باسلام و عرض خیر مقدم خدمت همکارانمحترم قضایی عزیز که جدیداً در این کانال عضو شدهاند،
به استحضار میرساند که اعضای محترم میتوانند سوالات خود در زمینه استماع دعوا را از طریق آیدی مدیر کانال ارسال فرمایند.
@Modireiradat
◍⃟🌼﷽◍⃟🌼
#نظریه_مشورتی_آیین_دادرسی_مدنی_قابلیت_استماع_تجدیدنظرخواهی
تاریخ نظریه : 1403/04/18
شماره نظریه : 7/1402/864
شماره پرونده : 1402-127-864ح
استعلام
در موردی که محکومیت خواندگان بدوی در برابر خواهان بالمناصفه بوده و سپس یکی از محکومعلیهم، دادخواست تجدیدنظرخواهی خود را صرفاً به طرفیت محکومله (خواهان بدوی) تقدیم کند و مفاد این دادخواست عدم توجه دعوای بدوی به وی و تعلق کل محکومیت به ذمه خوانده دیگر باشد، آیا مرجع تجدیدنظر حق رسیدگی ماهوی به تجدیدنظرخواهی را دارد و یا آنکه در فرض صدق ادعای تجدیدنظرخواه این امر سبب نقض رأی بدوی نسبت به وی و محکومیت خوانده دیگر به کل محکومبه خواهد شد، باید محکومعلیه دیگر نیز طرف دعوای تجدیدنظرخواهی قرار گیرد و به سبب عدم رعایت این امر باید قرار عدم استماع دعوای تجدیدنظرخواهی صادر شود؟
پاسخ
اولاً، در فرض سؤال یکی از محکومعلیهم که بالمناصفه به پرداخت محکومبه محکوم شده است، نمیتواند محکومعلیه دیگر را طرف دعوا قرار دهد؛ وی همچنین نمیتواند نسبت به بخشی از محکومیت موضوع رأی که اساساً به ضرر وی نیست، اعتراض کند؛ بنابراین تعلق تمامی محکومیت به ذمه خوانده دیگر، آنگونه که در استعلام آمده است، نمیتواند موضوع خواسته تجدیدنظرخواه باشد. ثانیاً، دادگاه تجدیدنظر نیز نمیتواند فراتر از خواسته تجدیدنظرخواه را مورد رسیدگی و لحوق حکم قرار دهد؛ بنابراین در فرض سؤال، صدور حکم بر محکومیت خوانده دیگر نسبت به پرداخت تمامی خواسته خواهان بدوی در مرحله تجدیدنظر منتفی است و خواهان مرحله نخستین برای مطالبه مابقی خواسته خود ناگزیر از طرح دعوای مجدد به طرفیت خواندهای است که در دادرسی موضوع استعلام به پرداخت نیمی از خواسته محکوم شده است. ثالثاً، خوانده اخیرالذکر میتواند با استناد به رأی وحدت رویه شماره 831 مورخ 2/3/1402 هیأت عمومی دیوان عالی کشور به عنوان ثالث نسبت به حکم صادره در دادگاه تجدیدنظر اعتراض ثالث حکمی نماید.
◍⃟🌼﷽◍⃟🌼
سؤال ۱۸:
باسلام
اگر خواهان بدوا دعوی اثبات وقوع معاوضه، الزام به تنظیم سند رسمی و خلع ید در دادگاه حقوقی مطرح و دادگاه حکم به رد دعوا صادر نماید.
متعاقب صدور رای قطعی دادگاه حقوقی و عدم احراز مالکیت خواهان، نامبرده از طریق هیات قانون تعیین تکلیف اراضی فاقد سند مستقر در اداره ثبت، برای همان ملک سند مالکیت اخذ نماید.
خواهان مجددا به اعتبار سند رسمی لاحق ماخوذه دادخواست خلع ید بدهد.
آیا رای سابق دادگاه حقوقی اعتبار امر مختوم دارد؟ و خوانده می تواند بدان استناد کند؟ یا سند جدید ماخوذه مانع اعتبار امر مختوم می شود؟
@iradaat
◍⃟🌼﷽◍⃟🌼
پاسخ ۱۸:
سلام
باعنایت به اینکه ملک، همان ملک است، به نظر میرسد که دعوا مشمول اعتبار امر مختوم است.
و تغییر دلایل اثباتی، مانع جریان قاعده اعتبار امر مختومنمیشه.
(گرچه رای مذکور، در مورد خلع ید دچار اشکال است و باید قبلاً قرار رد دعوا صادر میشد. نه حکم)
البته در فرضی که میفرمایید اگر دادگاه این ایراد را قبول نکند، سند جدید، یک سند معارض است دادگاه باید قرار توقیف دادرسی به استناد ماده ۱۹ صادر کند و به محکومُله حکم قبلی، فرصت بدهد تا نسبت به ابطال سند ازطریق هیأت نظارت اقدام نماید یا اینکه دادخواست تقابل ابطال سند به دادگاه عمومی بدهد.
🌹🌹🌹
@iradaat
◍⃟🌼﷽◍⃟🌼
ایراد یکی از اعضا به قسمتی از پاسخ ۱۸:
لازم به ذکر است راجع به راهکاری که در کانالتون اشاره فرمودید مبنی بر صدور قرار توقیف دادرسی، به نظر میرسه که قرار توقیف ناظر بر تکلیف خواهان به طرح دعوی است. لذا الزام خوانده دعوای فعلی (دعوای خلع ید جدید به استناد سند رسمی جدیدالصدور) به طرح دعوی ابطال دور از مقصود ماده استنادی باشه.
پاسخ:
البته بنده گفتم که مشمول اعتبار امر مختوم است ولی ...
جالبه در این مورد همکاران مقاومت زیادی دارند. یعنی توقیف دادرسی را مخصوص خواهان میدانند. در حالی که توقیف دادرسی برای ترمیم دعوا، مختص مدعی است؛ چه خواهان باشد و چه خوانده.
چه بسا خوانده در مقام دفاع، ادعایی مطرح نماید که نیازمند اثبات باشد.
استماع دعوا نیز مختص خواهان نیست بلکه ممکن خوانده در مقام دفاع، ادعایی کند که رسیدگی به آن در صلاحیت ذاتی دادگاه حاضر نیست.
آیا درست که دادگاه بدون استماع دفاع خوانده، حکم بر ضرر وی نماید.
در حالی که صلاحیت رسیدگی ماهوی به دفاع را ندارد.
به نظر لازم است که به خوانده فرصت داده شود که ادعای خود را در مرجع صالح ذاتی ثابت کند و سپس رأی مقتضی صادر شود.
ابن بحث در مورد قرار اناطه در امر کیفری نیز قابل استفاده است.
@iradaat