eitaa logo
⚖ ایرادات‌مانع‌استماع‌دعوا در حقوق‌دادرسی‌مدنی
2.7هزار دنبال‌کننده
290 عکس
18 ویدیو
80 فایل
ایرادات (موانع) استماع دعوا حقوق آیین دادرسی مدنی ارتباط با مؤلف کتاب @Modireiradat لینک کانال @iradaat
مشاهده در ایتا
دانلود
‌◍⃟🌼﷽◍⃟🌼 پاسخ جناب آقای هادی ملکی، رئیس شعبه دادگاه تجدیدنظر استان مرکزی به سؤال ۸۵: با توجه به اینکه مورث خواهانها با شخص دیگری در ملک شریک است، موضوع از شمول عنوان تقسیم ترکه خارج است و می‌بایست تقسیم مال مشاع در صورتی‌که مال غیرمنقول است یا در صورت نداشتن سند رسمی درخواست گردد و در صورتیکه عملیات ثبتی ملک خاتمه یافته درخواست افراز به ثبت تقدیم گردد. اینکه در موضوع تقسیم ترکه نام یکی از وراث قید نشود، با توجه به اینکه تقسیم ترکه دعوا محسوب نمی‌گردد، هر زمان امکان اضافه‌کردن نام ورثه وجود دارد مگر آنکه در تقسیم ترکه اختلاف در مالکیت باشد که در این صورت دعوا قابل استماع نیست و می‌بایست به طرفیت تمامی ورثه باشد. https://eitaa.com/iradaat @iradaat https://t.me/iradaaat
‌◍⃟🌼﷽◍⃟🌼 پاسخ جناب آقای رسول کریمی، رییس حوزه قضایی شهرستان سرپل ذهاب به سؤال ۸۵: در پاسخ به سوال نخست: براساس مواد 304 و 306 قانون امور حسبی باید قرار عدم استماع دعوی صادر گردد. به منظور رفع این ایراد می‌توان در قالب دادخواست جلب ثالث یا ورود ثالث اقدام نمود هر چند نظر اکثریت این است که در چنین فرضی دادخواست اولیه ناقص است، زیرا از ابتدا باید همه خواندگان طرف دعوی قرار می‌گرفتند و این ایراد را نمی‌توان با ارائه دادخواست جلب شخص ثالث برطرف نمود. این نظر محل تأمل است، زیرا اول اینکه قانونگذار گفته هر یک از اصحاب دعوی که جلب شخص ثالثی را لازم بداند در اینجا تشخیص لزوم به عهده اصحاب دعوی است و دوم اینکه فلسفۀ وضع قواعد دادرسی مدنی رسیدگی سریع، منظم و عادلانه به اختلاف مردم است و تحقق این امر مستلزم این است که به خواهان اجازه داده شود که سایر کسانی را که باید طرف دعوی قرار می‌گرفتند به عنوان ثالث جلب نماید. به علاوه قانونگذار جلب ثالث را در هیچ فرضی منع نکرده است. پاسخ سوال دوم نیز در مسأله نخست مستتر است. https://eitaa.com/iradaat @iradaat https://t.me/iradaaat
‌◍⃟🌼﷽◍⃟🌼 پاسخ جناب آقای ایمان خادمی، وکیل محترم دادگستری به سوال ۸۵ با لحاظ نشست قضایی دادگستری شهرستان شیروان: دعوا به کیفیت فعلی قابلیت استماع را ندارد چون ۱. چون تمامی وراث طرف دعوا قرار نگرفته‌اند (لزوم طرف دعوا قرارگرفتن تمامی وراث به جهت ذی نفع بودن در موضوع) ۲. و وجود شریکی دیگر برای مال موضوع دعوی با این توضیح که قبل از تعیین تکلیف تقسیم مال مشترک بین شرکای مال مشترک، امکان طرح دعوی تقسیم این مال وجود ندارد در خصوص بحث راهکار: بنظر می‌رسد با در نظر گرفتن این استدلال که تا وقتی دعوای اصلی کامل و صحیح مطرح نشده در فرض سوال، امکان مرتفع کردن ایرادات دعوی فوق وجود ندارد. با تدقیق در مواد 130 الی 140 قانون آیین دادرسی مدنی چه دعوای ورود ثالث چه جلب ثالث یک دادخواست تمام عیار است و علاوه بر دارا بودن خواهان و خوانده باید خواسته ی مستقل نیز داشته باشد در رویه قضایی تقسیم ترکه با هر کیفیتی مطرح شود به عنوان یک امر ترافعی پذیرفته شده است و بر این رویه خدشه