eitaa logo
⚖ ایرادات مانع استماع دعوا در حقوق دادرسی مدنی
2.7هزار دنبال‌کننده
290 عکس
18 ویدیو
80 فایل
ایرادات (موانع) استماع دعوا حقوق آیین دادرسی مدنی ارتباط با مؤلف کتاب @Modireiradat لینک کانال @iradaat
مشاهده در ایتا
دانلود
قانون الزام .pdf
حجم: 1.2M
‌◍⃟🌼﷽ ◍⃟🌼 کتابچه آموزشی بررسی و تبیین «قانون الزام به ثبت رسمی معاملات غیرمنقول» https://eitaa.com/iradaat @iradaat
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
‌◍⃟🌼﷽ ◍⃟🌼 پاسخ جناب آقای فردوسی، قاضی محترم دادسرای کرمان به سؤال ۵۵: سلام علیکم ارادت دعوایی مسموع است که ذی‌اثر باشه. لازمه قابل استماع بودن دعوا اینه که اظهارنظر نسبت به اون اثر هم باید در صلاحیت دادگاه باشه. در خصوص این دعوی دو اثر متصوره: 1. تحقق جرم. که اگر مشمول مرور زمان بشه یا شاهد فوت کرده باشه اصلا چنین اثری نداره چون پرونده در هر صورت موقوفی میخوره. و فارغ از این، احراز موضوع هم در صلاحیت محاکم کیفری است. 2. مجوز اعاده دادرسی. ممکنه اینجا کسی بگه که ما میتونیم این دعوی رو در محاکم حقوقی استماع کنیم و رای بدیم فارغ از اینکه جرم باشه یا نه چون جرم نیاز به احراز سو نیت داره و این رو دادگاه کیفری تشخیص بده ولی در حد کذب بودن رو دادگاه حقوقی احراز کنه تا این نتیجه بهش مترتب بشه. مثلا فرض کنید در پرونده انتقال مال غیر طرف ابتدا دادخواست اثبات مالکیت یا وقفیت میده و نتیجه این رای رو در اثبات موضوع بزه انتقال مال غیر در محاکم کیفری استفاده میکنه. این شبهه هم وجود داشت و میشه گفت استدلال خوبی هم داشت لکن نص وحدت رویه3700 چنین استدلالی رو نمیپذیره و تجویز اعاده دادرسی رو منحصر در اثبات کذب بودن شهادت در دادگاه میکنه. لذا دیگه دادگاه حقوقی به چی رسیدگی کنه؟! از طرفی ما یک اصل تبعیت رای حقوقی از کیفری داریم ولی بالعکس نه. https://eitaa.com/iradaat @iradaat
◍⃟🌼﷽ ◍⃟🌼 ♦️ برای هر دعوای دچار ایراد، راهی برای عبور از ایراد می‌توان یافت؛ مگر اینکه خود قانونگذار صراحتا دادگاه را از رسیدگی به دعوا منع کرده باشد.♦️ استماع دعوا و مقتضیات استماع دعوا و دست‌اندازهای استماع دعوا (جایگاه) اصل استماع دعوا آیینی نحوه صحیح طرح دعوا شناخت و تحلیل انواع ایرادات اجرای سند تحول قوه قضائیه در مورد افزایش آراء ماهوی و تحلیل ایرادات احتمالی موجب عدم استماع تصحیح و ترمیم شکلی دعاوی دچار ایراد (ناقص و معیوب) قانونی تصحیح در طرح دعوا و جلوگیری از تجدید دعوا استماع‌پذیر کردن دعاوی دچار ایراد و اشکال اصول و قواعد تسهیل دادرسی ترمیم دادرسی حسن‌نیت در قواعد آیینی توصیف دعوا و خواسته منصفانه و دادرسی موردی اقناع دادگاه برای استماع دعاوی مشکوک و صدور حکم دعاوی ممنوع و غیرقابل استماع در قوانین و رویه قضایی (مبتنی بر رویه‌های قضایی مناطق مختلف کشور) دفاع و جلوگیری از استماع دعاوی ممنوع توسط دادگاه و خفه‌کردن دعاوی ممنوع در نطفه (بدو امر) دعاوی غیرقابل استماع قبل و بعد از قانون نحوه الزام به ثبت معاملات اموال غیرمنقول صحیح طرح دعاوی متعدد و دعاوی دارای مقدمه استدلال برای نقض قرارهای غیرموجه در مرحله تجدیدنظر همه در کتاب و کانال به سؤالات در زمینه استماع‌پذیری دعوا در این کانال پاسخ داده خوهد شد. https://eitaa.com/iradaat @iradaat
