کشور عقب موندهای هستیم و...
منم هر جا که میشستم از درد وطنم میگفتم، فکر نکن که فقط من اینطور بودم، دخترم، پسرم، خانمم همه دیگه دل خوشی از جمهوری اسلامی نداشتیم.
یه روز چهارشنبه دخترم شال سفید پوشید و رفت بیرون.
شب خبر رسید که دستگیر شده چرا؟ چون رفته بالای سطل زباله و شالشو درآورده بعدم که فیلمش تو اینترنشنال و BBC صد و یک شبکهٔ خبری پخش شد.
دیگه هیچ آبرویی برام باقی نمونده بود.
تا چند مدت گوشی رو ازش گرفتم گفتم حق نداری دیگه با دوستات در ارتباط باشی، آخه فکر میکردم بخاطر مدرسهٔ جدیدی که رفته هست ولی اینطور نبود.
پنج سال گذشت و سال ۱۴۰۱ رسید، خبرهایی از همکارام شنیدم میگفتن یک دختر مرده.
شب که رفتم خونه دیدم کسی نیست، زنگ زدم به خانمم بار اول برنداشت، دوباره زنگ زدم بوقهای آخر بود که برداشت، نفس نفس میزد، صدای اطرافش زیاد بود، اصلا صدای خودش رو نمیشنیدم؛ فقط فهمیدم که گفت خودت رو برسون خیابون...
رفتم و با چشمای خودم دیدم که جنگه، جنگی که بر سر عقیده بود.
نیروهای انتظامی یک طرف، کوکتل مولوتوف و شعار زن زندگی آزادی یک طرف.
حس کردم خون تو رگهام یخ زده پسرمو دیدم که زیر بغل مامانشو گرفته بود، سریع خودمو رسوندم بهشون، پسرم میگفت کوکتل که انداختیم مامان فرار نکرد و زخمی شد.
پاهامو گذاشتم رو گاز تا به نزدیکترین بیمارستان رسیدیم.
خانمم رو سپردم دست دکتر و با رادین تنها شدم.
همش به این فکر میکردم مگه من چه کار کردم که اوضاع خانوادم الان این باید باشه.
پرسیدم که خواهرت کجاست، گفت رفته خونهٔ بابا جون؛ نفسمو آروم دادم بیرون، خیالم راحت شد که اون باهاشون نبوده، از همون اتفاق سال ۹۶ مسیرش کلا عوض شد. دیگه کمتر بینمون میاومد با بابابزرگ و مامان بزرگِ مادریش بیشتر وقت میگذروند.
میگفت شما باعث شدید که من اون چهارشنبه برم بیرون اگه هی تحقیرم نمیکردین، هی ازم ایراد نمیگرفتین اونطوری نمیشد، میگفت من فقط میخواستم دل شما رو به دست بیارم، آخه همیشه بدتون میاومد از این کشور...
راستم میگفت من بدم میاومد اما نه از ایران بلکه از اون چیزی که رسانه و شبکههای خبری تو ذهنم ساخته بودن.
وقتی دکتر، خانمم رو مرخص کرد هیچی بهش نگفتم بجز یک جمله.
چرا آخه؟
گذشت گذشت تا ۱۴۰۴ رسید.
پسرم ۱۸ دی رفت بیرون، بهش گفتم نرو؛
مگه ندیدی خواهرت رفت هیچ اتفاقی نیفتاد مادرت رفت و این نظام موند، حالا رفتن تو هم فایدهای نداره؛ اما گوش نکرد آخرین حرفش این بود که من پای عقیدم وایسادم.
نمیدونم چطوری کشته شد، با کوکتل، با تفنگ، با قمه...
فقط میدونم اون عقیده رو من باعثش شدم.
اگه به فکرش جهت نمیدادم اون الان زنده بود.
اگه من آدم بهتری بودم بین خودم و دخترم اختلاف پیش نمیاومد که اون بره با بابابزرگش زندگی کنه.
ولی هیچ وقت کسایی رو که سبب شدن بچههام تشویق بشن برن تو خیابون رو نمیبخشم از اون اینترنشنالی که بیانیه میداد تا منی که میزدم این شبکه، همهمون قاتلیم!
#داستانک
|| نرگس قربانی ||
@ir_miyan
1.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
|°👩🏻🍼°|
مگر نگفت جدل با سـپاه داشت فقط
گناه طفل چه بوده؟ دو ماه داشت فقط
_ امیرحسین ثابتی
@ir_miyan
|°🗡°|
طفل، طفل است.
ایرانی و لبنانی چه فرقی میکند؟
دو ماهه و شش ماهه و هفت ساله چه فرقی میکند؟
دبستان میناب باشد یا صحرای کربلا، این خون است که خاک تشنه را سرخ میکند؛ آنگاه که هلهلهٔ حرامیان به پا میخیزد سرختر هم میشود، و مرد از نامرد مشخص میگردد.
تا زمانی که بانگ خونخواهی فرا میرسد و این ذوالفقار است که کودک خواران ورطه نیست را از هستی ساقط میکند.
|| نرگس قربانی ||
@ir_miyan
|°🌿°|
آقا امیرالمؤمنین(علیهالسلام):
دنیا برای رسیدن به آخرت آفریده شده، نه برای رسیدن به دنیا.
_ نَهجُالبَلاغه،حکمت۴۶۳
@ir_miyan