ای وارد نشده است دادخواست اصلی و طاری در قانون به صورت مجزا برای آن موادی اختصاص داده شده است قطعا از هم مجزاست تا وقتی دادخواست اصلی ناقص است امکان رفع نقص آن با دادخواست طاری میسر نیست با دعوای جلب ثالث نمی توان نواقص دعوای اصلی را برطرف کرد؛ زیرا دعاوی طاری زمانی قابلیت طرح و پذیرش دارند که دعوای اصلی نواقص شکلی نداشته باشند؛ مضافاً فلسفه طرح دعوای جلب ثالث ادعای استقلال حق علیه ثالث یا دعوی مجلوب ثالث به منظور حمایت از موضع یکی از طرفین دعوا می‌باشد و رفع ایرادات شکلی دادخواست اصلی با طرح دعوی جلب ثالث میسور نیست. اگر دعوای طاری تابع دعوای اصلی است با زوال دعوای اصلی دعوای طاری نیز زایل می‌شد اما در رویه قضایی این امر پذیرفته نشده است و زوال دعوای اصلی تاثیری اصولا بر دعوای طاری ندارد و این عدم تاثیر پذیری به معنای استقلال دعوای طاری از دعوای اصلی است و استقلال این دو دعوا از هم به این معنی است که این اصل حقوقی رعایت شود که دعوا کامل ‌و‌ صحیح باشد. https://eitaa.com/iradaat @iradaat https://t.me/iradaaat
⚖ ایرادات‌مانع‌استماع‌دعوا در حقوق‌دادرسی‌مدنی
‌◍⃟🌼﷽◍⃟🌼 سؤال ۸۵ یک سؤال سهل ممتنع: دادخواست تقسیم ترکه به دادگاه تقدیم‌ ولی در حین رسیدگی مشخص می‌ش
‌◍⃟🌼﷽◍⃟🌼 پاسخ آقای عباس فاضل، کارآموز محترم قضایی به سوال ۸۵: با سلام و احترام سوال از چند بخش تقسیم شده است و لازم است به طور مستقل پاسخ داده شود: الف) مطابق ماده ۳۰۴ قانون امور حسبی، در دعوی تقسیم ترکه، بایستی مشخصات تمامی وراث ذکر گردد. درصورتیکه دادگاه با تطبیق گواهی انحصار وراثت با دادخواست، متوجه شود که مثلا نام یکی از وراث جا افتاده است، مورد از موارد "نقص دادخواست" بوده و مستلزم صدور اخطار رفع نقص است، بدین توضیح که: در دعاوی که قانوناً باید علیه چند شخص اقامه شوند، «خوانده» دعوی، یک «مجموعه» است. به عبارت دیگر، این مجموعه از خواندگان، به مثابه یک شخصیت واحد طرف دعوی هستند. بنابراین، عدم ذکر نام یک یا چند نفر از این مجموعه، به معنای «نقص در مشخصات خوانده» تلقی می‌شود؛ چرا که «خوانده» واقعی به طور کامل معرفی نشده است. در نتیجه، مواد ۵۳ و ۵۴ ق.آ.د.م مقرر می‌دارد که در صورت کامل نبودن دادخواست از جمله بند۲ ماده ۵۱ (مشخصات خوانده) دفتر دادگاه «اخطار رفع نقص» صادر می‌کند. این ماده، میان انواع نقایص تمایزی قائل نشده است و وقتی پذیرفتیم که عدم درج نام تمامی خواندگان، نقص در بند ۲ ماده ۵۱ است، الزاماً باید وفق مواد مذکور عمل کرده و اخطار صادر کنیم. روح قانون آیین دادرسی مدنی نیز، مؤید لزوم حل‌وفصل اختلافات و ورود به ماهیت است، نه ایجاد مانع برای رسیدگی. صدور «قرار عدم استماع» به جای «اخطار رفع نقص»، یک سخت‌گیری شکلی غیرضروری است که خواهان را مجبور به طرح مجدد دعوا و تحمیل هزینه‌های مضاعف می‌کند. این امر با اصل تسهیل دسترسی به عدالت در تضاد است. در واقع، فلسفه وجودی دادگاه، اجرای عدالت است، نه اجرای مو به موی قواعد شکلی و نتیجتا قربانی نمودن عدالت. مضافاً اگر یک قاعده شکلی (لزوم ذکر نام خواندگان) به گونه‌ای تفسیر شود که مانع از رسیدگی ماهوی گردد (صدور قرار عدم استماع)، این تفسیر با روح قضاوت اسلامی در تضاد است و اعطای فرصت برای رفع نقص، با قضاوت