‌◍⃟🌼﷽ ◍⃟🌼 🅰 نظر دوم در خصوص سؤال ۵۵ ازسوی جناب آقای بوریاباف وکیل محترم دادگستری استان فارس با همکاری بنده: برخلاف نظر اول، دعوای اثبات شهادت کذب (کذب شهادت شاهد یا مطلع) به صورت مستقل و همزمان از قابلیت استماع برخوردار است. زیرا رأی وحدت رویه فوق‌الذکر انحصاری ایجاد نکرده است و طبق قاعده عقلی، اثبات شیء نفی ماعدا نمی‌کند. لذا مقتضی استماع موجود است و طبق اصل استماع، دعوا باید استماع شود و حداقل اثرش هم این است که می‌تواند موجب پذیرش اعاده دادرسی وفق ماده ۴۷۷ قانون آ.د.م شود. در وهله بعد فقط باید بررسی شود که آیا مانعی برای استماع وجود دارد یا خیر. مثل اینکه در دادرسی مهلتی برای جرح شاهد یا دفاع در برابر آن وجود دارد و اگر بنا باشد که دفاع دیگری در مورد آن مطرح شود، خصوصا بعد از صدور رای قطعی، با محدودیت جهات اعاده دادرسی مواجه شود. (در امور کیفری ظاهرا محدودیت از این جهت وجود ندارد و پس از شهادت نیز می‌توان به آن خدشه کرد) در این وهله نیز مانع مصرح قانونی برای استماع چنین دعوایی در قوانین یافت نشد و لذا طبق اصل استماع، چنین دعوایی باید استماع شود و در کتاب ایرادات مانع استماع دعوا به تشریح بیان شده زمانی که مدعی، دو راه حقوقی و کیفری پیش رو داشته باشد، حق انتخاب یکی از دو راه را طبق مصلحت خویش دارد و هیچ دادگاهی نمی‌تواند او را به انتخاب یکی از این دو راه ملزم نماید. 🅱 آنچه از منطوق و مفهوم رای وحدت رویه شماره ٣٧٠٠ مورخ ١٣٣٧/٠٧/٠۶ مستفاد می‌گردد این است که؛ اولاً: اختلاف شعب دوم و هشتم دیوان تمیز که منتج به رای وحدت رویه شده است، در خصوص سبقِ اثبات شهادت کذب است. به عبارت دیگر، بر خلاف عقیده‌ی شعبه دوم، طبق عقیده‌ی شعبه هشتم و هیات عمومی، محکوم‌علیه باید قبل از استدعای اعاده محاکمه، حکم قطعی در خصوص شهادت کذب اخذ کرده باشد و دیوان نمی‌تواند رأساً به موضوع شهادت کذب رسیدگی کند. ثانیاً: از مفاد رای شعبه هشتم دیوان تمیز که اعتقاد به سبق حکم قطعی شهادت کذب دارد، لزوم حکم محکومیت کیفری استنباط نمی‌گردد. (وجود اجمال در کلام) ثالثاً: اساسِ رأی هیات عمومی دیوان تمیز، رفع اصلِ اختلاف در خصوصِ سبق يا عدم سبق حکم قطعی شهادت کذب می‌باشد، وصف کیفری حکم شهادت کذب، از باب غالب آمده است (نه انحصار) و اِلا لازم می آید در مواردی که به هر دلیل رسیدگی کیفری ممکن نیست، ذینفع از مرحله‌ی فوق‌العاده اعتراض محروم گردد و این بر خلاف مبنای تقنین است. (حکم متعادلين و حکم متراجحین) https://eitaa.com/iradaat @iradaat
