وایپ/روبش
💥چندی پیش نسبت به اختلاط و موسیقی به عنوان «سنگریزههای حسینیه معلی» نقد نوشته شد و این نهی از منکر از جانب بخشی از بدنهی مومنین قوت گرفت، در مقابل گروه دیگری از جامعهی مومنین، ناقدین را با عناوینی چون «خشک مغز»، تشابه به «اکبر پونزها» و انگ «شیعهی انگلیسی» مورد التفات قرار دادند، گویی به بخشی از ناموس رسانهای دست زده شده است!
▪️مطالعه مطلب « سنگریزههای حسینیه معلی»👇
http://roubesh.ir/post/2006
💥ماجرا آنجا غمانگیزتر شد که برخی از بدنهی رسانهی انقلابی و یا شاید دستاندرکاران رسانه ملی! برای تطهیر این سنگریزهها از «کذب رسانهای» استفاده کردند و با عنوان «پاسخ به جو سازی علیه برنامهی خوب معلی» از صحبتهای آقای مطیعی در فصل قبل استفاده کردند! که متاسفانه آن سخنان ناظر بر آن فصل و دست زدن بود نه اختلاط و موسیقی که این بهرهمندی را از آن کردند!
💥بگذریم!
عدهای از دلسوزان هم داد برآوردند که کار رسانهای، آداب خودش را دارد، سخت است، نمونه نیست و...
اولا برنامهی حسینیهی معلی در فصل قبل در شعبانالمعظم یک نمونهی عالی از کار رسانهای و حتی تمدنی در نمایش شادی در مومنین ارائه دادند که در مطلب ««حسینهی معلی» پاسخی رسانهای در جهت اثبات قدرت تمدنیِ حاکمیت دین» بدان پرداخته شد. مطالعهی آن👇
http://roubesh.ir/post/1486
ثانیا الحمدلله در طلیعهی پنجاهسالگی انقلاب اسلامی هستیم و از این دست تولیدات به واسطهی فرهنگ کهن ایران بزرگ و فرهنگ منبعث از دین خاتم بسیار است به عنوان مثال:
📽 فیلم اول: دستهای از دختران تازه مکلف شده با چادرهای رنگارنگ همراهِ ضربآهنگ دست با مداحی آقای میثم مطیعی یک محتوای غنی را میخوانند:
دخترِ مسلمانِ ایرانم
پیرو اهلبیت و قرآنم
...ما دخترای خوب این وطنیم
از خونهمون محالِ دل بکنیم
حالا که آسمونه مقصد ما
باید که شیطون رو زمین بزنیم
...من یه روز فلسطینو میبینم
من دوستِ دخترای فلسطینم
و...
📽 فیلم دوم: نماهنگ «پسراتو ببین»
عدهای از پسران نوجوان با هم همخوانی میکنند، جذابیت تصویری این نماهنگ که همراه با موسیقی است اما موسیقی بر متن غلبه ندارد و ضربآهنگ آن ملایم بوده سبب میشود مخاطب با آن همراه میشود:
...پسرا یک به یک، یک لشکرن
پسرا جونفدای رهبرن
...من به رهبرم میگم آقاجون
پسراتو ببین
پشتشون به بودن تو گرمه آقاجون
...دشمنت پاشو بذاره کج
من خودم پاهاشو میشکنم
..دشمنت با خودش چی فکر کرده
اینجا ایرانه غلط کرده
...بم اجازه میدی جون فدات باشم
مثل حاج قاسم برات باشم
سن من کمه ولی یک سربازم
قاسم از خودم برات میسازم
📽 فیلم سوم: نماهنگ «جهان پهلوان»
سرود در یک خط داستانی توسط چند نوجوانِ پرهیجان و امروزی، خوانده میشود، در این نماهنگ نیز موسیقی وجود دارد اما موسیقی بر متن غالب نیست و کمی رنگ سنتی دارد. در روایت داستانی آن، آرش کمانگیر از آنها میخواهد که اسطورهی بعد خود را بشناسد و نام پهلوان آنان را میخواهد بداند که جواب میشنود:
...که هستیم فرزند ایران پاک
که هستیم عاشق بر این آب و خاک
....به لطف دلیران دوران ما
نشد یک وجب مرزها جابهجا
....عظیم است تاریخ ایران ما
بلند است فهرست اسطورهها
در این نسل اسطورهی بیشکست
ابرمرد ایران سلیمانی است
و...
