eitaa logo
میان|نرگس قربانی
168 دنبال‌کننده
77 عکس
13 ویدیو
1 فایل
«بسم رب الفاطمة» به نام او، برای او... زیست‌شناسی که نزیست تا آنکه فهمید باید بنویسد تا خود را بشناسد 🔬🧫 میانک: میان نوشت کوچک✍🏻
مشاهده در ایتا
دانلود
هدایت شده از وحید یامین پور
گر می برندت واصلی گر میروی بی حاصلی روزهای جنگ چیزی ما را چونان خاشاکی که بر جویباری افتاده باشیم، شبها به اقیانوس خیابان‌ها می‌‌کشاند. چه‌چیزی؟ درست نمی‌دانیم. در لحظه‌ی فقدان رهبری که ۳۷ سال گویی چیزی را از جانب ما به دوش گرفته بود و حالا آن‌را به ما سپرده بود و رفته بود... ناگهان و بدون اطلاع قبلی! ما در بُهت و درماندگی مانده بودیم که چگونه باید راه را پیمود. گویی ما پیش از او همه چیز را به او سپرده بودیم. ما هم چیزی شبیه به بنی‌اسرائیل شده بودیم آن‌گاه که موسی آنها را دعوت کرد که به سرزمین مقدس وارد شوند... يَا قَوْمِ ادْخُلُوا الْأَرْضَ الْمُقَدَّسَةَ الَّتِي كَتَبَ اللَّهُ لَكُمْ(مائده آیه ۲۱) اما در کمال ناباوری وقتی مردمان سختی ورود در آن سرزمین را ديدند به موسی گفتند تو و پروردگارت بار ما را بردارید و به‌جای ما بجنگید: قَالُوا يَا مُوسَىٰ إِنَّا لَنْ نَدْخُلَهَا أَبَدًا مَا دَامُوا فِيهَا ۖ فَاذْهَبْ أَنْتَ وَرَبُّكَ فَقَاتِلَا إِنَّا هَاهُنَا قَاعِدُونَ (گفتند: ای موسی! تا آنان در آنجایند، ما هرگز وارد آنجا نخواهیم شد، پس تو و پروردگارت بروید و بجنگید که ما در همین جا نشسته ایم.)[مائده آیه ۲۴] گویی شهادت رهبرمان ناگهان ما را از کفری شبیه به کفر بنی‌اسرائیل بیرون آورد و در درگاه ارض مقدس بی‌پناه رهایمان کرد. بی‌پناهی، رعب‌آور و هولناک است. ما دو راه داشتیم، یا آنکه فرار کنیم و یا برای برداشتن آن بار مبعوث شویم. خداوند ما را در ۹ اسفند ۱۴۰۴ مبعوث کرد... ما را که حالا بی‌اراده شده بودیم از خانه‌ها بیرون کشیدند و زیر آسمان بهم پیوند دادند. پیوند و بعثت ما از عجز و بی‌ارادگی ما بود. از حیرت‌مان در برابر اراده‌ی الهی، از احساس ناگهانی بی‌پناهی، از شک به خود و دارایی و توانایی‌مان و انتظار کشیدن برای نصرت الهی. این بود که ناگهان ما را مظهر قدرت خدا کرد و کشوری را که می‌رفت زیر آوارهای خیابان کشور دوست دفن شود، چون ققنوسی برکشید... خیابانها هنوز مملو از جمعیت است؛ اما من نمی‌دانم که هنوز ما را میبرند یا خودمان می‌رویم؟! گر می‌برندت واصلی، گر میروی بی‌حاصلی... آیا ما هنوز در شور و گرمای بعثت که از عجز در درگاه حق نشات می‌گرفت به خیابان کشانده می‌شویم یا آنرا همچون عادتی سیاسی از سر اراده‌ی معطوف به حفظ قدرت انجام میدهیم؟ نمی‌دانم. 🖋 وحید یامین‌پور ➕️ @Yaminpour
|°💸°| اصلا شکمش سیر نمی‌شه! آمریکا رو می‌گم. دوست داره قاشق طمعش رو به سمت همهٔ کشورها ببره. از مکزیک تا اسپانیا رو چنگ زده، بعضی از کشورها هم با ولع بلعیده. هیچ وقت بلد نبوده خودش ویتامین و پروتئین مورد نیازش رو تولید کنه حتما باید به نفت و طلا و معدن‌های بقیه دست‌برد می‌زده‌. حالا که به ایران رسیده، دیابت گرفته؛ آره دیگه بعد از چند صد سال استعمار و چریدن تو کشورها باید هم این بلا سرش بیاد. حالا ایران براش شده قندی که هر چی غضبش کنه خودش رو به مرگ نزدیک‌تر می‌کنه. چه کار کنه آخه یک عمر اینطوری زندگی کرده، یاد نگرفته دست به مال و منابع دیگران نزنه. اما حالا که داره دست درازی می‌کنه، بذاره خوشمزگی ایران رو بچشه تا خودش جلاد مرگ خودش بشه، چون ایران هر چقدر خوشمزه باشه به همون اندازه هم کشنده هست. || نرگس‌ قربانی || @ir_miyan
|°💔°| بعضی‌ها به بیماری وطن فروشی دچار شده‌اند. @ir_miyan