اسلامی نیز سازگار است. اگر منتقد حقوق غرب و معتقد به عدم پیروی از فلسفه (حقوق) غربی هستیم، بایستی اصل را بر رسیدگی ماهوی و پرهیز از پرداختن به امور شکلی قرار دهیم و اگر مخالف این امر عمل کنیم، پر واضح است که صرفا ادعای قضاوت اسلامی را داریم!! به این نکته نیز بایستی اشاره شود که درصورتی‌که خواهان قبل از اخطار رفع نقص و یا بعد از آن مبادرت به جلب ثالث نمود، در این فرض نیز به نظر می‌رسد مانعی جهت رسیدگی وجود نداشته باشد؛ به عبارتی هرچند «جلب ثالث» اصولاً برای فراخواندن شخصی است که دعوی به نحوی با او نیز ارتباط دارد یا یکی از طرفین می‌خواهد علیه او ادعایی مطرح کند، اما «نتیجه» و «کارکرد» آن در فرض حاضر، دقیقاً همان کارکرد تکمیل اصحاب دعوی است. قاضی باید به «کارکرد» این اقدام توجه کند نه صرفاً «عنوان» آن. ب) در خصوص این فرض نیز درصورتی‌که دادگاه هنگام رسیدگی (با انجام استعلام ثبتی یا ملاحظه صورتجلسه تحریر ترکه یا...) به این امر پی برد که مال علاوه بر متوفی، دارای مالک مشاع دیگری نیز بوده است، مانند فرض اول باید مبادرت به اخطار رفع نقص نماید (باتوجه به توضیحات تفصیلی در بند الف، نیازی به تکرار مباحث نیست) در خصوص صدور اخطار رفع نقص و عدم صدور قرار عدم استماع، باید به این نکته اشاره نمود که این نظر منطبق با سیاست "قضازدایی" می‌باشد که در سند تحول و تعالی قوه قضاییه نیز بدان اشاره شده است. صدور قرار عدم استماع و ارجاع خواهان به طرح دعوای مجدد، به معنای ثبت پرونده جدید، تعیین اوقات رسیدگی مجدد و تکرار ابلاغ‌ها است که تراکم پرونده‌ها را به صورت کاذب افزایش داده و با سیاست‌های قضایی مبتنی بر کاهش اطاله دادرسی در تضاد کامل می‌باشد. بنابراین به نظر می‌رسد بایستی تلاش گردد تا از صدور قرارهای شکلی و نتیجتا عدم فصل خصومت (که غالباً جهت مثبت نمودن آمار به کار گرفته می‌شود) پرهیز نمود. https://eitaa.com/iradaat @iradaat https://t.me/iradaaat
‌◍⃟🌼﷽◍⃟🌼 پاسخ پایانی به سؤال ۸۵ از جانب جناب آقای احمد بوریاباف وکیل محترم دادگستری استان فارس: بسمه تعالی و له الحمد در خصوص استفهام، یکم _ در رویه قضایی نسبت به این موارد معمولاً قرار عدم استماع صادر می گردد ولی در واقع، برای عبور از ایراد مطروح، راهکار قانونی وجود دارد. دویم _ تقسیم مال مشاع اعم قهری يا قراردادی در واقع تمییز حق و نوعی دخالت دادگاه برای جلوگیری از اختلاف می‌باشد و در فرض عدم توافق شرکاء این موضوع به عنوان امر حسبی توسط محکمه صورت می‌پذیرد. سیوم _ مقنن در ماده ٣٠۴ قانون امور حبسی از لفظ «درخواست» استفاده نموده است، هر چند از باب نظم و انضباط دادرسی این درخواست بر روی فرم دادخواست به محکمه تقدیم می‌گردد، لکن این امر ماهیت قضیه (امر حسبی) را به امر ترافعی تغییر نمی‌دهد. علی کل حال؛ مستفاد از مواد ١ و ٢ قانون امور حسبی و با استفصاص از سیاق ماده ٣٠۶ قانون سالف‌الذکر که اشعار می‌دارد: «دادگاه برای رسیدگی به موضوع درخواست تعیین جلسه نموده و درخواست‌کننده و اشخاص ذینفع را احضار می‌نماید» به عقیده مصنف مرقومه، محکمه می‌تواند از ظرفیت اطلاقی این ماده استفاده و کلیه‌ی اشخاص ذینفع، که در درخواست تقسیم ترکه، نام آنها درج نگردیده است، در مقام رسیدگی به امر حسبه، احضار نماید تا مقدمات رسیدگی فراهم گردد. والله العالم https://eitaa.com/iradaat @iradaat https://t.me/iradaaat