📽فیلم چهارم: رجزخوانی دختر ایرانی به زبان عبری در «حسینیه معلی» در شعبان امسال است که با عظمت بسیار در چشم مینشیند و ظهور زنان مسلمان ایرانی را به رخ جهانیان میکشد، حضوری به جا و نقطهزن که حتما واهمه در دل دشمن میکارد و دشمن را ناامید میسازد.
📽 فیلم پنجم: نماهنگ «زیر پرچم ایرانیم»
جمعی از دختران نوجوان دبیرستانی، با رنگ پوششهایشان، زیبایی بصری و هماهنگ با ترانهای که توسط پسران نوجوان خوانده میشود، را به تصویر میکشانند، این اختلاط، هرچند از مطلوب فاصله دارد اما اختلاط نگرانکننده در حوزهی رسانه نیست چون حیطهی کاری دو جنس جداست:
تو ای خانهی دلاوران و شیران
خاک تو را چون جان شیرین دوست دارم
دشمن به تو چپ بنگرد، کی گذارم؟
💫 این پنج نمونه، نمونهای از کارهای رسانهای است که قالبهای متعدد و متنوع سرودی را نشان میدهد که نشان از تمدنی بودن فرهنگ و هنر دارد و به واقع سرود با این محتواهای غنی و استفاده از نوجوانان که آیندهسازان ایران و جهان هستند، یک تبلیغِ تمامعیار است مادام که مرزهای تقوا در آن رعایت شود و توجه به اقتضای هر رسانه در آن لحاظ گردد.
⁉️براستی در این پنج نمونه که هم تک جنس دختران، تک جنس پسران، موسیقی ملایم، حضور دختران و سرودخوانی پسران بود، مشکلی در جذابیت یا بهروز نبودن یا عدم توجه به نیازهایی که در نسل امروزی هست، به وجود آمده است؟! که لازم باشد ضربآهنگهای تند، پرچمگردانی مختلط، سرودهای مختلط متناوب و... پخش گردد؟!
📝زهرا خندان
📡 روبش/وایپ را در پیامرسانها دنبال کنید
@irwipe
8.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎭 ولنگاری بیاندازه و کنایاتِ توهینآمیز به حکومت، چاشنی نمایش طنز قجری!
🔸این روزها که خبر اجرای دوهفتهای تئاتر «سفرنامه آبجی مطفر» راشنیدم به یاد اعتراض پر سروصدای قطبالدین صادقی، کارگردان این نمایش روی صحنه و مقابل تماشاچیان افتادم او از عدم دریافت بودجه کافی برای اجرای این اثر انتقاد کرد و گفت برای آمادهسازی نمایش مجبور به گرفتن وام شده است. به کاهش تعداد اجراهای نمایشش به دلیل اختصاص دادن تالار اصلی تئاتر شهر به گروه دیگری گلایه کرده و به مسئولان تا میتوانست تاخت.
وایپ/روبش
🎭 ولنگاری بیاندازه و کنایاتِ توهینآمیز به حکومت، چاشنی نمایش طنز قجری! 🔸این روزها که خبر اجرای دو
🔸«سفرنامه آبجی مظفر» قرار است یک تئاتر کمدی تاریخی باشد و البته موزیکال؛ به قول قطبالدین صادقی در آن جنجال آخر اجرای شب اول روی صحنه سالن تئاترشهر؛ چهره ندارد و البته موضوعش خارجکی نیست!
🔸ماجرای طنزی از سفر مظفرالدینشاه قاجار است به پاریس برای افتتاح نمایشگاه ۱۹۰۰، سبک و سیاقش برگرفته از همان روحوضیهای سنتی و قدیمی ایرانیست با همان مدل موسیقی و ضربآهنگ تند و تُنبکی. و البته محوریت داستان قدمشاه است، زنِمطرب دربار که در این سفر همراه مظفرالدینشاه است و افسری فرانسوی دلباختهی او میشود و باقی ماجرا...
🔸در طول اجرا، بنگاه شادمانی قدمشاه بارها و بارها برپا میشود و موسیقی زنده و خوانندهی خانم و آقا، رقاص و رقاصه!