◍⃟🌼﷽ ◍⃟🌼 در مورد صلاحیت دادگاه بدوی و قابلیت تجدیدنظر و فرجام، همیشه ملاک تقویم هر یک از خواسته‌ها (دعاوی متعدد در یک دادخواست) و یا مبلغ هر یک از خواسته‌ها است و جمع دعاوی ملاک صلاحیت دادگاه صلح یا عمومی نیست. استثنائا چنانچه خواسته‌ها وجه نقد و ناشی از یک منشا و جهت باشد، ملاک جمع مبالغ است و چنانچه در دادخواست‌های جداگانه مطرح شده باشد، وکیل خوانده مکلف به اطلاع‌رسانی به دادگاه است تا رسیدگی توام صورت گیرد. https://eitaa.com/iradaat @iradaat
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
‌◍⃟🌼﷽ ◍⃟🌼 سؤال و پاسخ ۵۶: آیا اگر مدعی (غالباً خواهان) یا وکیل وی شاهد معرفی نکرده باشند، دادگاه می‌تواند از او شاهد بخواهد؟ آیا این کار تلقین دلیل نیست؟ آیا خروج از بی‌طرفی محسوب نمی‌شود؟ پاسخ: این کار نه‌تنها تلقین و خروج از بی‌طرفی محسوب نمی‌شود بلکه در شرح لمعه (کتاب القضاء) به صراحت آمده که واجب است که قاضی از مدعی، مطالبه بینه کند (و این کار خروج از بی‌طرفی نیست). https://eitaa.com/iradaat @iradaat
◍⃟🌼﷽ ◍⃟🌼 نظر و استدلال موافق سرکار خانم بنفشه رضایی، وکیل محترم دادگستری شهرکرد سلام و عرض ادب تلقین دلیل به معنای تأثیرگذاری بر طرفین یا شاهدان به‌گونه‌ای است که آنان را وادار به ارائه شهادت یا ادله خاصی کند. دادگاه نمی‌تواند شواهد را به طرفین تحمیل کند و یا به‌طور غیرمستقیم آنان را به ارائه شاهد یا دلیلی خاص وادار سازد. در صورتی که دادگاه از طرفین بخواهد که شاهد معرفی کنند، این اقدام به‌منزله تلقین دلیل نیست، زیرا دادگاه صرفاً در صدد جمع‌آوری شواهد (دلایل) جهت روشن شدن حقیقت است. در واقع، دادگاه می‌تواند از طرفین خواسته‌های منطقی در زمینه ارائه دلایل مطرح کند. طبق اصل بی‌طرفی قاضی، دادگاه باید در تمامی مراحل رسیدگی بدون هرگونه تمایلی نسبت به یکی از طرفین، براساس ادله ارائه‌شده خواهان تصمیم‌گیری کند. اگر دادگاه صرفاً از طرفین بخواهد که مستندات خود را تکمیل کنند و در این راستا از آنان بخواهد شاهد معرفی کنند، این عمل خروج از بی‌طرفی محسوب نمی‌شود. چرا که دادگاه همچنان در جایگاه بی‌طرفی قرار دارد و هدف آن تنها روشن کردن واقعیت‌ها و جمع‌آوری شواهد (دلایل) برای تصمیم‌گیری صحیح است. از طرف دیگر، اگر دادگاه به‌طور فعال در مسیر خاصی از جمع‌آوری شواهد هدایت کند و یا فشار به طرفین وارد نماید، بی‌طرفی دادگاه محل شک خواهد شد. نتیجه آنکه اگر صرفاً در جهت روشن شدن حقیقت و بر اساس اصول قانونی انجام شود ایرادی ندارد. ‌ https://eitaa.com/iradaat @iradaat