|°🖤°| هزار طائفه آمد هزار مکتب رفت و ماند شیعه که قال الامام صادق داشت _جواد محمد زمانی @ir_miyan
هدایت شده از حاج محمود کریمی
زمینه ( یه مدینه یه بقیعه یه امامی که حرم نداره ) - حاج محمود کریمی.mp3
زمان: حجم: 5.8M
نوحه های تخریب قبور ائمه بقیع «یه مدینه یه بقیعه ...» سال ۱۳۸۶ هیات ثارالله؛ مسجد امام الهادی [کانال حاج محمود کریمی] @HajMahmoud_Karimi
|°🕊°| می‌گفت من امروز به دنیا اومدم. برای اون زندم و برای اون زندگی می‌کنم! اما نفهمید که ما هر روز به دنیا میایم و هر شب از دنیا می‌ریم، پس دیگه او معنایی نداره، حتی ما هم نداریم فقط «هو» هست که سرتاسر معنا پیدا می‌کنه. می‌گفت از وقتی طعم درد رو چشیدم نمیتونم با چیز دیگه‌ای آروم بشم؛ فکر می‌کرد درد، مرداب هست و لحظه به لحظه اون رو به عمق خودش می‌کشونه و تقلا کردن‌ سبب می‌شه بیشتر فرو بره، اما این طور نبود، اگر می‌خواست بیاد بیرون بلد بود، فقط باید دستشو بلند می‌کرد و ندای أَغِثْنِی سر می‌داد. آره؛ قصهٔ درد دلبری کردنه، می‌سوزیم‌ اما از سوختن نور می‌دیم؛ اگه وجود نداشت انسان می‌موندیم و آدم نمی‌شدیم. شاید اگه وجود نداشت یاد نمی‌گرفتم مرگ رو زندگی کنیم و با زندگی بمیریم، و از غرور و منیت لبریز می‌شدیم شاید به‌‌جایی می‌رسیدیم که خدا بگه: « أَ وَ لَمْ يَرَ الْإِنْسانُ أَنَّا خَلَقْناهُ مِنْ نُطْفَةٍ فَإِذا هُوَ خَصِيمٌ مُبِينٌ آیا انسان نمی‌بیند که ما او را از نطفه‌ای خلق کردیم و اکنون او تبدیل به یک دشمن آشکارشده است؟!» پس شکر که هر روز با درد متولد می‌شویم و با درد می‌میریم تا به خود بیایم. || نرگس قربانی || @ir_miyan
|°🌴°| گفت: آقا جان دیر برگشتم ولی برگشتم ... @ir_miyan
|°⚰°| _به وقت هولوکاست_ حتی اگر برای هولوکاست خون گریه کنید، این قطره‌های دروغین دیگر برای هیچکس رنگی ندارد. سال‌ها گفتید:« هولوکاست و ریخته شدن خون ۶ میلیون یهودی!» باورش برایمان سخت است، تاریخ را که‌ ورق بزنیم به سر فصل کشتار پیامبران می‌رسیم، می‌بینم هرگاه حرف‌های پیامبران با هوای نفس‌تان همخوانی نداشت چنان تکذیباشان می‌کردید که گویی وجود ندارند و گاه پا از آن فراتر می‌گذاشتید و برگزیدهٔ خدا را می‌کشتید. حالا از ما می‌خواهید واقعه‌ای را باور کنیم که برای کشتار بیشتر خودتان آن را به وجود آورده‌اید؟ آری؛ خودتان برای کشتاری بیشتر! یهودی سیاه بخت را سوزاندید تا که به بهانهٔ آن امروزه بتوانید صدها هولوکاست به وجود آورید. برای چه؟ برای گفته‌های تلمود؟ که می‌گوید دیگران غیر از خودتان انسان نیستند و هرجا آن‌ها را دیدید بی‌درنگ بکشیدشان. پس می‌خواهید صاحب زمین شوید؟ شما حتی ‌نمی‌توانید تکه‌ای از آن را به نام خودتان بزنید؛ تا چه موقع می‌خواهید جنگ راه بیندازید، نقشه بکشید و دیگران را بکشید؟ بدانید که با سرهای خالی از مغزتان به جنگ با خدا رفته‌اید؛ بی‌دریغ این زمین را بر خودتان حرام کرده‌اید و تنها آتش دوزخ برای شما حلال است. پس زقوم گوارای وجودتان باد. || نرگس قربانی || @ir_miyan
|°🕋°| خدایا عذر می‌خواهم از اینکه در مقابل تو می‌ایستم و از خود سخن می‌گویم. _ شهید چمران @ir_miyan
|°🍃°| دعوای با جمهوری اسلامی این است که این نظامِ سلطه‌گر و سلطه پذیر را نپذیرفته؛ سلطه‌گر که نیست، خودش را از سلطه‌پذیری هم بیرون آورده و پای این حرف ایستاده. _ رهبر شهید | دیدار با جمعی از دانشجویان ۱۳۹۴/۰۴/۲۰ @ir_miyan
|°🦋°| عشقِ به دیگری ضرورت نیست، حادثه است. عشقِ به وطن، ضرورت است، نه حادثه. عشقِ به خدا ترکیبی‌ست از ضرورت و حادثه. _ نادر ابراهیمی @ir_miyan
|°🤍°| تشیع مذهب عشق و شیفتگی است. _جاذبه و دفاع علی(ع)، ص ۴۰ @ir_miyan