حرکات موزون و اروتیک برآمده از داستانی اروتیک است که مخاطب را مخاطب عام فرض نکرده و قطعاً برای گروه سنی پایین این حجم از الفاظ و حالات رکیکِ جنسی نهتنها مناسب نبوده، بلکه سم است.
🔸و حجابِ چادر که انگار قرار است حرمتی دیگر برای آن باقی نماند! بر سر هر مدل زنی و در هر حالِ نامناسبی دیده میشود، مثلاً زنِ هفتقلم آرایش کردهای که رقص کنان درحال عزاداریست!
🔸در اینچنین اجراهایی شاید با مجوز رقص کروگرافی شده زنان و مردان در کنار هم عرفی را سالهاست ایجاد کردند که کمتر حساسیتزاست و انگار پیش چشم مسئول و مخاطب عادیسازی شده اما «سفرنامه آبجی مظفر» رسماً رقاصهی زن دارد، بدون تعارف و لکنت!
و از همه بدتر این مدل رقصیدنها در سراسر نمایش با تذکر رعایت حجاب همراه است!
مظفرالدین شاه هرجا میرود به زنان همراه تذکر میدهد حجاب اسلامیتان را رعایت کنید بعد بروین فلان جا!
🔸شاید قطبالدین اینجور خواسته زهر کلامش را در مضمون نمایش بگیرد و مخاطب را دچار بیحسی موضعی کند که چندان بهش برنخورد وقتی در طول و عرض نمایش مدام تحقیر ایرانی را میبیند و ایرانی را با برجسته کردن نقاط ضعف فرهنگیاش تمسخر میکند.
فرهنگی که خیلی خیلی پیش از فرانسه متعلق به ایران و ایرانی بود؛ دست گذاشتن روی بخش و برشی از تاریخ و آنرا دستمایهی تحقیر ایرانی کردن، جز خودزنی یک مازوخیست برایم مفهوم محترمانهتری ندارد؛ اگرچه اصل و تمام ماجرا منحصراً این نیست!
تا جایی که شاه مملکت را آنقدر بیمایه تصویر کنی و او را چشمچران، هوسران و شاهدباز معرفی کنی و در عینحال آنقدر سفاک که رقاصه دربارش را نعل بزند!
🔸و این خودزنی فرهنگی آنقدر برای قطبالدین صادقی انگار اهمیت دارد که به ضرب تکرار مکررات و کشدار کردن داستان، پیه خستگی مخاطب را به جان خریده و با ضرب و زور ضربآهنگ و رقص قصد دارد نگذارد تئاتر و مخاطب از نفس بیوفتند.
آیا اساساً واجب است این هجم از تمسخر، خودتحقیری، توهین و جسارت به ایران را زرورق پیچیده لابلای رقص و آواز به خورد مخاطب داد؟!
🔸نمایش با پایانی تراژیک و بشدت شعارزده در سیاسیترین حالات و کمالات به اتمام میرسد، با شکنجه و ریختن خونِ زنی که شاد است و آواز میخواند و میرقصد و صدای جیرینگ جیرینگ خلخالش روح زندگی را در ایران و فرانسه به جریان انداخته بود.
🔸«سفرنامه آبجی مظفر» انگار مرثیهای شده باشد برای زنان ایران، وقتی که گروه موسیقی بارها و بارها فریاد میزنند؛
آبجی مظفر، چرا دل وِیلونه، چرا جون ارزونه! چرا جون ارزونه! چرا جون ارزونه!
🔸ارجاعات سیاسی و تلاش صادقی برای تقارن و قرابت معنایی دیروز و امروز در این نمایش قابل تأمل است؛ از تکیه کلامهایی چون: نهار خوردید؟! تا تلفظ موزهی لوور و...، نمایش بُنگاه شادمانی در صحنهی اجرایی که مجلس تعزیهی زنانه هم در آن نمایش داده میشود آنهم با آن حالات و احوال، یک مفهوم ساده و سطحی ندارد!
🔸شادی و زن و آواز هیچوقت در این سرزمین مظلوم نبود، اما گویی عدهای بنا دارند آنچه در ذهن مشوش و آلوده به غرضورزیهای فراوانشان میگذرد را به مخاطب دیکته کنند!