‌◍⃟🌼﷽ ◍⃟🌼 نظر جناب آقای دکتر محمدحسین مشکاتی در مورد سؤال ۵۶: پرسش به یک بحث کلیدی در دادرسی مرتبط است که میان اصل بی‌طرفی قاضی و اختیار قاضی برای کشف حقیقت قرار دارد. برای پاسخ دقیق، باید دیدگاه‌های فقهی و حقوقی را بررسی کنیم. 1. از منظر قانونی (نظام حقوقی ایران) بر اساس قانون مدنی ایران: بار اثبات دلیل: طبق ماده 1257 قانون مدنی، «هرکس مدعی حقی باشد باید آن را اثبات کند.» این اصل به این معناست که مدعی (خواهان) یا وکیل او وظیفه ارائه دلیل، از جمله معرفی شهود، را بر عهده دارد. دادگاه نباید به طور فعال برای تکمیل دلایل خواهان وارد عمل شود، زیرا این امر ممکن است به عنوان تلقین دلیل یا خروج از بی‌طرفی قاضی تلقی شود. اصل بی‌طرفی قاضی: قاضی باید بی‌طرف باقی بماند و صرفاً به ارزیابی دلایل و مستندات ارائه‌شده از سوی طرفین بپردازد. اگر مدعی به شهادت شهود اشاره نکرده باشد، دادگاه نمی‌تواند خود پیشنهاد دهد که شاهد معرفی کند. این اقدام ممکن است شائبه جانبداری ایجاد کند. اما اگر مدعی در دادخواست خود به شهادت شهود استناد کرده باشد اما شهود را معرفی نکرده باشد، دادگاه می‌تواند برای تکمیل دلایل خواهان، از او بخواهد که شهود خود را معرفی کند. 2. از منظر فقه امامیه در فقه امامیه، اختیارات قاضی برای کشف حقیقت گسترده‌تر است. بر اساس منابع فقهی مانند شرح لمعه و جواهرالکلام: قاضی می‌تواند از طرفین بخواهد دلایل خود را ارائه دهند یا در صورت نیاز تکمیل کنند. این درخواست، به شرطی که در چارچوب ادعاهای مطرح‌شده باشد، تلقین دلیل محسوب نمی‌شود، بلکه بخشی از وظایف قاضی برای رسیدگی عادلانه است. کلام صاحب جواهر: صاحب جواهر در کتاب خود تأکید می‌کند که: اگر مدعی ادعای خود را به شهادت شهود منوط کرده باشد اما شهودی معرفی نکند، قاضی می‌تواند از او بخواهد که دلیل خود را ارائه دهد. اما اگر مدعی هیچ اشاره‌ای به دلیل خاصی نکرده باشد، قاضی نباید دلیلی را پیشنهاد دهد، زیرا این کار از اصل بی‌طرفی قاضی خارج است. 3. تلقین دلیل یا کشف حقیقت؟ تفاوت میان تلقین دلیل و کشف حقیقت به نیت و نحوه عملکرد قاضی بستگی دارد: تلقین دلیل: اگر قاضی خود دلیلی را برای تکمیل ادعای خواهان پیشنهاد دهد (مثلاً بگوید: «آیا شاهدی دارید؟»)، این عمل تلقین دلیل و خلاف اصل بی‌طرفی است. کشف حقیقت: اگر خواهان در دادخواست خود به شهادت شهود اشاره کرده باشد اما دلیل خود را کامل ارائه نکرده باشد، قاضی می‌تواند برای روشن شدن موضوع، از او بخواهد که شهود خود را معرفی کند. این اقدام، بخشی از وظایف قاضی در کشف حقیقت محسوب می‌شود. نتیجه‌گیری قانونی: قاضی نمی‌تواند رأساً از خواهان بخواهد که شاهد معرفی کند، مگر این‌که خواهان در ادعای خود به شهادت شهود استناد کرده باشد. فقهی: در فقه امامیه، اگر قاضی قصد کشف حقیقت داشته باشد و این اقدام به عدالت نزدیک‌تر باشد، می‌تواند خواهان را برای ارائه دلیل راهنمایی کند، اما نباید دلیلی را تلقین کند که خواهان به آن اشاره نکرده است. https://eitaa.com/iradaat @iradaat