نظر دکتر عبدالله خدابخشی در صفحه اینستاگرام ایشان مرتبط با سؤال ۸۵ https://eitaa.com/iradaat @iradaat https://t.me/iradaaat
࿐᪥•🥀﷽🥀•᪥࿐ سلام سؤال ۸۶ از جانب یکی از همکاران محترم قضایی: دادخواست تقسیم و فروش ماترک در تاریخ ۱۱/ ۸/ ۱۴۰۰ تقدیم شده است. یکی از خواندگان که جزء وراث است مقدار ۶۰۰۰ متر زمین را در تاریخ ۷/ ۱۲/ ۱۴۰۰ یعنی چند ماه بعد از تقدیم دادخواست، به شخص ثالث واگذار می‌کند. در نهایت دادگاه حکم به فروش ماترک از جمله همان ۶۰۰۰ متر صادر می‌کند و رای قطعی می‌شود. حال خریدار دادخواست اعتراض ثالث نسبت به آن حکم مطرح نموده است. ♦️با توجه به اینکه این ملک بعد از طرح دعوا، توسط یکی از ورثه، فروخته شده و فروشنده نیز در دعوای اصلی حضور داشته، دعوای اعتراض ثالث قابلیت استماع دارد یا خیر؟ آیا راهی برای استماع‌پذیر کردن آن می‌توان یافت؟ https://eitaa.com/iradaat @iradaat https://t.me/iradaaat
⚖ ایرادات‌مانع‌استماع‌دعوا در حقوق‌دادرسی‌مدنی
࿐᪥•🥀﷽🥀•᪥࿐ سلام سؤال ۸۶ از جانب یکی از همکاران محترم قضایی: دادخواست تقسیم و فروش ماترک در تاریخ ۱۱/
࿐᪥•🥀﷽🥀•᪥࿐ پاسخ آقای عباس فاضل، کارآموز محترم قضایی به سوال ۸۶: با عرض سلام و احترام به نظر می‌رسد مانعی جهت استماع این دعوی وجود ندارد؛ به عبارتی حکمی صادر گردیده است و ثالث (خریدار) به حکم مذکور اعتراض دارد و دادگاه باید دعوی را استماع کند و وارد رسیدگی ماهوی گردد و حسب مورد حکم را نقض یا اعتراض ثالث را رد نماید. در فرض سوال، درصورتی‌که ورثه، بیع مذکور را نسبت به سهم خود تنفیذ نمایند، دادگاه آن قسمت از حکم که مربوط به فروش ۶۰۰۰ متر است را مستند به ماده ۴۲۵ آ.د.م نقض مینماید و سپس درصورت عدم همکاری وراث، خریدار باید مبادرت به اقامه دعوی الزام به تنظیم سند رسمی نماید (البته درصورتیکه ملک دارای سابقه ثبتی باشد)، اما درصورتی‌که ورثه این بیع را رد نمایند، به نظر می‌رسد دادگاه بایستی در اجرای ماده ۴۲۵ آ.د.م، مبادرت به صدور حکم نموده و در دادنامه مزبور، بخشی از حکم را (که در خصوص پرداخت وجه حاصل از فروش به وارثی که مبادرت به انتقال سهم خود نموده) نقض و نیز به این موضوع تصریح کند که وجه حاصل از فروش، نسبت به سهم وارث مزبور، باید به خریدار پرداخت شود. به عبارتی در اینجا مالکیت (اعتباری) بر ملک مزبور قابل تجزیه می‌باشد و بیع نسبت به سهم مشاعی وارثی که مبادرت به فروش ملک کرده، نافذ است، اما نسبت به مازاد، به دلیل رد ورثه باطل میگردد. بنابراین باتوجه به اینکه قبل از صدور حکم به فروش، سهم وارث مزبور به خریدار منتقل شده است و نیز اینکه درصورت عدم قابلیت افراز و تقسیم ملک، مال به فروش رفته و وجه آن به مالکین پرداخت می‌گردد و این موضوع (عدم قابلیت تقسیم) در دعوی اصلی احراز شده است، بایستی اعتراض شخص را نسبت به میزان سهمی که به وی انتقال یافته است استماع و مبادرت به صدور حکم نمود. به نظر می‌رسد ماده ۴۲۵ آ.د.