🔸«سفرنامه آبجی مظفر» شاید در نگاه اول نقد دوره قاجار باشد اما زیرلایههای آن تمام کنایههایش متوجه گفتمان امروز و حاکمیت فعلیست؛ قاجار ضعفهای بسیاری داشت، قبول؛ ایران را تکه تکه حراج کرد و البته نقاط درخشانی هم در تاریخش بود؛ اما سوال همیشگیام این است که فضای هنری با این اشتهای سیری ناپذیری که در نقد دوره قاجار دارد و از هیچ توهین و تحقیری نسبت به آن فروگذار نیست، چطور برای دوره پهلوی و جنایتهایش، برای چپاولها و مملکت را چوب حراج زدنهایش همواره صُمٌ بکم است!
🔸اساساً انگار هیچوقت هیچ هنرمندی هیچ نقدی به پهلوی برای آنهمه تحقیری که از طرف امریکا و اروپا و شوروی میشد ندارد؛ مثلا آن دورهمی سه نفرهی روزولت و چرچیل به میزبانی استالین در سفارت شوروی بدون حضور محمدرضاشاه ایران، درونمایهی چند تئاتر طنزِ جذاب تاریخی میتواند باشد؟!
📝 نرجس احمدی
📡 روبش/وایپ را در پیامرسانها دنبال کنید
@irwipe
✏️ سریال از ۷سال بعد از قهرمانی هادی در مسابقات انتخابی تیم ملی کشتی نوجوانان شروع میشود و اتفاقاتی را نمایش میدهد که باعث تغییرات روحی او شده و بهدنبال تربیتِ درست نسل نوجوان میرود.
✏️ اهمیت مسجد بهعنوان مکانی نهتنها برای عبادت با خداوند، بلکه برای تربیت نسل نوجوان و جوان از برجستگیهای سریال بهشمار میرود، مسجدی که فصل اول در حال ساخت بود و در فصل دوم تبدیل به مکانی شده بود که هادی و دیگر دوستانش در آن مشغول تربیت نوجوانان به روشهای مختلف و همراه با سرگرمیهایی چون اردو رفتن بودند.
✏️معضلات اجتماعی و خانوادگی حاشیه شهرهای بزرگ همچنان در فصل دوم وجود دارد و بیشتر از سابق هم شده است، در عین حال هادی تلاش می کند با وجود تمامی طعنهها و کنایهها کاری کند افرادی که سمت مسجد نمیآیند را به مسجد جذب کند. مشکلاتِ دیگر نوجوانان مثل درگیریهایی که با خانواده دارند، عشقهای ناپختهی نوجوانی و... از دیگر خرده روایتهای داستانی سریال بهشمار میرود.
✏️اهمیت خانواده و تشکیل خانواده در داستان بسیار پر رنگ است؛ مادر و خواهر هادی تمام تلاششان را می کنند هادی سر و سامان پیدا کند، در بخشی از سریال هادی دیداری رویایی با شهید ابراهیم هادی که از نوجوانی الگوی او شده است دارد و گفتگوی جالبی بین آنها شکل میگیرد:
- هادی: تا جایی که من شنیدم شما هرگز ازدواج نکردی!
- شهید ابراهیم هادی: هادی! کی گفته هر کاری که من کردم درست بوده؟
در ماجرای ازدواج، هادی تلاش خودش را تا انتهای داستان میکند که رضایت همسر آیندهاش را جلب کند، روایتی بسیار شبیه ماجرای ازدواج شهید مصطفی صدرزاده که همسر ایشان هم برای مدتی طولانی مخالف ازدواج بودند و ایشان تمام تلاش خودشان را کرد تا رضایت همسرشان را برای ازدواج جلب کند.
✏️بهتصویر کشیدن دلاوریهای حزب الله قهرمان در جنگ ۳۳روزه با صهیونیستهای خونخوار که با تلاشهای شهیدان گرانقدرِ مقاومت سید حسن نصرالله، عماد مغنیه و حاج قاسم سلیمانی به دست آمد، جالب توجه بود.
🔔 فصل دوم سریال بهنسبت فصل اول دارای قسمتهای کمتری بود، جلوههای ویژه و پرده سبز ضعیفی داشت و این متأسفانه سطح فیلم را پایین آورده و سکانسهای بسیاری را ناملموس و برای مخاطب غیرقابل همراهی میکرد، صحنههایی مثل حرم حضرت زینب، صحنههای داخل خودرو و نماهای شهر سوریه و لبنان؛ علاوه بر این پایانبندی قابل قبولی هم نداشت و اگر قرار باشد فصل سوم تولید و پخش نشود زحماتی که برای بهتصویر کشیدن زندگی یک شهید مدافع حرم از نوجوانی تا شهادت، کشیده شده، با یک پایان باز هدر میرود!
داستانی که تا الان وارد دهه حساس ۹۰ خورشیدی و جنگ سوریه نشده و در سال ۱۳۸۶ خاتمه پیدا کرده است.
✏️بههرحال سریال فراری داستانی مناسب برای نسل جوان و نوجوان است.
روایت زندگی یک قهرمان واقعی میتواند برای این نسل جذابیتهای خودش را داشته باشد، نسلی که بسیار دقیق و باهوش هستند و با در اختیار داشتن و دسترسی بالایی که به تکنولوژی روز دنیا دارند سطح توقعشان از کیفیت کارهای رسانهای بالاست.
📝حمید عارفی
📡 روبش/وایپ را در پیامرسانها دنبال کنید
@irwipe
🎞 فریبندگی اینفلوئنسری در مجموعهی «فریبا»
📺 مجموعهی تلویزیونی «فریبا» را شاید بتوان یکی از مجموعههایی دانست که صداوسیما با توجه به موقعیت زمانی مبادرت به ساخت آن کرده است.
پُرکِشش بودنِ موضوع، بازی خوب بازیگران به همراهِ گرههای داستانیِ درست به جذابیت داستان کمک کرده تا مخاطب را تا آخرین قسمت دنبالکنندهی آن کند، هرچند برخی از پرداختها ضعیف اما قابل اغماض بود.
📱پرداخت به موضوع اینفلوئنسرها با توجه به اقبال عمومی جوانان به سمت این نوع کارها با وجود دسرسی آسان در فضای تیکتاک، یوتیوپ، اینستاگرام بسیار مهم و ضروری است.
📱نمایش ساختار شرکتها و تسلط بر زندگی اینفلوئنسرها را شاید بتوان جذابترین بخش این مجموعه دانست که آزادی فردِ مشهور با قراردادهای منعقد شده با شرکت محدود میشود و این آزادیِ نمایشی، دروغ بزرگ رسانهای است.
📱بخش دیگر، پرداخت به زندگی فیک «دروغین» این افراد است که برای دستیابی به سودِ بالاتر حتی حاضرند، ازدواج صوری هم بکنند.
📱نکتهی قابل تأمل این مجموعه، نمایش معیار ارزشگزاری افراد بود که بر مبنای سودآوری آنها رتبهبندی میشدند، دقیقا در نظام سرمایهداری، افراد به اندازهی سودآوریشان در این نظام جای دارند!
📱نمایش تأثیر زندگیهای نمایشی اینفلوئنسرها بر تمایلات مردم در جهت تشابه با زندگی این افراد و فشارهای روانی حاصل از آن، دقیق پرداخته شده بود.
📱پرداخت مناسب مجموعه نسبت به موضوع «قاچاق انسان به ویژه دختران» از نکات مثبت این مجموعه بود و در روند داستان به امنیت ترکیه، مسئله خرید مسکن ایرانیان در آنجا و سایتهای قمار که عموما مبدأ استقرارشان ترکیهست به خوبی ورود کرده است و میتوان آن را پاسخ خوبی به سیاست اخیر رسانههای ترکی در عصبانی کردن ایرانیها دانست.
📱موضوع بازی و آفت قمار که در بازیها، نسل جوان را آلوده میکند، به خوبی پرداخت شده بود و نکتهبینی سازندگان به حدی دقیق بود که اشاره شد بازی منچ هم از درمعرض قمار بودن مستثنی نیست.