م این ظرفیت را دارد که دادگاه با نقص قسمتی از رای، در دادنامه اعتراض ثالث، به محق بودن معترض ثالث در دریافت وجه حاصل از فروش مال مزبور، تصریح نماید. به عبارتی هرچند مقنن از عبارت "نقض" و "الغاء" استفاده نموده، اما مانع از این نیست که در اینجا مبادرت به درج نام خریدار ملک به عنوان یکی از مالکین مشاع ملک که در اثر فروش ملک، واجد استحقاق در دریافت وجه حاصل از فروش ملک شناخته‌شده، نماید. اگر اصلاح را نپذیریم، خریدار باید ناچارا پس از صدور حکم (و احتمالا به فروش رسیدن ملک)، مبادرت به دعوی اثبات وقوع بیع نماید و سپس وجه مذکور را (که در صندوق دادگستری تودیع می‌شود و تا زمان صدور حکم، ارزش آن به مراتب کاهش می‌یابد) دریافت نماید. عدم پذیرش این راهکار، موجب تضییع حقوق ثالث میگردد و پذیرش آن با عدالت و انصاف سازگار است و خلاف قانون نیز نیست، چراکه به نوعی تفسیر ماده ۴۲۵ می‌باشد و تفسیر قوانین، از اختیارات قاضی است که میبایست در راستای اجرای انصاف و عدالت، از این اختیار استفاده نماید. https://eitaa.com/iradaat @iradaat https://t.me/iradaaat
‌◍⃟🌼﷽◍⃟🌼 پاسخ نهایی به سؤال ۸۶ با همکاری و مشورت جناب آقایان فاضل، ضیایی و ملکی مقدمه اول: اعتراض ثالث مربوط به زمانی است که شخص در دادرسی حضور نداشته باشد. ولی در فرض سؤال، فروشنده در دادرسی حضور داشته و خریدار حاضر، قائم‌مقام او محسوب می‌شود و لذا ممکن است گفته شود که دعوای اعتراض ثالث وی خلاف ماده ۴۱۷ قانون آیین دادرسی مدنی است و مسموع نیست. ولی این ایراد به این نحو برطرف می‌شود که مقدمه دوم فروشنده در قسمتی از دادرسی حضور داشته ولی از زمان فروش، سمت وی زائل شده و شخص قائم‌مقام باید در دادرسی حضور می‌یافت و از خود دفاع می‌کرد و حضور فروشنده در ادامه دادرسی بی‌تاثیر بوده است. مقدمه سوم: دادخواست اولیه در زمان طرح دعوی صحیح و کامل بوده و مانعی جهت استماع دعوا نداشته است. سپس در اثنای رسیدگی، فروشنده مبادرت به انتقال سهم خود نموده و این موضوع را نیز به دادگاه اطلاع نداده است. به نظر می‌رسد که اقدامات مخفیانه فروشنده نباید به اساس رای دادگاه خلل وارد کند و خریدار جاهل به فرایند صدور حکم، نباید از این اقدام فروشنده متضرر گردد و در این فرض در حکم ثالث است. به عقیده دکتر شمس در جلد دوم، دادرسی در این حال باید با حضور شخص جدید ادامه یابد یعنی باید با ورود یا جلب ثالث در دادرسی حاضر شود. https://eitaa.com/iradaat @iradaat https://t.me/iradaaat
مربوط به سؤال ۸۶ در بند ۸ ارجاع مناسبی به کتاب دکتر شمس داده‌اند
✴️‌◍⃟🌼﷽◍⃟🌼 بررسی امکان پذیرش و استماع دعوای اعسار از نهادهای دولتی 🔸در جلسه کمیسیون ماهانه نشست‌های قضایی دادگستری کل استان تهران این سوال مورد بررسی قرار گرفت: در صورتی که وزارتخانه‌هایی همچون بهداشت یا علوم تحقیقات و فناوری اقدام به طرح دعوی اعسار از پرداخت هزینه دادرسی به عمل آورند و مدعی شوند که معسر از پرداخت هزینه دادرسی، چه از محل حسابهای تنخواه و چه از سایر حساب‌های خود می‌باشد؛ آیا این دعوا قابل استماع است و امکان ورود به ماهیت فراهم می‌باشد؟ 🔸در این جلسه دیدگاه اکثریت این بود که: «پذیرش دعوای اعسار از هزینه دادرسی برای دولت ضمن رعایت اصول دادرسی منصفانه و با استناد به قواعد کلی، رویه قضایی، نظریات مشورتی و ضرورت‌های عملی ممکن و قابل استماع است و مانعی قانونی برای آن وجود ندارد.» https://eitaa.com/iradaat @iradaat https://t.me/iradaaat