📱استفاده ابزاری و جنسیتی از دخترانی که در صنعت مد و تبلیغات در شرکتهای مربوطه مشغول میشوند، از نکات حائزاهمیتی است که خوب است مجموعهای مستقل در مورد آن ساخته شود و چرایی این عطش در جوانان را به تصویر بکشاند و چگونگیاش را در قالب این شرکتها به چالش بکشاند.
📺 مجموعهی تلویزیونی فریبا از آن دست مجموعههایی است که توسط رسانهی ملی درست هزینه شده است.
📝 زهرا خندان
📡 روبش/وایپ را در پیامرسانها دنبال کنید
@irwipe
✍آیا جشنواره فجر توانست دِین خود را ادا کند؟
🔰اکثر ما ایرانی ها با قصه عجین هستیم. در فرهنگ ملی ما قصه برای درسآموزی یک ابزار کلیدیست. در فرهنگ دینی ما نیز داستان های وحیانی قرآن، برای عبرت اولیالباب و صاحبان خرد به زیبایی بیان شده است. اصلا گویا حرفهای اساسی، رموز و پندها در قالب هنر بهتر عنوان میشوند.
🔰سالها از تاریخ عاشورا میگذرد و وقایع لحظه به لحظه این روز بزرگ امروز نقل مجالس ماست. آن هم شاید به این دلیل که به هنر توجه شده است. در شعر، نمایش، صنایع دستی، معماری و .... این رسالت با ذکاوت ائمه پر و بال گرفته و تا امروز رسیده است. آن روز که امام صادق شاعری را برای سرودن شعری در رثای اباعبدالله تشویق میکند و میفرماید: «ای اباهارون، هر که شعری در مصیبت حسین علیهالسلام بسراید، پس بگریاند ده نفر را، بر او بهشت واجب است». بی تردید هنر ابزار ماندگاری تاریخ عاشوراست.
🔰اساسا هنر ما بهویژه هنر بعد از انقلاب، به تاریخ و حفظ رویدادهای عظیم آن بدهکار است. در باب اهمیت مفاهیم تاریخی همین بس که امام خمینی رحمهاللهعلیه در مورد سستی و تحریف در باب تاریخ انقلاب میفرمایند: «ما که هنوز در قید حیات هستیم و مسائل جاری ایران را - که در پیش چشم همهی ما به روشنی اتفاق افتاده است - دنبال میکنیم، فرصتطلبان و منفعتپیشگانی را میبینیم که با قلم و بیان، بدون هراس از هر گونه رسوایی، مسائل دینی و نهضت اسلامی را بر خلاف واقع جلوه میدهند ... شکی نیست که این نوشتهجات بیاساس به اسم تاریخ در نسلهای آینده آثار بسیار ناگواری دارد. از این جهت، روشن شدن مبارزات اصیل اسلامی در ایران، از ابتدای انعقاد نطفهاش تاکنون و رویدادهایی که در آینده اتفاق میافتد، از مسائل مهمی است که باید نویسندگان و علمای متفکر و متعهد بدان بپردازند.» (صحیفهی امام (۱۳۸۶)، جلد ۳، ص ۴۳۴).
و یا رهبری سالها قبل در اینباره فرمودند: «یکی از چیزهایی که بنده نگران آن هستم این است که این نسل جوانِ بالندهی ما که بحمدالله، هم آگاه و با بصیرت است، هم دارای انگیزه است، آماده بهکار است، وسط میدان است، انقلابی است، بهتدریج این حوادث مهم را، این عبرتهای بزرگ دوران معاصر را از یاد ببرد.»
🔰چهل و سومین سال جشنواره فجر هم گذشت و باز این سوال برای ما ماند که چه زمانی قرار است سینما و هنر هفتم دین خود را به تاریخ حقیقی این سرزمین ادا کند؟ در کشوری که دین، فرهنگ، آداب و رسوم و اصلا همه چیزش با قصه عجین است به راستی چرا در تحقیق و نگارش و آگاهی بخشی از تاریخ خود تا این حد کُمیتش لنگ میزند؟
جوان گیلانی ما کی باید بفهمد انگلیسی ها سال ۱۲۹۶ در این شهر نه تنها به کسب و کار و دین مردم تجاوز کرده اند بلکه سینما را با وجودی که مظهر تمدن غربی بوده را آتش زدهاند؟
جوان مشهدی ما کی باید تصویر دقیقی از گوهرشاد و کشف حجاب رضاخانی در سینمای خود ببیند؟
🔰تا کی باید شاهد توصیف بدون قصه از ماجرای روشنفکران مشروطه و پهلوی، جنایات انگلیسیها در ایران، ماجراهای غارت نفت این مردم، توصیف علمای هر عصر، چپاول سرمایه ملی توسط خاندان پهلوی و هزاران جریان تاریخی معاصر دیگر باشیم؟
🔰امروز انقلاب ما وارد بهاری دیگر شده است؛ اما جوان ما نه از تاریخ قبل از انقلاب بلکه از تاریخ اوایل انقلاب، دفاع مقدس و حتی حوادث بعد از امام نیز بیاطلاع است. عصر اطلاعات ساندویچی و فضای مجازی برایش حوصله مطالعه، تحقیق و حتی شنیدن از بزرگترها را نگذاشته است. اینجاست که دلسوزان ما فریاد میزنند آهای سینمای تاریخی کجایی؟ سینمایی که اگر برای جوان سرزمین ما جلوهگری نکند شیاطین هالیوودی و یا برخی خائنین در لباس هنرمند، آنگونه که می خواهند برایش تاریخ را توصیف خواهند کرد.
📝 عالیه بهرامزاد
📡 روبش/وایپ را در پیامرسانها دنبال کنید
@irwipe
✏️اهمیت بازیهای رایانهای به حدی است که کشورهای مختلف جهان در قالب آن به معرفی کشور خود پرداخته و حتی سیاستهای بین المللی خود را مطرح و از آن دفاع می کنند، علاوه بر این صنعت بازیهای رایانهای چندین سال است از صنعت سینما جلو زده و بازیهای مشهور جهانی فروشی بیشتر از فیلمهای سینمایی هالیوود، بالیوود و ... داشتهاند.
✏️صدا و سیما برنامههای تخصصی مربوط به بازیهای رایانهای را با برنامه «کافه بازی» از شبکه دو آغاز کرد که چندسالی محدود به ویژه برنامههای نوروزی و بازی کردن چهره های مشهور و ... شده بود.
✏️دو سه سالی میشود که برنامهی زندهی تخصصی «شبکهی بازی» که نگاهی نقادانه همراه با طنز، سرگرمی و جایزه برای مخاطبان نوجوان دارد روی آنتن شبکه امید آمده و بهصورت بهروز به مخاطب نوجوان اخبار بازیها در سکوهای مختلف را ارائه میدهد.
✏️برنامهی تخصصی «بازی ویزیون» هم بیش از ۶ فصل است که به صورت ضبطی در حال پخش از آنتن شبکهی امید بوده و قصد دارد همراه با جوایز نفیس درست بازی کردنِ بازیهای مناسب را به مخاطب نوجوان آموزش دهد.
✏️تلویزیون باید خیلی بیشتر این دست برنامهها را تشویق کند.
مسئولان امر خصوصا وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی باید بدانند که بازیها از جایگاه بالایی برخوردارند و نهتنها برای سرگرمی بلکه برای پیشبرد اهداف انسانی، هویتی و تمدنیِ ایران اسلامی اهمیت ویژهای دارند؛ شاید بتوانیم بگوییم سرگرمی کوچکترین هدف از ساخت بازیهای رایانهایست. مسئولان مربوطه باید از سازندگان بازیهای باکیفیت رایانهای چون مجموعه «سفیر عشق» و «فرمانده مقاومت؛ عملیات آمرلی» دربستر رایانه و همینطور بازیهای اندروید حمایتهای بیشتری انجام دهند تا سازندگان به ساخت آثار باکیفیت ترغیب شوند؛ و بدانند این حرکتِ جوانان به مذاق رسانههای بیگانه خوش نیامده تا جایی که یکی از آنان با وقاحت نوشته بود: "عملیات آمرلی بازیای است که تبلیغ رسانهای جمهوری اسلامی ایران می باشد!"
درحالی که آمریکاییها با ساخت بازیهایی مانند مجموعه «کالاف دیوتی(ندای وظیفه)» ، «بتلفیلد۳ (میدان جنگ۳)» ، «آی جی آی ۲» و ... سیاستهای خصمانه و نظامی خود را توجیه میکنند؛ ما باید بیش از پیش به موضوع بازیهای بومی هویتی اهتمام داشته باشیم.
📝 حمید عارفی
📡 روبش/وایپ را در پیامرسانها دنبال کنید
@irwipe
وایپ/روبش
🗓 به مناسبت هشت مارس، روزِ جهانی زن ⚡️دوران نوجوانیام، با فیلمهای دههی هفتاد گره خورد. ⚡️دخترِ
🌪فیلمِ «من ترانه پانزده سال دارم» چنان روحیهی گستاخ نوجوانیام را تحریک کرد که دلم میخواست به جنگ مردانِ روزگارم بروم.
🌪فیلمِ «دختری با کفشهای کتانی» غمی از سادگی و لطافت دخترانه را در وجودم نشاند که دوست داشتم این وجه از وجودم را محو کنم و زنی مقتدر مانند «هدیه تهرانی» باشم.
🌪فیلمِ «عروس آتش» آتشی بر دلم زد که سنتهای حاکم بر جامعه را مردسالارانه بپندارم و دلم بخواهد علیه تمام سنتها به پاخیزم. همانگونه که در مجموعهی تلویزیونی «پدرسالار» چنان بغضی از آن محیط در دل احساس میکردم که دلم میخواست، تمام مردان را با روش خانم امیرسلیمانی نقرهداغ کنم!
⚡️این طرز فکر را در اکثر فیلمهای آن سالها که دنبال میکردم، حاکم میدیدم، بعدها که درسش را خواندم متوجه شدم رگههای نگرشی فمنیستهای لیبرال و حتی رادیکال در آن فیلمها پررنگ بوده و نوجوانیم را چگونه متأثر کرده بود با اینکه وقتی به مردانِ اطرافم نگاه میکردم نه آن زمختی را میدیدم و نه آن شدت عمل را‼️
بلکه قدرتِ لطافت زنانه بر محیط اطرافم، چنان پررنگ بود که در تعارضی قرار میگرفتم که واقعیت، این جامعهی اطراف من است یا آن سیاهی فیلمها⁉️
وقتی قدرت انتخاب خود و خواهرانم را در زندگی واقعی میدیدم و حتی وسعت مانور بیشتر دختران اطرافم نسبت به پسران را در تحصیل، آموزش مهارتها و... مشاهده میکردم، این غلیان هیجاناتم برای مقابله با سنتهای اجتماعیای که فیلمها به نمایش درمیآوردند را نمیدانستم چگونه آرام کنم‼️
⚡️فیلمهایی نیز بود که نقشِ فعال زنان را نادیده میگرفت و او را در حد همسری که کت همسر را میتکاند و بر دوشش میگذارد یا در سر بزنگاه شیری را حرام میکرد، کوچک به تصویر میکشید!
منِ نوجوانِ آرمانخواه برایم «کتایون ریاحی» در فیلم «این زن حرف نمیزند» بسیار جذابتر از «حمیده خیرآیادی» حاشیهنشین فیلم «پدرسالار» میبود.
شاید نادیدهانگاری نقش فعالِ زنان را در مجموعهی «زیر پای مادر» میتوان یافت که اوج عظمت یک زن را با زن خوب برای خلیل کبابی برابر میکرد!
عظمت زنانِ شهدا هم غالبا در فیلمها و مجموعهها با درآمیختن نقش فعال زنانه و تربیت و سازندگی در محیط خانه همراه نشد! درحالیکه این زنان از ظرفیت وسیعی برخوردارند.
🌪 از سوی دیگران فیلمهای همچون «آتش بس ۱و۲»، «خروس جنگی» و... دعواهای دوجنس را چنان کاریکاتوری نشان میداد که گویی زندگی خانوادگی، میدان جنگِ طنزی است که در آن باید هر که برای منافع خودش بجنگد و در یک پایانبندی باهم بودن اولویت مییافت!
این نوع نگاه حقیر به مبحث عظیم «زوجیت» خیانت رسانهای است که عمدهی آن ناشی از ندانستن است! هستی بر مبنای «زوجیت» بنا نهاده شده و خانواده زندگی بر مبنای زوجیت است که منطبق با نظام هستی است و باید ارزش و قرب این نظام به تصویر کشیده شود.